
جان پری
منتشرشده شده در گریزون
ترجمه مجله جنوب جهانی
این اندیشکدههای معروف و برجسته واشنگتن در حالی که میلیونها دلار از شرکتها و اسلحهسازان به جیب میزنند، برای اعمال تحریمهای سادیستی علیه برخی از فقیرترین کشورهای نیمکره غربی، لابیگری میکنند.
تحریمها نوعی جنگ ترکیبی هستند که به جمعیتهای مورد نظر با کمترین هزینه برای کشور تحریمکننده، آسیب میزنند یا حتی میکشند.
تنها در آمریکای لاتین، تحریمهای ایالات متحده (که به درستی با عنوان «اقدامات قهری یکجانبه» شناخته میشوند) جان دستکم ۱۰۰ هزار ونزوئلایی را گرفته است. محاصره کوبا توسط ایالات متحده چنان ویرانگر بوده که از هر ده کوبایی، یک نفر این کشور را ترک کرده است. تحریمها به طور مشابه، نیکاراگوئهایها را از کمکهای توسعهای به ارزش تخمینی ۳ میلیارد دلار از سال ۲۰۱۸ محروم کرده و پروژههایی مانند تأمین آب جدید برای مناطق روستایی را تحت تأثیر قرار داده است.
چه کسانی این تحریمهای ویرانگر را تدوین میکنند، اثرات واقعی آنها را پنهان میکنند، با سیاستمداران برای اجرای آنها همکاری میکنند و در رسانههای شرکتی به ترویج آنها میپردازند؟ در تضادی عجیب با جوامع فقیر که تحت تأثیر این سیاستها قرار میگیرند، کسانی که این هدفگیری را انجام میدهند، اغلب کارمندان پردرآمد اندیشکدههای چند میلیون دلاری هستند که به شدت توسط ایالات متحده یا سایر دولتهای همسو با غرب و در بسیاری موارد توسط تولیدکنندگان اسلحه تأمین مالی میشوند.
مطالعهای در فساد: لابیگران برجسته اندیشکدهها و تأمینکنندگان مالی آنها
در صدر این گروهها، مرکز ویلسون قرار دارد که ادعا میکند صرفاً «مشاوره و بینشهای بیطرفانه در مورد امور جهانی» را در اختیار سیاستگذاران قرار میدهد. این سازمان با بودجهای ۴۰ میلیون دلاری که یک سوم آن از دولت ایالات متحده تأمین میشود، توسط سفیر مارک گرین، مدیر سابق USAID، اداره میشود.
در سال ۲۰۲۴، مرکز ویلسون تلاشهای خود را برای مداخله در آمریکای لاتین با ایجاد «مرکز ایوان دوکه برای رفاه و آزادی» افزایش داد و جدیدترین ابتکار خود را به نام رئیسجمهور سابق بسیار منفور کلمبیا نامگذاری کرد. دوکه بیشتر به دلیل سرکوب خشونتآمیز اعتراضات دانشجویی، تمرکز وسواسگونهاش بر تغییر رژیم در ونزوئلا و تضعیف عمدی توافقنامه صلح ۲۰۱۶ که هدف آن پایان دادن به دههها جنگ داخلی در کلمبیا بود، به یاد آورده میشود.
در حالی که دوکه از زمان پیوستن به مرکز ویلسون، دستاورد علمی چندانی نداشته است، اما در کلوپهای شبانه میامی بهترین دوران زندگی خود را سپری میکند و اغلب به عنوان دیجی مهمان یا با اجرای آهنگهای راک اسپانیایی برای مهمانان دیده میشود.

همانطور که مارک گرین توضیح داد، مرکز ایوان دوکه «راهی برای ماست تا هم اهمیت نیمکره غربی در سیاست خارجی آمریکا و هم وعدهای که دموکراسی و اقتصاد بازارمحور باید در آینده منطقه ایفا کنند را تأیید کنیم.» وقتی صحبت از کشورهایی میشود که با سیاست خارجی ایالات متحده در منطقه مخالف هستند، این مرکز همچنین راهی برای تأمین مالی منتقدان سرسخت آنها است که پس از منصوب شدن به عنوان همکاران مرکز ویلسون، ماهانه ۱۰ هزار دلار مقرری دریافت میکنند.
از دیگر همکاران دوکه میتوان به لئوپولدو لوپز، کودتاگر راستگرای ونزوئلایی اشاره کرد که از کالج کنیون و مدرسه کندی هاروارد، دو مدرسهای که ارتباط نزدیکی با سازمان سیا دارند، فارغالتحصیل شد و پیش از آن در سالهای ۲۰۰۲، ۲۰۱۴ و ۲۰۱۹ تلاشهایی برای سازماندهی کودتا علیه دولت ونزوئلا انجام داد.
