سرخیو رودریگز گلفنستین
ترجمه جنوب جهانی


۱۸ دسامبر: وضعیت سوریه بیشتر سؤالاتی جدید ایجاد کرده تا پاسخ‌هایی روشن ارائه دهد. حدود ده روز پس از قدرت‌گیری تروریست‌ها، هنوز هیچ چشم‌انداز واضحی از آینده وجود ندارد. سه قدرت بخش‌هایی از سوریه را اشغال کرده‌اند: ایالات متحده، اسرائیل و ترکیه. دولت جدید سوریه حتی کوچک‌ترین حرکتی برای جلوگیری از این اشغال انجام نداده است.
امروز، رژیم جدید همدست تجزیه کشور، نابودی حاکمیت ملی و زوال دولت سوریه است.
بدون شک، در سطح تاکتیکی، اسرائیل، ترکیه و ایالات متحده پس از سقوط رژیم بشار اسد، برندگان این بحران هستند. اما باید به پیامدهای استراتژیک این رویداد نیز توجه کرد.
ایران یک پل لجستیکی مهم و پرهزینه را که آن را به لبنان و فلسطین متصل می‌کرد از دست داده است. اکنون باید بررسی کنیم که اشغالگران چه میزان توان نظامی، مالی و لجستیکی برای ادامه این جنگ دارند، زیرا فرار اسد در ۸ دسامبر باعث آغاز مبارزه مقاومتی شده که با جنگ قبلی متفاوت است.
به عبارت دیگر، نیروهایی که پیش‌تر قدرت را در سوریه در دست داشتند، اکنون به اپوزیسیون علیه رژیم تروریستی تبدیل شده‌اند که از حمایت اسرائیل، ترکیه، ایالات متحده، اروپا و سازمان ملل برخوردار است. اگرچه مسیر لجستیکی به لبنان مسدود شده، اما مسیر لجستیکی از عراق به سوریه همچنان باز است.
یک سؤال همچنان باقی است: رژیم تروریستی سنی که حمایت ایران و روسیه ندارد چگونه می تواند سوریه را اداره کند؟ به نظر می‌رسد که پادشاهی‌های سنی عربی، به‌ویژه قطر، مسئولیت حمایت از رژیم جدید را بر عهده خواهند گرفت. اما این حمایت تا چه زمانی ادامه خواهد یافت؟ تجربه مداخله آن‌ها در یمن نشان داده که چندان موفق نبوده‌اند.
از سوی دیگر، باید دید چگونه [رهبر جدید سوریه] ابومحمد الجولانی (که اکنون قدرت‌های غربی او را «تروریست خوب» می‌نامند) با متحدان بین‌المللی خود، که هر یک بخشی از خاک سوریه را اشغال کرده‌اند، کنار خواهد آمد. نخست‌وزیر اسرائیل، بنیامین نتانیاهو، نیز اعلام کرده که ارتش این کشور تا پایان سال ۲۰۲۵ در سوریه باقی خواهد ماند. واقعیت این است که تصرف سوریه در ۸ دسامبر نه‌تنها تضادها را کاهش نداد، بلکه آن‌ها را عمیق‌تر کرد.
اسرائیل آرامش داخلی را از دست می‌دهد
اکنون رژیم صهیونیستی باید برای عملکرد خود در شرایطی که دیگر خبری از «آرامش داخلی» نیست، راه‌حلی پیدا کند. موارد زیر قابل توجه است:
1. جنگ علیه فلسطین تا ماه سپتامبر ۱۴۰ میلیارد دلار هزینه داشت.
2. به این هزینه، حقوق ۳۶۰ هزار نیروی ذخیره که از اقتصاد کشور خارج شده‌اند، اضافه کنید؛ این نیروها به این زودی‌ها از خدمت خارج نمی‌شوند.
3. از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ تاکنون، ۴۸ هزار شرکت اسرائیلی ورشکسته شده‌اند. این رقم تا پایان سال به ۶۰ هزار خواهد رسید.
4. گردشگری، یکی از چهار رکن اصلی اقتصاد رژیم صهیونیستی، ۷۸ درصد کاهش یافته و نشانه‌ای از بهبود وجود ندارد.
5. دو منطقه اصلی کشاورزی در شمال و اطراف غزه تعطیل شده‌اند. اسرائیل مجبور به واردات مواد غذایی شده که عمدتاً از طریق زمینی به کشور می‌رسند؛ زیرا بندر ایلات در دریای سرخ به دلیل حملات حوثی‌های یمن و بندر حیفا در مدیترانه به دلیل درگیری‌ها با حزب‌الله نیمه‌فلج شده‌اند.
6. حدود ۷۰۰ هزار اسرائیلی دارای تابعیت دوگانه که هر یک حداقل یک میلیون دلار سرمایه داشتند، کشور را ترک کرده‌اند. اسکان آن‌ها در اروپا باعث افزایش هزینه مسکن در این قاره شده است.
7. شرکت اینتل، بزرگ‌ترین تولیدکننده مدارهای مجتمع در جهان، پروژه‌ای به ارزش ۲۵ میلیارد دلار را در اسرائیل لغو کرده است. سایر شرکت‌های فناوری نیز همین کار را کرده‌اند.
8. از ۱۴۸ شرکت هواپیمایی که پیش‌تر به اسرائیل پرواز می‌کردند، امروز تنها ۴۲ شرکت به این کشور پرواز دارند.
9. انبارهای تسلیحاتی اسرائیل، شامل تانک‌ها، موشک‌ها، مهمات و توپخانه، کاملاً خالی شده‌اند و برای جایگزینی آن‌ها به ۲۰۰ میلیارد دلار نیاز است.
10. مؤسسه اعتبارسنجی «مودیز»، رتبه اعتباری اسرائیل را از A2 به Baa1 با چشم‌اندازی منفی کاهش داده است. این رتبه یکی از پایین‌ترین سطوح در مقیاس «مودیز» است.
11. حدود ۸۰ درصد از خانه‌های شمال فلسطین اشغالی آسیب دیده‌اند و بازسازی آن‌ها به ۸ تا ۹ سال زمان نیاز دارد. دولت اسرائیل به‌رغم درخواست شهرداران این مناطق، تمایلی به صحبت در این مورد ندارد.

