
سقوط سوریه: عملیات ناتو، اسرائیل و کشورهای خلیج فارس
نویسنده: دیوید میلر
ترجمه جنوب جهانی
گروههایی که اکنون کنترل سوریه را در دست گرفتهاند چه کسانی هستند و دقیقاً چه کسانی از آنها حمایت میکنند؟
در مصاحبهای در سال 2021 با برنامه فرانتلاین، جیمز جفری، نماینده ویژه سابق ایالات متحده، گفت که در زمان خدمت در وزارت خارجه دولت ترامپ، از طریق کانالهای غیررسمی با [HTS] ارتباط برقرار کرده است.
یک روز پس از اعلام آتشبس با حزبالله در 26 نوامبر، شورشیان موسوم به سوری حملهای گسترده را آغاز کردند.
اما این حمله تنها یک تصادف نبود. علاوه بر حملات از شمال، دو جبهه دیگر نیز به طور همزمان گشوده شد که هماهنگی مشخصی را نشان میداد.
گروههای مهاجم و حامیان آنها:
شمال شرق سوریه: نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF) تحت رهبری کردها حمله کردند.
جنوب سوریه: گروهی نسبتاً جدید به نام «اتاق عملیات جنوب» وارد عمل شد.
در شمال، دو گروه اصلی وجود داشتند:
1. ارتش ملی سوریه (SNA): این گروه، نام جدیدی است که برای نیروهای ارتش آزاد سوریه انتخاب شده است؛ مجموعهای از شبهنظامیان که اغلب در گذشته مستقیماً از سوی ایالات متحده حمایت شده بودند.
2. هیئة تحریر الشام (HTS): نام جدیدی که جبهه النصره، شاخه سابق القاعده، برای خود انتخاب کرده است. HTS به عنوان بزرگترین و قویترین گروه شورشی سوریه شناخته میشود. رهبر آن، ابومحمد الجولانی، پیشتر معاون گروه داعش در عراق، بنیانگذار جبهه النصره در سوریه و بعدها وفادار به القاعده بود که HTS را به عنوان گروهی مستقل از القاعده معرفی کرد.
حتی رسانههای جریان اصلی نیز اذعان دارند که:
زمانی که جنگ داخلی سوریه در سال 2011 آغاز شد، ابوبکر البغدادی، رهبر داعش، الجولانی را برای تأسیس جبهه النصره به سوریه فرستاد.
درگیریها در سال 2013 شدت گرفت، زمانی که الجولانی با انحلال النصره و ادغام آن در داعش مخالفت کرد و به القاعده اعلام وفاداری کرد.
النصره بعدها شاخه رسمی القاعده در سوریه شد و با داعش برای برتری در جنگ علیه اسد جنگید.
ترکیه به طور مستقیم از هر دو گروه HTS و SNA حمایت میکند. با اینکه ترکیه منافع خاص خود را دارد، به عنوان عضو ناتو تحت رهبری ایالات متحده عمل میکند. الجولانی عملاً به عنوان یک مهره ایالات متحده شناخته میشود.
حمایت غیرمستقیم ایالات متحده از HTS:
آرون زلین، پژوهشگر گروههای تکفیری در اندیشکده WINEP، اشاره میکند که HTS و الجولانی در تلاش بودهاند حمایت ایالات متحده و کشورهای غربی را جلب کرده و از فهرست گروههای تروریستی خارج شوند. در مصاحبهای در سال 2021، جیمز جفری اذعان کرد که:
ایالات متحده از کانالهای غیررسمی با HTS ارتباط برقرار کرده است.
در سال 2018، ایالات متحده حملات به الجولانی را متوقف کرد.
HTS به عنوان «کمخطرترین گزینه» در میان گزینههای موجود در ادلب دیده میشد.
جفری همچنین اظهار داشت که ایالات متحده:
به HTS اجازه فعالیت داد.
از فروپاشی HTS جلوگیری کرد.
سیاست «رها کردن HTS به حال خود» را اتخاذ کرد.
