چگونه استراتژی زمینی تحریرالشام با پروژه آمریکا و «اسرائیل» در سوریه تلاقی کرد

جولیا کسم
المیادین انگلیسی
ترجمه جنوب جهانی


فرصت اصلی برای بی‌ثباتی کامل سوریه از طریق فرسایش چندین ساله اقتصاد، نیروی نظامی و ظرفیت‌های بالقوه تولیدی این کشور فراهم شد که به دلیل اشغال میادین نفتی و پایگاه‌های غیرقانونی آمریکا در شمال شرق سوریه محدود شده بود.

رهبری تحریرالشام HTS بر عهده محمد الجولانی است، رهبر سابق جبهه النصره (که اکنون منحل شده است) و یکی از رهبران وابسته به داعش و القاعده که با ابوبکر البغدادی، رهبر سابق داعش، همکاری نزدیکی داشت. در سال‌های اخیر، HTS به سرکردگی الجولانی به‌عنوان گروه تروریستی «کم‌خطرتر» معرفی شد که تمرکز خود را بر سرنگونی سوریه، به‌ویژه هدف قرار دادن ایران و حزب‌الله، قرار داده است.

الجولانی با تغییر مکرر ظاهر خود، گاهی با عمامه و لباس نظامی و گاهی با کت‌وشلوار، بین نقش خود به‌عنوان یک شورشی تکفیری و یک چهره مخالف در هیبت سیاستمدار حرکت می‌کرد. این تغییر تصویر در سال ۲۰۲۱ با مصاحبه‌ای بی‌سابقه با شبکه PBS Frontline بیشتر به چشم آمد. در سال ۲۰۲۲، نماینده روسیه در سوریه فاش کرد که ترکیه با حمایت غرب تلاش داشت HTS را به «اپوزیسیون میانه‌رو» تبدیل کند؛ حرکتی برای خارج کردن این گروه از لیست تروریستی بین‌المللی و آماده کردن آن برای ایفای نقشی محوری در استراتژی آمریکا برای سوریه و مرحله پس از جنگ لبنان.

با تصور غرب مبنی بر اینکه روسیه در اوکراین، حزب‌الله در برابر «اسرائیل» و ایران در جبهه‌های مختلف تضعیف شده‌اند و با توقف پیشرفت‌هایشان توسط یک رئیس‌جمهور آشتی‌جوی ایرانی، آمریکا و «اسرائیل» تلاش کردند تا در یک بازه زمانی محدود از فرصت استفاده کنند. اگرچه این عوامل از ظرفیت کامل حامیان سوریه کاسته بود، آنچه فرصت اصلی برای بی‌ثباتی کامل سوریه را فراهم کرد، سال‌ها فرسایش اقتصادی و نظامی ناشی از اشغال میادین نفتی و حضور پایگاه‌های غیرقانونی آمریکا در شمال شرق این کشور بود.

در حالی که به‌اصطلاح «اپوزیسیون سوریه» با بودجه و حمایت لجستیکی مستقیم ترکیه و به‌طور غیرمستقیم از سوی آمریکا، بریتانیا و «اسرائیل» تقویت می‌شد، ارتش سوریه به شدت تضعیف شده و نیازمند بازسازی اساسی بود. گزارش شده است نیروهای ارتش سوریه  ماهانه فقط ۴۰ دلار حقوق دریافت می‌کردند که نتیجه سال‌ها تحریم‌های آمریکا و تأثیرات جنگ ترکیبی بود. در سال ۲۰۱۸، روسیه به سوریه توصیه کرد که ارتش خود را به‌طور اساسی بازسازی کند. با این حال، دمشق با چالش نیاز به تأمین ۲۰۰ میلیارد دلار برای بازسازی ملی مواجه بود. در حالی که سوریه با این چالش‌ها دست‌وپنجه نرم می‌کرد، بشار اسد به سازش‌ها و مذاکرات روی آورد که رویکرد دفاعی را به حاشیه برد، اما زمینه‌ای که باعث سقوط، شورش و تسلط آسان می‌شد، شش سال پیش از حمله HTS در اواخر نوامبر ۲۰۲۴ فراهم شده بود.

