
چرا نخبگان آمریکایی میخواهند کره جنوبی «دیکتاتوری برای دموکراسی» باشد؟
نوشتهی کی. جی. نو
ترجمه مجله جنوب جهانی
یک مقام ارشد پیشین وزارت خارجه آمریکا، مورس تان، مدعی شد که رئیسجمهور کره جنوبی، یون سوک-یول، برای «حفظ دموکراسی» حکومت نظامی اعلام کرده و اقدام به یک کودتای نظامی کرده است.
مورس تان، که از مقامات ارشد پیشین وزارت خارجه آمریکا بوده، موضع نخبگان حاکم آمریکا دربارهی حکومت نظامی در کره جنوبی را آشکار کرد. او اعلام کرد که رئیسجمهور یون سوک-یول برای «حفظ دموکراسی» حکومت نظامی اعلام کرده است. تان در یک گردهمایی در کره جنوبی گفت:
«رئیسجمهور یون حکومت نظامی اعلام کرد و این برای حفظ دموکراسی شماست — کشوری که به دست شما ساخته شده و برای شما وجود دارد. رئیسجمهور یون به شکل قهرمانانهای به پا خاست تا این کشور را بیدار کند و واقعیتهای آنچه در آن میگذرد را نشان دهد.»
قبلاً کره جنوبی بهعنوان یک الگوی دموکراسی معرفی شده بود، اما این موضعگیری، تحریفی آشکار از حقیقت است.
تان همچنین بهطور علنی دولت کره جنوبی را تهدید کرد که اگر استیضاح یون را تأیید کند، با عواقب شدیدی مواجه خواهد شد. او در مقالهای در خبرگزاری UPI در تاریخ ۱۸ مارس هشدار داد:
«برکناری یون ممکن است باعث اعمال مجازاتهای بخش ۷۰۰۸ از سوی دولت ایالات متحده شود، که میتواند شامل لغو: کمکهای اقتصادی دوجانبه، کمکهای امنیتی بینالمللی، کمکهای چندجانبه، و حمایتهای صادراتی و سرمایهگذاری باشد.»
ایالات متحده مجازات بخش ۷۰۰۸ را زمانی اعمال میکند که کشوری دستخوش کودتای نظامی شده باشد یا در آن نظامیان نقش قابل توجهی در کودتا ایفا کرده باشند. در چنین شرایطی، کمکهای حیاتی از آن کشور قطع میشود. این یک اقدام افراطی است — معادل طرد و تکفیر سیاسی یک کشور.
اگر تهدیدات تان عملی شود، کره جنوبی در کنار کشورهایی مانند میانمار، گابن، نیجر، بورکینافاسو و سودان قرار خواهد گرفت که در فهرست تحریمهای بخش ۷۰۰۸ هستند. قابلتوجه است که او از واژهی «مجازات» بهصورت صریح استفاده کرده است.
سیاست رسمی آمریکا: دیکتاتوری بهعنوان یک گزینه مطلوب
تان در حال حاضر مقام رسمی دولت آمریکا نیست، اما دیدگاههای او بازتابی از تفکر محافل امنیت ملی ایالات متحده، بهویژه جناح نئومحافظهکار آن است. او اخیراً مدعی شد که «استیضاح یون، یک شورش است» که توسط رهبر حزب اپوزیسیون، لی جائه-میونگ، هدایت میشود، کسی که به گفتهی تان، «میخواهد کشور را به دست کمونیستهای چینی بسپارد.»
با وجود مضحک و توطئهآمیز بودن این ادعاها، اینها در واقع نقاط کلیدی تبلیغات واشنگتن درباره تهدید چین هستند که در اعتراضات طرفداران آمریکا در کره جنوبی و رسانههای اجتماعی بارها تکرار میشود.
همین پیامهای ضدچینی در مستند تلویزیون دولتی آلمان ARD تحت عنوان «بحران حکومتی در سایه چین و کره شمالی» نیز تکرار شد. این مستند که در ۲۵ فوریه منتشر شد، ادعا کرد که چین در انتخابات قانونگذاری کره جنوبی دخالت کرده تا حزب اپوزیسیون دموکراتیک (DP) را به قدرت برساند و این حزب اکنون تحت فرمان چین و کره شمالی در حال استیضاح یون است.