شمال شرق سوریه:
نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF)، که عمدتاً کرد هستند، به عنوان نیروی نیابتی ایالات متحده عمل میکنند و منابع نفتی سوریه را تحت اشغال دارند. مقامات آمریکایی این منطقه را تحت کنترل خود میدانند و از حدود 100 هزار نیروی کرد برای استخراج نفت استفاده میکنند.
جنوب سوریه:
گروهی جدید با نام «اتاق عملیات جنوب» در 6 دسامبر اعلام موجودیت کرد. این گروه، که شامل ائتلافی از نیروهای سنی و دروزی است، طبق گزارشها با حمایت سازمانهای اطلاعاتی اردن و ایالات متحده تشکیل شده است.
عملیات مخفی سیا با نام تیمبر سیکامور از امان، پایتخت اردن، هدایت میشد و شامل انتقال تسلیحات (از جمله از عربستان سعودی) به سازمان اطلاعات اردن برای تحویل به گروههای شورشی سوری بود. این سازمان، که با نام «اداره کل اطلاعات» (GID) شناخته میشود، در واقع توسط سیا ایجاد شده است تا از پادشاهی اردن در برابر تهدیدهای داخلی و خارجی حفاظت کند. طبق گزارش سال 2016 سایت Salon، «سیا عملاً «اداره کل اطلاعات» را بهوجود آورد تا از سلطنت اردن در برابر تهدیدها محافظت کند.»
نیروهای «اتاق عملیات جنوب» اولین گروهی بودند که در 7 دسامبر به دمشق رسیدند و احتمالاً در فیلمهای گستردهای که شورشیان مسلح را در حال تخلیه تعداد زیادی جعبه از بانک مرکزی سوریه نشان میدهد، نقش داشتهاند.
بنابراین، به نظر میرسد هر چهار نیروی شورشی که ادعا میشود مستقل هستند، مستقیماً یا غیرمستقیم تحت حمایت ایالات متحده بودهاند، هرچند برخی از آنها (به ویژه HTS/SNA و نیروهای کرد SDF) در برخی مناطق منافع متضادی دارند.
گروه هیئت تحریر الشام (HTS) به طور مشخص به شدت فرقهگرا و خشونتآمیز است و شواهد بیشتری از این موضوع به سرعت آشکار شد. از منظر ژئوپلیتیک، این گروهها به طور مستقیم به رژیم صهیونیستی کمک میکنند تا نسلکشی خود را ادامه دهد. رژیم صهیونیستی در سال گذشته حملات مداومی به سوریه انجام داده است. شورشیان حتی از موفقیت حملات اسرائیل برای حمایت از پیشروی خود به سمت دمشق تقدیر کردند. قبل از اعلام آتشبس، آنها حملات بیشتری انجام دادند که همچنان ادامه دارد. خود رژیم صهیونیستی نیز آشکارا اعلام کرد که این «شورش» ادعایی تا چه اندازه برای آنها مفید است.
آوی ملَمد، مقام سابق اطلاعاتی اسرائیل و مشاور امور عربی نخستوزیر اسبق ایهود اولمرت، گفت: «از منظر اسرائیل، پیشروی شورشیان در شمال سوریه ایران و حزبالله را بیشتر منزوی میکند.» مارکو مورنو، مقام ارشد سابق واحد 504 اطلاعات انسانی ارتش اسرائیل، نیز ادعا کرد که بسیاری از تسلیحاتی که حزبالله در جنگ اخیر علیه اسرائیل استفاده کرد، از طریق سوریه به دستشان رسیده است.
پیشروی سریع نیروهای HTS و ارتش ملی سوریه (SNA) با حمایت حملات اسرائیل علیه گروههای مقاومت حامی دولت سوریه ممکن شد.
ملَمد همچنین گفت: «این فشار مداوم اسرائیل همراه با حمله شورشیان، محور مقاومت را تضعیف میکند و جاهطلبیهای هژمونیک ایران را به چالش میکشد.»
سرعت فوقالعاده سقوط دولت اسد، پرسشهای بسیاری را در مورد وقایع و اهمیت آنها مطرح میکند.
