
قطع بودجه «صدای آمریکا»، «رادیو اروپای آزاد/رادیو آزادی و رادیو فردا» و امثال آن ترامپ را به «آدم خوبه» تبدیل نمیکند، اما گامی در مسیر درست است.
تاریک سیریل آمار
تاریخنگاری اهل آلمان که در دانشگاه کوچ استانبول دربارهی روسیه، اوکراین، اروپای شرقی، تاریخ جنگ جهانی دوم، جنگ سرد فرهنگی و سیاستهای حافظه تحقیق میکند.
ترجمه مجله جنوب جهانی
او باز هم این کار را کرد. یا بهتر بگوییم، آنها این کار را کردند. در ادامهی کمپین عجیب و غریب «زمین سوخته» برای برچیدن بخشهای گستردهای از دولت آمریکا—به هر قیمتی که باشد—دونالد ترامپ، رئیسجمهور، و رفیق گرمابه و گلستانش، ایلان ماسک، به همراه دار و دستهی مجریانش در DOGE، هفت آژانس دولتی دیگر را حذف کردند. این اقدام که با دستور اجرایی ریاستجمهوری انجام شد، دفاتر متعددی را هدف قرار داد که وظایف متنوعی مانند میانجیگری در مناقشات کارگری و کاهش بیخانمانی را بر عهده داشتند.
روش حملهی ترامپگرایان ساده و آشناست: آژانسهای هدف مستقیماً تعطیل نمیشوند، چرا که ترامپ بهصورت قانونی نمیتواند چنین کاری را با فرمان اجرایی انجام دهد. در عوض، بودجه و نیروی انسانی آنها چنان کاهش مییابد که ادامهی فعالیت برایشان غیرممکن میشود.
اما جالب اینجاست که فقط یک نوع از این کاهش بودجه واقعاً باعث خشم میانهروها، لیبرالها و رسانههای جریان اصلی شد. نه، مسئله قطع بودجهی برنامههای مربوط به بیخانمانها نبود، و نه موضوع روابط کارگری. چیزی که جنجال به پا کرد، حملهی ترامپ و ماسک به تبلیغات دولتی بود—دقیقتر بگوییم، تبلیغات دولتی برای بقیهی جهان.
یکی از دفاتری که این بار تحت تیغ ترامپ قرار گرفت، «آژانس رسانههای جهانی ایالات متحده» (USAGM) است که در واقع همان وزارتخانهی تبلیغات آمریکا برای خارج از کشور محسوب میشود.
اگرچه این عنوان نسبتاً جدید است (۲۰۱۸)، اما ریشههای USAGM به دوران جنگ سرد قرن گذشته بازمیگردد. در ابتدا، «صدای آمریکا»، «رادیو اروپای آزاد» و «رادیو آزادی» وجود داشتند. «صدای آمریکا» در جریان جنگ جهانی دوم تأسیس شد و بلافاصله پس از آن بهعنوان ابزاری تبلیغاتی در جنگ سرد مورد استفادهی سیا قرار گرفت. نسخههای جوانتر آن، یعنی «رادیو اروپای آزاد» (تأسیس ۱۹۵۰) و «رادیو آزادی» (۱۹۵۱)، در واقع پوششی برای فعالیتهای سیا بودند.
اما این ارتباط تا اواخر دههی ۱۹۶۰ مخفی نگه داشته شد تا از واکنش شوروی جلوگیری شود. البته، برخلاف آنچه دائرةالمعارف بریتانیکا با لحنی متین و البته انبوهی از اطلاعات نادرست القا میکند، پنهانکاری سیا به این دلیل نبود که روسهای بدذات (شوروی آن زمان) خیلی ترسناک بودند. بلکه این کار صرفاً روشی برای دستکاری افکار عمومی در شرق و غرب بود تا تبلیغات ژئوپلیتیکی بهعنوان «اخبار مستقل» جلوه داده شوند.
پس از سال ۱۹۷۱، سیا (ظاهراً) کنترل مستقیم خود را کنار گذاشت. اما اگر فکر میکنید این به معنای پایان نفوذ سازمانی است که تخصص آن دروغپردازی—و فراتر از آن—است، باید به شما یک «دموکراسی» اوکراینی کامل با «جامعهی مدنی» و تمام ملحقاتش بفروشم!
بهصورت رسمی، «هیئت پخش بینالمللی» (Board for International Broadcasting) جایگزین سیا شد. این هیئت مستقیماً توسط رئیسجمهور منصوب میشد—و همین برای درک اهمیت این ماشین تبلیغاتی جهانی برای واشنگتن کافی است.
در نهایت، پس از تغییرات اسمی متعدد، این هیئت به USAGM تبدیل شد و کنترل نهتنها «صدای آمریکا» و «رادیو اروپای آزاد/رادیو آزادی» (که با هم ادغام شده بودند)، بلکه مجموعهای از رسانههای دیگر، از جمله «رادیو آزاد آسیا» و «دفتر پخش برنامههای کوبا» (که نامش به طرز جالبی غیرصادقانه به نظر میرسد) و رادیو غردا را به دست گرفت.
