دیمیتری باویرین
ترجمه مجله جنوب جهانی

قهرمان اصلی و قربانی اصلی «میدان» صربستان یک چیز بود: تراکتور. ده‌ها دستگاه تراکتور کشاورزان با سرعت کند خود وارد جریان اعتراضات شدند و از خونریزی جلوگیری کردند.

در این روزها، بخشی از صرب‌ها علیه رئیس‌جمهور خود، الکساندر ووچیچ، تظاهرات می‌کنند و نیروی محرک اصلی این ناآرامی‌ها دانشجویان هستند. آنها از سراسر کشور، به نشانه تحریم سیستم حمل‌ونقل و اعتراض به کمبود بودجه دانشگاه‌ها، با پای پیاده راهی بلگراد شدند. این سفر برای برخی نوعی همبستگی با مردم بود، برای برخی دیگر نشانه خامی و شور جوانی، و برای بسیاری، ترکیبی از همه اینها. در مسیر، روستاییان برای آنها غذا آماده می‌کردند—کایماک (خامه محلی)، چواپچیچی (کباب سنتی)، مربای خانگی. هرکه کم غذا می‌خورد، مادربزرگ‌ها را ناراحت می‌کرد.

به این ترتیب، و از یک سفره به سفره دیگر، در «روز موعود»، طبق ارزیابی دولت، حداقل صد هزار معترض در پایتخت صربستان گرد هم آمدند، در حالی که مخالفان این تعداد را تا یک میلیون نفر هم اعلام کردند. این رقم شاید غیرواقعی به نظر برسد، اما خیابان‌های اطراف میدان اسلاویا، مقابل پارلمان، و حتی پل روی رودخانه ساوا، مملو از جمعیت بود. آنها سیر، پرانرژی و خشمگین بودند، و اوضاع می‌توانست به خشونت کشیده شود، چرا که در همان نزدیکی، گروهی دیگر در حال برگزاری یک «اعتصاب نامحدود علیه اعتراضات» در قالب یک کمپ چادری بودند. چنین کمپ‌هایی از زمان وقایع کیف در سال ۲۰۱۳-۲۰۱۴ با مخالفان سیاسی مرتبط شده‌اند، اما در صربستان، ساکنان این چادرها دانشجویان طرفدار دولت بودند که از سوی معترضان مورد تحقیر قرار می‌گرفتند. این دانشجویان وفادار خواستار از سرگیری کلاس‌های دانشگاهی بودند، یعنی پایان دادن به تعطیلاتی که همکلاسی‌ها و اساتیدشان برای مبارزه با ووچیچ گرفته بودند.
این دانشجویان، مانند آنهایی که همیشه درس می‌خوانند و از معلمان شکایت می‌کنند، در معرض برخورد خشن قرار داشتند. اگر درگیری رخ می‌داد، نیروهای امنیتی مداخله می‌کردند، جنگ خیابانی آغاز می‌شد، و شاید کشور به سوی جنگ داخلی کشیده می‌شد—چرا که اینجا بالکان است. اما در آن روز، سنت ساوا برای صرب‌ها تراکتورها را فرستاد.
حضور این کاروان‌های کشاورزی در بلگراد از سوی رسانه‌ها به‌عنوان یادآوری «انقلاب بولدوزری» تلقی شد، همان انقلابی که حدود ۲۵ سال پیش اسلوبودان میلوشویچ را سرنگون کرد. معترضان نیز در ابتدا این تراکتورهای روستایی را متحدان خود پنداشتند—کشاورزان ساده‌ای که آمده بودند تا به سبک اعتراضات اخیر فرانسه، دولت را با سیب‌های گندیده مورد حمله قرار دهند. در واقع، برخی از این کشاورزان برای انقلاب آمده بودند، اما برخی دیگر در جبهه مخالف قرار داشتند.
تراکتورهای طرفداران دولت کمپ دانشجویان وفادار را محاصره کرده و حلقه‌ای دفاعی تشکیل دادند. این در واقع یک عملیات انتقال نیروهای کشاورزی به پشت خطوط دشمن بود، با پوششی که خود تحت یک پوشش دیگر انجام می‌شد.
در «روز موعود»، تمام تراکتورهایی که در این عملیات شرکت داشتند مورد حمله قرار گرفتند—معترضان خشم خود را بر سر آنها خالی کردند. رئیس‌جمهور ووچیچ در یک سخنرانی ویژه به ملت، از این تراکتورها تجلیل کرد و تأکید داشت که به لطف ماشین‌آلات کشاورزان صرب، کشور توانست ثبات و صلح خود را حفظ کند.
پلیس تنها حدود بیست نفر را بازداشت کرد، و ووچیچ به‌طور ویژه از نیروهای امنیتی تشکر کرد که خویشتن‌داری نشان دادند و از باتوم‌های خود استفاده نکردند. او همچنین وعده داد که ادعاهای مربوط به استفاده از سلاح‌های صوتی را با همکاری FBI آمریکا و FSB روسیه بررسی کند. این موضوع شاید سوررئال به نظر برسد، اما در واقع سیاست است.
