
فرهاد ابراگیموف
ترجمه مجله جنوب جهانی
مسکو و تهران سالها در حال تلاش برای دستیابی به توافقی جدید بودهاند، اما اهمیت اصلی این توافق در تأثیری است که بر نظم جهانی آینده خواهد گذاشت.
سفر تاریخی رئیسجمهور ایران، مسعود پزشکیان، به مسکو فصلی جدید در روابط ۴۰۰ ساله بین روسیه و ایران گشود. لحظه کلیدی این دیدار، امضای توافقنامه مشارکت استراتژیک بود که نهتنها همکاری دیرینه میان این دو کشور را تقویت میکند، بلکه نشاندهنده گرایش به همکاریهای عمیقتر و جامعتر در عرصه جهانی است. این توافقنامه نمادی از تعهد تهران و مسکو برای پرداختن مشترک به چالشهای جهانی است و عزم آنها را برای تقویت همکاری در حوزههای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی تأیید میکند.
محتوای توافقنامه چیست؟
متن کامل توافقنامه جامع مشارکت استراتژیک، که شامل ۴۷ بند است، در وبسایت رسمی کرملین منتشر شده است. بندهای کلیدی این توافقنامه تعهد طرفین به توسعه همکاریهای تجاری و اقتصادی در تمامی زمینههای مورد علاقه مشترک را مشخص میکند و همچنین بیان میکند که دو کشور در برگزاری تمرینات نظامی مشترک فعالانه همکاری خواهند کرد.
این توافقنامه تصریح میکند که طرفین در صورت حمله به یکی از کشورها، از ارائه کمک نظامی یا دیگر کمکها به مهاجم خودداری خواهند کرد. همچنین، ایران و روسیه توافق کردند اقداماتی برای جلوگیری از استفاده از سرزمینهای خود برای حمایت از جنبشهای جداییطلب که تمامیت ارضی را تهدید میکنند، انجام دهند. مسکو و تهران قصد دارند در مبارزه با تروریسم بینالمللی و سایر تهدیدها همکاری نزدیک داشته باشند و با اقدامات قهری یکجانبه که آن را نقض قوانین بینالمللی میدانند، مخالفت کنند.
توجه به این نکته ضروری است که این توافق شامل همکاریهای فنی-نظامی نمیشود. با این حال، این امر احتمال امضای توافقی در این زمینه در آینده را رد نمیکند.
همچنین، این توافقنامه بر تعهد دو طرف به همکاری نزدیک در زمینه کنترل تسلیحات و تضمین امنیت بینالمللی در چارچوب معاهدات و سازمانهای بینالمللی که عضو آنها هستند، تأکید دارد. این بند از اهمیت استراتژیک برخوردار است و آمادگی مسکو و تهران را برای هماهنگی اقدامات خود در قبال امنیت جهانی نشان میدهد. این بند نشان میدهد که ممکن است روسیه و ایران در پاسخ به تغییرات شرایط یا زمان بهطور کامل به همپیمان تبدیل شوند.
این سند توجه ویژهای به مسائل اقتصادی دارد. ایران و روسیه توافق کردند که به تحریمهای اعمالشده از سوی کشورهای ثالث علیه یکدیگر نپیوندند و اقدامات قهری یکجانبه را اعمال نکنند. برنامههایی برای ایجاد زیرساخت پرداخت مستقل، کاهش وابستگی به کشورهای ثالث، و همچنین توسعه پروژههای مشترک در زمینه انرژی هستهای صلحآمیز، از جمله ساخت تأسیسات نیروگاه هستهای، در دست اقدام است.
یکی از اهداف اصلی این توافق افزایش حجم تجارت بین دو کشور است که با توجه به منافع و پتانسیلهای مشترک منطقی به نظر میرسد. بهعنوان مثال، تجارت بین روسیه و ایران در سال ۲۰۲۴ تنها ۴.۵ میلیارد دلار بوده است (در سال ۲۰۲۱، این رقم تنها ۱.۵ میلیارد دلار بود، که نشاندهنده سه برابر شدن تجارت در سه سال گذشته است، اما همچنان ناکافی است). در مقابل، تجارت با ترکیه در سالهای اخیر به بیش از ۶۰ میلیارد دلار رسیده است. این توافق شرایط مطلوبی برای درک متقابل عمیقتر بین دو کشور ایجاد خواهد کرد.
