
نوشته بهارات دوگرا
منتشر شده در تحقیقات جهانی یا گلوبال ریسرچ
ترجمه جنوب جهانی
بر اساس گزارش جدید وزارت مسکن و توسعه شهری ایالات متحده، در سال ۲۰۲۴ تعداد ۷۷۱,۴۸۰ نفر در آمریکا بیخانمان بودهاند. این رقم نشاندهنده افزایش ۱۸ درصدی نسبت به سال ۲۰۲۳ و رشد چشمگیر ۳۳ درصدی نسبت به سال ۲۰۲۰ است.
این آمار برای کسانی که انتظار داشتند روند بهبودی اقتصادی پس از همهگیری کووید-۱۹ منجر به کاهش بیخانمانی شود، شگفتانگیز بود. اما آنچه در عمل رخ داده این است که مزایای حمایتی ویژهای که طی دوران همهگیری ارائه میشد، در شرایط که تورم بلا وجود دارد و بی آنکه به فقیرترین اقشار فرصت بهبود وضعیت و مشکلات آنها ناشی از همهگیری بدهد بهسرعت حذف شدند.
بنابراین، میزان بیخانمانی در آمریکا که حتی پیش از همهگیری کرونا نیز بالا بود، اکنون به اوج تاریخی خود رسیده است.
تقریباً یکسوم خانوارها، عمدتاً از اقشار کمدرآمد و اقلیتهای نژادی، در خانههای اجارهای زندگی میکنند و شرایط آنها در مواجهه با افزایش اجارهبها بهطور فزایندهای بحرانی شده است. بین سالهای ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۸، بهطور میانگین سالانه ۳.۶ میلیون اخطار تخلیه برای مستاجران و صاحبان منازل صادر شده است. سپس همهگیری آغاز شد و درآمد مستأجران بهطور ناگهانی کاهش یافت، و توانایی عدم پرداخت اجاره نیز بیشتر از گذشته شد. برای جلوگیری از فاجعهای بزرگ در گیرودار همهگیری، دادگاهها و مقامات مختلف توقف موقت تخلیه مستأجران را اعمال کردند و این توقفها چندین بار تمدید شد. اما با لغو این توقفها و همزمان با افزایش قابلتوجه اجارهبها نسبت به قبل از همهگیری، تعداد افراد بیخانمان افزایش یافت.
البته، همه کسانی که با اخطار تخلیه مواجه میشوند، بیخانمان نمیشوند. برخی ممکن است نزد اقوام یا دوستان خود پناه بگیرند، برخی از کمکهای خیریهها یا اقدامات رفاهی بهرهمند شوند و برخی پروندهها ممکن است بهطول بیانجامد. با این حال، به دلیل افزایش تعداد اخطارهای تخلیه، تعداد افراد بیخانمان نیز بهطور بیسابقهای در حال افزایش است.
افزون بر این، شرایط بسیار غمانگیز و پرتنشی که افراد در جریان اخراج از خانه با آن مواجه میشوند، خود موضوعی جدی و نگرانکننده است، فارغ از اینکه این اخراجها به بیخانمانی منجر شود یا خیر. در تاریخ ۱۵ دسامبر ۲۰۲۱، الی سسلو در روزنامه واشنگتن پست گزارشی درباره زندگی روزمره یک افسر پلیس مسن به نام لنی منتشر کرد که مسئولیت او تخلیه خانوادهها یا افرادی است که قادر به پرداخت اجاره خود نیستند.
وظیفه روزمره لنی در دو دهه گذشته این بوده که بر اساس فهرستی از خانوارهایی که در پرداخت اجاره عقب افتادهاند، از خانهای به خانه دیگر برود و با همراه داشتن اسلحه و دستبند، آنها را از سرپناهشان بیرون کند. بهطور حیرتانگیزی، این افسر پلیس به تنهایی طی ۲۰ سال گذشته ۲۰ هزار نفر از مردم آریزونا را از خانههایشان بیرون کرده است؛ یعنی سالانه هزار نفر یا حدود ۳ نفر در روز.
به او دستور داده شده که هر تخلیه را ظرف ۱۰ دقیقه انجام دهد. روال کاری او این است که بدون اعلام قبلی درِ خانه را بزند، به اعضای خانواده بگوید که هرچه میتوانند در ۱۰ دقیقه بردارند (و برای جمعآوری سایر وسایل با صاحبخانه هماهنگی کنند). او معمولاً طبق زمان تعیین شده کاری خود عمل میکند و کارش را در بازه ۱۰ دقیقهای تعیینشده به پایان میرساند، صرفنظر از اینکه کودکان خردسال در میان خانواده اخراجی باشند یا افراد بیمار در میان آنها حضور داشته باشند.
البته او تنها فردی نیست که چنین کاری انجام میدهد، چرا که میانگین اخطارهای تخلیه در آمریکا حدود ۱۰ هزار مورد در روز یا ۴۲۰ مورد در ساعت یا حدود ۷ مورد در دقیقه است. در اکثر موارد تخلیه، روند رسیدگی به نفع صاحبان خانه و مالکان است، زیرا آنها به مشاوره حقوقی دسترسی دارند، در حالی که افرادی که با تخلیه مواجهاند معمولاً چنین حمایتی ندارند. تعداد زیادی از افراد اخراجشده ممکن است دورهای موقت از بیخانمانی را تجربه کنند تا زمانی که بتوانند نزد دوستی یا خویشاوندی زندگی کنند، در خودرو (اگر داشته باشند) یا در پناهگاه اقامت کنند، یا به شکل آسیبپذیرتر و آشکارتری بیخانمان شوند.
