امسال هشتادمین سالگرد پیروزی بزرگ است. رئیس جمهور شخصاً به ما نشان میدهد که چگونه برای این رویداد استثنایی آماده شویم و چگونه آن را جشن بگیریم. ایشان پیشتر جلسه کمیته پیروزی را برگزار کردهاند. بسیاری از کسانی که در جنگ شرکت داشتند کمکهای مادی اضافی دریافت کردند. اولین جوایز در تالار اکتبر لنینگراد اهدا شد. رهبر کشور در برابر مکانهایی که پدرش در نِفسکی پیاتاچوک جنگیده و به شدت زخمی شده بود، تعظیم کرد. او به برادرش که در دوران محاصره از گرسنگی درگذشت ادای احترام نمود. و معتقدم امروز همه ما باید پرچم پدران و پدربزرگهای پیروزمان را بالا ببریم. بدون این، پیروزی در جبهه ممکن نیست.

ترامپ بی پرده اعلام میکند: صلح را با زور برقرار خواهد کرد. و این صلح باید کاملاً مطیع منافع واشنگتن باشد. در این راستا میخواهم یادآوری کنم که ما زمانی که قویترین بودیم که متحد و یکپارچه تر بودیم.

امروز میخواهم از این تریبون بلند صمیمانه به الکساندر لوکاشنکو تبریک بگویم. پیروزی او در انتخابات ریاستجمهوری بلاروس، پیروزی مشترک ماست؛ این پیروزی خردمندی است.

دوما [پارلمان] ما در شکلگیری سیاسی لوکاشنکو نقش داشت. نیکولای میخائیلوویچ خاریتوف اینجا حاضر است. ما الکساندر گریگوریویچ [لوکاشنکو] را زمانی که در سال ۱۹۹۴ به نزد ما آمد، شناختیم. و تنها دو سوال از او پرسیدند: آیا طرفدار برادری مردم ما هستی و آیا آمادهای اتحاد [شوروی] را احیا کنی؟ او به هر دو پرسش با قاطعیت پاسخ مثبت داد. پس از آن، لوکاشنکو برنامه خود را از تریبون دوما ارائه کرد. از آن زمان، تیم ما مرتباً به دیدار او رفته تا از کمک و حمایتش استفاده کند.

تمام غرب علیه لوکاشنکو شورید، زیرا او قاطعانه از پیروی از الگوی جهانی گرایان امتناع کرد. ابتدا سعی کردند او را متقاعد کنند تا به صفشان بپیوندد. رئیس جمهور آمریکا به بلاروس آمد. لوکاشنکو او را پذیرفت اما گفت: ما خطمشی خود را دنبال خواهیم کرد. سوروس به دیدارش آمد و وعده کمکهای مالی کلان داد و پیشنهاد نوشتن کتابهای درسی روس ستیز و ضدشوروی را برای بلاروس داد، همانند آنچه برای اوکراین نوشته بود. اما لوکاشنکو او را بیرون کرد و هشدار داد: دیگر به نزد ما نیا. تمام نمایندگان اتحادیه اروپا که پس از یأس از به زانو درآوردن او و بلاروس، شروع به خفه کردنش کردند، به آنجا رفتند. شورای اروپا بیش از همه از بلاروس بیزار بود. و این به خاطر آن است که او خط خود را دنبال کرد.

موفقیت لوکاشنکو عمدتاً به این دلیل است که او همواره دنباله روی متعهد سنتهای بزرگ مردمی شوروی و روسیه بوده. از این رو، او رئیس جمهور مردمی و برای مردم است. رئیس جمهوری که نه تنها حمایت میشود، بلکه به او باور دارند. به همین دلیل کمونیستهای بلاروس پس از شرکت در انتخابات گفتند: نه در مخالفت، بلکه همراه با هم.

از کازبک تایسایف تشکر میکنم که بارها برای حمایت از لوکاشنکو و همکارانش به بلاروس سفر کرد. ژورس آلفروف نیز به همراه کل تیم علمی ما به آنجا رفت و جلسات گستردهای با نمایندگان جامعه آموزشی برگزار کرد. در بلاروس کتابهای درسی سوروس وجود ندارد. کتابهای درسی بین‌المللی واقعی وجود دارد. ما در تمام کارخانه ها و شرکتهای بزرگ آنجا حضور داشتیم. ولادیمیر ایوانویچ کاشین همه تلاش خود را برای تضمین توسعه موفقیت آمیز روستاهای بلاروس انجام داد. یوری آفونین و دمیتری نوویکوف حمایت فعال ارائه میکنند. ده فیلم بزرگ درباره تجربه و عمل منحصر به فرد مدرنیزاسیون بلاروس تهیه کرده ایم.

