
جنگ صلیبی دیگر علیه عقل سلیم
سوتلانا زاملیلاوا (Svetlana ZAMLELOVA)، روزنامهنگار، منتقد، مترجم، ناثر، نمایشنامهنویس
ا. م. شیری- یک تحلیل و بررسی برای همۀ دوران که مضمون آن شامل مرور زمان نمیشود. این مقاله را چند وقت پیش ذخیره کرده بودم. حیفم آمد در شرایط اعتیاد عامی و عارف به مطالب دو-سه خطی منتشر نکنم.
پس از به اصطلاح همهگیری ویروس کرونا، حیرت کردن از چیزی واقعاً دشوار است. تنها در عرض چند سال، عقل سلیم مورد تجاوز قرار گرفت، منطق زیر و رو شد و علم به کیمیا تبدیل گردید. با دستکاریهای ساده، دهها ایدۀ احمقانه به مردم القا شد و حتی انسانهای بسیاری مجبور شدند تقریباً در حد مذهب به آنها اعتقاد داشته باشند. به طوری که برخی تا به امروز معتقدند که آزمایش واکنش زنجیرهای پلیمراز به اندازۀ گاهنگار پاول بور دقیق است و هیچ بیماری بدتر از کرونا وجود ندارد. برای حصول اطمینان از این که کرونا یک سرماخوردگی معمولی است، کافی است به هر کتاب درسی و یا کتب مرجع ویروسشناسی منتشر شده قبل از سال ٢٠٢٠، رجوع کنید. در هر صورت، این عفونت در کتاب مرجع انجمن پزشکی آمریکا، منتشره در سال ١٩٨٩ دقیقاً این گونه (سرماخوردگی) تعریف شده است. علاوه بر این، هرگز در تاریخ بشر، آمار پزشکی بر اساس نتایج کاوش بینی صورت نگرفته است. و همانطور که پزشکان بیطرف بارها اعلام کردهاند، آزمایش واکنش زنجیرهای پلیمراز نتایج کاملاً دلخواه میدهد.
بسیاریها نمیخواهند بپذیرند که همهگیری یک پدیدۀ شبیهسازی شده به دست انسان بود. احتمالاً به همین دلیل، دستان سازندۀ آن، هنوز در دستبند یا در زنجیر نیست. و هنوز معلوم نیست چه چیزی و چه کسی بدتر است – سازماندهان و شرکتکنندگان این توطئه که ثروتمند شدهاند و آزادانه میگردند یا مردم عادی که سادهلوحانه فریب خوردند و تسلیم خواستههای جنایتکاران شدند.
نمایش به طور ناگهانی به پایان رسید، اما بیهودگی از بین نرفت. امروز، همان افرادی که دو سال پیش اصرار داشتند که پوشیدن دستکش لاستیکی و بستن ماسک شما را از وحشتناکترین بیماری نجات میدهد، مزخرفات جدیدی را مطرح میکنند. مزخرفات به قدری افزایش یافته که گاهی اوقات برای یک فرد عادی دشوار است که بفهمد چه چیزی را باور کند. مزخرف اصلی امروز، تغییرات فاجعهبار آب و هوا است. البته، همیشه آب و هوا تغییر مییابد. در طول تاریخ موجودیت سیاره، در این یا آن جهت تغییر کرده است. و هیچ چیز جدید یا شگفتانگیزی در این مورد وجود ندارد. دروغ این است که نه انتشار دی اکسید کربن، نه فضولات گاو و نه ازدیاد جمعیت زمین هیچ تاثیری بر آب و هوا ندارد. مردم با آلوده کردن آب و هوا، فقط به خود آسیب میزنند، اما نمیتوانند بر آب و هوا تأثیر بگذارند. با این حال، همین روزها، کانال تلویزیونی فرانسوی CNews به دلیل عدم اعتراض مجریان آن به ادعاهای ف. هرلین، اقتصاددان که در مورد فریبکاری در زمینۀ آب و هوا بطور زنده صحبت میکرد،٢٠ هزار یورو جریمه شد. او گفت: «گرمایش جهانی زیستبوم- دروغ است، تقلب است… چرا این قدر سنگین است؟ زیرا، مداخلۀ دولت در زندگی ما را توجیه میکند و دولت را از کاهش هزینههای دولتی آزاد میکند. این، یک نوع استبداد است…». به اظهارات آندری کاپیتسا، جغرافیدان و ژئومورفولوژیست، استاد بازنشستۀ دانشگاه مسکو، رئیس وقت بخش مدیریت منطقی محیط زیست دانشکدۀ جغرافیا، عضو آکادمی علوم اتحاد جماهیر شوروی و روسیه، توجه کنید: «محققان… همه چیز را وارونه کردند، جای علت و معلول را عوض کردند. این افزایش میزان دی اکسید کربن نبود که منجر به گرمایش در جو شد، بلکه گرمایش، بدون هر گونه دخالت انسان، به آزاد شدن حجم عظیم دی اکسید کربن در جو منجر شد. ٩۵ درصد دی اکسید کربن در اقیانوسهای جهان حل میشود. کافی است ضخامت آب نیم درجه گرم شود و اقیانوس دی اکسید کربن را «تنفس» میکند. فورانهای آتشفشانی و آتشسوزی جنگلها نیز سهم قابل توجهی در رها شدن دی اکسید کربن به جو زمین دارند. با وجود تمام هزینههای توسعۀ صنعتی، انتشار گازهای گلخانهای از دودکشهای کارخانهها و نیروگاههای حرارتی از چند درصد کل گردش دیاکسید کربن در طبیعت فراتر نمیرود».
لطفاً توجه داشته باشید: کلاهبرداری آب و هوا به همان روش کووید ساخته شد. یعنی بر اساس اصول دستکاری شعور. در اینجا، داستانهای تکراری مستقیماً القا میشود؛ هم تحریف عمدی واقعیت؛ هم کوشش برای تغییر جای جزء و کل. هم تفسیرهای مغرضانه و دور از ذهن؛ هم جایگزینی مفاهیم؛ هم ایجاد به اصطلاح سندروم درماندگی اکتسابی، علاوه بر آن، ارائه اخبار ناگوار زیاد به نحوی خاص، که باعث ترس و ناامیدی افراد میشود و اراده را فلج میکند. برچسب زدن؛ تقسیم جامعه به «ما» و «آنها»؛ ارائۀ اطلاعات به صورت تکه تکه به گونهای که به فرد اجازه ندهد کل تصویر را ببیند؛ از بین بردن عمدی عقل سلیم به منظور حفظ تنش و سردرگمی و جلوگیری از به هوش آمدن مردم؛ و خیلی چیزهای دیگر.
چندی پیش، مردم در سرتاسر جهان به دلیل انکار بیماری همهگیر، به دلیل امتناع از انجام خواستههای مضحک مانند پوشیدن دستکش، به دلیل عدم تمایل به شرکت در آزمایشهای پزشکی، مورد آزار و اذیت، توهین و جریمه قرار گرفتند. در رابطه با «همهگیری»، اوضاع خوب پیش نرفت. آنها نتوانستند استبداد جهانی را با کمک مجوزهای واکسن برقرار نمایند. از این رو، تصمیم گرفتند آب و هوا را مطرح کنند. با این حال، آنها در بارۀ شیوع یک بیماری همهگیر دیگر، بدتر از اول نوید میدهند. اما در حال حاضر، موضوعات دیگری در دستور کار قرار گرفته است. تجربۀ همهگیر در ترویج کلاهبرداری آب و هوا بسیار مفید واقع شد. در مجمع داووس ٢٠٢٢، ماریانا ماتسوکاتو، اقتصاددان گفت که امکان واکسینه کردن همۀ ساکنان سیاره وجود ندارد. بنابراین، در مبارزه برای آب و هوا (به طور کلی، حتی مشخص نیست که آنها چه میخواهند!) لازم است اطلاعات به گونهای ارائه شود که هر کس بفهمد که همۀ اینها شخصاً به او مربوط میشود. به عنوان مثال، ما باید نه تنها در مورد تغییرات آب و هوا، بلکه، در مورد این موضوع نیز صحبت کنیم که آب وجود نخواهد داشت. توجه! این بدین معنا نیست که آب وجود ندارد، به این معنی است که برای درگیر کردن هر فردی در حقهبازی آب و هوا، مردم باید از کمبود آب وحشت داشته باشند. قبول کنند که کشاورزی بدترین تهدید برای اقلیم است! به طوری که مثلاً مردم داوطلبانه از خوردن شیر، گوشت و نان امتناع کنند و به خوردن حشرات روی بیاورند!
