
جنگ گذرگاهها
ا. م. شیری
بسیار خوب به خاطر دارم زمانی را که راه و جاده همچون نان و نمک، نور و روشنایی، آب و خاک در فرهنگ مردمان ایرانزمین محل قسم انسانها بود برای تأئید و تصدیق راستی و درستی گفتهها و کردههای خویش، برای اثبات حقانیت فکر و باور خود. راهها رشتههای پیوند قلوب انسانها و شاهرگهای حیاتی جامعۀ بشریاند. به همین دلیل، راه و جاده در نزد ایرانیان بحق مقدس شمرده میشود (یا میشد).
بگذریم از این که چرا و چگونه چنین فرهنگ غنی و ارجمند از گفتمان تودهها رخت بر بسته، بیحرمت شده است، اما راه و جاده همچنان به عنوان مهمترین عامل پیوند و به هم رسیدن انسانها و همچنین، بمثابه مسیرهای ارتباطی برای دادوستد و تأمین متقابل کالاها و نیازمندیهای جوامع مختلف بشری عمل میکند.
در اثر توسعۀ علم و فناوری، راههای ارتباطی دریایی، هوایی، بویژه زمینی متنوع شد و با ساخت وسایل نقلیۀ پر سرعت، پلها بر روی رودخانهها و تونلها در مناطق صعبالعبور، از طول مسیرهای ارتباطی در حد قابل توجهی کاسته شد. در مسیرهای زمینی علاوه بر جادهها، خطوط ریلی احداث گردید که خود این، بلحاظ سرعت، امنیت، کیفیت و کمیت بالای جابجایی جایگاه ویژهای در زندگی اجتماعی کسب کرد.
با توجه به آگاهی بسیار روشنتر و بیشتر عموم در بارۀ آنچه مقدمتاً گفته شده، بگمانم نیازی به طول دادن آن نیست. بنابراین، حال بر میگردم به موضوع اصلی این یادداشت: ایران بعنوان چهار راه در میان سه قاره و آبهای آزاد جهان.
زمانی که شی جینپینگ، دبیر کل حزب کمونیست و رئیس جمهور جمهوری خلق چین در شهریور ماه سال ١٣٩٢ از ابتکار بزرگترین و وسیعترین طرح اقتصادی دنیا در قرن بیست و یکم مشتمل بر دو بخش زمینی و دریایی تحت عنوان «یک جاده، یک کمربند» یا همان «راه ابریشم جدید» در قزاقستان رونمایی کرد، طبیعی بود که ایران بنا به موقعیت ژئوپلیتیک خود واقع در میان سه قارۀ آسیا، آفریقا، اروپا و آبهای آزاد جهان همچون راه ابرایشم باستانی به محل تقاطع یا چهارراه این طرح عظیم اقتصادی تبدیل شود.
این طرح ۹۰۰ میلیارد دلار سرمایهگذاری در زیربناهای اقتصادی بیش از ۷۰ کشور جهان و سازمانهای بینالمللی و توسعهٔ دو مسیر تجاری را مدنظر دارد و قدرت صنعتی و توان اقتصادی و سرمایهگذاری چین پشتوانهٔ این طرح است و پکن سعی میکند از ظرفیتهای خود و کشورهای مختلف در سراسر دنیا، از جمله ایران برای پیشبرد آن در جهت کمک به رشد اقتصادی این کشورها و رونق تجارت بینالمللی استفاده کند.
برخلاف تصور بسیاریها که تصرف مرکز جاسوسی آمریکا در تهران یا برنامۀ هستهای و تقویت توان دفاعی کشور را دلیل خصومتهای دائمی غرب برهبری آمریکا نسبت به ایران میپندارند، علت اصلی دشمنی آنها با میهن ما همین موقعیت ژئوپلیتیک ایران در جهان است. بطوری که حتی در جنگ جهانی دوم پل پیروزی نام گرفت و در ابتکار یک جاده یک کمربند چین نیز به تقاطع راههای مقدس، بعبارت روشنتر، به چهارراه مقدس جادهها تبدیل شده است که خود این، میتواند باعث رشد و توسعۀ سریع ایران شود.
البته، دشمنی غرب نه تنها با ایران، حتی با بقیۀ جهان تاریخ دیرینه دارد. و آنچه که به کشور ما مربوط میشود، برمیگردد به آغاز دورۀ استعمار، به زمانی که پرتغالیها در سال ١۵٠٣ میلادی جزایر ایرانی را در خلیج فارس اشغال کردند. از آن تاریخ این نگاه و رویکرد خصمانه همچنان ادامه یافت تا رسیدیم به امتیاز ولیام دارسی (١٢٨٠ خورشیدی) که حق انحصاری جستجو و بهرهبرداری نفت و گاز در سه چهارم کشور به وی اعطا شد. در جریان جنگ جهانی اول، انگلیس با مصادرۀ غلات و موادغذایی مردم ایران برای تغذیۀ قوای استعمارگر خود، کشور ما را گرفتار قحطی وحشتناک سالهای ١٢٩۶-١٢٩٨کرد که در نتیجۀ تحمیل گرسنگی و به تبع آن، بیماری، نیمی از جمعیت ایران از بین رفت. بطور کلی، غرب نه تنها هیچگاه هیچ کمکی به رشد و توسعۀ ایران نکرده، بلکه همواره چنگال خود را به ثروتهای طبیعی ایران فرو کرده و دندان طمع به آنها تیز کرده است. کودتای آمریکایی- انگلیسی ٢٨ مرداد ١٣٣٢ را شاید بتوان اوج خصومت غربیها با کشور ما دانست. بطوریکه متعاقب این کودتا ایران به یک کشور نیمهمستعمره تبدیل گردید و با اصول سیاستهای نواستعماری اداره میشد. در چنین شرایطی بود که در نتیجۀ وقوع انقلاب بهمن سال ١٣۵٧، ایران به استقلال سیاسی خود دست یافت و همین امر، خصومت دیرینۀ غرب با کشور ما را بشدت برانگیخت.
حال که ایران بر پایۀ اصول استقلال سیاسی و منافع ملی خود به پروژۀ عظیم چین پیوسته و به تقاطع اصلی گذرگاههای جهانی تبدیل شده است، غرب برهبری امپراتوری نظامی- تروریستی آمریکا بموازات اعمال تحریم و تهدید و فشار علیه میهن ما، با معرفی گذرگاههای جایگزین مانند مسیر هند- عربستان سعودی- پروژۀ آبراه بنگوریون (اسرائیل) و یا طرح ترکیهای بنام «مسیر توسعه» شامل یک دالان چندوجهی از خلیج فارس از طریق عراق و ترکیه به اروپا، برای درگیر کردن جنگ گذرگاهها، قبل از همه، با ایران بعنوان محل تقاطع کریدورهای جهانی تلاش میکند تا بتواند مثل گذشتهها از توسعه و شکوفایی آن جلوگیری کند. و گرنه کیست که عربدههای متظاهرانۀ گردنکلفتان آمریکا در مورد خطر برنامۀ هستهای و تقویت توان دفاعی ایران برای جهان را باور کند.
مطالب مرتبط:
١- گذرگاه حملونقل بینالمللی شمال-جنوب
٢- نحوۀ حل مشکلات گذرگاه بین المللی شمال- جنوب
٣- کریدور انرژی روسیه و ایران دردسر برای واشنگتن
۴- جاذبۀ گذرگاه حملونقل بینالمللی شمال-جنوب
۵- آبراه بن گوریون ادامۀ پروژههای آمریکا در خاورمیانه
١٩ فروردین- حمل ١۴٠۴