جای تعجب نیست که اسرائیل، ایالات متحده، ترکیه و دیگر حامیان قدرتهای غربی از این موضوع خوشحال باشند، اما ابراز احساسات مثبت قابلتوجه از سوی برخی از مسلمانان نسبت به این رخداد، غیرمنتظره بود.
عدم درک ژئوپلیتیک این موضوع و پذیرش پیروزی تروریستهای تکفیری به گونهای سادهانگارانه، برای کسانی که اهمیت وحدت مسلمانان را میبینند، نگرانکننده است.
توافقات احتمالی پشت پرده:
به نظر میرسد توافقی بین روسیه، ایران، برخی کشورهای خلیج فارس و ایالات متحده صورت گرفته است. این توافق به خانواده اسد اجازه خروج با ضمانتهایی برای انتقال منظم قدرت داده است، از جمله:
دستور دولت سوریه به ارتش برای عقبنشینی
تعهداتی از سوی برخی مخالفان برای جلوگیری از غارت، حمله به اقلیتها و تخریب اماکن مقدس
همچنین این توافق به روسیه اجازه حفظ پایگاه هوایی و دریایی در سوریه را میدهد، هرچند نتیجه نهایی این موضوع مشخص نیست.
حمایت آشکار برخی از مسلمانان در بریتانیا و سایر کشورها از این به اصطلاح «انقلاب»، نشاندهنده موفقیت تبلیغات و اطلاعات نادرستی است که عمدتاً از سوی غرب و رژیم صهیونیستی منتشر شده است.
حمایت فلسطینیها از بشار اسد:
بر خلاف ادعاهای متعدد، درست نیست که گروههای مسلح فلسطینی مخالف اسد بوده باشند. به جز دفتر سیاسی حماس بین سالهای 2012 تا 2020، تمام گروههای مقاومت فلسطینی از اسد حمایت کردند، از جمله جبهه مردمی، جبهه خلق فرماندهی کل، جبهه دموکراتیک، جهاد اسلامی، ارتش آزادیبخش فلسطین، لواء القدس و فتح الانتفاضه.
در حالی که بخشهایی از دفتر سیاسی حماس (بهویژه خالد مشعل) که در قطر مستقر بودند، در این سالها به خط قطری-ترکی نزدیک شدند و با اسد قطع رابطه کردند.
رژیم صهیونیستی رهبران حماس را هدف قرار داده است، به ویژه کسانی که از محور مقاومت حمایت میکنند، زیرا آنها را تهدیدی جدی میداند. نمونه بارز این موضوع یحیی سنوار است. بسیاری از رهبران مقاومت فلسطینی به خوبی میدانند که تجهیزات و تسلیحات آنها به حمایت اسد بستگی داشت.
رد پیشنهادات مالی به بشار اسد:
از سوی دیگر، بشار اسد بارها پیشنهاداتی از سوی ملک عبدالله عربستان و دیگران برای دریافت منافع شخصی در ازای قطع حمایت از فلسطین و لبنان و کنار گذاشتن محور مقاومت دریافت کرد که همگی را رد کرد. حتی در روزهای پایانی حکومتش، محمد بن زاید، دیکتاتور صهیونیستگرای امارات، از طرف آمریکا پیشنهاد داد که در ازای حفظ قدرت، محور مقاومت را کنار بگذارد. اسد این پیشنهاد را نیز رد کرد.
این پیشنهادات به اسد داده شد، زیرا سوریه ستون فقرات فلسطین و مقاومت لبنان بود؛ بدون حمایت سوریه، این دو محور از نظر لجستیکی به شدت آسیبپذیر خواهند شد. تسلیحات، پول و اطلاعاتی که برای جنگهای چریکی در مقیاس بزرگ ضروری هستند، به حمایت یک دولت نیاز دارند و سوریه تحت رهبری بشار، پل ارتباطی اصلی برای انتقال این منابع به لبنان و فلسطین بود. به همین دلیل، این پل ارتباطی هدف بمبارانهای مداوم رژیم صهیونیستی قرار گرفت.