واضح است که انسان نمیتواند با خوردن جیرجیرک مدت طولانی زنده بمانید و اگر چنانچه واکسینه شده باشد، در مدت کوتاهی مسئلۀ ازدیاد جمعیت کرۀ زمین حل میشود. در این میان، دستکاریها همچنان ادامه دارد.
«جنگ صلیبی» دیگر علیه عقل سلیم با موضوع جنسیت مرتبط است. اگر از بیرون به خودمان نگاه کنیم چه؟ انسان زندگی میکند، کار میکند، استراحت میکند و خود را عالی احساس میکند. اما ناگهان عدهای دیوانه میآیند و ادعا میکنند که او یک بیمار بدون علامت است. سپس، چیزی مثلاً چوب کبریت به بینی او فرو میکنند، با مشاهدۀ یک چیز چسبیده روی چوب، بلافاصله جیغ میکشند که ای وای، او سخت بیمار است و بیماری او مسری و خطرناک است؛ او را به بیمارستانی انتقال میدهند که در آن بیماران مبتلا به انواع بیماریها کنار هم دراز کشیدهاند و تهویهای وجود ندارد. در بیمارستان، او تحت تابش اشعه قرار میگیرد و نوعی سم به وی تزریق میشود که مقاومت بدن در برابر میکروبها را از بین میبرد. سپس، تابش اشعه و تزریق سم دوباره تکرار میشود. . دست آخر، اگر فرد خوش شانس باشد، به سختی زنده از بیمارستان بیرون میآید. اما او دیگر نمیتواند سلامتی خود را بهبود بخشد، بلکه باید یک سم جدید و آزمایشنشده تزریق کند. بعد از این، به ذهن او القاء میکنند که آب و هوا باید حفظ شود وگرنه آب وجود نخواهد داشت. برای این منظور، لازم است محصولات غذایی معمول خود را رها کند و به خوردن کرمینۀ مگس روی بیاورید. اما این همۀ ماجرا نیست! به هر حال، ما باید از دموکراسی نیز مراقبت کنیم. چگونه؟ برای انجام این کار، باید بپذیریم که جامعۀ بشری نه فقط از مردان و زنان، بلکه از عفریتکها، عجوزهها، اجنهها، بنشیها، مارهای گورینیچ و خدا میداند از چه موجودات دیگر – در مجموع، از حدود ۶٠ جنسیت تشکیل شده است. بعد از تمام تزریقات، تشعشعات و چوب معجزهگر بینی، بعد از کتلت جیرجیرک و شیر کرمینۀ مگس، این وضعیت چندان غیرممکن به نظر نمیرسند. اما برای تثبیت اثر، دیوانهها قوانینی را به تصویب میرسانند که به آنها حق جریمه کردن کسانی را میدهد که از روی عادت، عجوزهها را با عفریتکها اشتباه میگیرند.
روزی روزگاری در زمان غروب اتحاد جماهیر شوروی، یک کارگردان مشهور یک فیلم ساخت به نام «نمیتوانی اینطور زندگی کنی». حیف است از آن کارگردان نپرسیم: آیا میشود این کار را کرد؟
در آلمان، از اول اوت قانونی به اجرا درخواهد آمد که در واقع به هر کسی که یکی از ۶٠ جنسیت را به اشتباه تعریف کند یا عموی سابق خود را با نام مردانۀ سابقش بنامد، جریمه میشود (در مورد خالهها نیز همینطور است. خالهها به نوعی در این مورد کمتر فعال و پرخاشگر هستند، اما زنها از مردان عوضیترند). قانونگذاران ظاهرا کمی میترسند، که این ابتکار بالاخره کاسۀ صبر همه را لبریز کند و به نوعی ناآرامی منجر شود. به همین دلیل، قانون از «سوءتعریف عمدی جنسیت»، یعنی از کابرد نادرست ضمیر صحبت میکند. به عبارت دیگر، اگر کسی یک زن ریشو را عمداً با ضمیر «او» خطاب کند، باید مقداری پول نقد برای پرداخت جریمه آماده داشته باشد. اگر این اتفاق به طور تاتفاقی روی دهد، قانون ممکن است به متخلف ارفاق کند. اما، مشخص نیست که چگونه میتوان بین استفادۀ عمدی یا تصادفی از ضمیر «اشتباه» تمایز قائل شد. این بدین معنی است که قانون به همۀ افراد عجیب و غریب اجازه میدهد تا بر سر کلمات عیبجویی کنند و برای جریمه شکایت کنند. اما در آلمان هنوز جای شکرش باقیست! در اسکاتلند، برای یک «جرم» مشابه، از اول آوریل سال جاری تا هفت سال حبس در نظر گرفته شده است.