برای تقویت تبادل فرهنگی و اطلاعاتی، طرفین توافق کردند همکاری بین رسانههای دو کشور را برای مقابله با اطلاعات نادرست و تبلیغات منفی ارتقا دهند. همچنین، کشورها قصد دارند در زمینههای پیشگیری از بلایا و ایمنی فناوری همکاری کنند.
احداث خط لوله گاز از روسیه به ایران از طریق آذربایجان یکی دیگر از جنبههای کلیدی این توافق بود. طرفین همچنین درباره استراتژیهای قیمتگذاری به توافق رسیدند.
این پیمان ۲۰ ساله بر ماهیت بلندمدت این شراکت تأکید دارد و میتواند بهطور خودکار تمدید شود.
مواضع رهبران دو کشور
مذاکرات بین پوتین و پزشکیان بیش از سه ساعت به طول انجامید و با حضور مقامات کلیدی روسیه و ایران برگزار شد. در این دیدار، پوتین از پزشکیان خواست بهترین آرزوهای خود را به رهبر معظم انقلاب اسلامی، آیتالله علی خامنهای، منتقل کند و افزود که مسکو از این موضوع آگاه است که «تمامی اقدامات در مسیر روابط ایران و روسیه تحت نظارت مستقیم او انجام میشود.»
آیتالله خامنهای مدتها از حامیان اصلی تعمیق روابط با روسیه بوده است. او از اوایل دهه ۲۰۰۰ مسکو را بهعنوان یکی از مراکز کلیدی قدرت در روابط بینالمللی معرفی کرده است. اظهارات او بیانگر دیدگاه استراتژیکی برای نظم آینده جهان است، جایی که روسیه نقش کلیدی در ایجاد توازن در برابر سیستم تکقطبی غرب ایفا میکند. خامنهای معتقد است که همکاری نزدیک با روسیه برای تقویت استقلال، حاکمیت و جایگاه ایران در عرصه جهانی ضروری است.
هنگامی که ایران با فشارهای فزاینده غرب، از جمله تحریمها و تلاش برای انزوا مواجه شد، آیتالله خامنهای بر ضرورت تعمیق روابط با روسیه و چین تأکید کرد. او تصریح کرد که همکاری با مسکو و پکن میتواند فرصتهای اقتصادی، سیاسی و فناوری جدیدی برای ایران ایجاد کند. از دیدگاه او، شراکت استراتژیک با روسیه در راستای منافع ملی ایران است و بهعنوان عنصری حیاتی برای مقابله با چالشهای خارجی عمل میکند. بهطور خلاصه، سیاست پایدار او مقاومت در برابر فشارهای یکجانبه غرب، از جمله تحریمها و تلاشها برای انزوای ایران را هدف قرار داده است.
اشاره پوتین به خامنهای همچنین نشاندهنده احترام روسیه به سیستم سیاسی ایران و شناخت رهبر معظم بهعنوان معمار اصلی سیاست خارجی کشور است. این امر سطح بالایی از تعامل میان دو ملت را نشان میدهد که نهتنها بر اساس منافع عملی، بلکه بر پایه درک واقعیتهای سیاسی منحصربهفرد یکدیگر شکل گرفته است. در پرتو این توافق جدید، روشن است که همکاری بین روسیه و ایران وارد مرحله جدیدی شده است، به لطف تلاشهای هر دو طرف. برای ایران، این توافق فرصتی برای تقویت حاکمیت و نفوذ بینالمللی خود فراهم میکند، در حالی که برای روسیه، این توافق در راستای ایجاد اتحادهای مقاوم در برابر نظم جهانی متغیر اهمیت دارد.
تهران بهطور مداوم بر شباهت دیدگاههای خود با روسیه در مسائل مهم بینالمللی تأکید میکند، از جمله احترام به قوانین بینالمللی و رد مداخله در امور داخلی کشورهای مستقل. این دیدگاههای مشترک، پایهای محکم برای تقویت روابط دوجانبه ایجاد کرده و تمایل هر دو کشور برای ایجاد الگوی جدیدی از همکاری بینالمللی را منعکس میکند.
