کیت کلارنبرگ
منتشر شده در مینت‌پرس نیوز
ترجمه جنوب جهانی

در تاریخ ۳۰ نوامبر، دونالد ترامپ «کاش پاتل» را به عنوان رئیس اف‌بی‌آی معرفی کرد. پاتل که از فعالان و وفاداران سرسخت جنبش «MAGA» و یکی از چهره‌های برجسته در اطراف ترامپ است، در سیاست‌های داخلی و خارجی با رئیس‌جمهور منتخب کاملاً همسو است. او به‌سختی می‌تواند زمینه‌هایی را پیدا کند که با برنامه‌های ترامپ اختلاف‌نظر داشته باشد.

پاتل همواره از رویکردی سختگیرانه علیه چین حمایت کرده و مدافع بی‌چون‌وچرای منافع اسرائیل بوده است، حتی در مواقعی که این منافع بر اولویت‌های ایالات متحده ترجیح داده می‌شود. در ۷ اکتبر، در اولین سالگرد حمله حماس، پاتل در مصاحبه‌ای پرشور با شبکه فاکس‌نیوز وعده داد که دولت آتی ترامپ سرکوب عناصر ضد اسرائیلی را تشدید خواهد کرد.

او در این مصاحبه گفت:
«ما باید در کنار [اسرائیل] باشیم… وقتی با رئیس‌جمهور ترامپ به قدرت بازگردیم، دستگاه‌هایی را که پول به ایران می‌فرستند خاموش خواهیم کرد… آمریکا باید بیدار شود و اولویت را به اسرائیل بدهد. این چیزی نیست که کامالا هریس درباره آن صحبت کند. ما باید آمریکایی‌ها را به خانه برگردانیم، این جنگ را پایان دهیم، اسرائیلی‌ها را به خانه بازگردانیم و در کنار متحد شماره یک خود، اسرائیل، بایستیم. مردم باید در ۵ نوامبر بیدار شوند.»

پاتل که شخصیتی سیاسی اما خارج از چارچوب مرسوم و فاقد تجربه تصدی مناصب عالی است، از زمان معرفی‌اش به عنوان گزینه مدیریت اف‌بی‌آی، موضوع بررسی‌های گسترده رسانه‌ای و گمانه‌زنی‌های داغ بوده است. در این میان، او با میزان زیادی از بررسی‌های انتقادی از سوی رسانه‌های جریان اصلی مواجه شده است؛ امری که در هفته‌های اخیر و در حین تشکیل کابینه ترامپ، جایی که چهره‌هایی تندرو، حامیان سرسخت اسرائیل و افرادی با دیدگاه‌ها و روابط احتمالی افراطی حضور داشتند، مشاهده نشده بود.

برای برخی، ترکیب کابینه ترامپ ناامیدی بزرگی بوده است. در تاریخ ۹ نوامبر، ترامپ با اعلام اینکه «نیکی هیلی» و «مایک پمپئو» در هیچ ترکیبی و شرایطی به دولت او دعوت نخواهند شد، شوکی به وجود آورد. این خبر، همراه با اظهاراتی که او در اواخر اکتبر در پادکست محبوب جو روگان مطرح کرد، امیدواری‌هایی را به وجود آورد که ضدیت طولانی‌مدت رئیس‌جمهور منتخب با جنگ می‌تواند نتایج ملموسی در اوکراین یا جاهای دیگر به همراه داشته باشد.

ترامپ در صحبت با روگان اعتراف کرد که «بزرگ‌ترین اشتباه» دوره اولش این بود که «چند نفری را انتخاب کرد که نباید انتخاب می‌کرد» – «نئومحافظه‌کاران، افراد بد یا افراد بی‌وفا» که «جان بولتون» از جمله آن‌ها بود. هیلی که سفیر ایالات متحده در سازمان ملل در دوره ترامپ بود، شاید یکی از پرشورترین و صریح‌ترین حامیان اسرائیل در این نقش بود. هیلی، بولتون و پمپئو – که شخصاً ترور ژنرال ایرانی «قاسم سلیمانی» را سازماندهی کرد – به عنوان تندروترین اعضای دولت ترامپ شناخته می‌شدند.

