
اسمعیل فهرهرا
ترجمه مجله جنوب جهانی
پیشرفتهای اخیر در زمینه هوش مصنوعی و اتوماسیون دیجیتالی کار پتانسیل عظیمی برای افزایش بهرهوری و بهبود کیفیت زندگی بوجود میآورد، اما در چارچوب نظام سرمایهداری فعلی، تهدیدات قابل توجهی را برای اشتغال، درآمد و در نهایت، ثبات اجتماعی ایجاد میکنند.
سرمایهداری و سونامی بیکاری فناورانه: یک واقعیت رو به تزاید
دادههای ارائه شده به وضوح نشان میدهند که پیشبینیها در خصوص از دست رفتن مشاغل سنتی به دلیل اتوماسیون و دیجیتالی شدن، چندان دور از واقعیت نیست. گزارش مجمع جهانی اقتصاد که از حذف ۸۵ میلیون شغل تا سال ۲۰۲۵ خبر میدهد، تنها نوک کوه یخ است. مطالعات مککینزی حتی تخمینهای نگرانکنندهتری را مطرح کرده و احتمال جابجایی شغلی صدها میلیون نفر را تا سال ۲۰۳۰ پیشبینی میکند. این آمارها نباید به عنوان هشدارهای صرف تلقی شوند، بلکه باید به عنوان نشانههایی از یک تحول ساختاری عمیق در بازار کار در نظر گرفته شوند که توسط منطق سودآوری سرمایهداری و تمایل بیپایان آن به کاهش هزینهها از طریق جایگزینی نیروی انسانی با ماشین، دامن زده میشود.
سرنوشت مبهم کارگران جابجا شده: سقوط به ورطه ناامنی اقتصادی
ادعای خوشبینانه مبنی بر اینکه اکثر کارگران جابجا شده در نهایت شغل جدیدی پیدا میکنند، با نگاهی دقیقتر به دادهها رنگ میبازد. آمار سازمان همکاری اقتصادی و توسعه (OECD) نشان میدهد که حتی در کشورهای توسعهیافته، بخش قابل توجهی از این افراد با کاهش دستمزد و تغییر بخش اقتصادی مواجه میشوند. به عبارت دیگر، مشاغل جدید اغلب از کیفیت پایینتری برخوردار بوده و امنیت شغلی و مزایای کمتری را ارائه میدهند. در کشورهای در حال توسعه، وضعیت به مراتب وخیمتر است و درصد کمتری از کارگران قادر به یافتن شغل جایگزین میشوند، که این امر میتواند منجر به افزایش فقر و ناآرامیهای اجتماعی شود. بازنشستگی زودهنگام با کمتر از نصف حقوق یا بیکاری طولانیمدت نیز سرنوشت تلخ بخش قابل توجهی از این افراد است که نشاندهنده ناتوانی سیستم سرمایهداری در حمایت از نیروی کار در دوران گذار است.
نظام سرمایهداری و تشدید نابرابری: برندگان محدود، بازندگان بیشمار
عوامل مؤثر بر نتایج جابجایی شغلی، به خوبی نشان میدهند که سیستم سرمایهداری چگونه نابرابریها را تشدید میکند. کارگرانی که از سطح آموزش و مهارت بالاتری برخوردارند، شانس بیشتری برای جذب در مشاغل جدید دارند. این بدان معناست که شکاف بین افراد ماهر و کممهارت عمیقتر میشود و دسترسی نابرابر به فرصتهای آموزشی، این شکاف را دائمی میکند. سیاستهای دولتی حمایتی، اگرچه میتوانند تا حدی اثرات منفی را کاهش دهند، اما اغلب در کشورهایی با رویکرد سوسیال دموکراتیک قویتری هستند و در بسیاری از نظامهای سرمایهداری لیبرال، حمایتهای اجتماعی محدود و ناکافی است. رشد اقتصادی نیز به تنهایی راه حل نیست، زیرا ماهیت مشاغل ایجاد شده در اقتصادهای سرمایهداری اغلب به گونهای است که سود اصلی آن به جیب سرمایهداران و صاحبان فناوری سرازیر میشود، در حالی که دستمزدها برای اکثریت نیروی کار ثابت مانده یا کاهش مییابد.
