
اسمعیل فهرهرآ
ترجمه مجله جنوب جهانی
سیاست خارجی دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده آمریکا، در قبال ایران همواره با رویکردی تهاجمی، غیرقابل پیشبینی و مبتنی بر تهدید و جنگافروزی همراه بوده است. رویدادهای اخیر، ابعاد مختلف این سیاست و واکنش ایران به آن را به خوبی ترسیم میکند.
تهدید بیسابقه و نقض آشکار حقوق بینالملل:
برای نخستین بار در تاریخ روابط ایران و آمریکا رخ داده است: تهدید مستقیم یک رئیسجمهور آمریکا به حمله نظامی و بمباران ایران در صورت عدم توافق. این تهدید، نه یک شعار سیاسی بلکه یک «کارت جنگ» رو شده از سوی ترامپ تلقی میشود. استقرار ناوهای هواپیمابر و بمبافکنهای B-2 در منطقه، تلاشی برای اعتبار بخشیدن به این تهدید بیسابقه است.
این اقدام ترامپ، نقض آشکار ماده ۲ منشور ملل متحد است که هرگونه تهدید به توسل به زور علیه تمامیت ارضی و استقلال سیاسی کشورها را ممنوع میداند. سکوت جامعه جهانی و نهادهای بینالمللی، به ویژه شورای امنیت سازمان ملل، در برابر این تهدید آشکار، نه تنها نشاندهنده تضعیف نظم حقوقی بینالملل است، بلکه به تداوم رفتارهای یکجانبه و قدرتنمایانه آمریکا دامن میزند.
از منظر نظریه بازیها، تهدید ترامپ در دسته «تهدیدات معتبر اما پرهزینه» قرار میگیرد. او با نمایش قدرت نظامی تلاش میکند ایران را وادار به عقبنشینی از مواضع خود کند. اما مخاطب این تهدید تنها ایران نیست؛ بلکه کشورهای منطقه، قدرتهای اروپایی، روسیه و چین و حتی مخالفان داخلی ترامپ نیز در معرض این نمایش هدفمند قرار دارند.
واکنش هوشمندانه ایران: بازدارندگی ترکیبی و آمادگی راهبردی:
در مقابل این تهدید بیسابقه، ایران رویکردی چندوجهی و هوشمندانه را در پیش گرفته است، این رویکرد مبتنی بر «بازدارندگی ترکیبی» است و شامل موارد زیر میشود:
* آمادگیهای گسترده دفاعی: ایران با بازآرایی توان نظامی خود در حوزههای پدافندی، موشکی، دریایی و جنگ نامتقارن، آمادگی خود را برای مقابله با هرگونه تجاوز احتمالی افزایش داده است. این آمادگیها تنها محدود به مانورهای نمایشی نیست، بلکه در تقویت زیرساختهای دفاعی و آرایش جدید نیروها متناسب با تهدیدات احتمالی نمود پیدا کرده است.
* تکیه بر محور مقاومت: ایران بر ظرفیت شبکهای از متحدان منطقهای خود تأکید دارد. این شبکه، که از لبنان تا یمن و از سوریه تا عراق گسترده شده است، به عنوان یک عامل بازدارنده در برابر مداخلات خارجی عمل میکند. هشدار ایران درباره آسیبپذیری پایگاههای آمریکا در منطقه و احتمال اخلال در تردد نفتکشها، نشاندهنده جدیت این عامل بازدارنده است.
* دیپلماسی فعال: همزمان با اقدامات نظامی، دستگاه دیپلماسی ایران نیز به طور فعال در حال رایزنی با کشورهای دوست و تقویت محورهای منطقهای است. گفتگوهای سطح عالی با دولتهای تأثیرگذار و رفتوآمدهای دیپلماتیک نشاندهنده تلاش ایران برای ایجاد ائتلافهای پنهان و آشکار در برابر سناریوی جنگ است.
* تزریق عدم قطعیت: ایران با هشدار درباره هزینههای سنگین حمله نظامی برای آمریکا و احتمال گسترش دامنه جنگ، در حال «تزریق عدم قطعیت» به تصمیمگیران آمریکایی است. این بدان معناست که آمریکا نمیتواند با اطمینان از کنترل پیامدها، تصمیم به آغاز حمله بگیرد.
نقطه تصمیم هستهای ایران: تهدید بازدارنده متقابل:
یکی از مهمترین واکنشهای ایران به تهدید ترامپ، که در مطلب اول به آن اشاره شده، هشدارهای صریح درباره احتمال تجدیدنظر در راهبرد عدم ساخت سلاح هستهای است. اظهارات علی لاریجانی، مشاور رهبر جمهوری اسلامی، در این زمینه، یک «تهدید بازدارنده متقابل» تلقی میشود. ایران با اعلام اینکه در صورت تهدید موجودیت، ممکن است وارد فاز ساخت سلاح هستهای شود، تلاش میکند مانعی پیشدستانه در برابر اقدامات احتمالی آمریکا ایجاد کند. این وضعیت، یک «خط قرمز تقابلی» را ترسیم میکند که عبور آمریکا از آن میتواند منجر به تغییر راهبرد ایران شود.