واضح است که یک کارزار تبلیغاتی منسجم و هماهنگ برای القای روایت ضدچینی در جریان است. اگرچه مستند ARD بعداً حذف شد، اما اثر مخرب آن باقی مانده است.
نمیتوان از تناقض آشکار در سخنان تان چشمپوشی کرد: «یون حکومت نظامی (یعنی دیکتاتوری نظامی) اعلام کرد تا دموکراسی را حفظ کند.» علاوه بر این، تان که یک شهروند خارجی است، با مشارکت مستقیم در سیاست داخلی کره جنوبی، قانون این کشور را نقض کرده است. اما آزادی عملی که به او داده شده، و اینکه وزارت خارجه آمریکا او را حتی بهطور سطحی محکوم نکرده، بسیار معنادار است.
سیاست واقعی آمریکا: حمایت از دیکتاتوری در کره جنوبی
سیاست آمریکا درباره دیکتاتوری و حکومت نظامی در کره جنوبی مشابه سیاستش در قبال تایوان است: «ابهام راهبردی» در زبان، اما حمایت و تشدید تنش در عمل. این «ابهام» به عنوان پوششی برای آمادهسازی جنگ علیه چین استفاده میشود.
در حقیقت، چیزی که آمریکا از کره جنوبی میخواهد، یک رژیم راستگرای وابسته است که دستورات آمریکا را اجرا کند و آماده جنگ با چین باشد.
جنگی که از اوایل دهه ۲۰۰۰ در برنامه آمریکا بوده و با سیاست «چرخش به آسیا» اوباما نهادینه شد.
در واقع، دلیل اینکه یون سوک-یول انتخاب شد، به قدرت رسید، و بهعنوان یک قهرمان معرفی شد، این است که او کاملاً مطابق با لیست خواستههای نئومحافظهکاران برای این جنگ بود.
دیکتاتوری نظامی: گزینهی مطلوب آمریکا
با تشدید آمادهسازیهای جنگی، یک دیکتاتوری نظامی در کره جنوبی، با آمریکا در رأس ارتش آن، راحتترین و مؤثرترین گزینه برای اجرای این برنامهها خواهد بود.
تاریخ کره جنوبی نشان میدهد که دیکتاتوری در این کشور همیشه بهدست آمریکا ایجاد شده است. آمریکا ممکن است یک دولت دموکراتیک الیگارشی را نیز بپذیرد، اما تجربه نشان داده که دیکتاتوری نظامی همواره گزینه اصلی واشنگتن بوده است.
زمان نیز عامل مهمی است: نخبگان امنیت ملی آمریکا سالهای ۲۰۲۵ تا ۲۰۲۷ را به عنوان دورهی مناسب برای آغاز جنگ با چین مشخص کردهاند («پنجره مینهان» و «پنجره دیویدسون»).
کره جنوبی: پیادهنظام آمریکا در جنگ با چین
کره جنوبی دو مزیت استراتژیک کلیدی برای آمریکا دارد:
1. جغرافیا: در طول تاریخ، کره دروازهی حمله به چین بوده است. جنگ با چین همیشه از شبهجزیره کره یا جزیره تایوان آغاز شده، معمولاً بهعنوان یک جفت به هم مرتبط.
2. نیروی نظامی عظیم: کره جنوبی سومین ارتش بزرگ جهان را دارد، با ۳.۶ میلیون نیروی نظامی، شامل نیروهای ذخیره—بیشتر از ارتشهای چین و روسیه رویهمرفته. در صورت جنگ، ایالات متحده کنترل عملیاتی این نیروها را فوراً در دست میگیرد.
این یعنی جنگ با چین به بهترین شکل با یک دیکتاتوری نظامی در کره جنوبی سازگار است.
آیا آمریکا در جریان کودتا بود؟
شواهد نشان میدهد که آمریکا احتمالاً از پیش از اعلام حکومت نظامی یون مطلع بوده است.