با این حال، هر امید اندکی که غیبت این دو نفر در کاخ سفید جدید ترامپ ممکن است به ورود افرادی صلح‌طلب‌تر و در نتیجه تغییراتی آرام‌تر در سیاست‌های دولت آمریکا منجر شود، با معرفی اعضای تیم انتقالی ترامپ کاملاً از بین رفت. اکنون که کابینه ترامپ کامل شده است، میلیون‌ها نفر در سراسر جهان نگرانی‌های فوری و جدی درباره آینده خود، خانواده‌هایشان، کشورها و مناطقشان دارند.

به‌ویژه، دولت احتمالی ترامپ می‌تواند عنوان «افراطی‌ترین  دولت در تاریخ ایالات متحده در حمایت از اسرائیل» را از آن خود کند. این در حالی است که جایگزین دولتی می‌شود که بیش از هر دولت دیگری برای تسریع، تشویق و تسهیل جنگ اسرائیل علیه غزه تلاش کرده است. این احتمال که حملات مرگبار تل‌آویو به غزه و لبنان به طریقی افزایش یابد، اکنون نه تنها واقعی، بلکه به نظر اجتناب‌ناپذیر است. با این حال، همان‌طور که خواهیم دید، در میان این تاریکی و ناامیدی، پرتوهای امید کوچکی نیز وجود دارد.

«سرزمین موعود»
وزیر امور خارجه جدید «مارکو روبیو» نیازی به معرفی ندارد. او یکی از جنگ‌طلب‌ترین اعضای طبقه سیاسی مدرن آمریکا است. از زمان آغاز کار خود در سال ۲۰۰۰، همواره از بلندترین صداها در مورد چگونگی برخورد با کشورهای دشمن رسمی آمریکا مانند چین، ایران، ونزوئلا و غیره بوده است. تهدید به تحریم، کودتا و مداخله نظامی تقریباً بخش روزانه‌ای از سخنرانی‌های سیاسی او بوده است.

دوستی نزدیک با نتانیاهو
مارکو روبیو، سناتور جمهوری‌خواه و دوست نزدیک بنیامین نتانیاهو، در سال ۲۰۱۹ با حمایت از یک قطعنامه در سنا، محکومیت قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل را که گسترش شهرک‌های یهودی در سرزمین‌های اشغالی فلسطین را نقض قوانین بین‌المللی می‌دانستند، هم‌پشتیبانی کرد. او کشتار جمعی اسرائیل در غزه از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ را به‌عنوان دفاع مشروع توصیف کرده و حماس را «۱۰۰ درصد مقصر» تلفات غیرنظامیان دانسته است. روبیو همچنین تأکید کرده که مقاومت فلسطین باید «ریشه‌کن شود» زیرا تل‌آویو نمی‌تواند با «این وحشی‌ها» همزیستی کند.

رسانه‌ها گزارش داده‌اند که دولت ترامپ در حال حاضر طرح‌هایی برای «ورشکسته کردن ایران» با «فشار حداکثری» پس از به‌قدرت رسیدن آماده می‌کند. روبیو که مدت‌هاست خواستار تشدید تحریم‌های فلج‌کننده علیه تهران است، ظاهراً در خط مقدم این تلاش‌ها قرار دارد، در کنار مایک والتز، مشاور امنیت ملی معرفی‌شده، که سابقه حضور در کمیته نیروهای مسلح مجلس نمایندگان را دارد. والتز در اکتبر و در یک رویداد تحت نظارت شورای آتلانتیک، که به ناتو نزدیک است، با افتخار گفت:
«فقط چهار سال پیش… ارز ایران در حال سقوط بود، آن‌ها واقعاً عقب‌نشینی کرده بودند… ما باید به آن وضعیت بازگردیم.»

