
همه جنگها با مذاکرات پایان مییابند. جنگ اوکراین نیز چنین خواهد بود: خبرنامه سوم (۲۰۲۵)
ویجی پراشاد
همچنان که ناتو در تلاش خود برای گسترش به اوکراین شکست میخورد، حمایت مردمی به طور قابل توجهی به نفع مسیر صلح تغییر کرده است.
دوستان عزیز،
با درود از دفتر موسسه تحقیقات اجتماعی تریکانتیننتال.
مارک روته، دبیرکل فعلی سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو)، شاعر نیست. او، مانند دیگر دبیرکلهای ناتو، یک سیاستمدار متوسط اروپایی است که وظیفه نگهداری افسار ناتو برای ایالات متحده به او سپرده شده است (البته باید به روته حق داد که چهارده سال نخستوزیر هلند بوده، اما بیشتر به عنوان یک توفیق اجباری تا یک رهبر). با این حال، در ۱۲ دسامبر ۲۰۲۴، روته سخنرانیای در کنسرت نوبل در بروکسل (بلژیک) ایراد کرد، مکانی که در سال ۱۸۷۳ توسط لئوپولد دوم بازسازی شد، پادشاه غارتگری که از ۱۸۸۵ تا ۱۹۰۸ کنگو را به عنوان تنها مالک آن غارت کرد. این سخنرانی سپس به شکلی بسیار عجیب در وبسایت ناتو، به صورت شعر به جای نثر معمول بوروکراتیک منتشر شد. بیشتر متن پیش پا افتاده است، اما چهار بند هست که میخواهم با شما به اشتراک بگذارم:
از بروکسل، یک روز طول میکشد تا به اوکراین برانید.
یک روز –
تا این حد نزدیک به ما بمبهای روسی فرود میآیند.
تا این حد نزدیک پهپادهای ایرانی پرواز میکنند.
و نه چندان دورتر، سربازان کره شمالی میجنگند.
هر روز، این جنگ ویرانی و مرگ بیشتری به بار میآورد.
هر هفته، بیش از ۱۰،۰۰۰ کشته یا زخمی در همه طرفهای درگیر در اوکراین وجود دارد.
بیش از ۱ میلیون تلفات از فوریه ۲۰۲۲.
…..
روسیه، چین، و همچنین کره شمالی و ایران، سخت در تلاشند تا آمریکای شمالی و اروپا را تضعیف کنند.
تا آزادی ما را خدشهدار کنند.
آنها میخواهند نظم جهانی را بازسازی کنند.
نه برای ایجاد نظمی عادلانهتر، بلکه برای تأمین حوزههای نفوذ خودشان.
آنها ما را آزمایش میکنند.
و بقیه جهان نظارهگر هستند.
نه، ما در جنگ نیستیم.
اما قطعاً در صلح هم نیستیم.
…..
و در نهایت، به شهروندان کشورهای ناتو، بهویژه در اروپا، میگویم:
به بانکها و صندوقهای بازنشستگی خود بگویید که امتناع آنها از سرمایهگذاری در صنعت دفاعی غیرقابل قبول است.
دفاع در همان دستهی مانند مواد مخدر غیرقانونی و پورنوگرافی نیست.
سرمایهگذاری در دفاع، سرمایهگذاری در امنیت ماست.
این یک ضرورت است!
…..
یک دهه پیش، متحدان توافق کردند که زمان سرمایهگذاری مجدد در دفاع فرا رسیده است.
معیار ۲٪ تعیین شد.
تا سال ۲۰۲۳، متحدان ناتو توافق کردند که «حداقل» ۲٪ سرمایهگذاری کنند.
حداقل…
میتوانم به شما بگویم؛ ما به خیلی بیشتر از ۲٪ نیاز خواهیم داشت.
روته چنین شعری برای فلسطین یا سودان، که ویرانی در آنجا بسیار بیشتر بوده، ننوشت. فقط اوکراین، با چندین گریز و خطای واقعی، در زمانی که در اروپا اشتیاقی برای طولانی کردن این درگیری وجود ندارد. شعر روته از کشورهای عضو ناتو که قبلاً تحت فشار ریاضت اقتصادی هستند، میخواهد هزینههای دفاعی خود را به حداقل ۲٪ تولید ناخالص داخلیشان افزایش دهند. دونالد ترامپ قبلاً خواستار افزایش این آستانه به ۵٪ شده است.
