
اگر کشتن سودآور باشد، نه گلولهها و نه کسری بودجه اهمیتی نخواهند داشت.
(ال تابانو اکونومیستا)
آلخاندرو مارکو دل پونت
ترجمه مجله جنوب جهانی
فرار نکن، گریه نکن، فریاد نزن. اگر این قوانین ساده را رعایت کنی، شاید تو را نبینند. فقط همان قوطی زنگزدهای را که برای جمعآوری آب استفاده میکردی، یا قابلمهای که هنوز بوی آخرین غذایت را میدهد، محکم به سینهات بفشار. اگر در طول روز کشته نشدی، شبهنگام—وقتی خانوادهها در غارهای بتنی کز کرده و زیر آوارها به خواب میروند—تنها میتوانی دعا کنی که بمبها بر سر ویرانههایی که دیگر چیزی جز بقایا نیستند، فرود نیایند.
این روایت میتواند توصیف هر روزی در نوار غزه باشد. بااینحال، ایدهی ترس، زمزمهها در تاریکی، اکنون به اروپا سرایت کرده است. این قاره با افتخار وارد «دوران جدیدی» شده که در آن باید مسئولیت امنیت خود را بر عهده بگیرد. هرچند، حقیقت این است که هنوز مشخص نیست این تهدید تا چه اندازه واقعی است.
بر اساس گزارش رسانههای غربی، نیروهای روسی به دلیل کمبود وسایل نقلیه نظامی، مجبور شدهاند از الاغها برای حمل تجهیزات به جبهه استفاده کنند. آیا این همان ارتشی است که تهدید به تسخیر اروپا تا لیسبون میکند و توجیهگر مسابقه تسلیحاتی گستردهی اتحادیه اروپا شده است؟
ترس، انگیزهای قدرتمند است و رهبران اروپایی بهخوبی از این موضوع آگاهند. وظیفهی آنها در این صفحهی جدید ژئوپلیتیکی، متقاعد کردن مردم است که باید رفاه را با امنیت معامله کنند. به عبارت دیگر، تبدیل دولت رفاه به دولتی جنگطلب.
از زمان آغاز جنگ اوکراین در سال ۲۰۲۲، کشورهای غربی شروع به اولویتبندی هزینههای نظامی کردهاند. ناتو توصیه میکند که اعضای آن حداقل ۲٪ از تولید ناخالص داخلی خود را به امور دفاعی اختصاص دهند. در نتیجه، هزینههای دفاعی اتحادیه اروپا بین سالهای ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۴ حدود ۳۰٪ افزایش یافت و در سال ۲۰۲۴ به ۳۲۶ میلیارد یورو رسید.
این تغییر اولویتها در بازارهای مالی نیز منعکس شده است. اروپا دیگر در شرکتهای معروف به «هفت غول» (اپل، آمازون، آلفابت، متا، مایکروسافت، انویدیا و تسلا) سرمایهگذاری نمیکند، شرکتهایی که در سال ۲۰۲۵ با افت ۸٪ مواجه شدند. در عوض، ارزش سهام شرکتهای دفاعی اروپا بهشدت افزایش یافته است. برای مثال، شرکت راینمتال آلمان در سال ۲۰۲۵ ارزش خود را ۸۰٪ افزایش داده و در سه سال گذشته رشد ۱۳۵۰٪ را تجربه کرده است.
همین روند در مورد دیگر شرکتهای بزرگ این بخش نیز دیده میشود: لئوناردو، ساب، تالس، ایرباس، راینتال و سافران، شش غول دفاعی و هوافضای اروپا. همهی این شرکتها از این تغییر پارادایم امنیتی بیشترین سود را بردهاند، بهطوری که ارزش سهامشان بسیار بیشتر از شاخصهای اصلی بورس افزایش یافته است.
بااینحال، آنچه از دید عموم پنهانتر است، روایت هزینههای نظامی اروپا است که درنهایت به نفع ایالات متحده تمام میشود. کشورهای اروپایی عضو ناتو—ازجمله آلمان، فرانسه، ایتالیا، لهستان و ۲۶ کشور دیگر—از سال ۲۰۲۰ میزان واردات تسلیحات خود را دو برابر کردهاند.