ایران‌زدایی و تقویت اسرائیل
خنثی کردن ایران از مدت‌ها پیش به‌عنوان پیش‌نیاز بازگرداندن سلطه رو به افول اسرائیل در غرب آسیا مطرح شده است. هر اقدامی که تهران را از نظر اقتصادی، نظامی یا سیاسی بی‌ثبات کند، توانایی این کشور برای مهار اقدامات اسرائیل را کاهش می‌دهد و به تل‌آویو اجازه می‌دهد بدون محدودیت عمل کند. این منطق ساده است: تضعیف ایران به معنای تقویت اسرائیل است. در دولت ترامپ، با هماهنگی تندروانه‌ای که دارد، سیاست‌هایی که این هدف را دنبال می‌کنند، احتمالاً با حمایت بی‌چون‌وچرا مواجه خواهند شد.

ترامپ پیش‌تر وعده داده است که بلافاصله پس از آغاز ریاست‌جمهوری‌اش، محدودیت‌های باقی‌مانده و تأخیرها در تأمین تجهیزات نظامی و مهمات برای اسرائیل را لغو کند. این شامل رفع تحریم بر برخی ارسال‌های تسلیحاتی و محدودیت‌های مرتبط با تجهیزات رزمی مختلف است. گزارش‌ها حاکی از آن است که این محدودیت‌ها بر توان جنگی اسرائیل تأثیر گذاشته، زیرا نیروهای این کشور با چندین جبهه جنگی فعال که خود آغازگر آن‌ها بوده‌اند، درگیر هستند و نیاز به «کنترل دقیق» بر تأمین و استفاده از مهمات دارند.

سفیر فوق‌محافظه‌کار
اعتبار حمایت از اسرائیل برای سناتور مارکو روبیو و نماینده مایکل والتز غیرقابل‌انکار است. بااین‌حال، شور و شوق آن‌ها برای پشتیبانی از سیاست‌های جنجالی اسرائیل در مقایسه با برخی دیگر از نامزدهای ترامپ، رنگ می‌بازد. نمونه آن مایک هاکبی، فرماندار سابق فوق‌محافظه‌کار آرکانزاس و دو بار ناموفق در انتخابات ریاست‌جمهوری است که اکنون به‌عنوان سفیر ایالات متحده در اسرائیل معرفی شده است. هاکبی که یک کشیش تعمیدی جنوبی است، بی‌درنگ اهداف خود را اعلام کرد. او وعده داد که به‌صورت علنی اسرائیل را با اصطلاحات کتاب مقدس توصیف کند و آن را «سرزمین موعود» بنامد و اعلام کرد که یهودیان حق مالکیت قانونی بر سرزمین فلسطین را دارند.

هاکبی، در کنار دیگران، در مراسم افتتاح یک شهرک یهودی‌نشین در کرانه باختری فلسطین، ۱ اوت ۲۰۱۸، حضور داشت.

«جنگ صلیبی آمریکایی»
با وجود توافق بی‌چون‌وچرای کابینه ترامپ بر سر اسرائیل، این کابینه از سوی رسانه‌های جریان اصلی «متنوع» توصیف شده است – و این توصیف بی‌دلیل نیست. در کنار چهره‌های شاخصی مانند هاکبی و روبیو، ترامپ افرادی را منصوب کرده که مدت‌ها خارج از جریان اصلی سیاسی در نظر گرفته می‌شدند. رابرت اف. کندی جونیور، شخصیتی بحث‌برانگیز، برای یک پست ارشد معرفی شده است. پیت هگستث، مجری فاکس‌نیوز و کهنه‌سرباز ارتش آمریکا نیز از حاشیه‌ها وارد کابینه ترامپ شده است. هگستث، که در دوره اول ریاست‌جمهوری ترامپ به‌صورت غیررسمی به او مشاوره می‌داد، برای عفو سربازان آمریکایی که به جنایات جنگی هولناک محکوم شده بودند، لابی کرده بود – تلاشی که در برخی موارد موفق بود.

