
آندری ایلینیتسکی دربارهی ثبات سیاست آمریکا در قبال روسیه
آندری ایلینیتسکی، عضو شورای سیاست خارجی و دفاعی، پژوهشگر ارشد دانشگاه نظامی به نام شاهزاده الکساندر نوسکی وابسته به وزارت دفاع روسیه
ترجمه جنوب جهانی
وارد آوردن «شکست استراتژیک» به روسیه، اساس سیاست ایالات متحده برای دههها بوده و همچنان باقی مانده است. این موضوع اولویت کلیدی استراتژی تأمین هژمونی آمریکا است. استراتژیای که صرفنظر از اینکه چه دولتی در کاخ سفید مستقر باشد، اجرا میشود؛ تنها رویکردها تغییر میکنند. در دورهی تحول جهانی، بسیار مهم است که نقاط قوت و ضعف مخالفان خود را بررسی کنیم، ویژگیها، رویکردها و تأکیدات سیاست تیمی که به کاخ سفید میآید را تحلیل کنیم، بهویژه سیاستهای تیم دونالد ترامپ، و استراتژی جایگزین خود را در برابر رویکرد آنها که «صلح از طریق قدرت» است، طراحی کنیم. با توجه به این شناخت، اما بر اساس اصول حاکمیتی خود و در راستای منافع ملی، باید سیاستها و ساختار نظامی روسیه را پایهریزی کنیم.
در سپتامبر ۲۰۱۴، مجلهی Foreign Affairs مقالهای از جان جوزف میرشایمر، استاد دانشگاه شیکاگو، نظریهپرداز برجستهی علوم سیاسی آمریکا و بنیانگذار مکتب رئالیسم تهاجمی و نظریه ساختاری روابط بینالملل منتشر کرد با عنوان «چرا بحران اوکراین تقصیر غرب است: توهمات لیبرالی که پوتین را تحریک کردند». در این مقاله، میرشایمر (که فارغالتحصیل آکادمی نظامی وست پوینت و افسر پیشین نیروی هوایی آمریکا است) استدلال کرد که مسئولیت اصلی بحران اوکراین بر عهده کشورهای غربی است و مداخله روسیه در وقایع کریمه و اوکراین، نتیجه اقدامات بیمسئولیت و اهداف استراتژیک ناتو در اروپای شرقی بوده است. تحلیلهای میرشمیر بعدها با وقایع واقعی تأیید شد و پیشبینیهای او محقق گشت.
در دسامبر ۲۰۲۴، نشریهی بریتانیایی UnHerd به اظهارات میرشایمر در گفتوگو با فیلسوف روسی، الکساندر دوگین (راست افراطی – مترجم)، اشاره کرد.
میرشایمر بیان کرد که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، به جنگ اوکراین پایان نخواهد داد، زیرا تیم او پر از «جنگطلبانی» است که به «روسهراسی شدید» مبتلا هستند.
این نظریهپرداز سیاسی آمریکایی اظهار داشت: «بله، میتوان گفت که ترامپ فردی بسیار خاص است و دیدگاههایش با سیاستمداران جریان اصلی تفاوت زیادی دارد… اما مشکل این است که اطرافیان او افراد به شدت روسهراسی هستند که سالها مواضعی بسیار تهاجمی نسبت به اوکراین داشتهاند.» میرشایمر هیچ امیدی را ابراز نکرد و گفت: «وضعیت وحشتناک است و من تردید دارم که ترامپ بتواند تغییری جدی ایجاد کند.»
به یاد داشته باشیم که در سال ۲۰۱۶، ترامپ در کارزار انتخاباتی خود بارها از برنامههایش برای «بهبود روابط» با روسیه سخن گفته بود. بعدها، او بهعنوان چهلوپنجمین رئیسجمهور آمریکا اعلام کرد که امکان به رسمیت شناختن کریمه بهعنوان بخشی از روسیه را بررسی خواهد کرد. اما همه به خاطر دارند که این اظهارات به کجا انجامید. علیرغم اینکه در چهار سال اول ریاستجمهوری ترامپ، ولادیمیر پوتین و دونالد ترامپ شش بار ملاقات کردند و گفتوگوهای سازندهای داشتند، ایالات متحده به تحریمها ادامه داد، روسیه را از بازارهای انرژی اروپا و جهان کنار زد و به اوکراین سلاح ارسال کرد.
