
جنگ تجاری علیه همه در نهایت به ضرر ایالات متحده تمام خواهد شد، تورم و روند ازبینرفتن صنایع را که این کشور پیشتر نیز از آن رنج میبرد، تشدید خواهد کرد و نارضایتی عمومی در میان پایگاه اجتماعی رئیسجمهور را افزایش خواهد داد.
رافائل پوچ
ترجمه مجله جنوب جهانی
دونالد ترامپ درباره موضوعات زیادی صحبت میکند: از گرینلند گرفته تا ریویرا در غزه، از کانال پاناما تا مکزیک و کانادا، یا درباره صلح در اوکراین. همه درباره آنچه ترامپ میگوید، اظهار نظر کرده و واکنش نشان میدهند. اما این صحبتها واقعاً چه نتیجهای دارد؟ جفری ساکس حق دارد وقتی میگوید اینها فقط «سر و صدا» هستند، چیزی شبیه به «هالیوود»، و از این سر و صداها نمیتوان نتیجهگیری خاصی داشت یا حتی به آنها واکنش جدی نشان داد. ارزش ندارد وارد بازی این نمایش شویم، نمایش رئیسجمهوری که علاوه بر اینکه مانند پیشینیانش جنایتکار است، فردی نادان و بیمارگونه شرور نیز هست. با این حال، در این یاوهگوییها یک چیز روشن است: جنگ تجاری علیه همه، هم دشمنان و هم متحدان. این یک خط مشخص است و در نهایت به ضرر ایالات متحده تمام خواهد شد.
خودکشی سرمایهداری نئولیبرال
سرمایهداری نئولیبرال در چند دهه اخیر برای دستیابی به بیشترین سود برای ثروتمندترین اقشار، گامهایی اساسی به سوی خودکشی برداشته است. تولید را به مناطقی با هزینههای پایینتر منتقل کرد، بخش زیادی از صنایع و تحقیق و توسعه خود را به خارج از کشور واگذار کرد و از سرمایهگذاری در زیرساختها دست کشید، در عوض بر بازیهای سوداگرانهی مالی با بازده کوتاهمدت بالا تمرکز کرد. اقتصاد ایالات متحده اکنون تا حد زیادی غیرصنعتی شده است. مایکل هادسون میگوید: «سرمایهداری مالی، ایالات متحده را به یک اقتصاد صنعتی شکستخورده تبدیل کرده است.»
سقوط آمریکا، سوژهای برای تلویزیون روسیه
در روسیه، این روند با دقت دنبال میشود. هر جمعه عصر، تلویزیون روسیه بخشی ثابت از برنامههای خود را به بررسی حوادث ریلی در ایالات متحده اختصاص میدهد. با لحنی طنزآمیز، تصاویری از پلهای فرو ریخته، قطارهای از ریل خارجشده و تصادفات بزرگ ناشی از نقص سیستمهای سیگنالینگ پخش میشود. اینها نتیجهی سالها بیتوجهی هستند، چرا که مدتهاست هدف، اقتصاد واقعی نبوده بلکه فقط امور مالی و بازیهای فریبندهی بازار بوده است.
فرار از دلار
استفاده از دلار به عنوان سلاح سیاسی باعث فرار سرمایه از بدهیهای عمومی آمریکا در بسیاری از کشورها شده است. روسیه پیشتاز این حرکت بود. بین فوریه ۲۰۲۲ و نوامبر ۲۰۲۳، مسکو ۹۹٪ از سرمایهگذاری خود در اوراق قرضه آمریکایی را فروخت. چین، که در این زمینه سرمایه هنگفتی دارد، در همان بازه زمانی ۲۵٪ از داراییهای خود را کاهش داد. مصر ۷۲٪، اندونزی ۴۳٪، و حتی کشورهایی مانند مجارستان، سوئد، دانمارک، کویت و اسرائیل حدود ۱۵٪ از بدهیهای آمریکا را کنار گذاشتند.
وابستگی آمریکا به چین
بین سالهای ۲۰۱۴ تا ۲۰۲۲، وابستگی چین به زنجیره تأمین آمریکا در صنایعی مانند الکترونیک، مواد شیمیایی، حملونقل و ماشینآلات بهشدت افزایش یافته است. ۴۱٪ از نیمههادیهایی که در مجتمع نظامی-صنعتی آمریکا استفاده میشوند، از چین تأمین میشوند. نمودار وابستگی صنایع نظامی هوایی آمریکا، از جمله شرکتهایی مانند لاکهید مارتین، نورثروپ گرومن، بوئینگ، ریتیون و جنرال داینامیکس، به تأمینکنندگان چینی در حوزه قطعات ناوبری، بدنه هواپیما، الکترونیک و سایر تجهیزات، شبکهای پیچیده از وابستگیهای تجاری را نشان میدهد.

ترامپ، تلاش برای کنترل اقتصاد جهانی
ترامپ میخواهد سلطه اقتصادی آمریکا بر جهان را تضمین کند و بهوضوح اعلام میکند که همه سودها باید به نفع ایالات متحده باشد. او عملاً در حال بازگرداندن روابط تجاری به مدل قرن نوزدهم است، که بر اساس تقابل محض و اصل «همه چیز برای من» بنا شده بود. اما چگونه میتوان در اقتصاد بههمپیوسته قرن بیستویکم، بدون آسیب رساندن به خود، شرکا و تأمینکنندگان را تحت فشار قرار داد؟
فاجعهای مشابه یلتسین؟
بسیار محتمل است که جنگ تجاری علیه همه، به ضرر اقتصاد آمریکا تمام شود، تورم و روند صنعتیزدایی را سرعت بخشد و نارضایتی عمومی را در میان پایگاه اجتماعی ترامپ افزایش دهد. به همین دلیل، این فرضیه که ریاستجمهوری دونالد ترامپ برای ایالات متحده چیزی شبیه به فاجعهای باشد که دوران یلتسین برای روسیه رقم زد، منطقیترین نتیجهای است که میتوان از سر و صداهای واشنگتن گرفت. ترامپ که میخواهد «عظمت آمریکا را بازگرداند»، در واقع به سقوط آن سرعت خواهد بخشید. بدون شک، باید دید این سقوط بزرگ چه پیامدها و فجایعی را برای سایر نقاط جهان به همراه خواهد داشت.
رافائل پوچ
رافائل پوچ-ده-فلیو (بارسلونا) خبرنگار سابق روزنامه لا وانگواردیا در مسکو، پکن و برلین بوده است. او نویسندهی چندین کتاب درباره فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، روسیهی پوتین، چین و همچنین یک پژوهش گروهی درباره آلمان در دوران بحران یورو است.