برنامهریزی گسترده و طبیعت تهاجمی این عملیات نظامی بدون هماهنگی با نیروهای آمریکایی در کره جنوبی امکانپذیر نبود. در بهترین حالت، آمریکا از این ماجرا آگاه بوده، و در هر حال، از نظر ژئوپلیتیکی از آن سود برده است.
اسناد نشان میدهد که نقشه یون این بود که جنگ با کره شمالی را آغاز کند (از طریق حملات پهپادی، موشکی، گلولهباران، و ترورهای ساختگی علیه مخالفان) تا به این بهانه حکومت نظامی اعلام کند. تنها اجرای ضعیف، خویشتنداری کره شمالی، و بسیج سریع مردم کره جنوبی مانع از موفقیت این کودتا شد.
تاریخ نشان میدهد که تمام کودتاهای نظامی در کره جنوبی با چراغ سبز آمریکا انجام شده است.
در این راستا، مورس تان مثل نانسی پلوسی برای کره عمل میکند: بهعنوان یک فرستادهی غیررسمی آمریکا، مشوق کودتای نظامی در کره جنوبی است، با کمترین تلاش برای پنهانکاری.
سکوت مرگبار واشنگتن در این روند را ببینید:
سکوت در زمان اعلام حکومت نظامی، سکوت پس از رد حکومت نظامی، سکوت پس از استیضاح، و سکوت در تمام این مدت. حتی یک کلمه انتقاد یا محکومیت هم وجود نداشت. همچنین سکوت کرکنندهٔ رسانه های جریان اصلی شرکتی را مشاهده کنید.
در همین حال، شکافهای جامعهٔ کره جنوبی به وضعیت نزدیک به جنگ داخلی رسیده است.
جنگ داخلی نهادی، هرج و مرج دولتی
هم اکنون جنگ بین نهادهای دولتی آغاز شده است: در ۲۲ مارس، دفتر مبارزه با فساد (CIO، معادل بازرس کل در آمریکا) به دادستانی کل (معادل دادستان کل) به دلیل فساد یورش برد، تنها چند روز پس از آنکه دادستانی کل برای جمع آوری مدارک مربوط به «جستجوی غیرقانونی حکم» برای استیضاح یون سوک یول، به CIO حمله کرده بود.
این صحنه مانند آن است که بازرس کل آمریکا به دفتر دادستان کل یورش ببرد، پس از آنکه دادستان کل به دفتر بازرس کل حمله کرده باشد.
یون سوک یول، با وجود محکومیت به شورش، بر اساس یک تکنیک قانونی («محاسبه ساعتها، نه روزها») از بازداشت آزاد شد.
در حالی که همدستانش هنوز در زندان هستند، رهبر اصلی آزاد است که نشاندهندهٔ پوچی این حکم است. دادستانی کل که ظاهراً متعهد به پیگرد یون بود، حتی زحمت تجدیدنظرخواهی هم به خود نداد.
دادستانی کل به عنوان ارتش خصوصی یون شناخته میشود — یون قبلاً دادستان کل کره بود و قول داده بود «جمهوری دادستانها» ایجاد کند. در این زمینه کاملاً موفق بوده است.
بازگشت زامبی
هان داک-سو، نخستوزیر مستعفی کره جنوبی (و رئیس جمهور موقت سابق)، اخیراً رأی استیضاحش لغو شده و دوباره به عنوان رئیس جمهور موقت منصوب شده است.
دادگاه قانون اساسی دریافت که هان قانون اساسی را نقض کرده بود (با خودداری از انتصاب قضات تأییدشدهٔ دادگاه قانون اساسی برای رسیدگی به مسئلهٔ استیضاح)، اما با این حال او را بازگرداندند. جالب اینجاست که اگر هان در فلج کردن دادگاه موفق میشد، ممکن بود دادگاه حتی صلاحیت رسیدگی به پروندهٔ او را نداشته باشد.
همچنین از هان خواسته شده بود تا یک دادستان مستقل برای تحقیق دربارهٔ یون منصوب کند (برای جلوگیری از تضاد منافع با دادستانی کل)، اما او امتناع کرد، که به وضعیت فعلیِ وفاداریهای مشکوک و فرآیندهای قضاییِ به تعویق افتاده/دستکاری شده منجر شد.
