ترجمه جنوب جهانی

پس از بیش از یک دهه اشغال نظامی، تحمیل جنگ داخلی و تحریم‌های اقتصادی مرگبار از سوی امپریالیسم ایالات متحده و متحدان منطقه‌ای آن، دولت قانونی سوریه سرانجام به زانو درآمد و گروهی از تروریست‌ها که با اسامی جدید معرفی شده بودند، دمشق را اشغال کردند و طرح بلندمدت امپریالیسم برای تغییر رژیم در سوریه را اجرا کردند؛ اقدامی که بدون کمک نظامی مستقیم ایالات متحده و اسرائیل و حمایت ترکیه و رژیم‌های ارتجاعی منطقه امکان‌پذیر نبود.

سقوط سریع دولت سوریه باعث شد بسیاری از کسانی که فهمی مناسب از اهداف امپریالیسم و روندهای تاریخی جهانی ندارند و تحلیل‌های خود را تنها بر رویدادهای لحظه‌ای و گذرا بنا می‌کنند، بشار اسد و دولت سوریه را مسئول شکست کنونی بدانند. برخی، هم‌صدا با شبکه امپریالیستی CNN، حتی شرایط دشوار مردم سوریه، از جمله بحران اقتصادی و فقر گسترده در سال‌های اخیر را «انقلاب مردمی» علیه «دیکتاتوری ناکارآمد» می‌نامند.

اما واقعیت این است که نه این یک «انقلاب مردمی» بود و نه نتیجه «دیکتاتوری» و «ناکامی» دولت بشار اسد.

تغییر رژیم، نه انقلاب مردمی

اولاً، هیچ «انقلاب مردمی» از طریق جنگ نظامی و با کمک امپریالیسم از خارج مرزهای یک کشور آغاز نمی‌شود. نامیدن این رویداد به‌عنوان «انقلاب» تنها می‌تواند به معنای حمایت از سیاست امپریالیسم برای تغییر رژیم در سوریه و در نظر گرفتن تروریست‌های آموزش‌دیده و مسلح‌شده توسط ایالات متحده و اسرائیل به‌عنوان «مردم» باشد.

این چیزی جز تحریف واقعیت‌های عینی نیست؛ نامیدن یک «ضدانقلاب» امپریالیستی به‌عنوان «انقلاب مردمی» تنها برای فریب افکار عمومی و هم‌سو شدن با تبلیغات امپریالیستی است.

این توطئه قبلاً در سال ۲۰۱۱ نیز اجرا شده بود و مردم سوریه، با وجود تمامی دشواری‌های ناشی از شرایط تحمیل‌شده، به مدت ۱۴ سال از دولت و ارتش خود حمایت کردند. سکوت حیرت‌زده امروز آنان نباید و نمی‌تواند به‌عنوان تأیید آنان بر این ضدانقلاب تلقی شود.

سوریه تحت تحریم‌های مرگبار

ثانیاً، وضعیت دشوار مردم و فقر گسترده در سوریه تنها در صورتی می‌تواند به «ناکارآمدی» دولت سوریه نسبت داده شود که جنگ‌های تحمیلی چند دهه‌ای، تحریم‌های اقتصادی مرگبار امپریالیستی و غارت آشکار منابع نفتی سوریه توسط نیروهای اشغالگر آمریکایی را نادیده بگیریم.

از سال ۱۹۷۹، دولت سوریه در فهرست «کشورهای حامی تروریسم» ایالات متحده قرار گرفته و به‌دلیل حمایت قاطع و مداوم از انقلاب اسلامی ایران و حزب‌الله لبنان، تحت تحریم‌های شدید بوده است؛ تحریم‌هایی که به دلیل مقاومت روزافزون دولت سوریه هر روز شدیدتر می‌شد. این تحریم‌ها سرانجام در قالب «قانون سزار» به اوج خود رسید و از سال ۲۰۱۹ باعث فروپاشی اقتصاد سوریه شد.

جهان ما شاهد همین جنایات علیه یوگسلاوی، افغانستان، لیبی، عراق و دیگر کشورها بوده است. کسانی که این واقعیت‌های انکارناپذیر را نادیده می‌گیرند و حملات خود را علیه قربانیان امپریالیسم و صهیونیسم هدایت می‌کنند، آگاهانه یا ناآگاهانه، به سخنگویان تبلیغاتی دشمنان مردم تبدیل می‌شوند.

ماهیت موقتی این شکست نظامی زمانی روشن‌تر می‌شود که تحولات اخیر منطقه را در چارچوب مبارزه گسترده‌تر برای جهانی چندقطبی در نظر بگیریم. طی نزدیک به دو دهه، جنبشی جهانی برای برچیدن سلطه یک‌جانبه امپریالیسم شکل گرفته و شتاب گرفته است، زیرا ملت‌های مختلف جهان یکی پس از دیگری علیه این هژمونی قیام می‌کنند. نظام تک‌قطبی که پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و بلوک سوسیالیستی ظهور کرد، در حال افول است و هر روز تعداد بیشتری از کشورها به این مبارزه جهانی می‌پیوندند.

امپریالیسم به‌دنبال فروپاشی محور مقاومت

در این زمینه، فروپاشی محور مقاومت در منطقه حیاتی خاورمیانه – که از دست دادن آن می‌تواند گذار به جهان چندقطبی را غیرقابل بازگشت کند – به اولویت اصلی قدرت‌های امپریالیستی تبدیل شد. این فوریت با کنار گذاشتن سیاست‌های دوگانه ایران در قبال غرب و حرکت بنیادین آن به‌سوی روسیه و چین تحت مدیریت رئیس‌جمهور فقید [سید ابراهیم] رئیسی، و ایفای نقش فعال‌تر ایران در حمایت از جنبش آزادی‌بخش فلسطین، حزب‌الله در لبنان و حوثی‌ها (انصارالله) در یمن، شدت گرفت.

این تحولات، و نه «شکست‌های» ادعایی دولت اسد، علت اصلی تغییر رژیم تحمیلی در سوریه بودند.

هژمونی امپریالیستی در حال افول است و نظمی نوین در حال ظهور. نبرد جهانی کنونی ممکن است گاهی منجر به عقب‌نشینی‌های موقت یا حتی شکست‌هایی در برخی جبهه‌ها شود، اما پیشروی این جنبش جهانی قابل توقف نیست. فراموش نکنیم که پس از سال‌ها اشغال نظامی ایالات متحده و ناتو در افغانستان و عراق، هیچ‌یک از این دو کشور تحت کنترل آمریکا یا غرب باقی نمانده‌اند. بی‌شک سرنوشت سوریه نیز از این قاعده مستثنی نخواهد بود.

مقاومت جهانی علیه امپریالیسم تا پیروزی نهایی ادامه خواهد داشت!

این متن از زبان اسپانیولی به فارسی ترجمه شده است.