هگستث، که یکی از گزینه‌های وزارت دفاع است، حمایت خود از اسرائیل را به‌وضوح نشان داده است. او جمعیت شهرک‌نشینان اسرائیلی را «قوم برگزیده خداوند» توصیف کرده است. وی علناً از تبدیل مسجدالاقصی در قدس به بازسازی یهودی‌نشین معبد کوه حمایت کرده و چنین اقدامی را «معجزه» خوانده است. هگستث در یک مراسم شورای ملی یهودیان جوان اسرائیل در سال ۲۰۱۸ در نیویورک تأکید کرد:
«صهیونیسم و آمریکایی‌گرایی، خط مقدم تمدن غرب و آزادی در جهان امروز ما هستند.»

اظهارات جنجالی هگستث
اظهارات نگران‌کننده پیت هگستث، مانند بسیاری دیگر، پس از نامزدی‌اش توجه چندانی در رسانه‌ها جلب نکرده است. با این حال، NPR مجموعه‌ای از خالکوبی‌های نگران‌کننده او را مستند کرده است، از جمله صلیب اورشلیم – یک نماد مسیحی با ریشه‌هایی در جنگ‌های صلیبی – و عبارت لاتین «Deus Vult» که اغلب به‌عنوان فراخوانی برای بازپس‌گیری سرزمین مقدس از طریق قتل‌عام مسلمانان تفسیر می‌شود. هر دو نماد توسط گروه‌های نئونازی تصاحب شده‌اند. جای تعجب نیست که کتاب سال ۲۰۲۰ هگستث با عنوان «جنگ صلیبی آمریکایی» پر از سخنان آتشین اسلام‌هراسانه است.

ژست گبارد با بیوگراقی نویس بنیامین نتانیاهو، شمولی بوتچ و میریام ادلسون، اهداکننده برتر جمهوری‌خواه در جشن قهرمانان ارزش‌های یهودی 2016

نامزدی نامتعارف تولسی گبرد
یکی دیگر از انتصابات غیرمنتظره، تولسی گبرد به‌عنوان مدیر اطلاعات ملی ایالات متحده است. گبرد که همزمان یک سیاستمدار و افسر خدمت‌گزار ارتش آمریکاست، سال‌ها در فضای منتقد و صلح‌طلب جناح چپ دموکرات‌ها جای داشت و به دلیل مواضع ضدجنگ خود، مرتباً به‌عنوان مدافع اسد یا پوتین مورد حمله قرار می‌گرفت. با این حال، او در اکتبر ۲۰۲۲ با نارضایتی از حزب دموکرات کناره‌گیری کرد و آن را متهم کرد به اینکه «کاملاً تحت کنترل یک محفل نخبه‌گرای جنگ‌طلب» است که به گفته او «نژادپرستی علیه سفیدپوستان» را نیز تشدید می‌کند.

تا آن زمان، گبرد از مواضع پیشین خود در مسائل پیشروی اجتماعی مانند حقوق سقط جنین و جامعه LGBTQ فاصله گرفته بود و با پیوستن رسمی به حزب جمهوری‌خواه به‌سرعت محافظه‌کارتر شده است. با وجود انتقادهای طولانی‌مدتش از مداخله‌گرایی نظامی آمریکا، گبرد به‌شدت از اسرائیل حمایت می‌کند و با هرگونه محدودیت بر حملات این کشور به غزه و لبنان مخالفت می‌کند. او معترضان منتقد اسرائیل را «عروسک‌های خیمه‌شب‌بازی» یک «سازمان اسلام‌گرای افراطی» خوانده و آن‌ها را به حمایت از حماس متهم کرده است.
با وجود لفاظی‌های تحریک‌آمیز و حمایت آشکار از سیاست‌های جنگ‌طلبانه اسرائیل، نامزدی گبرد برای مدیریت اطلاعات ملی ممکن است نقطه روشن کابینه ترامپ باشد. این سمت قدرت عظیمی دارد و هماهنگی فعالیت‌های دستگاه‌های اطلاعاتی گسترده آمریکا در ۱۸ آژانس را برعهده دارد. از زمان اعلام این انتصاب، نگرانی‌های عمیقی در محافل اطلاعاتی دو سوی آتلانتیک ایجاد شده و کهنه‌کاران از پیامدهای احتمالی مدیریت او ابراز نگرانی کرده‌اند.