یکی از قضات دادگاه قانون اساسی ادعا کرد که هرج و مرج سیاسی کنونی مستقیماً به سوءرفتار هان و عدم همکاری او در این موارد مربوط است و به نفع استیضاح رأی داد — اما او تنها اقلیت کوچکی در این حکم بود.
حکم دادگاه قانون اساسی دربارهٔ هان داک-سو از اساس مشکل داشت، زیرا خارج از ترتیب منطقی صادر شد. اینکه آنها اول دربارهٔ پروندهٔ هان حکم دادند و علیه استیضاح رأی دادند، نشانهای شوم است.
دو مقام بلندپایهٔ دیگر، کیم سونگ-هون و لی گوانگ-وو (از خدمات امنیتی ریاست جمهوری)، که به دلیل ممانعت از دستگیری یون متهم شده بودند، اخیراً درخواست بازداشتشان نیز رد شده است.
این چهره های قدرتمند اکنون آزادند و انگیزه های کینه توزانه ای دارند. روندها به نفع عدالت بیطرفانه یا حل مسالمت آمیز نیست.
دست کثیف واشنگتن
به طور گسترده اعتقاد بر این است که تأخیر در حکم استیضاح یون ناشی از فشار واشنگتن است: یک ماه از پایان شهادتها گذشته، اما هنوز حکمی صادر نشده است. این تأخیر برای پروندهای که آشکارا روشن است، غیرعادی است: هیچ شکی نیست که یون حکومت نظامی اعلام کرد (او در تلویزیون این کار را انجام داد!) و هیچ شکی نیست که او از روشهای فراقانونی — نیروی نظامی — برای اجرای آن و جلوگیری از لغو آن استفاده کرد.
اما به نظر میرسد این تأخیر عمدی بوده تا حکم تجدیدنظر لی جه-میونگ در ۲۶ مارس، قبل از صدور رأی دادگاه قانون اساسی دربارهٔ یون صادر شود. اکنون دادگاه تجدیدنظر لی جه-میونگ را تبرئه کرده، اما او همچنان با چهار اتهام دیگر روبروست.
دلیل این است که لی جه-میونگ، رئیس حزب مخالف دموکراتیک (DP)، در صورت استیضاح یون و برگزاری انتخابات زودهنگام (در ۶۰ روز)، نامزد اصلی ریاستجمهوری خواهد بود. او در نظرسنجیها ۲۰ امتیاز از هر نامزد احتمالی دیگری جلوتر است. در شرایط عادی، ریاستجمهوری از آن او خواهد بود.
اما اگر لی در هر دادگاهی به هر یک از اتهامات محکوم شود، برای یک دهه از تمام حقوق سیاسی محروم خواهد شد و حزب مخالف قویترین نامزد خود را از دست میدهد. واشنگتن نمیخواهد لی جه-میونگ رئیسجمهور شود، زیرا مشخص است که او به دنبال توازن با چین در برابر آمریکا خواهد بود و از تشدید جنگ قریبالوقوع با چین جلوگیری میکند. از همین رو، این تأخیر و فشار وجود دارد.
مورس تان خواستار تأخیر در زمانبندی و فشار برای تبرئهٔ یون شده و صراحتاً گفته است:
«عجله برای صدور حکم [از دادگاه قانون اساسی] قبل از محکومیتهای لی جه-میونگ — که او را از نامزدی ریاستجمهوری محروم میکند — به طرز غیرقابل قبولی سیاسی است و بدبینانه ترین تحلیلها را تأیید میکند. این بهانهٔ تظاهر به قانونگرایی در این کودتا باید کنار رود… کنار کشیدن از پرونده ممکن است بهترین حرکت باشد.»
پارک سان-وون، نمایندهٔ حزب مخالف، نیز ادعا کرده که آمریکا از طریق کانالهای دیپلماتیک فشار آورده تا تاریخ استیضاح تا حد امکان به زمان صدور حکم لی جه-میونگ نزدیک شود.
