
موج ملی
پیش از آنکه دولت جدید تشکیل شود؛ برنامهی دولت مشخص شده است، آن را صاحبان قدرت واقعی انتخاب کردهاند.
نوشتهی آرنولد شولتسل
منتشر شده در یونگهولت
ترجمه مجله جنوب جهانی
نه، رأیدهندگان آلمانی جنگ را انتخاب نکردند، بلکه «فقط» تمدید جنگ در شرق و پر کردن تمامی انبارهای مهمات را برگزیدند. آنها به آن بلوک واحدی اکثریت دادند که نجات صنعت و کشور آلمان را در افزایش تسلیحات، تمدید جنگ در اوکراین و سیاست خطرناک و مضحک ناوهای جنگی در سواحل چین میبیند. اگر حزب دموکرات آزاد (FDP) از بوندستاگ حذف شود – این حزب حتی قبل از ساعت ۱۷، خبرنگاران را از جشن انتخاباتی خود بیرون کرد – چیزی برای دولت آینده تغییر نخواهد کرد. تنها جنگطلبان افراطی حزب اتحاد ۹۰/سبزها (Bündnis 90/Die Grünen) هستند که در صورت مشارکت دوباره در دولت، میتوانند با پیروی از آنالنا بربوک، روسها را در آستانهی براندنبورگ تصور کنند و کشور را در آستانهی خطر جنگ فوری قرار دهند.
نتیجهی انتخابات بیانگر یک موج ملی است – موجی که در تظاهرات صدها هزار نفر در هفتههای اخیر دیده شد. در این موج، حمایت از احزاب «آمادگی برای جنگ» علیه روسیهی «فاشیستی» با اعتراض علیه همکاری اتحادیهی دموکرات مسیحی/اتحادیهی سوسیال مسیحی (CDU/CSU) و حزب آلترناتیو برای آلمان (AfD) در سیاست مهاجرتی ترکیب شده است.
حزب AfD، بهلحاظ شکلگیری و برنامه، زائدهی اتحادیهی دموکرات مسیحی است و نیروی ذخیرهی سیاسی سرمایهداری آلمان به شمار میرود. این که آیا این حزب میتواند از دو برابر شدن سهم آرای خود بهره ببرد و به بلوک تسلیحاتی و جنگی ملحق شود، بستگی به پیامدهای این مسیر دارد. اما آنچه قطعی است، آمادگی AfD برای افزایش تسلیحات است؛ نامزد صدراعظمی این حزب، آلیس وایدل، که زمانی ادعا کرده بود «هیتلر یک کمونیست بود»، حتی میخواست رهبری را بهدست گیرد. پنج درصد از تولید ناخالص داخلی برای ارتش از نظر او کافی نبود.
این بدان معناست که اولاً: افزایش تسلیحات هدف مشترک همهی احزاب، بهجز اتحاد برای عدالت و صلح (BSW) است، که احتمالاً از بوندستاگ خارج خواهد شد. این حزب آخرین حزبی بود که در مسئلهی جنگ و صلح موضعی صریح اتخاذ کرد، برخلاف حزب چپ (Die Linke) که در این زمینه دوپهلو عمل کرد. رئیس حزب چپ، یان فان آکن، به همین دلیل BSW را در کنار AfD بهعنوان «حزب کرملین» معرفی کرد – و ظاهراً با این اظهارنظر در فضای جدیدِ ملیگرایانه و جنگطلبانهی «ضد فاشیستی» موفق بود.
اولاف شولتس، تقریباً در آخرین اقدام خود در مقام صدراعظم، یک روز پس از تماس تلفنی دونالد ترامپ و ولادیمیر پوتین، برنامهی دولت آینده را اعلام کرد: غارت خزانهی دولت برای تأمین مالی ارتش از طریق تغییر در محدودیت بدهی، اعلام وضعیت اضطراری به دلیل جنگ اوکراین و باز کردن راه برای تأمین مالی در سطح اتحادیهی اروپا.