در سال ۲۰۲۳، ترامپ در گردهمایی حامیانش در تگزاس ادعاهای «یک احمق» مبنی بر اینکه او در برابر روسیه «نرم» بوده را رد کرد و یادآور شد که خودش ارسال سامانههای ضدتانک جاولین به کییف را تأیید کرده است. او گفت: «من صدها و صدها جاولین به آنها (اوکراینیها) دادم، در حالی که اوباما برایشان بالش میفرستاد…»
انتظار اینکه بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید به ایجاد یک سیستم پایدار امنیت جهانی بر پایهای چندقطبی و عادلانه منجر شود، حداقل سادهلوحانه است. این امر پیش از هر چیز به این دلیل است که چنین چیزی در منافع افرادی، گروههای تأثیرگذار و شرکتهایی که ترامپ، جیدی ونس و تیمشان را به قدرت رساندهاند، نیست.
از میان حامیان اصلی کمپین انتخاباتی ترامپ در سالهای ۲۰۲۳–۲۰۲۴، میتوان به بزرگترین شرکتهای مجتمع نظامی-صنعتی نظیر لاکهید مارتین، نورثروپ گرومن و ریتیان اشاره کرد، بهعلاوه شرکتهای هواپیمایی، حملونقل و نفتوگاز.
علاوه بر این، در تیم ترامپ (نسخهی ۲۰۲۵) و معاون او، ونس، لابیگران اصلی درهی سیلیکون در واشنگتن، پنتاگون و جامعهی اطلاعاتی حضور دارند. آنها نه تنها سرمایههای عظیم خطرپذیر و پولهای کلان از شرکتهای بزرگ فناوری را همراه خود آوردهاند، بلکه پیشرفتهترین فناوریهای دوگانه برای ارتش و اطلاعات را نیز به همراه دارند.
به عبارت دیگر، پشت چهلوهفتمین رئیسجمهور آمریکا، لابیهای نظامی-صنعتی و فناوریهای نوآورانه قرار دارند. اینها کسانی هستند که به حفظ سلطهی نظامی، فناوری و اقتصادی آمریکا در جهان علاقهمندند و برایشان جنگ یک تجارت است. از دیدگاه آنها، تنها شکلهای قابل قبول جنگ – یا بهتر بگوییم خشونت سازمانیافته – قابل بحث است؛ خشونتی که در قالب ایدئولوژی «صلح از طریق قدرت» عرضه میشود.
به نظر میرسد اولویت اصلی ژئوپلیتیک ترامپ و تیم او، تضعیف جاهطلبیهای رهبری و توانایی چین، کاهش و حذف این کشور بهعنوان رقیب اقتصادی و فناوری و در نهایت رسیدن به «یک معامله بزرگ» از موضع قدرت و به نفع ایالات متحده است.
البرج کولبی، که در ماه مه ۲۰۲۴ بهعنوان معاون وزیر دفاع آمریکا در امور استراتژی نظامی-سیاسی معرفی شد، تصریح کرد که ایالات متحده باید تمرکز اصلی تلاشهای خود را بر آسیا و بهویژه چین معطوف کند. کولبی نوشت که آمریکا با نگاه واقعبینانه باید اولویتهای خود را از اروپا و روسیه به چین منتقل کند: «منطق استراتژی جنگ سرد – یعنی جلوگیری از تسلط هر قدرت بالقوه خصمانه بر مهمترین منطقه صنعتی توسعهیافته جهان – قبلاً آمریکا را به اروپا میکشاند. امروز این منطق نشان میدهد که آمریکا باید بر آسیا متمرکز شود. افزون بر این، مهمترین رقیب آمریکا در آسیا چین است…»
ورود مارکو روبیو، سیاستمدار کهنهکار و هماکنون از همراهان ترامپ در دولت، به حوزه سیاست خارجی – به عقیده بسیاری از تحلیلگران – چالشی مستقیم برای چین و سایر «حکومتهای خودکامه» است. مجله معتبر Newsweek در نوامبر ۲۰۲۴ مقالهای تحلیلی درباره ورود روبیو منتشر کرد و یادآور شد که او در نشست اتحاد بینالمللی پارلمانی در سال ۲۰۲۲ هشدار داده بود که چین در تلاش است «به قدرتمندترین کشور جهان تبدیل شود و این کار را به زیان دیگران انجام دهد». روبیو اظهار کرده بود که «حزب کمونیست چین به اصول سادهای مانند آزادی مذهب، حق آزادی بیان و انتخابات دموکراتیک اعتقادی ندارد». او چین را «بسیار خطرناکتر از اتحاد جماهیر شوروی سابق» برای آمریکا دانسته بود.