تهدید مورس تان را میتوان به عنوان اخطاری از سوی دولت پنهان آمریکا به دادگاه قانون اساسی تفسیر کرد که یون را استیضاح نکند و به دیگر احزاب که لی جه-میونگ را رها کنند.
واضح است که فشار شدید آمریکا در پشت پرده برای دستیابی به نتیجهٔ مطلوبش وجود دارد.
در آستانهٔ انفجار
کرهٔ جنوبی اکنون مانند انبار باروت است.
در آخر هفته، یک میلیون معترض به خیابانها ریختند و خواستار صدور فوری حکم دادگاه قانون اساسی شدند. برخی از این معترضان هفته ها در برف به اعتراض ادامه داده بودند و خواهان عدالت بودند.
از سوی راست، خشونت آشکاری توسط معترضان ضداستیضاح — که با تبلیغات «ضدکمونیستی» رهبران مذهبی و حزب حاکم تحریک یا پرداخت شدهاند — دیده میشود. این گروهها با ادبیاتی شبیه به ARD و CPAC، از «مداخلهٔ کمونیستهای چینی» سخن میگویند.
این نیروهای ضربتی به ساختمان دادگاه غربی سئول حمله کرده و آن را تخریب کردند، به سیاستمداران حزب مخالف حمله کردند و حتی به گردشگران چینی به عنوان «جاسوس» تعرض نمودند. راستگرایان آشکارا از احیای لیگ جوانان شمال غربی — جوخه های مرگ ضدکمونیست دوران جنگ کره — سخن میگویند.
و به این ترتیب، به نظر میرسد کتک زنی زیر پرچم آمریکا ادامه خواهد داشت تا «اخلاق ضدکمونیستی» در کشور بهبود یابد. فارغ از احکام آینده، سرنوشت کرهٔ جنوبی در وضعیت خطرناکی قرار دارد: آشوب بیشتر، خشونت بیشتر، و حتی احتمال جنگ داخلی. قطعاً پیچیدگیهای بیشتری در راه است.
اگر دادگاه قانون اساسی یون را تبرئه کند، اعتراضات مردمی میلیونی آغاز خواهد شد: یون قادر به حکمرانی نخواهد بود و احتمالاً دوباره حکومت نظامی اعلام میکند، اگر فقط برای نجات خودش باشد (او با اتهام شورش مواجه است). اخبار اخیر نشان داده که یون قصد داشته چندین بار حکومت نظامی اعلام کند.
از سوی دیگر، اگر دادگاه قانون اساسی یون را استیضاح کند، حزب حاکم و هوادارانش همه چیز را به کار خواهند گرفت: خشونت خیابانی و حتی شورش میدان-گونهٔ راستگرایان دور از انتظار نیست.
سکوت رضایتمندانهٔ راستگرایان — مانند آنچه پس از استیضاح پارک گئون-هی دیدیم — این بار بعید است، با توجه به تبلیغات داغ و ایدئولوژی قطبی شده.
پس کرهٔ جنوبی در هر دو سناریو با نتایج خطرناکی روبروست. نیروهای وارد بر این کشور کوچک بسیار عظیم هستند. آیا کره ایها تحت این فشار شدید به یک الماس شفاف تبدیل میشوند یا دچار احتراق خودبخودی؟ این را باید دید.
باریکه راه امید
یک راه باریک و کوچک وجود دارد که میتواند فشار را کاهش دهد و به نتیجه ای مسالمتآمیز تر بینجامد: اگر آمریکا دست خود را از معادلات کرهٔ جنوبی بردارد — و از راستگرایان پرچم آمریکایی که تحریک و حمایت میکند، تبری بجوید — حتی یک کلمه نکوهش رسمی میتواند راستگرایان کرهٔ جنوبی را مانند بادکنکی سوراخ شده خالی کند.
اما این مستلزم یک تغییر ژئواستراتژیک است — کاهش رویای هژمونی آمریکا و حرکت به سوی صلح و برد-برد.
آیا آمریکا قادر به چنین کاری است؟ یا به راههای خطرناک خود ادامه خواهد داد؟ سرنوشت شبه جزیره — و شاید کل سیاره — در گرو این تصمیم است.