ووچیچ توضیح داد: «وقتی همه چیز به شکست می‌انجامد، دروغ گفتن تنها راه باقی می‌ماند، و آنها این داستان مربوط به سلاح صوتی را ساختند. همین کار را در میدان کیف هم کردند—یادتان هست که یانوکوویچ را متهم کردند که تک‌تیراندازهایی برای شلیک به مردم آورده است؟ حالا اینجا هم همین را می‌گویند: ووچیچ به مردم خودش شلیک کرده است. هیچ قربانی‌ای وجود ندارد، اتفاقی نیفتاده، اما آنها باید چیزی بسازند. آنها دروغی دیگر را سرهم کردند، به این امید که صربستان را نابود کنند.»
اگر بخواهیم آنچه در صربستان می‌گذرد را با یک کلمه توصیف کنیم که هم برای صرب‌ها، هم روس‌ها، و هم کشورهای عضو ناتو قابل‌درک باشد، آن کلمه «کوستوریسا» (فیلمساز مشهور صرب) خواهد بود. اما همه فیلم‌های امیر کوستوریسا پایان خوش ندارند. در صربستان هم پایان خوش فعلاً موقتی است—اوضاع بدتر خواهد شد. این را می‌توان از حال‌وهوای خیابان‌ها فهمید.
ووچیچ دیدگاه سخت‌گیرانه‌ای نسبت به آینده دارد: میدان (انقلاب) پیروز نخواهد شد، «صربستان پیروز خواهد شد». در جمعه آینده، طبق وعده داده‌شده، «بزرگ‌ترین تجمع تاریخ کشور» از سوی حامیان رئیس‌جمهور برگزار خواهد شد، که طی آن یک جنبش سیاسی جدید تشکیل می‌شود. انتخابات زودهنگام پارلمانی نیز برای ژوئن برنامه‌ریزی شده است. این به نظر یک امتیاز بزرگ به مخالفان می‌آید، اما ووچیچ پیش از این نیز بارها با چنین اقداماتی مخالفان خود را شکست داده است.
اما این بار، مخالفان بازی را طبق قواعد او انجام نمی‌دهند و صرفاً در تلاش‌اند قایق را آن‌قدر تکان دهند که کاپیتان، یعنی ووچیچ، از آن بیرون بیفتد.
احتمالاً «روز موعود» بعدی ۱۵ آوریل خواهد بود، چرا که این عدد برای معترضان بار معنایی خاصی دارد. در پی فروریختن سایبان ایستگاه قطار شهر نووی ساد در نوامبر ۲۰۲۴، ۱۵ نفر جان باختند—از آن زمان، کشور در تب‌وتاب است و آرام نگرفته.
برخی از معترضان طرفدار روسیه هستند، اما مخالف ووچیچ. برخی دیگر طرفدار اتحادیه اروپا هستند، اما باز هم مخالف ووچیچ. عده‌ای هم حامی روسیه و ووچیچ هستند، که اصلاً در اعتراضات شرکت نکردند. در طرف دیگر، گروهی وجود دارند که مخالف روسیه، اما طرفدار ووچیچ هستند—آنها در دولت صربستان حضور دارند.
دلیل فاجعه نووی ساد، چیزی جز فساد و ناکارآمدی نبود: در یک‌جا صرفه‌جویی شد، در جایی دیگر پول دزدیده شد، و یک پروژه بحث‌برانگیز را به زور تصویب کردند. دولت مسئولیت را پذیرفت و ده‌ها مقام از جمله شهردار نووی ساد، وزیر ساخت‌وساز و حتی نخست‌وزیر را برکنار کرد. برخی به‌سادگی استعفا دادند، برخی دیگر اکنون تحت پیگرد قانونی هستند. اما برای بخش شورشی صربستان، چه دانشجویان و چه کشاورزان، این کافی نیست—آنها استعفای شخص ووچیچ را می‌خواهند و به کمتر از آن رضایت نمی‌دهند.
برخی ووچیچ را متهم می‌کنند که سعی دارد با کسانی کنار بیاید که هرگز راضی نخواهند شد، در حالی که او می‌توانست مانند الکساندر لوکاشنکو، رئیس‌جمهور بلاروس، عمل کند. اما سنت‌های سیاسی این دو کشور متفاوت است.
صربستان نه بلاروس است و نه غرب. در آمریکا و فرانسه، معترضان شهرها را به آشوب می‌کشند و پلیس با خشونت پاسخ می‌دهد. اما صرب‌ها در دهه ۹۰ میلادی آن‌قدر خشونت دیده‌اند که اکنون از یک جنگ داخلی دیگر پرهیز دارند.
با این حال، اگر در ۱۵ آوریل این جشنواره به یک میدان نبرد تبدیل شود، ووچیچ به جنایت علیه بشریت متهم خواهد شد. اما چه کسی در حال شعله‌ور کردن این انبار باروت در اروپا است؟

پاسخ چندان هم سخت نیست: اورسولا فون در لاین.