[تصویر: اعضای جبهه دوم بلاروس در ۲۴ مارس ۱۹۴۵ در ساحل دریای بالتیک]

زیر پا گذاشتن
ممنوعیت‌های یادبود در آلمان شرقی

نوشته آرنولد شولتسل
منتشر شده در یونگه ولت
ترجمه مجله جنوب جهانی



بله، تصادفی است که «دستورالعمل» وزارت خارجه مبنی بر عدم دعوت روس‌ها و بلاروس‌ها به مراسم یادبود آخرین نبردهای جنگ جهانی دوم، عمدتاً ایالت براندنبورگ را تحت تأثیر قرار می‌دهد. همچنین تصادفی است که همزمان، بنای یادبود بوخنوالد به درخواست بنیامین نتانیاهو، که توسط دادگاه کیفری بین‌المللی به ظن ارتکاب نسل‌کشی تحت تعقیب است، منتقد سیاست‌های دولت اسرائیل را از حضور در آنجا منع می‌کند.
وزیر امور خارجه و گروه حزب سبز او در این وزارتخانه بارها نشان داده‌اند که در جغرافیا و تاریخ بی‌سواد هستند – تقریباً در حد آلیس وایدل، رئیس حزب افراطی «آلترناتیو برای آلمان» (AfD) و بانکدار سابق دارای دکترای گلدمن ساکس، که به ایلان ماسک گفته بود هیتلر کمونیست بوده است. حتی اگر بائربوک هنوز در براندنبورگ زندگی می‌کند، جای تردید است که او سرزمین یادبودهای فراوان ارتش سرخ را بشناسد. از او – به‌ویژه در کارزار انتخاباتی سال ۲۰۲۱ با سروصدای رسانه‌ای زیاد – تاکنون درباره جنگ جهانی دوم فقط مطالبی درباره پدربزرگش شنیده شده که در ورماخت علیه ارتش شوروی جنگیده است. طبق اسناد ورماخت که در سال ۲۰۲۴ درباره فرد متوفی در سال ۲۰۱۶ منتشر شد، او «یک ناسیونال سوسیالیست (نازی) بی‌قید و شرط» بوده است. اما به گفته دفتر بائربوک، این اسناد «برای او شناخته شده نبوده‌اند». وزیر، سیاست تاریخی‌ای را سفارش داده که با او همخوانی دارد.
نه، صرفاً به همین دلیل تصادفی نیست که «دستورالعمل» او تقریباً منحصراً آلمان شرقی را تحت تأثیر قرار می‌دهد. همانطور که تصادفی نیست که فیلسوف امری بوهم روز یکشنبه در مراسم یادبود «هشتادمین سالگرد آزادی اردوگاه کار اجباری بوخنوالد» – طبق دعوتنامه – شرکت نمی‌کند. در آنجا نباید از خودآزادی سخنی به میان آید. اما خشم ینس-کریستیان واگنر، رئیس بنای یادبود، از فشار سفارت اسرائیل، به‌ویژه ریاکاری و معیار دوگانه اعمال شده در سیاست تاریخی و خارجی آلمان است، اگر آنچه روزنامه برلینر تسایتونگ روز شنبه گزارش داد درست باشد: شخص واگنر تصمیم گرفته است نمایندگان بلاروس را به این مراسم یادبود دعوت نکند. بلاروس کشوری بود که در جنگ جهانی دوم به نسبت جمعیت، بیشترین تعداد افراد خود را از دست داد – نزدیک به ۲.۵ میلیون نفر، تقریباً یک سوم جمعیت آن. این موضوع در آموزش متوسطه اینجا به هیچ دانش‌آموزی آموزش داده نمی‌شود، چه رسد به اینکه برای بائربوک، شولتس و شرکا اهمیتی داشته باشد.
یا شاید هم دارد: جایی که آن‌ها بتوانند این موضوع را به فراموشی بسپارند، می‌توانند جنگی را علیه روسیه به راه بیندازند و تمام مذاکرات را ناکام بگذارند. رسوایی سیاست تاریخی در این مورد این است: آزادی فقط در غرب وجود داشت. اکنون این افراد ناشی این جنگ را نیز از نظر نظامی باخته‌اند، اما می‌خواهند با یک توپخانه مالی آن را ببرند. و روسیه نبرده است. زیر پا گذاشتن یاد و خاطره آزادکنندگان، فعلاً به خط مشی سیاسی تبدیل خواهد شد.