واسطه‌گری در مذاکرات با ایران: پاسخ روسیه به درخواست آمریکا مستلزم احتیاط است

کارشناسان گزارش‌هایی را که نشان می‌دهد واشنگتن از مسکو خواسته است تا در مذاکرات با ایران نقش میانجی را ایفا کند، به‌عنوان نشانه‌ای از گرم‌تر شدن روابط میان روسیه و آمریکا ارزیابی می‌کنند. چنین واسطه‌گری‌ای هم فرصت‌ها و هم خطراتی را برای کرملین در بر دارد.

نوشته‌ی گاوُرگ میرساجان
ترجمه مجله جنوب چهانی

ایالات متحده برای عادی‌سازی روابط خود با ایران به حمایت روسیه نیاز دارد. این خبر را خبرگزاری آمریکایی بلومبرگ منتشر کرده است. بر اساس منابع این خبرگزاری، دونالد ترامپ این درخواست را در گفت‌وگوی خود با ولادیمیر پوتین در ۱۲ فوریه مطرح کرده و پس از آن، مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، و سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه، در دیداری در عربستان سعودی درباره‌ی این موضوع گفت‌وگو کرده‌اند.

منطق طرف آمریکایی روشن است. با وجود تمام خصومت‌هایی که ترامپ نسبت به ایران دارد، او نه زمان، نه انرژی و نه تمایلی برای درگیری با جمهوری اسلامی دارد. جروزالم پست در این باره نوشته است:

«برای دولت ترامپ، هرگونه کاهش تنش با … ایران یک پیروزی محسوب می‌شود، زیرا این امر باعث می‌شود که دیگر نیازی به تمرکز بر خاورمیانه نداشته باشد.»

از سوی دیگر، ایالات متحده نمی‌تواند به‌سادگی از کنار وضعیت ایران بگذرد. پس از شکست در سوریه، ایرانی‌ها احساس آسیب‌پذیری می‌کنند و بنا بر گزارش‌های رسانه‌های غربی، این مسئله باعث شده است که روند ساخت بمب اتمی را به‌عنوان آخرین ابزار دفاعی خود تسریع کنند.

هم‌زمان، اکنون فرصتی بی‌نظیر برای حل مسالمت‌آمیز تمامی مشکلات به وجود آمده است – به‌ویژه به این دلیل که مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور ایران، نیز از راه‌حل دیپلماتیک برای این مناقشه حمایت می‌کند. شکست در سوریه، همراه با بحران اقتصادی کشور، به او و حامیانش این امکان را می‌دهد که مصالحه با آمریکا را به‌عنوان بهترین راه‌حل برای همه مشکلات مطرح کنند.

واضح است که واشنگتن و تهران نمی‌توانند به‌طور مستقیم با یکدیگر مذاکره کنند، که این امر ضرورت وجود یک میانجی را نشان می‌دهد – میانجی‌ای که هم قدرتمند باشد و هم بی‌طرف، و سخنانش از سوی هر دو طرف مورد اعتماد قرار گیرد. این نقش را روسیه ایفا می‌کند.

یلنا سوپونینا، کارشناس روابط بین‌الملل و عضو شورای روابط بین‌الملل روسیه، در گفت‌وگو با روزنامه وزگلیاد در توضیح تصمیم آمریکا گفت:

*»ایالات متحده به‌خوبی می‌داند که مذاکرات با ایران دشوار خواهد بود، و از آنجایی که نمی‌خواست تعداد میانجی‌ها را به‌طور قابل توجهی افزایش دهد، به روسیه روی آورد.
آمریکایی‌ها روابط خوب مسکو با تهران را در نظر گرفتند، و همچنین توانایی اثبات‌شده‌ی روسیه در مانور میان بازیگران مختلف را مدنظر داشتند.»

مسکو تاکنون درخواست همکاری آمریکا را نه تأیید و نه تکذیب کرده است. دیمیتری پسکوف، سخنگوی کرملین، در این باره گفت:

«نمی‌توانم این موضوع را تأیید کنم، اما باید بگویم که پوتین بارها اعلام کرده است که مسئله‌ی پرونده‌ی هسته‌ای ایران باید صرفاً از طریق مسالمت‌آمیز حل‌وفصل شود. روسیه، به‌عنوان متحد و شریک ایران، آماده است تا هر کاری که در توان دارد برای تسهیل این روند انجام دهد.»

این مشارکت نه‌تنها به دلیل حمایت از یک متحد، بلکه به این دلیل اهمیت دارد که روسیه نیازی به وقوع جنگی دیگر در خاورمیانه ندارد. همچنین، مسکو مخالف گسترش تسلیحات هسته‌ای است، چرا که در صورت دستیابی ایران به بمب اتمی، این روند تشدید خواهد شد.