همچنین ویلیام براونفیلد، سفیر سابق ایالات متحده در ونزوئلا، یکی دیگر از متعصبان افراطی رویه تغییر رژیم، در فهرست حقوقبگیران مرکز ویلسون قرار دارد. شش سال پیش، زمانی که کاراکاس سنگینترین حملات ناشی از تحریمهای آمریکا را تجربه میکرد، براونفیلد از دولت ایالات متحده خواست تا اقدامات بیشتری انجام دهد و ادعا کرد که از آنجایی که ونزوئلاییها «در حال حاضر رنج زیادی میبرند… شاید بهترین راه حل در این مقطع تسریع فروپاشی» کشورشان باشد، در حالی که آزادانه اعتراف کرد که نتیجه مطلوب او احتمالاً «دوره رنجی چند ماهه یا شاید چند ساله» را به دنبال خواهد داشت.
مرکز ویلسون در تلاش برای برکناری مقامات کاراکاس تنها نیست. اندیشکده دیگری به نام شورای آتلانتیک – که سالانه حدود ۲ میلیون دلار از دولت ایالات متحده و مبلغی مشابه از پیمانکاران پنتاگون دریافت میکند – یک گروه کاری ۲۴ نفره برای ونزوئلا تشکیل داده است که شامل مقامات سابق وزارت امور خارجه، یک عضو سابق هیئت مدیره سیتگو و چندین عضو به اصطلاح «دولت موقت ونزوئلا» میشود که به سرقت بیش از ۱۰۰ میلیون دلار از بودجه USAID متهم شده است.
در حالی که این گروه ظاهراً «به سیاستگذاران در ایالات متحده، اروپا و آمریکای لاتین در مورد چگونگی پیشبرد یک چشمانداز بلندمدت و سیاستهای عملگرا برای تقویت ثبات دموکراتیک در ونزوئلا اطلاعرسانی میکند» و «ارتقای بازسازی نهادهای دموکراتیک در ونزوئلا» را هدف قرار میدهد، در عمل این بدان معناست که اساساً به پایان دادن به دولت مادورو اختصاص دارد.
شورای آتلانتیک – یک عملیات نفوذ غیررسمی که به عنوان اندیشکده غیررسمی ناتو در واشنگتن عمل میکند – هدف مشابهی را در نیکاراگوئه دنبال میکند. در مقالهای در سال ۲۰۲۴ با عنوان «نیکاراگوئه در حال تثبیت یک سلسله استبدادی است – در اینجا چگونگی مقابله فشار اقتصادی ایالات متحده با آن آمده است»، برنان رودز، پژوهشگر شورای آتلانتیک، خواستار «اقدامات اقتصادی تنبیهی جدید» علیه دولت ساندینیست شد که به شدت به تجارت نیکاراگوئه با ایالات متحده، بازار اصلی صادرات آن، آسیب میرساند. این مقاله هیچ نگرانیای در مورد اثرات اجتنابناپذیر آن بر صدها هزار نیکاراگوئهای که به این تجارت وابسته هستند و درآمدشان احتمالاً کسری از میانگین درآمد کارمندان شورای آتلانتیک است، نشان نداد.
از قدیمیترین اندیشکدههای اختصاص داده شده به سلطه جهانی ایالات متحده، شورای روابط خارجی (CFR) است که دارای ۱۰۰ سال سابقه «مستقل و بیطرفانه» در مداخله در امور کشورهای دیگر است. بررسی بهروزرسانیهای منظم آن در مورد کوبا نشان میدهد که CFR به خوبی آگاه است که اقتصاد این کشور، که شش دهه محاصره اقتصادی توسط ایالات متحده آن را درهم کوبیده است، پس از آنکه بایدن وعدههای خود برای کاهش تحریمهای تشدید شده دوران ترامپ را زیر پا گذاشت، به نقطه بحرانی جدیدی رسیده است. با این حال، در یک نشست CFR در سال ۲۰۲۱ در مورد چگونگی سرنگونی دولت کوبا، جیسون ایان پوبلته، وکیل مستقر در ایالات متحده، استدلال کرد که باید فشار بیشتری وارد شود: «ما باید تمام ابزارهای دولتی، تک تک آنها را، نه فقط تحریمها، علیه این کشور به کار گیریم.»
مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی (CSIS) نیز به شورای آتلانتیک و CFR در مداخله در امور همسایگان جنوبی ایالات متحده پیوسته است و ادعا میکند که «به پیشبرد ایدههای عملی برای مقابله با بزرگترین چالشهای جهان اختصاص دارد.» هر سه گروه در صفحه مؤسسه کوئینسی که «۱۰ اندیشکده برتر دریافتکننده بودجه از پیمانکاران پنتاگون» را نشان میدهد، فهرست شدهاند. CSIS به رهبری رایان برگ، مدیر بخش آمریکای آن، برنامههای فعالی را برای اعمال تحریمها در ونزوئلا، کوبا و نیکاراگوئه حفظ میکند. این گروه به طور منظم رویدادهایی را با حضور چهرههای اپوزیسیون مورد حمایت ایالات متحده مانند ماریا کورینا ماچادو ونزوئلایی و فلیکس مارادیاگا و خوان سباستین چامورو نیکاراگوئهای برگزار میکند.
این گروهها در مجموع، بر فضای اطلاعاتی ایالات متحده تسلط دارند و امواج اصلی رسانهها را با شکایات درباره دولتهای «اقتدارگرا» با گرایشهای سوسیالیستی و خواستار برکناری آنها، اشباع میکنند. در صورتی که به ندرت یکی از مقامات اندیشکدههای بزرگ برای اظهار نظر در دسترس نباشد، تعدادی از سازمانهای کوچکتر آماده پر کردن این خلاء هستند.
تقاضای پایدار برای محرومیت
یکی از پرصداترین اندیشکدههای مستقر در واشنگتن در امور آمریکای لاتین، «گفتگوی بینآمریکایی» («رهبری برای قاره آمریکا») است که در کنار CSIS فعالیت میکند و همچنین به شدت توسط پیمانکاران تسلیحاتی و دولت ایالات متحده تأمین مالی میشود. اخیراً، همانطور که وبسایت The Grayzone گزارش داد، برگ از CSIS با مانوئل اوروزکو از دیالوگ – که به طور غیررسمی ریاست بخش آمریکای مرکزی و کارائیب مؤسسه خدمات خارجی دولت ایالات متحده را بر عهده دارد – همکاری کرد تا تلاش کند دسترسی نیکاراگوئه به یکی از تنها منابع باقیمانده وامهای توسعهای خود را قطع کند.
در این امر، دو اندیشکده دیگر به دیالوگ کمک کردند. یکی از آنها «پروژه گزارشگری جرایم سازمانیافته و فساد» (OCCRP) است که خود را «یکی از بزرگترین سازمانهای روزنامهنگاری تحقیقی در جهان» معرفی میکند و نیمی از بودجه خود را از دولت ایالات متحده دریافت میکند. OCCRP با سازمان مشابه تأمین مالی شده «شفافیت بینالملل» همکاری میکند تا با افشای اطلاعات منفی درباره دولتهای خارجی هدفگذاری شده توسط واشنگتن، در عملیات تغییر رژیم مشارکت کند.
گروه دیگری که به شدت در صنعت تحریمها دخیل است، «مرکز توسعه جهانی» است که نام آن با توجه به اینکه بستری را برای کسانی فراهم میکند که ترویجکننده اجبار اقتصادی مرگبار هستند، ممکن است طعنهآمیز به نظر برسد. بودجه سالانه ۲۵ میلیون دلاری آن عمدتاً از منابعی مانند بنیاد بیل گیتس رئسس سابق مایکروسافت و همچنین چندین دولت اروپایی تأمین میشود. یکی از مدیران آن، دنی بهار، اخیراً خواستار تشدید تحریمها علیه دولت ونزوئلا برای از بین بردن «بهبودهای موقت اقتصادی» که این کشور در حال حاضر از آن برخوردار است، شد.
با این حال، همه سازمانهای مشکوکی که به نام هژمونی به دنبال فقیر کردن مردم آمریکای لاتین هستند، در ایالات متحده مستقر نیستند. مؤسسه «چتم هاوس» بریتانیا، که برای بودجه سالانه ۲۰ میلیون پوندی خود به شدت به دولتهای بریتانیا و ایالات متحده و همچنین تولیدکنندگان اسلحه متکی است، نیز خواستار «بازگرداندن دموکراسی» در ونزوئلا است و اغلب به مخالفان دولتهای کاراکاس و ماناگوآ تریبون میدهد. اگرچه این مؤسسه نسبت به اثربخشی تحریمها علیه ونزوئلا تردید دارد، اما با این وجود در ژانویه ۲۰۲۵ به این نتیجه رسید که «بازگرداندن تحریمهای نفت و گاز» تا زمانی که این ممنوعیتها بخشی از «یک سیاست چندملیتی هماهنگ و گسترده دیپلماتیک با اهداف مشخص» باشند، «منطقی» خواهد بود. معدود انتقاداتی که از تحریمهای ایالات متحده علیه کوبا داشته، عمدتاً بر عدم موفقیت آن در تغییر رژیم متمرکز بوده است.