وعده توخالی مشاغل جدید فناورانه: التیام ناکافی بر زخم عمیق
این ادعا که اتوماسیون همزمان با حذف مشاغل، فرصتهای شغلی جدیدی نیز ایجاد میکند، اگرچه تا حدی درست است، اما نباید به عنوان یک راه حل جادویی در نظر گرفته شود. مشاغل جدید در حوزههای هوش مصنوعی، تحلیل داده و مهندسی نرمافزار، نیازمند مهارتهای تخصصی و سطح تحصیلات بالایی هستند که اکثریت کارگران جابجا شده از آن برخوردار نیستند. بنابراین، این مشاغل جدید نمیتوانند جایگزین مناسبی برای میلیونها شغلی باشند که در صنایع سنتی از بین میروند. علاوه بر این، تمرکز این مشاغل در مناطق خاص و نیاز به سرمایهگذاری عظیم در آموزش و زیرساختها، دسترسی به آنها را برای بسیاری از افراد محدود میکند.
کاهش قدرت خرید و تهدید رکود اقتصادی: پیامد منطقی بیکاری فناورانه
مطالعات نشان میدهد که بسیاری از افرادی که پس از جابجایی شغلی ناشی از فناوری، شغل جدید پیدا میکنند، با کاهش قابل توجه درآمد مواجه میشوند. این کاهش درآمد، به ویژه در کشورهای در حال توسعه، میتواند بسیار شدید باشد. عواملی مانند کاهش کیفیت شغل جدید، فاصله مهارتی و تغییر جغرافیایی یا صنعتی، همگی در این کاهش درآمد نقش دارند. پیامد این وضعیت، کاهش قدرت خرید اکثریت جامعه و به تبع آن، کاهش تقاضا برای کالاها و خدمات است. این امر میتواند منجر به یک چرخه معیوب رکود اقتصادی شود که در آن بیکاری افزایش یافته و درآمدها کاهش مییابد.
آیا راهی برای برون رفت از این بحران وجود دارد؟
در چارچوب نظام سرمایهداری، یافتن راه حلهای پایدار برای این چالشها بسیار دشوار به نظر میرسد. تمرکز اصلی این نظام بر سودآوری و رقابت است و انگیزهای برای سرمایهگذاری گسترده در آموزش عمومی، حمایتهای اجتماعی قوی و تنظیمگری سختگیرانه فناوری وجود ندارد. راهکارهای پیشنهادی مانند مالیات بر رباتها یا درآمد پایه جهانی، اگرچه میتوانند تا حدی اثرات منفی را کاهش دهند، اما با مخالفت شدید صاحبان سرمایه و قدرتهای اقتصادی مواجه خواهند شد.
چرا باید از الگوی جمهوری خلق چین درس آموخت؟
در مقابل نظام سرمایهداری، الگوی جمهوری خلق چین میتواند به عنوان یک رویکرد جایگزین مورد بررسی قرار گیرد. در این سیستم، دولت نقش فعال و متعهدی در نظارت و هدایت توسعه فناوری و اقتصاد دارد. نظارت دقیق و آگاهانه و شرافتمندانه دولت بر شرکتها و استارتاپها میتواند از ایجاد بیکاری دسته جمعی جلوگیری کرده و اطمینان حاصل کند که پیشرفتهای فناورانه در راستای منافع عمومی و ایجاد شغلهای جایگزین به کار گرفته میشوند.
مزایای کلیدی الگوی چین عبارتند از:
برنامهریزی متمرکز: دولت میتواند با برنامهریزی متمرکز، منابع را به سمت آموزش و ایجاد مشاغل جدید در بخشهای استراتژیک هدایت کند.
کنترل بر فناوری: دولت میتواند با کنترل بر توسعه و استقرار فناوریهای جدید، سرعت جایگزینی نیروی انسانی را مدیریت کرده و زمان کافی برای بازآموزی و انتقال نیروی کار فراهم کند.
اولویت دادن به منافع عمومی: دولت میتواند منافع عمومی و اشتغال را بر سودآوری صرف شرکتها اولویت دهد.
حمایت اجتماعی قوی: دولت میتواند با ارائه حمایتهای اجتماعی قوی، از کارگران آسیبدیده حمایت کرده و از سقوط آنها به ورطه فقر جلوگیری کند.
