اعراب در عیش و نوش


نویسنده: رابرت اینلاکش
منتشرشده در کرادل
ترجمه جنوب جهانی

اتهامات کنایه‌آمیز و جسورانه اسرائیل درباره نقض معاهدات مصر در سینا به یک دستور کار پنهان اشاره دارد و نگرانی‌هایی در مورد گسترش قلمروی تل‌آویو و تهدید فزاینده برای ثبات منطقه ایجاد می‌کند.
در حالی که اسرائیل مصر را به افزایش تسلیحاتی در شبه‌جزیره سینا متهم می‌کند، تنش‌ها میان دو کشور که توسط معاهده عادی‌سازی روابط سال ۱۹۷۹ به هم پیوند خورده‌اند، به نقطه جوش رسیده است. مقامات اسرائیلی و اندیشکده‌های نئومحافظه‌کار هم‌پیمان آن، اکنون با شدت بیشتری به طرح اتهام علیه قاهره پرداخته و آن را به نقض معاهده صلح متهم می‌کنند؛ در عین حال، به تمایلات تل‌آویو برای نفوذ به خاک مصر اشاره می‌کنند.
در سپتامبر ۲۰۲۴، بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها (FDD) که در واشنگتن مستقر است، گزارشی منتشر کرد که در آن مصر را متهم می‌کند که از طریق تونل‌ها در غزه، حماس را حمایت می‌کند تا توانایی‌های نظامی این جنبش مقاومت فلسطینی تقویت شود. این اتهامات اغراق‌آمیز هستند، با توجه به اینکه قاهره مدت‌هاست نسبت به سازمان‌های مرتبط با اخوان‌المسلمین موضعی خصمانه دارد.


بن‌بست در سینا تشدید می‌شود


این ادعاها با اسناد فاش‌شده اخیر که اقدامات تهاجمی مصر برای نابودی بیش از ۲٬۰۰۰ تونل میان سال‌های ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۵ را نشان می‌دهند، تکذیب شده‌اند. فرماندهان عالی‌رتبه نظامی مصر حتی ساخت کانالی برای از بین بردن این شبکه‌های زیرزمینی را بررسی کرده بودند.
همچنین در سپتامبر، تحلیل‌گر نظامی اسرائیلی، آلون بن‌داوید، در شبکه خبری کانال ۱۳ اعتراف کرد: «هیچ تونل بازی در قلمروی مصر یافت نشده است. در طول کریدور فیلادلفیا، حتی یک تونل قابل استفاده شناسایی نشده است.»
با این حال، اتهامات تل‌آویو به اینجا ختم نشد. دیوید گوورین، سفیر سابق اسرائیل در مصر، اکنون قاهره را متهم کرده است که با تقویت حضور نظامی خود در سینا، معاهده عادی‌سازی روابط را نقض کرده است. به نقل از روزنامه یدیعوت آحارونوت، وی گفته است: «با گذشت این همه سال و حتی پس از ۷ اکتبر ۲۰۲۳، هنوز پرسش‌هایی درباره به‌رسمیت‌شناختن واقعی اسرائیل توسط مصر در مرزهای ۱۹۴۸ وجود دارد.»
در ۷ ژانویه، دولت اشغالگر رسماً از مصر خواست تا درباره فعالیت‌های نظامی خود در سینا توضیح دهد و به موارد نقض معاهده خلع سلاح اشاره کرد. ایالات متحده، که معاهده ۱۹۷۹ را میانجی‌گری کرده بود، به این فشارها پیوست و ۹۵ میلیون دلار کمک نظامی به مصر را تعلیق کرد – تاکتیکی تکراری که برای اعمال فشار بر قاهره استفاده می‌شود.
واشنگتن سپس این بودجه را به نیروهای مسلح لبنان (LAF) اختصاص داد؛ اقدامی مشابه کاهش کمک‌های سال ۲۰۲۳، زمانی که کمک‌های اختصاص‌یافته به مصر به تایوان منتقل شد. این حرکت با افزایش فشار بر بیروت همراه است تا آن را به تبعیت از نفوذ ایالات متحده بر امور داخلی خود، به‌ویژه با رئیس‌جمهور تازه‌انتخاب‌شده، ژوزف عون، وادار کند.
در حالی که نقض حقوق بشر مصر به‌طور گسترده مستند شده است، این موضوع ابزاری است که دولت ایالات متحده به‌صورت دوره‌ای از آن استفاده می‌کند تا هم‌پیمان شمال آفریقایی خود را وادار به همکاری کند. قابل ذکر است که مصر از نظر تاریخی دومین دریافت‌کننده بزرگ کمک‌های خارجی ایالات متحده پس از اسرائیل بوده است.
بن‌بست در سینا
در سال ۲۰۰۵، پس از خروج اسرائیل از نوار غزه به مناطق پیرامونی، توافقی حاصل شد که اجازه ورود ۷۵۰ نیروی امنیتی مصری به شبه‌جزیره سینا را می‌داد.
در آن زمان، یووال اشتاینیتز، رئیس وقت کمیته امور خارجی و دفاعی اسرائیل، به‌شدت با این توافق مخالفت کرد و آن را «روزی سیاه» نامید و هشدار داد:
«ما گربه را دعوت می‌کنیم که از گوشت نگهداری کند. این یک خورشیدگرفتگی است که بر دولت سایه انداخته؛ دولتی که خلع سلاح سینا را در ازای یک ظرف عدس از تعارف‌ها و ژست‌ها تسلیم کرده است.»
از آن زمان، قاهره صدها درخواست برای اعزام نیروها و تجهیزات بیشتر به سینا ارائه کرده است که اکثر آن‌ها توسط تل‌آویو تأیید شده، به‌ویژه پس از آغاز شورش تکفیری‌ها در سال ۲۰۱۳. در سال ۲۰۱۸، نیویورک تایمز فاش کرد که اسرائیل به درخواست عبدالفتاح السیسی، رئیس‌جمهور مصر، حملات هوایی در سینا انجام داده بود تا با شورشیان مقابله کند.
پس از عملیات «طوفان الاقصی»، روابط میان قاهره و تل‌آویو به‌طور چشمگیری رو به وخامت گذاشت. دولت اشغالگر در ابتدا پیشنهاد داد که مصر با جابه‌جایی جمعیت غزه به سینا، پاکسازی قومی را تسهیل کند و بدین‌ترتیب منطقه حائلی میان غزه و فلسطین اشغالی ایجاد شود. رئیس‌جمهور سیسی قاطعانه این طرح را رد کرد و تنش‌ها بیشتر شد.