ایالات متحده بزرگترین تأمینکنندهی آنهاست: ۶۴٪ از تسلیحات خریداریشدهی این کشورها از شرکتهای آمریکایی تأمین میشود. با قراردادهای تسلیحاتی معوق، این وابستگی همچنان افزایش خواهد یافت. از ۳۲۶ میلیارد یورو هزینهی نظامی، حدود ۲۵۰ میلیارد یورو مستقیماً به جیب مجتمع نظامی-صنعتی آمریکا میرود. یک تجارت بینقص.
صنعت تسلیحات، که زمانی در بازارهای مالی تابو محسوب میشد، اکنون به یک دارایی استراتژیک تبدیل شده است. کمیسیون اروپا طرح ReArm Europe را برای تقویت صنعت نظامی قاره با بسیج ۸۰۰ میلیارد یورو راهاندازی کرده است. اورزولا فون در لاین، رئیس کمیسیون اروپا، این تصمیم را با ضرورت داشتن «اروپایی امنتر و مقاومتر» توجیه کرده است. این تغییر رویکرد با سیاست مبهم ایالات متحده در جنگ اوکراین تقویت شده، سیاستی که به آمریکا این امکان را داده تا از طریق حمایت نظامی اروپا، سودهای آیندهی خود را تضمین کند.
تجارت، تجارت است. حتی اگر با خون آغشته باشد.
به همین دلیل است که یکی از اصول اصلی ارتدکسی نئولیبرال—توازن بودجه—در مورد هزینههای نظامی انعطافپذیر میشود. برای مثال، پیشنهاد شده که این هزینهها از پیمان ثبات و رشد اتحادیه اروپا مستثنی شده و از طریق مکانیزمهای فراملی تأمین مالی شود.
در همان روزی که طرح ReArm Europe اعلام شد، پارلمان آلمان (بوندستاگ) اصلاحیهای در قانون اساسی تصویب کرد تا «ترمز بدهی» که در سال ۲۰۰۹ تعیین شده بود، لغو شود. بستهی جدید ۵۰۰ میلیارد یورویی به زیرساختها، طرحهای اقلیمی و البته دفاعی اختصاص خواهد یافت.
از زمان حملهی روسیه به اوکراین، رهبران اروپایی فشارها برای افزایش هزینههای دفاعی را دوچندان کردهاند. قراردادهای تسلیحاتی با شرکتهای اروپایی به رکوردهای جدیدی رسیده است. بر اساس راهبرد صنعتی دفاعی اروپا (EDIS) و کتاب سفید دفاعی، کمیسیون اروپا هدفگذاری کرده است که ۵۰٪ از خریدهای دفاعی تا سال ۲۰۳۰ و ۶۰٪ تا سال ۲۰۳۵ از تولیدات اروپایی تأمین شود.
این بدان معناست که آمریکا حداقل ۵۰٪ از بازار تسلیحات اروپا را تا سال ۲۰۳۰ و ۴۰٪ را تا سال ۲۰۳۵ تضمین کرده است.
رشد این بخش باعث افزایش تقاضا برای شرکتهای مرتبط با صنایع دفاعی و همچنین شاخصهایی مانند STOXX Europe Total Market Aerospace & Defense شده که از سال ۲۰۲۲ بیش از ۲۰۰٪ افزایش یافته است.
این روند همچنین پرسشهای اخلاقی جدیدی را در مورد سرمایهگذاریهای عمومی ایجاد کرده است. به عنوان مثال، صندوق بازنشستگی جهانی نروژ (که به عنوان صندوق نفتی شناخته میشود)، موظف است که بر اساس معیارهای اخلاقی سرمایهگذاری کند، اما میلیاردها دلار در شرکتهای تسلیحاتی سرمایهگذاری کرده است.
بزرگترین سرمایهگذاری آن در بریتانیا، سهام شرکت رولزرویس است، که علاوه بر خودروهای لوکس، تأمینکنندهی کلیدی موتورهای جنگندهی F-35 است. شرکت تابعهی آن، MTU، موتورهای تانکهای مرکاوا و ناوهای جنگی اسرائیل را تولید میکند، کشوری که به نقض سیستماتیک حقوق بشر متهم شده است، حتی پس از به رسمیت شناختن فلسطین توسط نروژ در می ۲۰۲۴.
در نهایت، به نظر میرسد که برخی اصول اقتصادی—مانند کسری بودجه—وقتی پای تجارت مرگ در میان باشد، قابل چشمپوشیاند.
پس وقتی به تو میگویند هزینههای بهداشت و آموزش اقتصاد را نابود میکند، چه فکری خواهی کرد؟ یا وقتی که کسری بودجه را به حقوق بازنشستگیات ربط میدهند؟