این به معنای دومین نکته است: تضعیف تلاشهای روسیه و آمریکا برای پایان دادن به جنگ اوکراین، هدفی محوری برای بلوک جنگطلب آلمان است. ابزار این هدف، تشدید تنشها خواهد بود. فردریش مرتس ارسال موشکهای کروز «تائوروس» به کییف را رد نکرد. علاوه بر این، استقرار موشکهای میانبرد جدید آمریکایی و یک موشک مافوق صوت – در صورتی که شرکتهای تسلیحاتی آمریکا قادر به تولید آن باشند – در غرب اروپا، از جمله آلمان، در دستور کار قرار دارد. اما تظاهرکنندگان جریان جدید «ضد فاشیستی» یا از این موضوع بیاطلاع هستند یا آن را سیاستی نادرست نمیدانند.
درک آنها از شرایط، موفقیت حزب چپ و کاهش نسبتاً کم آرای حزب سبزها را توضیح میدهد. حزب چپ، برخلاف BSW، به قانون «محدودیت ورود مهاجران» که CDU/CSU از AfD کپی کرده بود، رأی نداد. البته، حزب سوسیال دموکرات (SPD) و سبزها نیز با این قانون مخالفت کردند، اما در عمل، همراه با FDP، دقیقاً همان سیاستهای سختگیرانه علیه پناهجویان و مهاجران را اجرا کردند که CDU/CSU و AfD همواره خواستار آن بودند. فردریش مرتس، که مانند کل اتحادیهی دموکرات مسیحی برای دههها به ترویج نفرت نژادپرستانه پرداخته است، اکنون راه را برای ادامهی آن از طریق روشهای فاشیستی توسط AfD باز گذاشته است.
پایگاه اجتماعی CDU/CSU و AfD یکسان است – با یک تفاوت: AfD بخش عظیمی از طبقهی کارگر را به خود جذب کرده است. همزمان، حزب سوسیال دموکرات نقش اصلی خود را در خدمت به امپریالیسم آلمان، یعنی جذب کارگران صنعتی به مسیر توسعهطلبانه و جنگی، از دست داده است. اکنون، این وظیفه بر دوش نئونازیها و هواداران نازیها افتاده است.
برنامهی دولت مشخص شده است، پیش از آنکه دولت جدید تشکیل شود؛ آن را صاحبان قدرت واقعی تعیین کردهاند. اما سیاست «رشد از طریق تسلیحات» – همانطور که روزنامهی اقتصادی هندلزبلات در آستانهی انتخابات اعلام کرد – نه از لحاظ اقتصادی و نه از لحاظ سیاسی، موفقیتآمیز نخواهد بود.
حتی دولت «ائتلاف چراغ راهنمایی» (Ampel) نیز اصلاحات لازم برای ایجاد یک دولت نظامی-واپسگرا را تسریع کرده است. ممنوعیتهای شغلی دوباره در حال رایج شدن هستند، ۲۰۰ پلیس مسلح – مانند آنچه که روز سهشنبه در یک نشست فعالان حقوق بشر همراه با یک نمایندهی سازمان ملل در دفتر این روزنامه رخ داد – و لغو عملی حق تجمع و سایر حقوق اساسی، تنها آغاز این مسیر هستند. مرتس روز شنبه بار دیگر موضع خود را تأکید کرد: «چپ تمام شده است. دیگر اکثریت چپ و سیاست چپ در آلمان وجود ندارد.» او بهعنوان صدراعظم آینده، تلاش خواهد کرد تا این گفته را به واقعیت تبدیل کند. و در صورت امکان، فقط با حزب سوسیال دموکرات – که خود را به حاشیه رانده است – وارد ائتلاف خواهد شد.
نتیجهی انتخابات یک جنبهی مثبت نیز داشت: «احمقانهترین دولت» (به گفتهی زارا واگنکنشت) در تاریخ جمهوری فدرال آلمان، دیگر به پایان رسیده است. اما حتی نمایندهی اصلی سرمایهداری آلمان که در شب انتخابات در شبکهی ARD سخن گفت، معتقد بود که اوضاع میتواند از این هم بدتر شود. او هشدار داد که اگر اوضاع به همین شکل ادامه یابد، «اقتصاد خودش امور را بهدست خواهد گرفت». یادآوریم دونالد ترامپ را: حکومت میتواند بدون احزاب و پارلمان نیز ادامه یابد.