تشدید درگیری‌ها و چشم‌انداز توسعه‌طلبی اسرائیل در سینا


تا اوایل سال ۲۰۲۴، ارتش اشغالگر اسرائیل تهاجم خود به غزه را تشدید کرد و نخست‌وزیر بنیامین نتانیاهو به‌صراحت حمله‌ای به رفح، جنوبی‌ترین شهر نوار غزه، را اعلام کرد. مصر فوراً نسبت به هرگونه تلاش برای بازپس‌گیری کریدور فیلادلفیا – منطقه مرزی که مصر و غزه را از هم جدا می‌کند – هشدار داد و تأکید کرد که چنین اقدامی نقض معاهده صلح ۱۹۷۹ خواهد بود.
در یک تشدید دراماتیک در ۶ مه، اسرائیل حمله خود به رفح را درست در روزی آغاز کرد که حماس با پیشنهاد آتش‌بس موافقت کرده بود. این حمله که شامل اشغال گذرگاه مرزی رفح و کریدور فیلادلفیا نیز می‌شد، حتی توسط ایهود باراک، نخست‌وزیر پیشین اسرائیل، محکوم شد و او آن را «نقض آشکار توافق صلح با مصر» توصیف کرد. با وجود تهدیدهای قاهره مبنی بر لغو معاهده، واکنش اصلی رئیس‌جمهور سیسی این بود که به پرونده آفریقای جنوبی در دیوان بین‌المللی دادگستری (ICJ) ملحق شود و اسرائیل را به نسل‌کشی در غزه متهم کند.
هنگامی که تانک‌های اسرائیلی برای اولین بار وارد گذرگاه مرزی رفح شدند، این منطقه را تخریب کرده و نیروهای مصری مستقر در آنجا را تحقیر کردند. اواخر همان ماه، درگیری‌ای رخ داد که طی آن سربازان اسرائیلی یک سرباز مصری را کشتند. در ماه ژوئن، اسرائیل مجموعه‌ای از حملات هوایی را علیه اهدافی در شبه‌جزیره سینا انجام داد.
چشم‌انداز صهیونیستی برای گسترش به خاک مصر
اسناد منتشرشده در سال گذشته از آرشیو ملی بریتانیا نشان‌دهنده کارزار تاریخی اسرائیل برای مشروعیت‌بخشی به ادعای خود درباره شبه‌جزیره سینا است. در طول اشغال سینا پس از جنگ ۱۹۶۷، لابی‌های طرفدار اسرائیل و اندیشکده‌های غربی روایت‌هایی را ترویج دادند که حاکمیت مصر بر این منطقه استراتژیک را زیر سؤال می‌برد.
تنها دو سال پس از اشغال سینا – که به دنبال جنگ تهاجمی اسرائیل در ژوئن ۱۹۶۷ اتفاق افتاد – نشریات Jewish Observer و Middle East Review مقاله‌ای با عنوان تحریک‌آمیز «سینا بدون مصری‌ها – نگاهی نو به گذشته، حال و آینده» منتشر کردند.
فدراسیون صهیونیستی بریتانیا حتی استدلال کرد که چون سینا تا سال ۱۹۲۳ تحت کنترل عثمانی بوده، باید به قیمومیت بریتانیا بر فلسطین ضمیمه می‌شد تا زمینه‌ساز ادعاهای اسرائیل بر این منطقه شود.

