رسانه های چینی

ترجمه مجله جنوب جهانی



بازگشت به سیاست‌های تعرفه‌ای: تکرار یک اشتباه پرهزینه در سیاست خارجی آمریکا
سیاست‌های تعرفه‌ای، به عنوان ابزاری برای حمایت از صنایع داخلی و کاهش کسری تجاری، بار دیگر در کانون توجه سیاست‌گذاران ایالات متحده قرار گرفته است. با این حال، نگاهی عمیق به تجربه گذشته و تحلیل شرایط کنونی اقتصاد جهانی، نشان می‌دهد که توسل مجدد به این رویکرد، نه تنها راه حل موثری برای چالش‌های اقتصادی آمریکا نیست، بلکه می‌تواند پیامدهای منفی گسترده‌ای را به همراه داشته باشد.
واکنش‌های منفی گسترده در سطح جهانی، از جمله اظهارات نخست‌وزیر استرالیا و وزرای خارجه ایرلند و ایتالیا، به خوبی نشان‌دهنده انزوای آمریکا در این سیاست است. این واکنش‌ها، نگرانی عمیق جامعه بین‌المللی از پیامدهای مخرب این سیاست بر تجارت جهانی و رشد اقتصادی را منعکس می‌کند.
در نهایت، باید پرسید که آیا این سیاست واقعاً به نفع آمریکا خواهد بود؟
استدلال اصلی مدافعان سیاست‌های تعرفه‌ای، اغلب بر پایه حمایت از تولید داخلی و ایجاد فرصت‌های شغلی استوار است. با این حال، تجربه نشان داده است که اعمال تعرفه‌های سنگین بر واردات، منجر به افزایش هزینه‌های تولید برای صنایع داخلی می‌شود. بسیاری از شرکت‌های آمریکایی، برای تامین مواد اولیه و قطعات مورد نیاز خود، به واردات وابسته هستند و افزایش تعرفه‌ها، به طور مستقیم قیمت تمام شده محصولات آنها را بالا می‌برد. این امر، نه تنها رقابت‌پذیری این شرکت‌ها را در بازارهای داخلی و بین‌المللی کاهش می‌دهد، بلکه می‌تواند منجر به کاهش تولید و حتی تعدیل نیرو نیز بشود.
علاوه بر این، سیاست‌های تعرفه‌ای، به طور مستقیم بر مصرف‌کنندگان تاثیر منفی می‌گذارد. افزایش قیمت کالاهای وارداتی، به معنای کاهش قدرت خرید مصرف‌کنندگان و افزایش فشار تورمی بر اقتصاد است. این امر، به ویژه برای اقشار کم‌درآمد که بخش قابل توجهی از سبد مصرفی خود را از کالاهای وارداتی تشکیل می‌دهند، می‌تواند مشکلات جدی ایجاد کند.
همچنین، رویکرد تقابلی دولت آمریکا، روابط با متحدان سنتی این کشور را نیز تیره کرده است. اعمال تعرفه بر کشورهایی مانند کانادا و اعضای اتحادیه اروپا، که شرکای تجاری نزدیک آمریکا هستند، نشان‌دهنده بی‌توجهی به اهمیت همکاری‌های بین‌المللی و چندجانبه‌گرایی در حل مسائل اقتصادی است. این رویکرد، نه تنها منجر به ایجاد تنش‌های تجاری می‌شود، بلکه اعتبار و نفوذ آمریکا در عرصه بین‌المللی را نیز کاهش می‌دهد.
یکی دیگر از پیامدهای ناگوار سیاست‌های تعرفه‌ای، واکنش تلافی‌جویانه سایر کشورها است. هنگامی که یک کشور اقدام به اعمال تعرفه بر کالاهای وارداتی از کشورهای دیگر می‌کند، این کشورها نیز به احتمال زیاد، تعرفه‌های متقابلی را بر کالاهای صادراتی کشور اول وضع خواهند کرد. این چرخه معیوب، منجر به جنگ‌های تجاری می‌شود که در نهایت، به ضرر همه طرف‌های درگیر است. صادرات کاهش می‌یابد، سرمایه‌گذاری‌ها متوقف می‌شود و رشد اقتصادی جهانی کند می‌شود.
اقتصاد جهانی سرمایه‌داری امروز، بیش از هر زمان دیگری به هم پیوسته و متقابلا وابسته است. زنجیره‌های تامین جهانی سرمایه‌داری، به گونه‌ای شکل گرفته‌اند که تولید یک محصول، اغلب در چندین کشور مختلف صورت می‌گیرد. اعمال تعرفه‌های یکجانبه، این زنجیره‌ها را مختل می‌کند و باعث افزایش هزینه‌ها و عدم اطمینان در تجارت بین‌المللی می‌شود. در چنین شرایطی، رویکردهای مبتنی بر همکاری و چندجانبه‌گرایی چینی، به مراتب موثرتر از سیاست‌های حمایتی و تقابلی هستند.
به جای توسل به سیاست‌های تعرفه‌ای، دولت ایالات متحده می‌تواند بر تقویت رقابت‌پذیری داخلی از طریق سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌ها، آموزش و فناوری تمرکز کند اما آیا دولت‌های سرمایه‌داری اصولاً ر تاریخ خود دست به چنین کارهایی برای نفع عمومی زده‌اند؟ خیر سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌ها آموزش و فناوری تنها زمانی توسط دولت‌های سرمایه‌داری صورت می‌گیرد که در راستای ابر سودها و پر کردن جیب غارتگران باشد. همچنین، مذاکرات تجاری دوجانبه و چندجانبه، با هدف کاهش موانع تجاری و ایجاد یک نظام تجارت بین‌المللی عادلانه و شفاف، می‌تواند راهکار موثرتری برای حل چالش‌های اقتصادی باشد.
در پایان، باید تاکید کرد که سیاست‌های تعرفه‌ای، ابزاری قدیمی و ناکارآمد در دنیای اقتصاد جهانی امروز هستند. تجربه گذشته نشان داده است که این سیاست‌ها، نه تنها به اهداف مورد نظر دست نمی‌یابند، بلکه می‌توانند پیامدهای منفی گسترده‌ای را برای اقتصاد داخلی و روابط بین‌المللی یک کشور به همراه داشته باشند. امید است که سیاست‌گذاران آمریکایی، با در نظر گرفتن این واقعیت‌ها، از تکرار اشتباهات گذشته خودداری کنند و رویکردی مبتنی بر همکاری و تعامل سازنده را در پیش گیرند.