در آغاز ریاست جمهوری، لوکاشنکو خصوصی سازی اوباش را متوقف کرد. در بلاروس الیگارشی و جنایت سازمان یافته وجود ندارد. این کشور یکی از پنج کشور امن جهان است. در واقع، در همه زمینه ها کارآمدترین و بهترین در فضای پساشوروی ظاهر شد. نه تنها هیچ واحد تولیدی نابود نشد، بلکه کارخانه های جدید و شگفت انگیزی ساخته شد. آنها مهاجران را میپذیرند اما نظم نمونه‌وار در این حوزه برقرار میکنند. اولین کسانی بودند که به دو زبانگی و نمادهای دولتی شایسته رای دادند. و در این زمینه به همه جهان مثال زده میشود.

از رئیس جمهور فدراسیون روسیه تشکر میکنم که بالاترین نشان را به لوکاشنکو اعطا کرد. میخواهم خطاب به رئیس دوما بگویم: شبکه تلویزیونی «میر» فیلم درخشانی درباره بلاروس ساخته است. آن را به نمایندگان نشان دهید. همه با هم شادی خواهیم کرد. به مردمان شاد و محیطی صلح آمیز بنگریم. جمهوری‌ای که در آن نیازی به پنهان شدن از کسی نیست، جایی که هیچکس به محافظ نیاز ندارد و کسی فرار نمیکند. تصادفی نیست که شعار اصلی انتخابات الکساندر لوکاشنکو اینگونه بود: من طرفدار دیکتاتوری نظم، نیکویی، عدالت و احترام به انسان، بالاخص انسان زحمتکش هستم.

معتقدم رؤسای جمهور پوتین و لوکاشنکو فضایی ایجاد کرده‌اند که امروز به ما اجازه پیروزی میدهد. از مخالفان سرسخت الکساندر لوکاشنکو پرسیدم: این بار چگونه رای خواهید داد؟ پاسخشان مرا شگفت زده کرد. گفتند: به لوکاشنکو. پرسیدم: چرا؟ گفتند: اگر او نبود، ما مدتها پیش با هم می جنگیدیم. پاسخی بسیار بجا.

ما اولین هفته ریاست جمهوری ترامپ را پشت سرگذاشته ایم. به نظر میرسد چشمان همه باز شده است. برخی شوکه شده‌اند. یک امپریالیست واقعی ظهور کرده، مردی با ارادهای قوی، مبارزی که شروع به سرکوب همه زیردستانش کرده است. با چنین اشتهائی، قطعاً ممکن است خودت را نابود کنی. اما باید به وضوح درک کنیم که این چالشی است که پیش روی ماست.

ترامپ چالشش را خطاب به شرکت کنندگان مجمع اقتصادی داووس مطرح کرد. من این سخنرانی را با دقت دنبال کردم. بسیار مشتاق بودم بدانم به جامعه سرمایه داری جهانی که در این مجمع گرد آمده بود، چه میگوید. ۶۰ رئیس دولت و کشور در آنجا حضور داشتند. و صاحب تازه کار کاخ سفید به آنها اعلام کرد: همگی شما از من اطاعت خواهید کرد. ۵ درصد از تولید ناخالص داخلی را به بودجه نظامی خواهید داد. و من به شما سلاح خواهم داد. آمریکا اکنون به قدرت برتر انرژی تبدیل خواهد شد. و من در هر صورت قیمت نفت را به ۴۵ دلار کاهش میدهم تا روسیه را مجبور به پذیرش شرایطم کنم.

باید درک کنیم که برای آنکه مجبور به تحمیل خواست دیگران نشویم، به یک سیاست مالی و اقتصادی کاملاً متفاوت نیاز داریم. نه تنها بخش کشاورزی که بی پول مانده در حال فروپاشی است. ساخت و ساز و حمل و نقل نیز در حال فروریختن هستند. آنها از وضعیت پیش رو به خوبی آگاهند. ما حق نداریم وقت تلف کنیم! به عنوان نهادی که ترکیب بانک مرکزی و هیئت نظارت را تصویب میکند، موظفیم رهبرانشان را فراخوانده و این مسئله را حل کنیم. نرخ ۲۱ درصدی، پولسازی تنها ۵۰ درصدی و کاهش ارزش روبل اقتصادمان را نابود کرده و به «دهه ۹۰ پرزرق وبرق» بازمیگرداند. باید جلوگیری کنیم!