بهطور کلی، برای مستاجرانی که اخطار تخلیه دریافت میکنند، فراهم کردن مبلغ لازم برای جلوگیری از تخلیه بسیار دشوار است. حتی در شرایط عادی نیز این کار آسان نیست. یک خانواده ممکن است بدهیهای خود را جمعبندی کرده و مبلغی حدود ۲۵۰۰ دلار برای پرداخت بدهی فراهم کند. اما زمانی که با این پول به سراغ صاحبخانه میروند، به آنها گفته میشود که طبق محاسبات مالک، بدهی آنها شامل جریمههای تأخیر، میشود و احتمالا شاید دو برابر این مبلغ را باید پرداخت کنند. تأمین چنین مبلغی بسیار سخت است، بنابراین آنها بی خانمان میشوند. پس از تخلیه، این موضوع در داتابیس سوابق اجارهنشینی آنها ثبت شده و توانایی اجاره خانه دیگری در آینده بهطور قابلتوجهی کاهش مییابد. (این راهکار در سرتاسر کشورهای غربی وجود دارد – مترجم)
یکی از مسائل مهم این است که چرا تعداد زیادی از افراد با شرایط بحرانی در زمینه مسکن اجارهای مواجه هستند و چرا پرداخت اجاره بخش فوقالعاده بالایی از درآمد کل آنها را تشکیل میدهد. حداقل دستمزد قانونی و حتی میانگین دستمزدی که بیشتر مستاجران بهدست میآورند، بسیار کمتر از درآمد لازم برای اجاره یک آپارتمان کوچک یکخوابه و تأمین سایر هزینههای ضروری است. کمبود کلی مسکن وجود ندارد؛ در واقع طبق آخرین دادههای سرشماری، حدود ۱۰ درصد از خانهها خالی هستند. اما کمبود شدید مسکن در محدودهای که برای گروههای کمدرآمد قابلپرداخت باشد وجود دارد. در کالیفرنیا تنها ۲۳ خانه مقرونبهصرفه برای هر ۱۰۰ مستاجر با درآمد بسیار پایین وجود دارد. در سطح ملی، کمبود حدود ۷ میلیون خانه مقرونبهصرفه برای مستاجران کمدرآمد گزارش شده است.
در حال حاضر، از هر ۱۰ هزار نفر جمعیت ایالات متحده، حدود ۲۲ نفر در هر روز بیخانمان هستند. تقریباً ۴۰ درصد از جمعیت فعلی بیخانمانها در آمریکا، آمریکاییهای آفریقاییتبار هستند. حدود ۲۰ درصد از آنها کودکان هستند. میانگین سن افراد بیخانمان در آمریکا تنها ۵۰ سال گزارش شده است. افراد بیخانمان با مشکلات بسیاری برای پیدا کردن شغل یا حتی حفظ شغل فعلی خود مواجه هستند. علاوه بر این، آنها با از دست دادن عزت نفس و شأن انسانی روبهرو میشوند. کودکان و زنان بیشتر از دیگران آسیب میبینند. در گزارش الی سسلو، تصاویری تأثیرگذار وجود دارد، اما تصویری که بهسادگی از ذهن نمیرود، تصویر مادری جوان است که ناگهان با تخلیه مواجه میشود، در حالی که پسر سهسالهاش به پای او چسبیده است.
با وجود بیعدالتی آشکار و تکاندهنده این وضعیت، سیاستهای مسکن و سکونت معمولاً به نیازهای مسکن مقرونبهصرفه بیتوجه بودهاند. پروژههای مسکونی برای گروههای کمدرآمد اغلب با مخالفت افراد ثروتمند مواجه میشوند که معتقدند این امر باعث کاهش ارزش املاک و موقعیت اجتماعی آنها خواهد شد. وعده افزایش دستمزدها نیز بیش از حد طول کشیده است و رئیسجمهور بایدن از وعدههای قبلی خود در این زمینه عقبنشینی کرده است. او با اشتیاق فراوان بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار برای یک جنگ نیابتی بسیار خطرناک در اوکراین ارسال کرده، اما بخش کوچکی از این مبلغ که میتوانست به پایان دادن یا کاهش بیخانمانی و گرسنگی در میان فقیرترین افراد آمریکا اختصاص یابد، برای این هدف مهم صرف نشده است.
این وضعیت توجه را به بیعدالتیهای غیرقابل قبول و اولویتهای تحریفشده در مرحلهای از سرمایهداری آمریکایی جلب میکند که بهویژه تهاجمی، بیرحم، بیعاطفه، تنگنظر، بدون بصیرت و خودمحور است.
مقالات را با ذکر منبع بازنشر کنید.
به قلم بهارات دوگرا
بهارات دوگرا هماهنگکننده کمپین «حفاظت از زمین، همین حالا» است. کتابهای اخیر او شامل یک روز در سال ۲۰۷۱، حفاظت از زمین برای کودکان، سیاره در خطر و انسان بر ماشین—راهی به سوی صلح است. او نویسنده دائمی گلوبال ریسرچ است.