البته، الگوی چین نیز خالی از چالش نیست و نیازمند بررسی دقیق و اقتباس متناسب با شرایط هر کشور است. اما در مقایسه با نظام سرمایهداری که به نظر میرسد در مواجهه با چالشهای بیکاری فناورانه و نابرابری فزاینده، درمانده است، الگوی چین میتواند یک مسیر امیدوارکننده برای مدیریت این تحولات و تضمین آیندهای بهتر برای نیروی کار باشد.
نتیجهگیری: لزوم بازنگری در بنیانهای نظام اقتصادی
دادهها و تحلیلهای ارائه شده نشان میدهند که نظام سرمایهداری فعلی، به دلیل ماهیت ذاتی خود، قادر به مدیریت چالشهای ناشی از پیشرفتهای فناورانه نیست. تمرکز صرف بر سودآوری و رقابت، منجر به از دست رفتن مشاغل، کاهش درآمد و افزایش نابرابری خواهد شد. برای جلوگیری از یک بحران اجتماعی و اقتصادی گسترده، لازم است که بنیانهای نظام اقتصادی را مورد بازنگری قرار داده و الگوهای جایگزینی مانند رویکرد جمهوری خلق چین را مورد بررسی قرار دهیم. دولتی که نقش فعال و مسئولانهای در هدایت توسعه فناوری و حمایت از نیروی کار ایفا کند، میتواند آیندهای را رقم بزند که در آن پیشرفتهای فناورانه به جای تهدید، فرصتی برای بهبود زندگی همگان باشد.
برای اطلاعاتی که اشاره کردید، منابع معتبر و لینکهای مرتبط به شرح زیر است:
پانوشتهها
۱. تعداد افرادی که شغل خود را به دلیل فناوری از دست دادهاند:
گزارش مجمع جهانی اقتصاد (WEF) ۲۰۲۰):
گزارش «Future of Jobs 2020» پیشبینی میکند که ۸۵ میلیون شغل تا سال ۲۰۲۵ تحت تأثیر اتوماسیون جایگزین یا حذف خواهند شد.
🔗 [لینک گزارش](https://www.weforum.org/reports/thefutureofjobsreport2020)
مطالعه مککینزی (۲۰۱۷):
گزارش «Jobs Lost, Jobs Gained: Workforce Transitions in a Time of Automation» تخمین میزند که ۴۰۰ تا ۸۰۰ میلیون نفر تا ۲۰۳۰ نیاز به تغییر شغل یا یادگیری مهارتهای جدید دارند.
🔗 [لینک مطالعه](https://www.mckinsey.com/featuredinsights/futureofwork/jobslostjobsgainedwhatthefutureofworkwillmeanforjobsskillsandwages)
۲. سرنوشت شغلی افراد جابهجا شده:
دادههای OECD درباره اشتغال مجدد:
گزارش «OECD Employment Outlook 2019» نشان میدهد در کشورهای توسعهیافته، ۵۰ تا ۷۰ درصد از کارگران جابهجا شده شغل جدیدی پیدا میکنند، اما اغلب با کاهش دستمزد یا تغییر بخش اقتصادی.
🔗 [لینک گزارش](https://www.oecdilibrary.org/employment/oecdemploymentoutlook2019_9ee00155en)
(دسترسی به متن کامل ممکن است نیاز به خرید یا عضویت داشته باشد.)
چالشهای کشورهای در حال توسعه:
گزارش بانک جهانی درباره «مهارتها و مشاغل در عصر دیجیتال» به محدودیت برنامههای بازآموزی در این کشورها اشاره میکند.
🔗 [لینک گزارش](https://www.worldbank.org/en/topic/digitaldevelopment/brief/thefutureofworkinafrica)
نکات تکمیلی:
برخی گزارشها (مانند OECD یا مککینزی) ممکن است به صورت کامل رایگان نباشند، اما چکیدهها و دادههای کلیدی در وبسایت رسمی آنها موجود است.
برای دسترسی به آمارهای دقیقتر، میتوانید از پایگاه دادههای زیر استفاده کنید:
بانک جهانی: [World Bank Open Data](https://data.worldbank.org/)
ILO (سازمان بینالمللی کار): [ILO Stat](https://ilostat.ilo.org/)