اکنون، پس از سال‌ها غفلت از تقویت دفاعی و بازسازی اقتصادی، سوریه سقوط کرده است. دوره پس از آستانه و مذاکرات با امتیازاتی همراه بود که تلاش می‌کرد خلیج‌فارس را آرام کرده و نزدیکی با این قدرت‌ها را تسهیل کند؛ از جمله رد پیشنهادهای ایران برای استقرار نیرو در اطراف جولان و جنوب.
سوریه گام‌های قاطع برای بازپس‌گیری سرزمین‌های شمال شرقی که میلیاردها دلار ثروت نفتی از آن‌ها به سرقت رفته بود، یا برای بازسازی نهادهای نظامی فرسوده و ایجاد پایه‌های خودکفایی اقتصادی برنداشت. این در حالی بود که تصور می‌کرد مذاکرات آستانه و همکاری با ایران و روسیه به خودی خود نتیجه خواهد داد.

در حالی که این راه‌حل‌های سیاسی نتایج آهسته‌ای به همراه داشت، مخالفان، با وجود تفرقه داخلی، از حمایت و بودجه کافی برخوردار بودند و از دوره آتش‌بس پس از سال ۲۰۲۰ نهایت استفاده را کردند. HTS در این مدت قدرت خود را در ادلب و شمال مستحکم کرد و حملات خود به ارتش سوریه را افزایش داد. این حملات از میانگین ۲۰۰ حمله در سال ۲۰۲۱ به ۴۰۰ حمله در سال ۲۰۲۲ رسید. HTS همچنین از تحریم‌های آمریکا علیه سوریه پس از زلزله فاجعه‌بار فوریه ۲۰۲۳ بهره‌برداری کرد و اهداف واشنگتن برای جلوگیری از رسیدن کمک‌ها به مناطق تحت کنترل دولت سوریه را تقویت کرد؛ در حالی که تنها کمک‌های ترکیه‌ای اجازه عبور یافت. ترکیه نیز از گردش گسترده‌تر ارز خود سود برد که با جاه‌طلبی‌های آن برای تصرف شمال سوریه همسو بود و با سقوط بیشتر ارزش پول سوریه همراه شد.

از همان ابتدا، اهداف و الگوهای عملیات شورش تکفیری تحت رهبری HTS نه تنها با اهداف «اسرائیل» و آمریکا همسو بود، بلکه مستقیماً از سوی آن‌ها طراحی شده بود. از سال ۲۰۱۷، اهداف حملات تروریستی بمب‌گذاری HTS شامل مقامات دولت سوریه، دانشمندان سوری، غیرنظامیان شیعه، زائران (در حالی که مطابق با گفتمان آمریکایی/اسرائیلی آن‌ها را «عوامل ایرانی» می‌خواندند) و در سال‌های بعد، مواضع دشمنان آمریکا در سوریه مانند حزب‌الله، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی یا روسیه بود. آمریکا به تدریج داعش را با حملات هوایی هماهنگ از صحنه خارج کرد، در حالی که به HTS با تمرکز محلی‌تر اجازه رشد داد.

پس از فرار صدها تن از رهبران گروه‌های تکفیری از زندان‌های حسکه اوایل سال جاری، بسیاری از آن‌ها به سمت جنوب، به مواضع ارتش در درعا و دمشق حرکت کردند. این امر با حملات زمینی مسلحانه توسط گروه‌های تکفیری به ارتش و پلیس سوریه در این مناطق، که اکنون تحت حملات اسرائیلی قرار گرفته‌اند، همراه بود.