بر اساس وبسایت رسمی USAGM، این سازمان هر هفته ۴۲۷ میلیون مخاطب در ۶۴ زبان را از طریق رسانههای سنتی و اینترنتی تحت پوشش قرار میداد. این افراد خوششانس، هر هفته بیش از ۳۰۰۰ ساعت برنامهی اورجینال دریافت میکردند که کاملاً مطابق با «منافع ملی آمریکا» (طبق تعریف خود USAGM) تنظیم شده بود.
هرچه که دربارهی این وزارتخانهی تبلیغات خارجی آمریکا بگویید، دستکم از نظر اندازه و بودجه، بسیار فراتر از هر چیزی بود که شوروی بیچاره در دوران جنگ سرد موفق به راهاندازی آن شد.
و حالا، ترامپ و ماسک همین سازمان را از بین بردهاند. جنگ سرد مدتهاست که تمام شده، و واکنش منطقی به این اقدام دیرهنگام باید این باشد که: «چرا اینقدر طول کشید؟» ایلان ماسک بیراه نمیگفت وقتی نوشت این رسانهها «فقط یک مشت آدم افراطی دیوانهاند که با خرج ۱ میلیارد دلار از پول مالیاتدهندگان آمریکایی، برای خودشان صحبت میکنند.» البته، متأسفانه آنها فقط برای خودشان صحبت نمیکردند. و چیزی که آنها را «افراطی» و «دیوانه» میکرد، این بود که کاملاً مطابق با استانداردهای آمریکایی بودند!
اما عقل سلیم در سیاست آمریکا کمیاب است. بهجای استقبال از این حرکت که هزینهی یک پارک ژوراسیک رسانهای از دوران جنگ سرد را از دوش مالیاتدهندگان آمریکایی برمیدارد، موجی از سوگواری شکل گرفته است.
مدیر «صدای آمریکا»، مایکل آبراموویتز، در وداعی تأثیرگذار با رسانهی خود، گفت: «VOA آزادی و دموکراسی را در سراسر جهان با بازگویی داستان آمریکا و ارائهی اخبار و اطلاعات بیطرفانه و متوازن—بهویژه برای کسانی که تحت ستم زندگی میکنند—ترویج میدهد.» برای استیو کاپوس، رئیس RFE/RL، «لغو توافق مالی رادیو اروپای آزاد/رادیو آزادی، یک هدیهی بزرگ برای دشمنان آمریکا خواهد بود.»
اوه، این صدای آشنای دههی ۱۹۵۰! گویی دوک الینگتون و ارکستر بزرگش بازگشتهاند تا همراه با جوزف مککارتی، حال و هوای آن دوران را زنده کنند.
نکتهی جالب اینکه، آبراموویتز اشارهای به کسانی که تحت محاصرهی نسلکشی اسرائیل آپارتایدی زندگی میکنند، نکرد. به نظر میرسد «بیطرفی» و «تعادل» در VOA همانقدر واقعی بود که «دموکراسی» و «آزادی» در آمریکا.
رئیس پیشین امور مالی USAGM، گرانت ترنر—بله، این نام واقعی اوست، شوخی نمیکنم—این اقدام را «شنبهی خونین» نامیده است.
البته، طبیعی است که مهرههای ارشد یک دستگاه تبلیغاتی از نابودی آن یا پایان ناگهانی (و شایستهی) دوران حرفهایشان خوشحال نشوند. اما آبراموویتز، کاپوس، و ترنر تنها نیستند. NBC، باشگاه ملی مطبوعات، و انجمن پخش بینالمللی نیز به جمع معترضان به این اقدام ترامپ پیوستهاند.
وزیر خارجهی جمهوری چک، یان لیپاوسکی، حتی پیشنهاد کرده که اتحادیهی اروپا RFE/RL را حفظ کند. اروپاییها هر ایدهی بدی را که واشنگتن کنار میگذارد—از رسانههای تبلیغاتی دوران جنگ سرد گرفته تا جنگ نیابتی پرهزینه و خونین علیه روسیه—بهسرعت در آغوش میکشند.
امیدوارم موفق نشوند. وقت آن است که این دستگاههای ضداطلاعات نابود شوند. آنها هرگز از آسیب زدنِ گسترده دست نکشیده اند؛ خواه از طریق جنگ افروزی یا پشتیبانی جنگ اطلاعاتی برای تغییر رژیم تحت پوشش انقلابهای رنگی. «ایوان کاچانوفسکی»، مرجع برجسته تحقیقات در مورد کشتار ساختگی میدان در فوریه ۲۰۱۴ کیف، اخیراً نوشته است که چگونه این رسانه ها با حذف مدارک ویدیویی ناخوشایند و سپس نادیده گرفتن «تأیید ضمنی» یک دادگاه اوکراینی مبنی بر اینکه این کشتار عملیاتی ناسیونالیستی، راست افراطی و طرفدار غرب بود، آن را «پوشاندند و تحریف کردند».
ترامپیستها «آدمهای خوبی» نیستند. آنها به اندازهی پیشینیان بایدنیستیشان به دروغ و سانسور معتقدند. از فلسطینیها و حامیان آزاردیده شان یا یمنیها یا ونزوئلایی ها بپرسید. اما دنیا به دروغ پردازیهای پرخرجِ بیشتر نیازی ندارد. و اگر جناح های آمریکایی حالا به جان پروپاگاندای یکدیگر افتاده اند، این منظره هم تلخ است و هم خنده دار.