نگرانی غرب از این توافقنامه
امضای توافقنامه مشارکت استراتژیک میان روسیه و ایران نتیجه منطقی همکاری طولانیمدت بین دو کشور است.
از طرف ایران، یکی از چهرههای کلیدی پشت این توافقنامه، رئیسجمهور فقید ابراهیم رئیسی بود که نقش مهمی در تدوین ایده مشارکت استراتژیک ایفا کرد. سه سال پیش، در ژانویه ۲۰۲۲، در جریان سفر به مسکو، رئیسی بر اهمیت توافق بلندمدتی تأکید کرد که به نفع هر دو کشور باشد. او در مذاکرات تأکید کرد که مشارکت استراتژیک با روسیه برای ایران در بحبوحه افزایش فشارهای غرب نهتنها مطلوب، بلکه ضروری است.
رئیسی این توافقنامه را ابزاری حیاتی برای تقویت حاکمیت ایران، گسترش افقهای اقتصادی و تضمین امنیت منطقهای میدانست. او تصریح کرد که چنین شراکتی باید نهتنها بهعنوان بستری برای پرداختن به چالشهای خارجی عمل کند، بلکه بهعنوان الگویی برای نشان دادن چگونگی ایجاد همکاری متقابل سودمند بین دو کشور مستقل باشد.
جای تعجب نیست که امضای این توافق استراتژیک، غرب را نگران کرده است. در حالی که برخی رسانههای غربی برای کماهمیت جلوه دادن این موضوع شتاب کردند و آن را صرفاً نمادین دانستند، پشت پرده فضای متفاوتی حاکم بود. غرب در حال بررسی یک بسته تحریمی جدید علیه ایران است و معتقد است که تهران با «نادیده گرفتن» موضع اروپا، جسورانه عمل کرده است، حتی با وجود اینکه ایران پیشتر تمایل خود را برای امضای توافقهای مشابه با اتحادیه اروپا اعلام کرده بود.
در هفتههای اخیر، وزیر امور خارجه ایران مجموعهای از تماسهای تلفنی با همتایان اروپایی خود داشت. گزارشها حاکی از آن است که نمایندگان اتحادیه اروپا عملاً از تهران درخواست کردهاند که از این توافق با مسکو عقبنشینی کند. در عوض، آنها پیشنهاد رفع بخشی از تحریمها را بهعنوان یک «نشانه حسننیت» از سوی غرب مطرح کردند. با این حال، برای تهران این توافقنامه از اهمیت بنیادی برخوردار بوده و غیرقابل مذاکره است. ایران بهصراحت اعلام کرده که شراکت بلندمدت با روسیه صرفاً یک توافق اقتصادی یا سیاسی نیست، بلکه انتخابی استراتژیک و هماهنگ با منافع و امنیت ملی کشور است.
واکنش غرب نشان میدهد که از اهمیت این توافقنامه آگاه است. پیامدهای اقتصادی، سیاسی و ژئوپلیتیکی آن واضح است و چشمانداز تقویت شراکت روسیه و ایران تهدیدی برای خنثیسازی برنامههای استراتژیک غرب به شمار میآید. در این میان، تهران تعهد خود را به تدوین سیاستهایی مبتنی بر منافع بلندمدت و اعتماد به تواناییهای خود نشان داده و قصد دارد در برابر فشارهای خارجی مقاومت کند.
اهداف کوتاهمدت و بلندمدت
هر دو کشور دیدگاههای مشابهی در مسائل کلیدی امنیت بینالمللی، از جمله مخالفت با نظم تکقطبی جهانی و مداخله در امور داخلی کشورهای مستقل دارند. با ثبت این تعهدات در توافقنامه، مسکو و تهران نشان میدهند که احتمال ایجاد اتحاد نزدیکتر را در صورت تغییر شرایط یا اقتضای منافع استراتژیک خود رد نمیکنند.