بازی چندگانه سیگنالدهی آمریکا:
همانطور که در مطلب اول اشاره شده، راهبرد آمریکا در قبال ایران مبتنی بر ارسال همزمان پیام به چند بازیگر مختلف است. تهدید نظامی ترامپ، علاوه بر ایران، اهداف دیگری را نیز دنبال میکند:
* اسرائیل: اطمینان از تعهد آمریکا به گزینه نظامی علیه برنامه هستهای ایران.
* کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس: دلگرم کردن آنها با تضمین حمایت امنیتی آمریکا.
* قدرتهای اروپایی: افزایش فشار بر ایران با امید به احیای دیپلماسی مورد نظر غرب.
* چین و روسیه: ایجاد احتیاط در حمایت از ایران در برابر فشارهای آمریکا.
این «سیگنالدهی چندجانبه» یک تاکتیک کلاسیک برای تقویت ائتلاف و افزایش فشار بر حریف اصلی است.
تأکید ایران بر مذاکره غیرمستقیم و رد شروط تحمیلی:
سخنان سخنگوی وزارت خارجه ایران را منعکس میکند که بر آمادگی ایران برای مذاکره غیرمستقیم در مورد موضوع هستهای تأکید دارد، اما در عین حال، تشکیل هرگونه گروه جدید برای مذاکره با آمریکا را شایعه میخواند. عدم پاسخ آمریکا به پیشنهاد ایران برای مذاکره غیرمستقیم نیز در این مطلب مورد اشاره قرار گرفته است.
ایران با اشاره به تجربه لیبی در سال ۲۰۰۳، هرگونه ایده پیروی از آن مدل را قاطعانه رد کرده است. عباس عراقچی، معاون وقت وزیر امور خارجه، این ایده را «بیمعنی» و «یک رویا» توصیف کرده و تأکید کرده است که ایران خواستار مذاکرات بر «پایه برابر» است و تهدید و مذاکره با یکدیگر سازگار نیستند.
آمادهباش کامل ارتش ایران در پی تهدیدات ترامپ:
رویترز ادعا میکند که ایران ارتش خود را به حالت آمادهباش کامل درآورده و به کشورهای همسایه هشدار داده است که از حمله احتمالی آمریکا حمایت نکنند. این اقدام پس از نامه ترامپ به رهبر ایران و تهدید او به بمباران در صورت عدم توافق صورت گرفته است.
این گزارش، نشاندهنده جدیت ایران در مواجهه با تهدیدات ترامپ و تلاش برای جلوگیری از هرگونه همکاری منطقهای با آمریکا در صورت وقوع درگیری است. هشدار به کشورهای همسایه مبنی بر اینکه اجازه دادن به نیروهای آمریکایی برای استفاده از حریم هوایی یا قلمرو آنها به عنوان یک اقدام خصمانه تلقی خواهد شد، پیامی قاطع به منطقه و فراتر از آن است.
سیاست تهدید و جنگافروزی دونالد ترامپ علیه ایران، نه تنها نقض آشکار حقوق بینالملل و تهدیدی برای صلح و امنیت منطقهای و جهانی است، بلکه با واکنش هوشمندانه و چندجانبه ایران روبرو شده است. ایران با اتخاذ راهبرد «بازدارندگی ترکیبی»، نشان داده است که در برابر هرگونه تجاوز احتمالی آماده است و هزینههای آن را برای مهاجم به شدت بالا خواهد برد.
تأکید ایران بر مذاکره غیرمستقیم بر پایه احترام متقابل و رد هرگونه پیششرط و تهدید، نشاندهنده تمایل تهران به حل دیپلماتیک مسائل است، اما در عین حال، آمادگی برای دفاع از منافع و امنیت ملی خود را نیز حفظ کرده است.
ضعف نهادهای بینالمللی در برابر رفتارهای یکجانبه و تهدیدآمیز آمریکا، ضرورت تقویت سازوکارهای چندجانبه و پایبندی همه کشورها به اصول حقوق بینالملل را بیش از پیش آشکار میسازد. بازی در لبه پرتگاه، همانطور که در مطلب اول اشاره شده، همواره با خطر سوءتفاهم و اشتباه محاسباتی همراه است و میتواند عواقب ناگواری برای همه طرفها به دنبال داشته باشد. امید است که عقلانیت و دیپلماسی بر منطق تهدید و جنگافروزی غلبه کند و راهی برای حل مسالمتآمیز اختلافات پیدا شود.