در نهایت، یک نکته ناملموس باید تکرار شود: تصور شکست‌ناپذیری رژیم صهیونیستی پس از ناکامی آن در جنگ ۶۰ روزه علیه حزب‌الله به چالش کشیده شده است. اسرائیل در این جنگ نتوانست به هیچ‌یک از اهداف خود برسد. در کنار این، ترس و ناامنی بر جامعه صهیونیستی سایه افکنده است. برای اولین بار، شهروندان اسرائیلی آینده‌ای نامطمئن و بدون چشم‌انداز بهبود را پیش روی خود می‌بینند.

حزب‌الله می‌تواند پاسخ دهد
اقتصاد اسرائیل بر چهار ستون استوار است: گردشگری، فناوری، کشاورزی و حمایت غرب. هر چهار ستون آسیب دیده‌اند. این سؤال مطرح است که چرا رژیم صهیونیستی در حمله به لبنان زیرساخت‌های برق یا فرودگاه‌ها را بمباران نکرد؟
هنگامی که اسرائیل: به جنوب لبنان حمله کرد، حزب‌الله با حمله به شمال اسرائیل پاسخ داد. وقتی حومه بیروت هدف قرار گرفت، حزب‌الله حومه حیفا را مورد هدف قرار داد. حمله به بیروت با ضربات سنگین به تل‌آویو پاسخ داده شد. پس از ترور حسن نصرالله، رهبر حزب‌الله، این گروه برای مدتی طولانی بر فراز محل اقامت بنیامین نتانیاهو در قیصریه اسرائیل، زمانی که خانواده‌اش در آنجا حضور داشتند، پرواز کرد.
اما حتی در این زمینه نیز برتری اخلاقی مقاومت چشمگیر است. آن‌ها مانند صهیونیست‌ها قاتل نیستند. از آن زمان تاکنون، نتانیاهو در یک زیرزمین زندگی و کار می‌کند.
اگرچه اسرائیل پایان حزب‌الله را اعلام کرد، اما واقعیت چیز دیگری است. پس از دو ماه جنگ، اسرائیل پیام‌های فوری برای پایان دادن به درگیری‌ها ارسال کرد. این رژیم تلاش می‌کرد همان کاری که در غزه انجام داده بود، در لبنان تکرار کند، اما موفق نشد. یوآو گالانت، وزیر دفاع وقت اسرائیل، اعلام کرد که ۱۲ هزار سرباز این رژیم (کشته یا زخمی) از دست رفته‌اند. امروز ارتش اسرائیل عمدتاً از نیروهای ذخیره مسن تشکیل شده است که از اقتصاد ملی خارج شده‌اند.
در همین حال، حزب‌الله در طول دو ماه ۱۶ هزار موشک به اسرائیل شلیک کرد (به طور میانگین ۲۶۵ موشک در روز)، که بیشتر تأسیسات نظامی و صنایع مرتبط با تولید و تعمیر تسلیحات را هدف قرار داد. این به معنای هزینه‌های جنگی اضافی و غیرقابل برآورد است.
آیا کسی پرسیده چرا موشک‌های حزب‌الله باعث مرگ غیرنظامیان نشد؟ پاسخ ساده است: زیرا ساختمان‌های عمومی و خصوصی غیرنظامی هرگز هدف قرار نگرفتند. نیروهای حزب‌الله مانند جنگجویان پاسخ دادند، نه قاتلان. علاوه بر این، باید به دو حمله موشکی ایران اشاره کرد که گنبد آهنین اسرائیل نتوانست آن‌ها را رهگیری کند.
حزب‌الله بین ۱۰۰۰ تا ۱۵۰۰ نفر از نیروهایش را از دست داد. اسرائیل نیز ویرانی گسترده‌ای در میان غیرنظامیان و زیرساخت‌ها به بار آورد. هزینه بازسازی کمتر از ۲۰ میلیارد دلار تخمین زده شده است و این روند هم‌اکنون آغاز شده است. به هر خانواده‌ای که خانه خود را از دست داده‌اند (حدود ۲۵ هزار خانواده)، مبلغی معادل ۱۴ هزار دلار برای اجاره یک ساله خانه پرداخت می‌شود، و اگر در پایان این دوره، خانه جدیدشان تحویل داده نشود، این کمک‌هزینه به‌طور خودکار تمدید خواهد شد.
مقاومت همچنان قدرتمند است
آیا کسی می‌تواند تصور کند که مقاومت نابود شده یا از نظر اقتصادی تضعیف شده است، در حالی که قادر به چنین اقداماتی است؟ حزب‌الله تقریباً بلافاصله پس از پایان تجاوز صهیونیستی به لبنان، ۴ هزار نیروی دیگر به حلب اعزام کرد. این نیروها به ۱۱ هزار نیرویی اضافه شدند که قبلاً در آنجا حضور داشتند، اما به دلیل توقف مبارزات ارتش سوریه مجبور به عقب‌نشینی شدند. آیا نگه داشتن ۱۵ هزار نیروی مسلح در کشوری که خود ویران شده، ممکن است؟
حزب‌الله ۱۵۰۰ نفر از ۱۲۰ هزار نیروی مسلح خود را از دست داد، اما ظرفیت بسیج آن بسیار فراتر از این است. اسرائیل مدعی بود حزب‌الله را تا رودخانه لیتانی عقب خواهد راند، اما برای این کار باید عملیات مشابهی با غزه انجام دهد، که در لبنان امکان‌پذیر نیست.
جنگجویان حزب‌الله در دل مردم حضور دارند: کشاورزان، بازرگانان، دانشجویان، رانندگان، ماهیگیران یا کارمندانی که به محض دریافت دستور جنگ، اسلحه‌ای را که در خانه یا محل کار پنهان کرده‌اند، برمی‌دارند و به میدان جنگ می‌روند. آیا کسی باور دارد که می‌توان چنین نیرویی را از بین برد؟
با مردی صحبت کردم که ۱۲ نفر از اعضای خانواده‌اش را در تجاوز اسرائیل از دست داده بود. او گفت آن‌ها تنها بخشی کوچک از خانواده ۲۰۰ نفره‌ای هستند که آماده ادامه مبارزه‌اند. باید گفت این جنگ، جنگ حزب‌الله یا محور مقاومت نبود؛ حماس به تنهایی آن را آغاز کرد.