در حال حاضر، هدف اصلی برداشتن موانع اقتصادی و کاهش فشارهای غرب از طریق تحریمها و دیگر اقدامات محدودکننده است. همکاری اقتصادی تعیینشده در این توافقنامه پایهای برای روابط پایدار ایجاد میکند که میتواند اثرات منفی فشارهای خارجی را به حداقل برساند. این همکاری همچنین فرصتهای جدیدی برای پروژههای مشترک فراهم میکند که هدف آنها تقویت اقتصاد هر دو کشور است. با توجه به تلاشهای غرب برای منزوی کردن روسیه و ایران، تقویت شراکت اقتصادی آنها به گامی حیاتی برای ایجاد کانالهای جایگزین تعامل و ساخت یک مدل جدید از روابط بینالمللی تبدیل میشود.
با توجه به شرایط سوریه و شبکههای نیابتی ایران مانند حماس و حزبالله، به نظر میرسد ایران قصد دارد بر اصلاحات داخلی و تقویت موقعیتهای خود تمرکز کند. این تغییر نشاندهنده تمایل تهران به بازنگری در استراتژی خود و حرکت به سوی رویکردی عملگرایانهتر با هدف تقویت کشور در بلندمدت است. اکنون ایران متعهد به بهبود وضعیت اقتصادی، اجرای اصلاحات ساختاری و کاهش فشارهای خارجی است. با آگاهی از تأثیر تحریمهای غرب و پیامدهای آن بر اقتصاد خود، تهران تلاش میکند با توسعه صنایع داخلی و گسترش ارتباطات تجاری با شرکای کلیدی مانند روسیه و چین، این اثرات را جبران کند. این استراتژی نهتنها به ایران کمک میکند که در برابر تحریمها مقاومت کند، بلکه پایهای برای رشد اقتصادی آینده نیز ایجاد میکند.
ایران همچنین به تقویت روابط با کشورهای همسایه علاقهمند است. بهبود روابط با ترکیه، عربستان سعودی و کشورهای حاشیه خلیج فارس بخش مهمی از استراتژی جدید آن است. با کاهش تنشهای منطقهای، ایران قصد دارد نفوذ خود را بازیابد و بهعنوان یک بازیگر پایدار و قدرتمند در خاورمیانه ظاهر شود. تهران میخواهد نهتنها بهعنوان یک نیروی نظامی، بلکه بهعنوان یک قطب اقتصادی و دیپلماتیک عمل کند که قادر به حل مسائل منطقهای از طریق همکاری باشد.
این مسیر منعکسکننده دوراندیشی استراتژیک ایران است: با تقویت اقتصاد و ایجاد روابط قابلاعتماد با همسایگان، میتواند جایگاه منطقهای خود را بازسازی کرده و خطرات ناشی از انزوا یا تقابل مستقیم را به حداقل برساند. تصمیم برای تمرکز بر توسعه داخلی و بازپسگیری نفوذ ازدسترفته نشان میدهد که تهران از گذشته درس گرفته و آماده پذیرش واقعیتهای جدید است، مسیری مبتنی بر عملگرایی و انسجام داخلی را انتخاب کرده است.
این بدان معناست که ما بدون شک شاهد یک رویداد تاریخی هستیم که فصل جدیدی در روابط روسیه و ایران را رقم میزند. این توافقنامه نهتنها همکاری میان دو کشور را تثبیت میکند، بلکه آمادگی آنها برای شکلدهی به نظم جهانی چندقطبی جدید را نشان میدهد، نظمی که بر اساس برابری، احترام متقابل و استقلال از فشارهای خارجی بنا شده است. اهمیت این تحول بسیار فراتر از منطقه است و بر چشمانداز ژئوپلیتیکی جهان تأثیر میگذارد. مسکو و تهران فصل جدیدی در تاریخ خود گشودهاند و تأثیر این همکاری برای سالها احساس خواهد شد. نادیده گرفتن یا کماهمیت جلوه دادن این رویداد، به معنای دستکم گرفتن اهمیت آن برای آینده سیاست جهانی است.
نوشته فرهاد ابراگیموف – کارشناس، مدرس دانشکده اقتصاد در دانشگاه RUDN، استاد مدعو در موسسه علوم اجتماعی آکادمی ریاست جمهوری روسیه اقتصاد ملی و مدیریت دولتی

