نوشته‌ی جاناتان کوک
کنسرسیوم نیوز
ترجمه جنوب جهانی

ناگهان، پس از سال‌ها تحریف تصویر حماس، سیاستمداران و رسانه‌های غربی با عجله به دنبال روشن کردن تفاوت میان جهادگرایان و ملی‌گرایان اسلامی هستند.
این رفتار بسیار عجیب است. سال‌هاست که سیاستمداران و رسانه‌های بزرگ غربی کاملاً بی‌توجه بوده‌اند به این واقعیت که حماس، برخلاف القاعده یا داعش، یک جنبش جهادی نیست، بلکه مشخصاً یک جنبش مقاومت فلسطینی است؛ هرچند ایدئولوژی اسلام‌گرایانه‌اش، آن را از جنبش‌های مقاومت فلسطینی سکولار مانند فتح متمایز می‌کند.
اندکی پس از حمله‌ی حماس به اسرائیل در ۷ اکتبر سال گذشته، نخست‌وزیر اسرائیل بنیامین نتانیاهو همراه با وزیر امور خارجه‌ی آمریکا، آنتونی بلینکن، بدون هیچ اعتراضی اعلام کردند: «حماس همان داعش است و باید دقیقاً مثل داعش با آن برخورد شود.»
اما حماس، برخلاف القاعده یا داعش، قصد ندارد یک خلافت جهانی ایجاد کند که تمام مسلمانان، بدون توجه به مرزهای ملی، را شامل شود. هدف حماس ایجاد یک دولت فلسطینی در فلسطین است و اسرائیل مصمم است به هر قیمتی، حتی با ارتکاب نسل‌کشی، از این امر جلوگیری کند.
حماس بر پیروی سختگیرانه از قوانین مذهبی تأکید ندارد و اسلام را بر هویت ملی فلسطینی مقدم نمی‌داند.
این جنبش، برخلاف آنچه اسرائیل و حامیان غربی‌اش سعی در القا دارند، بخشی از هیچ جنگ جهانی اسلام‌گرایانه علیه ارزش‌های فرضی «تمدن» یهودی-مسیحی نیست.
حماس، مسیحیان را سرکوب نمی‌کند (در غزه تا قبل از بمباران معابدشان توسط اسرائیل، یک جامعه مسیحی به‌صورت مسالمت‌آمیز زندگی می‌کرد) و زنان را مجبور به گذاشتن حجاب نمی‌کند.
قرار دادن حماس در لیست گروه‌های تروریستی از سوی بریتانیا -چه شاخه نظامی و چه شاخه سیاسی- اجتماعی آن- عمدتاً بر اساس همین تحریف ایدئولوژی این جنبش توجیه شده است.
هدف من از مطرح کردن این موضوع، ستایش حماس نیست (توضیحات حقوقی را در پایین ببینید)، بلکه تأکید بر ریاکاری غیرقابل‌قبول رسانه‌های غربی در شرایط کنونی است.
اکنون ما با شاخه‌ای از القاعده در سوریه مواجهیم که به هیئت تحریر الشام (HTS) تغییر نام داده است. روزنامه‌نگاران غربی، به‌ویژه بی‌بی‌سی، تمام تلاش خود را می‌کنند تا نشان دهند که این گروه یک‌شبه از یک جنبش جهادی که سر می‌برید، به یک جنبش مقاومت ملی سوریِ میانه‌رو و «هوادار تنوع» تبدیل شده است.
رسانه‌ها به‌طور ناگهانی بسیار مشتاق‌اند که تفاوت بین جهادگرایی مسلحانه و مقاومت ملی اسلامی را توضیح دهند و تأکید کنند که دومی محترم است.
این مسئله، البته، دلیل آن است که دولت‌های بریتانیا و آمریکا به‌سرعت از قرار دادن HTS در لیست گروه‌های تروریستی صرف‌نظر کرده‌اند؛ حتی در شرایطی که همین دولت‌ها حماس را همچنان در لیست مذکور نگه می‌دارند. این اقدام بهانه‌ای است برای استقبال از این نسخه‌ی القاعده به‌عنوان یک جنبش ملی‌گرای خوب سوری که گویا به دنبال وحدت کشور است.
آنچه من می‌خواهم بگویم این است که رسانه‌های غربی کاملاً قادر به درک تفاوت میان جهادگرایان و ملی‌گرایان اسلامی هستند، زمانی که بخواهند. اما این کار را تنها زمانی انجام می‌دهند که سازمان‌های امنیتی ملی بریتانیا و آمریکا به آن‌ها دستور دهند.
این است رفتار آنچه ما به‌عنوان «رسانه‌ی آزاد» می‌شناسیم.



توضیحات حقوقی: مشاهدات فوق صرفاً با اهداف تحلیلی مطرح شده و به هیچ وجه قصد «ترغیب به حمایت» از حماس را ندارد که این خود نقض ماده‌ی ۱۲ قانون تروریسم بریتانیاست. دولت بریتانیا حماس را یک سازمان تروریستی می‌داند.
در نهایت، ما چه کسی هستیم که عقلانیت دولت را در استفاده از قوانین ضدتروریسم برای زندانی کردن روزنامه‌نگاران تا ۱۴ سال، به دلیل اشاره به اجرای ناهماهنگ سیاست‌هایش، زیر سؤال ببریم؟
ما چه کسی هستیم که حق پلیس بریتانیا را در یورش به خانه‌های روزنامه‌نگاران مستقل، تحقیق و بازداشت آنان به دلیل عدم پایبندی کامل به موضع دولت بریتانیا درباره‌ی حماس، زیر سؤال ببریم؛ همان‌طور که برای ریچارد مدهرست و آسا وینستنلی اتفاق افتاد؟
ما چه کسی هستیم که بپرسیم چرا رسانه‌های بریتانیایی، مدعیان سنت افتخارآمیز آزادی مطبوعات، استانداردهای یکسانی را در قبال حماس و HTS اعمال نمی‌کنند -یا گزارش نمی‌دهند که پلیس روزنامه‌نگاران مستقل را به دلیل نقض احتمالی ماده‌ی ۱۲ در مورد حماس بازداشت می‌کند، درحالی‌که ظاهراً به اجرای همین ماده در مورد HTS کاملاً بی‌تفاوت است؟
توجه: هیچ‌یک از موارد فوق نباید به‌هیچ‌وجه به‌عنوان القای این ایده تلقی شود که بریتانیا کاملاً دموکراتیک نیست یا نشانه‌هایی از تبدیل شدن به یک دولت پلیسی از خود نشان می‌دهد.

.