
آلخاندرو مارکو دل پونت
ترجمه مجله جنوب جهانی
سال 2025 سالی است که با ابهامات بسیاری آغاز شده و بیشتر از آنکه به دنبال پاسخ باشد، پرسشهای جدیدی را مطرح میکند. در حالی که میتوان انتظار داشت که در این سال شاهد نوعی آرامش موقت (آتشبس) باشیم، اما دستیابی به صلح پایدار دور از دسترس به نظر میرسد.
در بحران اوکراین، دیپلماسی نقش پررنگتری خواهد داشت؛ با این حال، تحرکات قدرتهای بزرگ نشان میدهد که نظام بینالمللی کنونی توانایی حل مشکلات ساختاری و ریشهای این مناقشه را ندارد. در نوار غزه نیز، با وجود توافق آتشبس، احتمال نقض این توافق از سوی اسرائیل بسیار بالا است.
در چشماندازی جهانی که با آشفتگیهای ژئوپلیتیکی تسلط یافته است، رشد نامتوازن بین اقتصادها همچنان یک روند نگرانکننده است. در 20 سال گذشته (2004-2024)، کشورهای گروه G7 به طور متوسط تنها 1.58 درصد رشد کردند، در حالی که چین 8.15 درصد و هند 6.9 درصد رشد داشتند. ایالات متحده، رهبر گروه G7، تقریباً چهار برابر کندتر از چین رشد کرد، تفاوتی که صعود بیوقفه آسیا به عنوان محور قدرت اقتصادی جهانی را نشان میدهد.
با این حال، این انتقال آسان نخواهد بود. جهانی آشفته، رشد اقتصادی جهانی را کند میکند و نااطمینانی و بیثباتی ایجاد میکند که هم تجارت و هم توسعه را تحت تأثیر قرار میدهد. برای قدرتهای غربی، این کندی یک استراتژی برای مهار پیشرفت چین و هند است، اگرچه آینده به نظر میرسد به طور اجتنابناپذیری به سمت آسیا متمایل شود.
سال 2024 نقطه عطفی در سیاست جهانی بود. بیش از 1.6 میلیارد نفر به پای صندوقهای رأی رفتند، انگیزهشان خشم، نارضایتی یا ترس بود. در اکثر موارد، آنها برای تنبیه احزاب حاکم رأی دادند. دولتهایی مانند دموکراتها در ایالات متحده، محافظهکاران بریتانیایی، ماکرونیستها در فرانسه یا چپ در پرتغال شکستهای چشمگیری را متحمل شدند. حتی کسانی که مقاومت کردند، مانند ژاپن، هند یا آفریقای جنوبی، تضعیف شدند.
این موج از تغییرات سیاسی، بیاعتمادی فزاینده به نهادهای سنتی را نشان میدهد که توسط سرخوردگی شهروندان و شکافهای اجتماعی تقویت میشود. به گفته فیلسوف پیتر سلوتردایک، خشم جمعی یک محرک تاریخی برای تحول اجتماعی بوده است. در گذشته، نهادهایی مانند کلیسا یا جنبشهای کارگری این خشم را به سمت اهداف روشنی مانند مبارزه با استثمار یا نابرابری هدایت میکردند.
با این حال، در عصر شبکههای اجتماعی، خشم جهت خود را گم کرده است. این پلتفرمها، خشم را دمکراتیزه میکنند اما آن را به احساسات واکنشی و قطبیشدهای بدون هدف مشخصی تبدیل میکنند. مارک زاکربرگ، مدیرعامل متا (فیسبوک، اینستاگرام، واتساپ و …)، برای سال 2025 پایان بررسی برنامهریزی شدهی دادهها و محتوا در شبکههای اجتماعی این شرکت را اعلام کرد؛ نشانهای از همسو شدن با ریاست جمهوری دونالد ترامپ و همپیمان ایدئولوژیک و تجاریاش، ایلان ماسک.
تصمیم زاکربرگ بر شبکههای اجتماعی محبوب تحت کنترل او و حدود 3 میلیارد کاربر در سراسر جهان تأثیر میگذارد. این تصمیم، فیلترهای خودکار علیه اطلاعات نادرست و اخبار جعلی را حذف میکند و راه را برای فعالیت هدفمند کارخانههای ترول و سازندگان «افکار عمومی» با هدف حمایت از یک دستور کار سیاسی واکنشی هموار میکند. به میدان عمومی تسلطیافته توسط نخبگان خوش آمدید.
شکافهای اجتماعی و فرهنگی قدیمی تشدید شدهاند: از جنگهای فرهنگی تا مبارزه برای کنترل اطلاعات و حبابهای الگوریتمی ساختهشده در شبکههای اجتماعی. ورود ایلان ماسک به عنوان رئیس جمهور جدید دولت دونالد ترامپ، این تغییر در اعمال قدرت را تجسم میکند. ثروتمندترین مرد جهان با قدرتمندترین مگافون در جامعهی دیجیتال، وارد کاخ سفید میشود تا دست راست رئیس جمهور باشد. ماسک یک قدرت جهانی است، دارای دستور کار سیاسی و منافع خصوصی که بسیاری از دولتهای دموکراتیک نمیدانند چگونه با آن مقابله کنند.