و در نهایت، این میانجی‌گری برای روسیه سودمند است. چنین نقشی، جایگاه مسکو را در خاورمیانه تقویت کرده و آن را به یک شریک کلیدی و ضروری برای واشنگتن تبدیل می‌کند.

با این حال، نباید خطرات چنین میانجی‌گری‌ای را نادیده گرفت. یلنا سوپونینا هشدار می‌دهد:

«این پیشنهاد نشان‌دهنده‌ی بهبود کلی روابط میان مسکو و واشنگتن است، اما چنین پیشنهادهایی باید با احتیاط فراوان بررسی شوند.»

نخست، به این دلیل که بی‌اعتمادی میان دو طرف بسیار عمیق است – و این تنها به روابط ایران و آمریکا محدود نمی‌شود. تعجبی ندارد که واشنگتن پس از سال‌ها درگیری، به مسکو نیز اعتماد ندارد. و اعتماد به یک میانجی، پیش‌شرطی اساسی برای مذاکرات موفق است. مسکو نیز اطمینان ندارد که واشنگتن به توافقاتی که تحت میانجی‌گری روسیه به دست می‌آید، پایبند خواهد ماند.

دوم، وضعیت داخلی هر دو کشور بی‌ثبات است. دونالد ترامپ عملاً با بخش بزرگی از نهاد سیاست خارجی آمریکا وارد جنگ شده است و هیچ تضمینی وجود ندارد که در این جنگ پیروز شود. در ایران نیز اختلافات شدیدی وجود دارد، از جمله میان طرفداران و مخالفان مذاکرات با آمریکا. و این تنها به مذاکره با آمریکا محدود نمی‌شود، بلکه به‌طور مشخص درباره‌ی مذاکره با ترامپ، فردی که از توافق صلح قبلی (که در زمان باراک اوباما امضا شده بود) خارج شد و همچنین دستور ترور محبوب‌ترین ژنرال ایران، قاسم سلیمانی، را صادر کرد.

در عین حال، وضعیت وخیم سلامتی رهبر عالی، علی خامنه‌ای، باعث افزایش ابهامات شده است – هیچ‌کس نمی‌داند که چه کسی به‌عنوان جانشین او انتخاب خواهد شد و چه موضعی اتخاذ خواهد کرد. این عدم قطعیت – هم در ایالات متحده و هم در ایران – مانع از آن می‌شود که توافقات جدی و بلندمدتی شکل بگیرد.

سوم، نمی‌توان از موضع مهم‌ترین متحد ایالات متحده در منطقه – یعنی اسرائیل – چشم‌پوشی کرد. یلنا سوپونینا در این باره می‌گوید:

«اسرائیل به‌شدت با ایده مذاکرات صلح با ایران مخالف است. علاوه بر این، ترامپ فردی غیرقابل پیش‌بینی است. بنابراین، بعید نیست که اگر مذاکرات در نهایت شکست بخورد، او ایده بنیامین نتانیاهو مبنی بر حل مسئله ایران از طریق اقدام نظامی را در نظر بگیرد.»

در نهایت، باید تردید ایران نسبت به بهبود روابط آمریکا و روسیه را نیز مدنظر داشت.

برخی سیاستمداران و کارشناسان در تهران بر این باورند که روسیه ممکن است در ازای امتیازاتی که از سوی آمریکا دریافت می‌کند، روابط متحدانه خود با ایران را کاهش دهد. و نه توافق استراتژیکی که اخیراً امضا شده، نه اظهارات مقامات روسیه و نه عقل سلیم (که بر اساس آن، هیچ‌کس یک شریک استراتژیک را با وعده‌های آمریکا معامله نمی‌کند) نمی‌تواند آن‌ها را از این باور منصرف کند. علاوه بر این، تلاش‌های روسیه برای میانجی‌گری و مطرح کردن مسئله ایران در مذاکرات با آمریکا ممکن است این بی‌اعتمادی را تشدید کند – و در نتیجه، به روابط دوجانبه آسیب برساند.

البته، همواره خطراتی وجود دارد – این‌ها روی دیگر فرصت‌ها هستند. اما دیپلماسی روسیه بارها و بارها ثابت کرده است که می‌تواند با مهارت از میان صخره‌های سیاست جهانی عبور کند.

ترجمه‌شده از زبان روسی. این مقاله در تاریخ ۷ مارس ۲۰۲۵ برای اولین بار در روزنامه وزگلیاد منتشر شده است.

گاوُرگ میرساجان دانشیار دانشگاه مالی دولت فدراسیون روسیه، کارشناس علوم سیاسی و یک شخصیت عمومی است. او در سال ۱۹۸۴ در تاشکند به دنیا آمد، از دانشگاه دولتی کوبان فارغ‌التحصیل شد و دکترای علوم سیاسی خود را با تمرکز بر ایالات متحده دریافت کرد. از سال ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۶، به‌عنوان پژوهشگر در مؤسسه مطالعات آمریکا و کانادا در آکادمی علوم روسیه فعالیت داشت.