به «نه به جنگ سرد» یادداشت شماره ۱۶ مراجعه کنید که تحلیلی روشن از مخالفت گسترده با جنگ اوکراین در جنوب جهانی و همچنین اروپا ارائه میدهد. لطفاً آن را با دقت بخوانید، دانلود کنید و به اشتراک بگذارید. وضوح این متن مستقیماً با شعر سست روته صحبت میکند.
از ابتدای جنگ اوکراین در سال ۲۰۲۲، کشورهای جنوب جهانی – که شامل اکثریت قاطع جمعیت جهان هستند – با سیاست آمریکا در قبال آن درگیری مخالفت کردهاند. یک نظرسنجی اخیر نشان داد که تنها دو کشور جنوب جهانی عملاً تحریمهای آمریکا علیه روسیه را در مورد جنگ اجرا کردهاند، و هند واردات نفت خود از روسیه را در سال اول جنگ ده برابر افزایش داد. رهبران جنوب جهانی، مانند سیریل رامافوسا رئیس جمهور آفریقای جنوبی، اعلام کردند که سیاست آمریکا برای گسترش سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) به اروپای شرقی پشت این جنگ قرار داشت.
اما تا همین اواخر، حمایت از جنگ در آمریکا و در میان متحدان اروپاییاش محکم به نظر میرسید. این وضعیت اکنون به طور قابل توجهی در حال تغییر است. گمانهزنیهای رسانهای بر ادعای اثبات نشده ترامپ مبنی بر اینکه میتواند جنگ را ظرف ۲۴ ساعت پایان دهد متمرکز شده، اما شواهد تغییر شدید در نگرشهای عمومی نسبت به جنگ بسیار اساسیتر است. این امر پایهای برای امیدواری به پایان دائمی جنگ فراهم میکند.
ضرورت بازگرداندن پیوندهای اقتصادی در سراسر اروپا
اولین فشار تغییر دهنده وضعیت، اقتصادی است. به عنوان مثال، در ۱ ژانویه ۲۰۲۵، یک توافق پنج ساله انتقال گاز بین روسیه و اوکراین منقضی شد، که صادرات گاز روسیه به اروپا از طریق اوکراین را کاملاً متوقف کرد و اطمینان داد که دولت اوکراین خطوط لوله در سراسر قلمرو خود را تعطیل خواهد کرد. موفقیت تدریجی آمریکا در دستیابی به هدف چندین دههای خود برای قطع صادرات مستقیم گاز روسیه به اروپا، سطح زندگی جمعیت اروپا را به دلیل افزایش قیمتهای انرژی کاهش داده و همزمان ضربه بزرگی به اقتصاد اروپا وارد کرده است. شوکهای قیمتی ناشی از جنگ به بسیاری از اقتصادهای در حال توسعه نیز تأثیر گذاشت.
صادرات گاز مایع آمریکا، که اروپا اکنون به آن متکی است، به طور متوسط ۳۰-۴۰٪ گرانتر از گاز روسیه است. علاوه بر این، این گاز طبیعی مایع (LNG) عمدتاً از طریق روش مخرب فرکینگ استخراج میشود و به روشی که از نظر اکولوژیکی به همان اندازه غیر مضر برای محیط زیست است، با نفتکشهای عظیم حمل LNG به اروپا حمل میشود.
خسارت اقتصادی عظیمی که به اروپا وارد شده اکنون مخالفت فزایندهای با جنگ ایجاد کرده است، به ویژه در میان طبقه کارگر و خانوارها به طور کلی. افراد بیشتر و بیشتری متوجه شدهاند که دو بار هزینه جنگ در اوکراین را میپردازند: مالیاتهای آنها تلاشهای عظیم جنگ و نظامیگری را تضمین میکند، و همزمان بار افزایش قیمتهای انرژی و اقدامات ریاضتی تحمیل شده را به دوش میکشند.