در همین حال، اروپا با بحران خود روبرو است. پارلمانهای پراکنده و یک «لوکوموتیو فرانسوی-آلمانی» ضعیف، شکنندگی یکپارچگی اروپا را نشان میدهد. وابستگی اروپا به ایالات متحده و ناتوانی آن در رهبری مستقل، این ضعف را تشدید میکند.
سال با تقویت فردگرایی آغاز میشود. ما در جهانی کمتر نهادی قرار داریم. اگر ترس یا خشم به محرکی برای بسیج تبدیل شده است که رأی را تعیین میکند، این احساس فزایندهی ناامیدی در میان جوانان نگرانکننده است. همانطور که مرکز بینالمللی بارسلونا میگوید: «… در انتخابات اروپا در سال 2024، مشارکت انتخاباتی در میان افراد زیر 25 سال کاهش یافت. تنها 36 درصد از رأیدهندگان این گروه سنی به پای صندوقهای رأی رفتند. در میان جوانانی که رأی ندادند، 28 درصد، فقدان علاقه به سیاست را دلیل اصلی خود عنوان کردند؛ 14 درصد به بیاعتمادی به سیاست اشاره کردند و 10 درصد احساس کردند که رأی آنها هیچ تغییری ایجاد نخواهد کرد.»
نیمی از آرای نازیها در دومین انتخاباتشان، 8.5 میلیون از 16.5 میلیون رأی، «مربوط به رأیدهندگان جدید، به جوانان بود». زیگموند گینزبرگ، نویسندهی «سندرم 1933″، که خورخه فونتوچویا در مقالهی خود «1998-2025 (آیا 1933؟)» به زیبایی آن را توضیح داده است، به طعنهی برتولت برشت اشاره میکند: «اگر نتایج انتخابات آنها را ناامید میکند، من به آنها پیشنهاد میکنم که مردم را منحل کنند و مردم دیگری را انتخاب کنند.»
«بیرحم نسبت به انسانها، دلسوز نسبت به حیوانات. از اولین اقدامات دولت هیتلر، تصویب «قانون علیه ظلم به حیوانات» در آوریل 1933 بود. در آرژانتین امروزی که به هیچ وجه قابل مقایسه با آلمان آن زمان نیست، چند ماه پس از روی کار آمدن دولت جدید، به درخواست متحدان دولت، قانون کونان پیشنهاد شد که مجازاتهای بدرفتاری با حیوانات را از 15 روز تا یک سال حبس موجود به سه ماه تا سه سال حبس افزایش میداد و همچنین روز حیوانات را به عنوان روزی برای تفکر در مدارس تعیین میکرد.»
وضعیت کنونی آرژانتین با «خودکشی آهسته پارلمان آلمان» همخوانی دارد: در سال 1930، کنگره 98 قانون تصویب کرده بود و دولت 5 فرمان. در سال 1931، کنگره 32 قانون و دولت 44 فرمان تصویب کرد. و در سال 1932، کنگره 5 قانون تصویب کرد در حالی که دولت 66 فرمان صادر کرده بود. در 12 ماه اول ریاست جمهوری خاویر میلی در کاسا روسادا، پارلمان 44 قانون تصویب کرد که کمترین تعداد برای سال اول مدیریت در چهار ریاست جمهوری اخیر است و 46 فرمان در 330 روز دولت صادر شد.
پیشبینی صندوق بینالمللی پول برای رشد جهانی در سال 2025، 3.2 درصد است که بسیار شبیه به نرخ تخمین زده شده برای سال 2024 است، اما کمتر از دینامیک پیش از همهگیری است. با این حال، این رقم تفاوتهای قابل توجهی را در مناطق مختلف پنهان میکند، جایی که قدرت ایالات متحده و برخی از اقتصادهای نوظهور آسیایی در مقابل ضعف اروپا قرار میگیرد. در این شرایط، انتظار میرود ناامنی اقتصادی افزایش یابد و تکهتکه شدن اقتصاد جهانی شتاب بگیرد، جایی که هماکنون نزدیکی بیشتر بین کشورهای همسو قابل مشاهده است. حمله به بریکس مستقیم خواهد بود.
در سال 2025، چین همچنان به تثبیت رهبری فناوری خود ادامه میدهد و در بخشهای کلیدی مانند پهپادها، باتریهای لیتیومی و پنلهای خورشیدی برجسته است. با این حال، پیشرفت آن در نیمهرساناها به دلیل انسدادها و محدودیتهای اعمالشده توسط غرب کند شده است.
منظر جهانی با تکهتکه شدن اقتصادی مشخص شده است. اتحادهای منطقهای مانند بریکس با حمله مستقیم قدرتهای غربی روبرو هستند، در حالی که اقتصادهای نوظهور به دنبال جایگزینهایی برای کاهش وابستگی خود به ایالات متحده و اروپا هستند.
سال 2025 آیندهای امیدوارکنندهای را نشان نمیدهد. در میان نااطمینانی اقتصادی، آشفتگی سیاسی و دستکاری گسترده اطلاعات، جهان به سمت آیندهای هرچه فردگرایانهتر و کمتر نهادی پیش میرود. ناامیدی در میان جوانان و فقدان علاقه به سیاست، علائم نگرانکنندهای از جامعهای است که به نظر میرسد مسیر خود را گم کرده است.