از رئیس جمهور ما بخواهیم بار دیگر جلسه ای با رئیس‌جمهور ترتیب دهد و این موضوع حیاتی را بررسی کند. این برای ما بسیار مهم است.

همچنین باید جهت گیری ایدئولوژیک را تنظیم کنیم. باید بگویم چنین سیاست فاسدی از سوی اروپا انتظار نداشتم. آنها آشکارا به منافع خود خیانت کردند. دولت آلمان به آلمانی ها خیانت کرد. لهستانیها به همه زندگان و مردگان خیانت کردند. آنچه انجام میدهند مایه شرم کامل است. خودشان به پرتگاه نزدیک میشوند و تصمیم دارند ما را نیز به آنجا بکشانند. ظاهراً واکسن تاریخی دو جنگ جهانی کاملاً از کار افتاده است.

در جبهه امروز مسئله این است: یا این بین الملل فاشیست را که متأسفانه دوباره در اروپا شکل گرفته، نابود میکنیم یا مجبوریم عواقب آن را به سختی و طولانی تحمل کنیم. از این رو وظایف اصلی ما این است: تلاش همه احزاب و جنبشها را تا حد امکان متحد کنیم و سیاستی را دنبال نماییم که بی قید و شرط منافع کشور را تأمین کند. این فوق العاده مهم است!

در آستانه هشتادمین سالگرد پیروزی بزرگ، باید به خاطر داشته باشیم: نسل جدید باید این پیروزی را بشناسد.

هرگز اولین حضورم در گورستان پیسکاریوفسکویه و درک تعداد افرادی که آنجا آرمیدهاند را فراموش نمیکنم. در «نفسکی پیاتاچوک» ۱۷ نفر در هر متر مربع کشته شدهاند. تحت رهبری مهندس برجسته شوروی، رئیس بخش کارهای بازسازی جبهه لنینگراد، ایوان زوبکوف، یک خط راهآهن ۳۳ کیلومتری با سه پل در ۲۰ روز تحت بمبارانهای مداوم ساخته شد. و دو پل بر روی نِوا با عرض کیلومتری و جریان شدید آب. پنج هزار نفر زیر آتش کار میکردند. هر روز ۱۲ تا ۱۵ نفر کشته و به همین تعداد زخمی میشدند. این یک افتخار بزرگ است! و «نفسکی پیاتاچوک» توسط سه هنگ کمونیستی فتح شد.

همه شما باید سخنان دیروز رئیس جمهور درباره مردم بزرگ شوروی و افتخار بزرگ شوروی را به خاطر بسپارید. ما باید بیاموزیم چگونه این را بیان کنیم. باید نام واقعی استالینگراد را بازگردانیم. همه ما را درک خواهند کرد. باید بر روی افعی یلتسین در اورال پوشش گذاشت. میتوان آنجا را به مرکز آموزش میهن پرستانه تبدیل کرد. باید یکبار برای همیشه مزار لنین را با نئوپان مسدود نکنیم. وقت آن است تاریخ بزرگمان، تجربه درخشان شوروی و سیاست کنونی را ترکیب کنیم!

دو روز دیگر، پاتریارک با ما سخن خواهد گفت. ارزشهای معنوی با ارزشهای کار، عدالت و دوستی همسو هستند. اما گاهی در کانال تلویزیونی «اسپاس» ضدشورویهایی دیده میشوند که حتی در دوران یلتسین هم وجود نداشتند. و این مسئله وحدت است که بدون آن هیچکس به پیروزی نمیرسد. و اگر ما طرفدار وحدت، تولد کودکان، شناخت تاریخ هستیم، باید مسئله آزمون سراسری دولتی، کتابهای درسی شایسته، صنایع دستی مردمی و حمایت همه جانبه از شرکتهای مردمی را حل کنیم.

خوشحالیم که وی.آی.کاشین موفق به اصلاح مهمترین قانون مرتبط با کشاورزی شده است. اما بیایید روی سایر موارد نیز نزدیکتر کار کنیم تا در روز پیروزی واقعاً متحد و یکپارچه حاضر شویم!

ما به پیروزی نیاز داریم. یک پیروزی برای همه. ما بهای آن را نخواهیم پرداخت!