ترامپ بخش عمده‌ای از دوره اول ریاست‌جمهوری خود را در جنگ با جامعه اطلاعاتی آمریکا گذراند. رئیس‌جمهور و هوادارانش سازمان‌هایی مانند CIA و FBI را به‌درستی متهم می‌کنند که قصد تضعیف و تخریب دوره اول ریاست‌جمهوری او را داشتند. در ۲۴ نوامبر، مجله اکونومیست پیش‌بینی کرد که بر اساس مصاحبه با مقامات اطلاعاتی آمریکا و اروپا، احتمالاً شاهد «خروج گسترده» از آژانس‌های جاسوسی آمریکا خواهیم بود، زیرا بسیاری از عوامل اطلاعاتی «از ترس برخورد» با ترامپ و گبرد، که زیر مدیریت آن‌ها «جاسوسان تحت هشدار قرار دارند»، از این نهادها خارج خواهند شد.
گبرد در کتاب آوریل خود با عنوان «برای عشق به کشور» سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا را به‌شدت مورد انتقاد قرار داد و آن‌ها را مسئول بسیاری از مشکلات بزرگ ایالات متحده دانست. او CIA، FBI و «شبکه‌ای از عوامل اطلاعاتی و مجریان قانون سرکش» را متهم کرد که با همکاری کمیته ملی دموکرات‌ها، رسانه‌های تبلیغاتی و غول‌های فناوری، زمینه‌ساز این بحران‌ها بوده‌اند. او این شبکه پنهان را چنان خطرناک توصیف کرد که حتی مقامات منتخب از مقابله با آن‌ها هراس دارند.
گبرد انتقادات تند خود را به نقش جامعه اطلاعاتی در تشدید جنگ نیابتی در اوکراین معطوف کرده و آن‌ها را متهم به آماده‌سازی زمینه برای درگیری به نفع پیمانکاران دفاعی کرده است. او نوشته است: «چگونه دوستان آن‌ها در مجتمع نظامی-صنعتی می‌توانند از ترس ایجاد شده در آمریکا و اروپا از جنگ سرد جدید، میلیاردها دلار به جیب بزنند؟» به نظر می‌رسد جاسوسان آمریکایی او را جدی گرفته‌اند. یک مقام اطلاعاتی فعلی که در دولت‌های متعدد کار کرده است، به مجله تایم گفته: «ما همه شوکه شده‌ایم.»

روزنامه دیلی تلگراف گزارش داده که جامعه اطلاعاتی در لندن نیز از این انتصاب نگران است. این رسانه که به‌شدت طرفدار اوکراین است، نقل‌قول‌هایی از «چهره‌های دفاعی بریتانیا» آورده که این انتصاب را با شدیدترین عبارات محکوم کرده‌اند. ریچارد دیِرلاو، رئیس پیشین بدنام MI6، این «انتصاب نامتعارف» را محکوم کرده و گفته است که گبرد فاقد «تجربه اطلاعاتی و امنیتی» است. در جای دیگری، هامیش دو برتون گوردون، فرمانده سابق تانک در ارتش بریتانیا، ابراز نگرانی کرده که «روابط ویژه» بین بریتانیا و آمریکا «ممکن است تحت تأثیر قرار گیرد.»