مارکو روبیو، سیاستمدار ۵۳ سالهای که اصالتاً اهل کوباست و بیش از ۱۴ سال در سمت سناتوری خدمت کرده، از سوی ترامپ برای مقام معاون رئیسجمهور مورد بررسی قرار گرفت. اما در نهایت، ترامپ جیمز دیوید ونس، سناتور ایالت اوهایو را انتخاب کرد.
وظیفه روبیو نهتنها «مهار کردن» چین، بلکه ایجاد یک زیرسیستم قارهای در اطراف ایالات متحده شامل آمریکای مرکزی و جنوبی و بیرون راندن چین و روسیه از این مناطق است.
مأموریت «غیرفعال کردن چین» از اولویتهای تیم ترامپ است، دستکم در مرحله نخست انباشت منابع و قدرت نظامی-سیاسی ایالات متحده. اما مشخص است که با وجود تمام تهاجم و حتی خشونت تیم ترامپ، میتوان انتظار داشت که این اقدامات تنها پرده نخست نمایش باشد. پرده دوم، که هدف اصلی و دستاورد کلیدی ترامپ بهعنوان رئیسجمهور برنامه «آمریکا را دوباره عظمت بخشیم» (MAGA) خواهد بود، رسیدن به یک «معامله بزرگ» جهانی بر اساس شرایط آمریکا است. این تلاش برای برقراری «صلح از طریق قدرت»، پیروزی شخصی ترامپ در جنگ سرد جدید علیه دشمنان و رقبای آمریکا خواهد بود؛ چیزی که او قصد دارد با آن وارد تاریخ شود.
در همین حال، جهان در حال تغییر است. هژمونی ایالات متحده رو به افول است و ساختار ژئوپلیتیک چندقطبی جهان در حال شکلگیری است. اما قدرت هژمون جهانی به این آسانی تسلیم نمیشود. آمریکا نهتنها مکانیزمهای قدرت خود و غرب را بازطراحی و بازسازی میکند، بلکه جنگ ترکیبی علیه دولتهای ملی، بهویژه «چهار رژیم خودکامه بازنگریطلب» – یعنی چین، روسیه، ایران و کره شمالی – را نیز شدت میبخشد.
هدف طرفداران ترامپ، ساختن آمریکایی بهعنوان یک قلعه قارهای است. نسخه ۲۰۲۴ برنامه MAGA ترامپ در واقع نسخه دوم دکترین مونرو است.
از این منظر، اعلامیههای ترامپ مبنی بر «ضمیمه کردن» کانادا، گرینلند، پاناما و سایر بخشهای مهم نظامی-سیاسی، منابعی و لجستیکی از قاره آمریکا به ایالات متحده، اقدامی جسورانه، جاهطلبانه و استراتژیک است. این تلاش برای شکلدهی به همان نظم نوین جهانی است که امپریالیستهای MAGA از آن حمایت میکنند.
مفهوم «صلح از طریق قدرت»، که این هفته در جلسات کنگره توسط منصوبان ترامپ مطرح شد، بر دستیابی به برتری جهانی آمریکا در حوزه نظامی-سیاسی از طریق فناوریهای هوش مصنوعی، جهش تکنولوژیک و بازسازی مجتمع نظامی-صنعتی متمرکز است. این رویکرد نیازمند تمرکز اراده، جاهطلبی و حرفهایگری برای هماهنگی مؤثر میان بخشهای نظامی و غیرنظامی است. اما آیا آمریکاییها در وضعیت کنونی خود میتوانند این استراتژی را عملی کنند؟ تردیدهای زیادی وجود دارد.
اما امپریالیستهای MAGA ترامپ–ونس – گارد جدید دولت عمیق آمریکا – آمدهاند تا تلاش کنند آمریکا را دوباره برای خودشان و بههزینه بقیه جهان عظیم و قدرتمند سازند.
باید این واقعیت را پذیرفت: ایالات متحده تحت رهبری تیم ترامپ قصد دارد به ترکیب جدیدی از نظم جهانی دست یابد که در آن هژمونی این کشور با قدرت تقویت شود. در این رویارویی وجودی با غرب، دشمن ما جدی و انگیزهمند است. تهدیدها و چالشها برای روسیه بسیار بزرگ است. اما روسیه یک برتری اساسی دارد: ما برای سرزمین خود، برای جهان روسی خود و برای حق تعیین سرنوشت خود ایستادهایم.
آندری ایلنیتسکی، عضو هیئترئیسه شورای سیاست خارجی و دفاعی و پژوهشگر ارشد در دانشگاه نظامی وزارت دفاع فدراسیون روسیه