نمایندگان ۶٠ جنس در حال حاضر فعالانه از مزایای آنها استفاده میکنند. به عنوان مثال، عموهای بازندۀ دیروز، امروز با لباس خاله، در مسابقات ورزشی جایزه میگیرند. از هر طرف که بنگری، میتوان گفت، آنهایی که مرد به دنیا میآیند، معمولاً از نظر رشد جسمانی نسبت به زنان بیشتر رشد میکنند. به همین دلیل، مردان سوتینپوش سریعتر از زنان شنا میکنند، میدوند، وزنۀ سنگینتری بلند میکنند و نیزهها را به فاصلۀ بیشتری پرتاب میکنند. علاوه بر این، رختکن زنانه نیز در اختیار دارند. و به زنانی که جرأت میکنند از این وضعیت ابراز نارضایتی کنند، به همان شیوهای که از باور به تأثیر باد رودۀ گاو بر آب و هوا یا تأثیر و ایمنی واکسنهای سرماخوردگی عجولانه تولید شده امتناع میورزند، انگ میزنند. و حتی موارد تجاوز به زنان توسط زنان دروغین، اعتماد هیچ کس نسبت به درستی تصمیمات اتخاذ شده را متزلزل نکرد. جنایتکاری که خود را زن معرفی کرده بود، به زندان زنان فرستاده میشود. در عین حال، پدری که دختر تراجنسیتی خود را «دختر» خطاب کرده بود نیز روانه زندان میشود. البته، به زندان مردان.
به غیر از جنس مذکر و مؤنث، مابقی شصت جنس دیگر فاقد هرگونه ویژگی عینی هستند. این واقعیت به معنای واقعی کلمه، فقط از تهیمغزی بازیگران گواهی میدهد. و در عین حال، مقامات کشورهای مختلف از همۀ ابلهان و رویاپردازان فعالانه محافظت و حمایت میکنند، نه از افراد عادی و سالم. آیا این باید حیرتآور باشد؟ به هیچ وجه! هر کاری که به برقراری کنترل کامل بشر کمک کند و در جهت نابودی انسان، به منظور کاهش جمعیت سیاره عمل کند، در سراسر جهان در متنوعترین سطوح پرورش مییابد و ترویج میشود.
البته، میتوان به نوادگان تئوتونهای (Teutons- قبیلۀ مهم ژرمن غربی) جنگجو که مجبور شدند مغز خود را «بکاوند» و ضمیر مناسبی برای خالههای ریشدار خود انتخاب کنند، خندید. اما اصلاً مضحک نیست. علاوه بر این، هیچ تضمینی نیست که همۀ اینها از کنار میهن وارستۀ ما بگذرند. در هر صورت، آنها موفق شدند «همهگیری» را اجرا کنند و مگسها را به میهن ما نیز بپرانند. خلاصه، برای خندیدن خیلی دیر شده است. اکنون لازم است به این بیاندیشیم که چگونه میتوان از نفوذ و تأثیر این همه «مبارز حقوق و مسئولیت» خلاص شد. البته اقدامات رادیکال و «رفیق ماوزر» (تنفگ آلمانی) مطلوب است. اما هنوز جای امیدواری هست. امید این است که نه تنها فریبخوردگان عادی، بلکه همۀ این مکرونها، سوناکها، ترودوها، باربوکها و سایر شوابیهای منحط نیز منقرض شوند و اهداف پلید آنها جامۀ عمل نپوشد [منظور از شوآبیها، پیروان کلاوس شوآب، رئیس مادرزادی مجمع اقتصادی داووس است که آقای جواد ظریف- نخود هر آش- به نشست اخیر این مجمع مافیایی دعوت شده بود- مترجم].
برگرفته از: sovross -تارنمای حزب کمونیست فدراسیون روسیه
٩ بهمن- دلو ١۴٠٣