دیدگاه‌های دیِرلاو و دو برتون گوردون قابل توجه است، زیرا هر دو سابقه طولانی در بهره‌برداری از «روابط ویژه» برای پیشبرد اهداف لندن و وادار کردن نهادهای اطلاعاتی و نظامی ایالات متحده به جنگ دارند. دیِرلاو به‌عنوان رئیس MI6 مسئول تهیه اطلاعات نادرستی بود که مبنای رسمی توجیه بریتانیا و ایالات متحده برای حمله به عراق قرار گرفت. گزارش تحقیقات چیلکات فعالیت‌های او را در این خصوص به‌طور کامل محکوم کرد.
این گزارش خاطرنشان کرد که دیِرلاو شخصاً به نخست‌وزیر وقت، تونی بلر، اطلاع داد که بغداد می‌تواند قطعاً ظرف ۴۵ دقیقه به بریتانیا با سلاح‌های شیمیایی و بیولوژیکی حمله کند و این اطلاعات توسط منبعی با «دسترسی فوق‌العاده» به بالاترین سطوح دولت صدام حسین به MI6 داده شده است. این ادعا که نقش محوری در توجیه جنگ لندن داشت و بارها در رسانه‌ها تکرار شد، در واقع از سوی یک راننده تاکسی به طور غیرمستقیم به جاسوسان بریتانیایی منتقل شده بود.

«نامزد ایده‌آل»
ریچارد دیِرلاو، اخیراً در پرونده «روسیه‌گیت» نقش محوری داشت و به‌عنوان یکی از مدافعان برجسته اعتبار پرونده «ترامپ-روسیه» که توسط مأمور پیشین MI6، کریستوفر استیل تهیه شده بود، ظاهر شد. این در حالی است که اسناد این پرونده به وضوح نادرستی آن را نشان می‌داد و حتی در میان محافل اطلاعاتی بریتانیا و آمریکا نیز نگرانی‌هایی درباره صحت آن وجود داشت. هدف اصلی روسیه‌گیت، جلوگیری از بهبود روابط واشنگتن و مسکو در دوره ترامپ بود و اگر این موضع‌گیری‌های خصمانه توسط دولت وی اتخاذ نمی‌شد، جنگ نیابتی اوکراین ممکن بود قابل اجتناب باشد.

هامیش دو برتون گوردون نیز نقشی مستقیم در فشار برای آغاز جنگ آمریکا در سوریه داشت. وی بخشی از یک عملیات MI6 بود که نمونه‌های خاک را از سوریه قاچاق کرد تا ظاهراً مسئولیت دولت سوریه در حملات شیمیایی را ثابت کند. بعدها مشخص شد که این نمونه‌ها جعلی بودند. یک منبع ارشد غربی در اوت ۲۰۱۳ تأیید کرد که هدف واقعی اطلاعات بریتانیا، تحت فشار قرار دادن واشنگتن برای مداخله نظامی مستقیم در سوریه مشابه عراق بود.

اگرچه از به وقوع پیوستن این فاجعه اجتناب شد، حمله شیمیایی ادعایی در دوما در آوریل ۲۰۱۸ باعث شد ترامپ به سوریه حملات موشکی انجام دهد. اسناد افشاشده و تحقیقات مستقل بعداً نشان دادند که این حادثه توسط عوامل اطلاعاتی بریتانیا و پروکسی‌های آن‌ها صحنه‌سازی شده بود. جالب توجه است که گبرد به‌طور علنی پاسخ ترامپ را نقد کرد و پرسید آیا این حمله در دوما یک فریب صحنه‌سازی‌شده توسط اپوزیسیون بوده است تا جنگی را که کاخ سفید قصد داشت کاهش دهد، طولانی کند.

با حضور گبرد در نقش مدیر اطلاعات ملی، ممکن است نفوذ آژانس‌های اطلاعاتی بر تصمیمات سیاسی و تمایل چهره‌هایی مانند روبیو، ترامپ و والتز برای اقدام بر اساس اطلاعات مشکوک کاهش یابد. اگرچه این امر ممکن است فوراً برای فلسطینیان، که همچنان تحت تهدید مرگ و آوارگی قرار دارند، تسکین‌بخش نباشد، اما می‌تواند نشانه‌ای مثبت برای کاهش نفوذ کنترل‌نشده اطلاعات بریتانیا و آمریکا بر کاخ سفید باشد.