مقاومت ایدئولوژی، رفتار و اندیشه است
به گفته یکی از دوستان مسلمانم، «مقاومت ایدئولوژی است، رفتار است، اندیشه است.» یا به بیان آیت‌الله خامنه‌ای: «مقاومت، همان‌طور که باید فهمیده شود، ریشه در باور ملت‌های منطقه دارد. من درباره دولت‌ها صحبت نمی‌کنم. ملت‌ها اهمیت مقاومت را درک می‌کنند. ریشه‌های مقاومت در ایمان ملت‌ها و باورهایشان است.»
درست است که ملت سوریه و مقاومت ضربه‌ای تاکتیکی دریافت کردند، اما این تازه آغاز کار است. علاوه بر جنگ در اروپا و فلسطین، تقابل استراتژیک با چین، مقاومت ضد استعماری در آفریقا و نیاز به حفظ ۸۰۰ پایگاه نظامی و ۱۱ گروه ناو هواپیمابر خود در سراسر جهان، ایالات متحده باید از حکومت تروریستی سوریه، صهیونیسم نسل‌کش اسرائیل و نیروهای کُرد که باید با دولت ترکیه، متحد ناتو، مقابله کنند، حمایت کند.

آیا می‌توانند این کار را انجام دهند؟
جالب خواهد بود دیدن اینکه چگونه ایالات متحده این مأموریت‌ها را مدیریت خواهد کرد، در حالی که رئیس‌جمهور بعدی این کشور شعار «بازگرداندن عظمت آمریکا» را دنبال خواهد کرد. ممکن است آمریکا بتواند این کار را با استفاده از ماشین دلار و دستگاه ارتباطی، فرهنگی و رسانه‌ای عظیم خود انجام دهد که دروغ‌گویی و بازتعریف تروریست‌ها به عنوان «مبارزان آزادی» را به‌خوبی فرا گرفته است.
اما این روند تا چه زمانی ادامه خواهد داشت؟ تبدیل پیروزی‌های تاکتیکی به موفقیت‌های استراتژیک فقط برای فریب ساده‌لوحان مفید است. وقتی به سرنوشت امپراتوری‌های گذشته نظیر روم، عثمانی، بریتانیا و اتریش-مجارستان فکر می‌کنم، از خود می‌پرسم: آن‌ها اکنون کجا هستند؟ تاریخ خردمند است؛ شناخت آن به درک حال و پیش‌بینی آینده کمک می‌کند.