حملات هوایی رژیم صهیونیستی در سراسر سوریه، به‌ویژه علیه زیرساخت‌های نظامی در شهرهای بزرگ، طی دو سال گذشته و به‌خصوص در ماه‌های اخیر، بی‌امان و مستمر بوده است. در جریان جنگ لبنان، «اسرائیل» بارها گذرگاه مرزی المصنع بین سوریه و لبنان و همچنین گذرگاه مرزی شمالی عریضة را هدف قرار داد. بمباران مکرر گذرگاه‌های مرزی بین لبنان و سوریه، علاوه بر ایجاد فشارهای انسانی بر لبنانی‌های محاصره‌شده، هدف قطع مسیرهای تأمین لجستیک به‌سوی لبنان و بالعکس را دنبال می‌کرد.

در حالی که گروه‌های تکفیری از زمین به مواضع ارتش سوریه حمله می‌کردند، «اسرائیل» از هوا ارتش سوریه را بمباران می‌کرد و آن را بیشتر تضعیف می‌کرد. یکی از جدیدترین حملات به ارتش، حمله به یک مرکز نظامی در پالمیرا بود که در آن ۳۶ نفر قتل‌عام شدند. هماهنگی زمینی و هوایی اسرائیل و تکفیری‌ها موضوع جدیدی نیست. تقریباً یک دهه پیش، مستند شد که «اسرائیل» نقشه‌ها و طرح‌های دقیق مواضع ارتش سوریه را در جنوب این کشور به جبهه النصره (سازمان پیشین HTS) ارائه کرده بود. آن‌ها همچنین تجهیزات ارتباطی و پزشکی به این گروه ارائه کردند و حتی امکان ایجاد اردوگاه‌های پناهجویان سوری در مرز را فراهم آوردند. یک گزارش سازمان ملل در سال ۲۰۱۴ نیز هماهنگی نزدیک بین به‌اصطلاح «شورشیان» و «اسرائیل» را تأیید کرده بود.

از نخستین اهداف این حملات، مراکز تحقیقاتی و تأسیسات تولیدی مرتبط با سلاح‌های مقاومت بود که «اسرائیل» برای مدتی طولانی آن‌ها را هدف قرار داده بود. این حملات با هماهنگی آمریکا و رژیم صهیونیستی انجام شد. «اسرائیل» از مدت‌ها پیش از این که این حملات قادر به «متوقف کردن یا خنثی کردن» فعالیت‌های مقاومت نبودند، ناامید شده بود و این وظیفه را به متحدانش روی زمین سپرده بود.

از حلب شروع شد؛ جایی که تکفیری‌ها دکتر یروانت آرزلانیان، مدیر مرکز علمی تحقیقاتی سوریه در حلب، را ترور کردند و این مرکز را که موتور اقتصادی کشور و نیروی محرکه دفاعی سوریه و محور مقاومت بود، به محاصره درآوردند.

اپوزیسیون تکفیری همچنین مؤسسه ۴۰۰۰ CERS در مصیاف را هدف قرار داد؛ مرکزی که سال‌ها هدف حملات بمباران اسرائیل و موساد قرار داشت. با کمک اطلاعاتی که «اسرائیل» از حمله به این تأسیسات به دست آورده بود – از جمله حمله هوایی اخیر اسرائیل به مصیاف در سپتامبر که ۱۸ کشته برجای گذاشت – HTS در ۴ دسامبر با استفاده از یک پهپاد اوکراینی به این مرکز حمله کرد. این اقدام همزمان با پیشروی این گروه به سمت حما انجام شد؛ حمله‌ای که به‌وضوح نشان می‌داد حملات هوایی به‌تنهایی کافی نبود.

هدف بعدی حُمص بود، شهری که تنها ۴۵ کیلومتر فاصله داشت. این اقدام تعادل جغرافیایی را به نفع تروریست‌ها تغییر داد و هدف آن قطع ارتباط مقاومت لبنان از مسیر کلیدی انتقال سلاح، تدارکات و پشتیبانی بود.