در آلمان، رهبری احزاب دموکرات مسیحی، محافظهکار، سوسیال دموکرات و دیگر احزاب «میانهرو» چنین سیاستهای تحمیل شده از سوی آمریکا را اجرا کردند و بدین ترتیب به اقتصاد و جوامع خود آسیب جدی وارد کردند. این نوع همدستی رویکرد را در اکثر کشورهای اروپایی تا همین اواخر تعریف کرده و علیرغم محبوبیت بسیار کمی که برای احزاب خودشان ایجاد کرد، ادامه یافته است. اکثریت قاطع احزاب حاکم در اروپا اکنون عمیقاً نامحبوب هستند، و احزاب نئونازی، فاشیست، ضد مهاجر و نژاد پرست هوادارن زیادی را به خود جلب کردهاند. در آلمان و جاهای دیگر اروپا، در عین حال حمایت زیادی هم از احزاب مخالف جنگ وجود دارد. اخیراً، تعداد فزایندهای از سیاستمداران آشکارا اعلام کردهاند که برای اقتصاد اروپا حیاتی است که با این سیاست فاجعهبار آمریکا قطع ارتباط کند و عرضه مستقیم گاز از روسیه را از سر بگیرد، و همچنین روابط عادی تجارت و سرمایهگذاری با جنوب جهانی و کشورهای بریکس، به ویژه چین را بازگرداند. اسکار لافونتن، وزیر دارایی سابق، این احساس را با گفتن اینکه باید به سادگی یک تماس تلفنی با روسیه برای بازگرداندن تلاش کرد.
ناتو نمیتواند در جنگ اوکراین پیروز شود
دومین عاملی که افکار عمومی را تغییر میدهد این است که آمریکا و ناتو در جنگ اوکراین با شکست مواجه میشوند.
گسترش ناتو به اوکراین، البته تنها نمونه تجاوز مورد حمایت آمریکا در وضعیت فعلی جهان نیست. به طور مشخص، در غزه، اسرائیل و آمریکا قادر به انجام کشتارهای نظامی افسارگسیخته، جنایات جنگی و سیاستهای نسلکشی علیه مردم فلسطین و دیگر کشورهای منطقه هستند. با این حال، در اروپا، آمریکا و متحدانش با روسیه روبرو هستند که قدرتمندترین ارتش در قاره را دارد و نیروهای هستهای آن اساساً برابر با نیروهای آمریکاست. به نظر میرسد آمریکا قادر به پیروزی در این جنگ نیابتی نیست؛ تنها مداخله مستقیم نیروهای نظامی ناتو، که خطر جنگ هستهای جهانی را به همراه دارد، میتواند این وضعیت را تغییر دهد.
طولانی شدن جنگ اوکراین، که منجر به صدها هزار قربانی – از جمله هزاران کودک – و ویرانی گسترده شده، به تغییر شدید در افکار عمومی منجر شده است. در اوکراین، نظرسنجیها اکنون نشان میدهند که ۵۲٪ جمعیت از این موضع حمایت میکنند که «اوکراین باید در اسرع وقت به دنبال مذاکره برای پایان دادن به جنگ باشد». تنها ۳۸٪ از این دیدگاه حمایت میکنند که «اوکراین باید تا پیروزی در جنگ به مبارزه ادامه دهد».
در انتخابات دور اول ریاست جمهوری رومانی در نوامبر، پس از آنکه دیانا شوشواکا، نامزد مخالف جنگ، از انتخابات منع شد، کالین جورجسکو، که او نیز مخالف جنگ است، در جایگاه اول قرار گرفت. مقامات رومانی، با حمایت آمریکا، با لغو انتخابات به این موضوع پاسخ دادند.