تنها یک اندیشکده قدیمی مستقر در واشنگتن، مؤسسه بروکینگز، حاضر شده است دیدگاهی کمی تردیدآمیزتر نسبت به تحریمها را مطرح کند. یک مقاله منتشر شده در سال ۲۰۱۸ توسط یک اقتصاددان ونزوئلایی در بروکینگز به صراحت توصیه کرد که تحریمها علیه ونزوئلا «باید دقیق باشند تا از آسیب رسیدن به ونزوئلاییهای بیگناه جلوگیری شود.» سال قبل از آن، بروکینگز استدلال کرد که تحریمهای ترامپ علیه کوبا بعید است که «تأثیر قابل توجهی در کوتاه مدت بر اقتصاد کوبا بگذارد… [یا] نفوذ نیروهای مسلح را کاهش دهد»، اما «تأثیر منفی نامتناسبی بر بخش خصوصی نوظهور کوبا و اشتغال غیرنظامی در صنایع مرتبط خواهد داشت – بدون اشاره به محدود کردن حق سفر آمریکاییها.» با این حال، به طور کلی، بروکینگز عمدتاً از اجماع فراآتلانتیکی پیروی میکند که خواستار سرنگونی کشورهایی است که جان بولتون، مشاور امنیت ملی سابق ترامپ، زمانی آنها را «سه گانه شرارت» نامید.
لابیگران با نامی دیگر
اندیشکدهها در فضایی ممتاز فعالیت میکنند و از ارتباط خود با دنیای آکادمیک اعتبار کسب میکنند در حالی که اطمینان حاصل میکنند که سیاستگذاریهای آنها به شدت با نیازهای امپراتوری همسو است. تنها در ایالات متحده بیش از ۲۲۰۰ سازمان از این دست وجود دارد که حدود ۴۰۰ مورد از آنها در امور خارجی تخصص دارند. در سالهای اخیر، آنها فراگیر شدهاند، به طوری که یک سوم شهود کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان از اندیشکدهها میآیند – که ۸۰ درصد آنها توسط آنچه Responsible Statecraft «پول سیاه» پیمانکاران دفاعی مینامد، پرداخت میشوند.
این تفکر گروهی این سازمانها در مورد تحریمها – به ویژه تحریمهای هدف قرار داده شده علیه ونزوئلا – دروغی بر «استقلال»ی است که همه آنها ادعا میکنند. گلن دیزن، دانشمند علوم سیاسی، کتاب اخیر خود با عنوان «باند اندیشکدهها» را با اشاره به اینکه «وظیفه این مؤسسات تولید رضایت برای اهداف کارفرمایانشان است» آغاز میکند. او میگوید که این «نخبگان سیاستگذار… به جای انجام بحثهای واقعی، تعصبات خود را تأیید میکنند.» پس از اتمام کارشان، آنها «به رستورانهای گرانقیمت میروند و به یکدیگر تبریک میگویند.»
در یک مقاله غیرمعمولاً خودانتقادی با عنوان «چرا همه از اندیشکدهها متنفرند»، متیو روژانسکی از مرکز ویلسون و جرمی شاپیرو از شورای روابط خارجی اروپا توضیح میدهند که این سازمانها به لابیگرانی با نامی دیگر تبدیل شدهاند که اهداکنندگان آنها صرفاً از آنها «تیراندازان کهنهکاری» را میخواهند که «گلولههای سیاسی» آنها را شلیک کنند. در سال ۲۰۰۶، روزنامهنگار توماس فرانک مشاهده کرد که اندیشکدهها «به یک شبهآکادمی قدرتمند با بودجههای هفت رقمی و صفوفی از ‹همکاران ارشد› و ‹روسای برجسته› تبدیل شدهاند.»
این مدل کسب و کار تنها یکی از جنبههای این «باند» است. همانطور که دیزن اشاره میکند و مرکز ایوان دوکه در کلمبیا ثابت میکند، اندیشکدهها درِب گردانی را فراهم میکنند که در آن سیاستمداران از کار برکنار شده یا شکست خورده و مشاورانشان میتوانند به نفوذ در سیاستهای عمومی ادامه دهند – در حالی که حقوق چرب و چیلی نیز دریافت میکنند.