پشتیبانی متناقض از پاتل
این دلایل اندک برای خوش‌بینی تا حدی با نامزدی کاش پاتل برای ریاست FBI تقویت می‌شود.

پاتل به‌عنوان یک حامی سرسخت اسرائیل، به‌راحتی با سایر اعضای کابینه پیشنهادی ترامپ همسو است و ممکن بود انتظار داشت رسانه‌های جریان اصلی که مشتاق پیشبرد دستور کار اسرائیل هستند، از او استقبال کنند. اما واکنش رسانه‌ها کاملاً برعکس بوده است. نیویورک تایمز هشدار داد که پاتل «غرور و بار سنگینی» را به این نقش خواهد آورد، در حالی که واشنگتن پست او را «گزینه‌ای خطرناک و فاقد صلاحیت» برای رهبری دفتر توصیف کرد.

آتلانتیک، تحت مدیریت جفری گلدبرگ، فعال دیرینه طرفدار اسرائیل، این انتقادها را تشدید کرده و در هفته‌های اخیر چندین مقاله علیه پاتل منتشر کرده است. یک مقاله در ۳۰ نوامبر هشدار داد که مقامات ارشد FBI «احتمالاً به‌جای خدمت تحت مدیریت پاتل استعفا خواهند داد، که احتمالاً برای ترامپ مناسب خواهد بود.» مقاله نتیجه‌گیری کرد: «اگر هدف ترامپ تخریب FBI و تضعیف مأموریت‌های آن است، کاش پاتل نامزد ایده‌آل است.» این ممکن است یکی از اهداف اصلی دولت باشد – در کنار تقویت اسرائیل.

پاتل وعده داده که دولت آینده ترامپ علیه مقامات دولتی، رهبران آژانس‌های اطلاعاتی، روزنامه‌نگاران و سایر چهره‌های شاخص که او آن‌ها را با «فریب روسیه‌گیت» مرتبط می‌داند، اقدام خواهد کرد. جای تعجب نیست که همین جناح‌ها با نگرانی به صعود او – و روی کار آمدن دوباره دولت جدید – نگاه می‌کنند.

نتیجه‌گیری
مانند گبرد، بی‌اعتنایی تهاجمی پاتل به نهادهای اطلاعاتی ایالات متحده، امید چندانی ایجاد نمی‌کند. مواضع او نه تنها تضعیف نمی‌شود، بلکه حتی طرفداری از اسرائیل یا عزم تهاجمی دولت ترامپ برای تضمین ادامه اقدامات اسرائیل در غزه – که گروه‌های حقوق بشری آن را نسل‌کشی می‌نامند – را تقویت می‌کند.

با این حال، شاید بتوان استدلال کرد که جناح چپ تحت یک دولت جمهوری‌خواه که هیچ تظاهر به همدردی با فلسطینی‌ها ندارد، در موقعیت قوی‌تری برای مخالفت با جنایات جاری در غزه قرار می‌گیرد. برخلاف دولت‌های دموکرات، که با استفاده از لفاظی‌های مترقی تلاش می‌کنند فعالان همبستگی و مخالفان ترقی‌خواه را به حمایت از اقدامات سرسختانه طرفدار اسرائیل وادار کنند، موضع آشکار طرفدار اسرائیل دولت ترامپ این فریب‌ها را کنار می‌گذارد.

همچنین احتمال این که نهادهایی مانند CIA و FBI – که دشمنان قدیمی پیشرفت و عدالت در آمریکا هستند – بالاخره برای اقداماتشان پاسخگو شوند، می‌تواند یک نقطه روشن بالقوه باشد. باید منتظر ماند و دید.

نویسنده:
کیت کلارنبرگ، روزنامه‌نگار تحقیقی و همکار MintPress News است که نقش خدمات اطلاعاتی در شکل‌دهی سیاست و ادراکات را بررسی می‌کند. آثار او پیش‌تر در The Cradle، Declassified UK و Grayzone منتشر شده است. او را در توییتر دنبال کنید: @KitKlarenberg