در دسامبر ۲۰۲۴، یک نظرسنجی یوگاو از آلمان، بریتانیا، فرانسه، ایتالیا، اسپانیا، سوئد و دانمارک افزایش شدید حمایت از یک توافق مذاکرهشده را نشان داد. در چهار کشور از این کشورها – آلمان، فرانسه، اسپانیا و ایتالیا – موضع «تشویق به پایان جنگ با مذاکره، حتی اگر روسیه همچنان کنترل برخی از بخشهای اوکراین را در دست داشته باشد» حمایت بیشتری نسبت به دیدگاه «حمایت از اوکراین تا زمانی که روسیه عقبنشینی کند، حتی اگر این به معنای طولانیتر شدن جنگ باشد» دارد.
در ایالات متحده، تنها ۲۳٪ از جمعیت فکر میکردند که «حمایت از اوکراین» باید اولویت سیاست خارجی آمریکا باشد.
وضعیت در اوکراین
برقراری مجدد روابط اقتصادی عادی و متقابلاً سودمند در سراسر اروپا برای اقتصاد منطقه ضروری است اما تنها گام اول در پایان دادن به جنگ فاجعهبار اوکراین است که امپریالیسم آمریکا بر اروپا تحمیل کرده است.
تلاش برای گسترش ناتو با وضعیت داخلی اوکراین مرتبط است، که یک اقلیت بزرگ روسیزبان (حدود ۳۰٪ جمعیت) دارد که در شرق و جنوب شرقی کشور اکثریت را تشکیل میدهند. تجربیات در کشورهایی مانند کانادا و بلژیک تأیید میکند که کشورهای دوزبانه تنها با تضمینهای سختگیرانه حقوق زبانی و سایر حقوق جوامع مختلف و اجتناب از سیاستهایی که برای هر یک کاملاً غیرقابل قبول است، میتوانند در کنار هم زندگی کنند.
با این حال، از کودتای میدان در سال ۲۰۱۴ به بعد، دولت کییف، با حمایت آمریکا، به سرکوب حقوق اقلیت روسیزبان پرداخته است. همانطور که کمیسیون ونیز شورای اروپا، که به هیچ وجه نمیتوان آن را طرفدار روسیه دانست، اعلام کرد، «قانون فعلی اقلیتهای ملی از ارائه تضمینهای کافی برای حمایت از اقلیتها بسیار دور است… بسیاری از مقررات دیگر که استفاده از زبانهای اقلیت را محدود میکنند از ۱۶ ژوئیه ۲۰۱۹ اجرایی شدهاند».
هم تلاش برای سرکوب جمعیت روسیزبان و هم مسئله عضویت اوکراین در ناتو دو موضوعی هستند که باید برای پایان دادن دائمی به جنگ حل شوند.
شرایط پایان جنگ در اوکراین
اروپا باید تلاشهای صادقانه و جدی برای پایان دادن به جنگ اوکراین انجام دهد. با تکیه بر افکار عمومی که مشتاق صلح و پیشرفت است و بر جنبش صلح با یک مؤلفه قوی طبقه کارگر، نیروهای اجتماعی و سیاسی اروپا باید گامهای زیر را برای پایان دادن به جنگ در اوکراین ترویج کنند:
– آغاز مذاکرات صلح بدون پیششرط.
– درخواست آتشبس.
– مخالفت با عضویت اوکراین در ناتو.
– به رسمیت شناختن حقوق زبانی در سراسر اوکراین و حقوق، از جمله حق تعیین سرنوشت، اکثریت روسیزبان در شرق و جنوب شرقی اوکراین.
– پایان دخالت کشورهای ناتو در جنگ اوکراین، از جمله توقف تمام فروش تسلیحات و خروج تمام پرسنل نظامی و مربیان از اوکراین – پول صرفهجویی شده برای تقویت هزینههای اجتماعی و خدمات عمومی استفاده شود.
برای اروپا، و جهان، مدت زمان قابل توجهی طول خواهد کشید تا از اثرات فاجعهبار سیاست آمریکا در منطقه بهبود یابند. متوقف کردن دائمی جنگ در اوکراین یک گام اول ضروری است.
گامهای تدوین شده توسط جنبش بدون جنگ سرد نه تنها منطقی و انسانی هستند: آنها تنها راه پیش رو نیز هستند. همه جنگها با مذاکره پایان مییابند. این یکی نیز چنین خواهد بود.
با مهر،
ویجی