اهداف «اسرائیل» در حُمص، در راستای هموار کردن زمین برای ضدشورش تکفیری‌ها، شامل بمباران مناطقی بود که مدعی بود محل انبارهای تجهیزات جنگی حزب‌الله و نقاط ورود و انتقال نیروهای حزب‌الله در سوریه هستند. سخنگوی ارتش اسرائیل، آویخای ادرعی، شب پس از سقوط حما در توییتی بر این موضوع تأکید کرد.

در این مرحله، مشخص شد که ارتش سوریه دیگر توان مقاومت ندارد؛ به‌دلیل دستور برخی ژنرال‌های نفوذی، برخلاف دستور بشار اسد، نیروها سلاح‌های خود را زمین گذاشتند. نفوذ عمیق در صفوف ارتش تقریباً بلافاصله آن را از درون فرسوده کرد. حملات هوایی روسیه که در روزهای ابتدایی محاصره حلب مواضع تروریست‌ها را هدف قرار داده بود، متوقف شد و سپاه پاسداران نیز نیروی فعالی برای بسیج نداشت. حُمص رسماً در شنبه، ۷ دسامبر سقوط کرد و با دستور بشار اسد برای جلوگیری از کشتار گسترده غیرنظامیان و انتقال صلح‌آمیز قدرت، که در پایان مذاکرات آستانه بین ایران، روسیه و ترکیه توافق شده بود، سقوط سوریه قطعی شد.

«اسرائیل» همچنین در تلاش است منطقه حائل خود در بلندی‌های جولان را گسترش دهد، تا از نفوذ مقاومت به این مناطق جلوگیری کند؛ نفوذی که در پی ۱۴ ماه عملیات حزب‌الله علیه مواضع اشغالی شدت گرفته بود.

سقوط نظام در سوریه به رژیم صهیونیستی این فرصت را داد تا تحت پوشش گسترش این منطقه حائل، به قنیطره یورش برد. همزمان، «اسرائیل» تمام زیرساخت‌های نظامی، سایت‌های مهم و انبارهای سوریه را هدف قرار داد تا هرگونه توان دفاعی که ممکن بود به لبنان منتقل شود یا در آینده علیه رژیم اشغالگر استفاده شود، از بین ببرد.

این تحولات با پیام تبریک بنیامین نتانیاهو به مناسبت «سقوط تاریخی استبداد در دمشق»، که پروژه‌ای دیرینه آمریکایی بود و از طریق هماهنگی میان گروه‌های شورشی و «اسرائیل» ممکن شد، همراه بود.

سخنگوی ارتش آزاد سوریه، فهد مصری، به رسانه‌های اسرائیلی گفت: «بدون ضرباتی که شما به حزب‌الله و ایران وارد کردید، نمی‌توانستیم سوریه را آزاد کنیم. متشکریم اسرائیل. این یک پیروزی اسرائیلی است، برادران و همسایگان ما». این اظهارات، مشابه بیانیه‌هایی بود که بسیاری از اعضای «اپوزیسیون سوریه» و ارتش آزاد سوریه طی هفته‌های اخیر به رسانه‌های صهیونیستی ارائه کرده‌اند.

در این مرحله، به وضوح مشخص است که تحولات اخیر در خدمت اهداف چه کسانی است. وضعیت شکننده سوریه در دهه گذشته، گروه‌های مقاومت را به سمت تولید داخلی و خودکفایی در حوزه‌های مختلف سوق داده است؛ برنامه‌ای که توسط فرمانده فقید سپاه پاسداران، حاج قاسم سلیمانی، شتاب گرفت.

حزب‌الله اکنون موشک‌ها و پهپادهای خود را به‌صورت داخلی تولید می‌کند و انبارهای تسلیحاتی آن برای «اسرائیل» ناشناخته است. اگرچه سقوط سوریه فصل تلخی برای محور مقاومت است، اما معجزات مقاومت در غزه و یمن طی سال‌ها به ما می‌آموزد که مسیر گروه‌های مقاومت همچنان ادامه خواهد یافت و به ارتفاعات جدیدی خواهد رسید.