احیای ادعاهای توسعه‌طلبانه اسرائیل



امروزه، استدلال‌های مشابهی برای توجیه جاه‌طلبی‌های توسعه‌طلبانه اسرائیل دوباره مطرح شده است. در ۶ ژانویه، حساب‌های رسانه‌های اجتماعی اسرائیلی-عربی نقشه‌ای منتشر کردند که مناطق پادشاهی‌های باستانی یهودا و اسرائیل را نشان می‌داد و خشم اردن و کشورهای حوزه خلیج فارس را برانگیخت. این ادعاها به‌صورت آشکار سرزمین‌های اردن، لبنان و سوریه را هدف قرار داده و به‌طور ضمنی بخش‌هایی از مصر مدرن، به‌ویژه سینا را شامل می‌شوند.
در ژوئیه سال گذشته، وزیر میراث فرهنگی اسرائیل، امیحای الیاهو، پستی را در شبکه اجتماعی X (توییتر سابق) بازنشر کرد که از ارتش اشغالگر خواسته بود علاوه بر جنوب لبنان و جنوب سوریه، سینا و بخش‌هایی از اردن را نیز اشغال کند.
در سپتامبر، هم‌زمان با حمله اسرائیل به لبنان، روزنامه Jerusalem Post مقاله‌ای با عنوان «آیا لبنان بخشی از قلمرو موعود اسرائیل است؟» منتشر کرد که پس از واکنش‌های گسترده حذف شد.


تهدیدی برای ثبات منطقه غرب آسیا و شمال آفریقا (WANA)


در شرایط فعلی، اسرائیل به‌صراحت اعلام کرده است که حتی پس از آتش‌بس ۶۰ روزه در جنوب لبنان، به اشغال این منطقه ادامه خواهد داد و هم‌زمان اشغال سرزمین‌های سوریه را به‌تدریج گسترش می‌دهد. اسرائیل همچنین به دنبال الحاق قریب‌الوقوع کرانه باختری اشغالی است. همه این اقدامات نشان‌دهنده جدیت اسرائیل در گسترش مرزهای غیررسمی خود است.
در مارس ۲۰۲۳، وزیر دارایی اسرائیل، بتسلئل اسموتریچ، نقشه‌ای با عنوان «اسرائیل بزرگ» به نمایش گذاشت و گمانه‌زنی‌ها درباره اهداف بلندمدت رهبری صهیونیستی را دامن زد. چشم‌انداز «اسرائیل بزرگ» بخش‌هایی از لبنان، مصر، سوریه، اردن، عربستان سعودی و عراق را شامل می‌شود.
رهبران اسرائیل از توجیهات متنوع تاریخی، مذهبی و سیاسی برای تقویت این ادعاها استفاده می‌کنند – استراتژی‌ای که سید حسن نصرالله، دبیرکل فقید حزب‌الله، هشدار داده بود که اگر با مقاومت متحد عربی مواجه نشود، بی‌وقفه ادامه خواهد یافت.