تصویر: کارکنان هلال احمر فلسطین در حالی که اجساد همکارانشان که توسط نیروهای اسرائیلی کشته شده‌اند به بیمارستان ناصر در خان‌یونس منتقل می‌شود، سوگواری می‌کنند، ۳۰ مارس ۲۰۲۵ (عکس از عبدالله اف.اس. العطار/آنادولو).



کاویتها چکورو
منتشرشده شده در اینجا

ترجمه مجله جنوب جهانی

در ۳۰ مارس، اجساد بیش از ده امدادگر فلسطینی در یک گور دسته‌جمعی در شهر رفح در جنوب یافت شد. در جنگی که پیش از این به عنوان یکی از مرگبارترین حملات تاریخ علیه روزنامه‌نگاران و امدادگران توصیف شده است، این کشتار موجی از شوک را در سراسر غزه برانگیخت. گروه‌های امداد اجساد ۱۳ امدادگر فلسطینی – هشت نفر از هلال احمر و پنج نفر از دفاع مدنی فلسطین، که مسئول حفاظت و کمک به غیرنظامیان هستند – و همچنین یک کارمند سازمان ملل را کشف کردند. سه روز پیش از آن، جسد یک کارمند دفاع مدنی کشف شده بود و به این ترتیب، تعداد کل امدادگران و کارکنان کمک‌رسانی کشته شده به ۱۵ نفر رسید. یکی از امدادگران هلال احمر، اسعد النصاصره، همچنان مفقود است.
در بحبوحه آنچه سازمان ملل آن را «سیاستی هماهنگ برای نابودی نظام بهداشتی غزه» توصیف کرده است، صلیب سرخ و هلال احمر اعلام کردند که این مرگبارترین حمله به کارکنان آنها در هر نقطه از جهان از سال ۲۰۱۷ تاکنون بوده است. دفاع مدنی غزه نیز به همین ترتیب، آن را «یکی از شنیع‌ترین کشتارهایی» خواند که شاهد آن بوده‌اند.
منظر عابد، تنها امدادگر شناخته شده‌ای که جان سالم به در برده است، در مصاحبه‌ای با دراپ سایت نیوز گفت: «مستقیم و عامدانه به ما شلیک کردند.» او شرح داد که آمبولانس آنها به وضوح به عنوان یک وسیله نقلیه پزشکی علامت‌گذاری شده بود و برای نشان دادن بیشتر، چراغ‌های آن روشن بود. «خودرو به وضوح با عبارت «جمعیت هلال احمر فلسطین ۱۰۱» علامت‌گذاری شده بود. شماره خودرو مشخص بود و لباس خدمه نیز همینطور، پس چرا مستقیماً به ما شلیک کردند؟ این سوالی است که وجود دارد.»
در یک ویدئوی ضبط شده در ۳۰ مارس توسط دفتر هماهنگی امور بشردوستانه سازمان ملل متحد (OCHA)، دیده می‌شود که چگونه اجساد از خاک بیرون آورده شده و در کیسه‌های سفید جسد قرار داده می‌شوند. جاناتان ویتال، یکی از مقامات OCHA، از محل می‌گوید: «تک تک آنها مورد اصابت قرار گرفتند، آنها کشته شدند. اجساد آنها جمع‌آوری و در این گور دسته‌جمعی دفن شد.» او افزود که این گور با چراغ اضطراری یک آمبولانس علامت‌گذاری شده بود.
این امدادگران چند روز پس از آن کشته شدند که اسرائیل در ۱۸ مارس آتش‌بس در غزه را با حملات بی‌امان و وحشیانه هوایی و زمینی شکست و از آن زمان تاکنون بیش از ۱۲۰۰ فلسطینی را کشته است. حمله اسرائیل به رفح در ۲۳ مارس یک روز به ویژه پر هرج و مرج و خونین برای غیرنظامیان بود.

شهادت شاهدان عینی

عابد گفت که در ساعات اولیه صبح روز کشتار، او و دو تن از همکارانش، مصطفی خفاجه و عزالدین شعت، به خانه‌ای در غرب رفح که بمباران شده بود، اعزام شدند. عابد توضیح داد: «ما با خودروی خود حرکت کردیم و مستقیماً به محل بمباران رفتیم. خودروی ما کاملاً قابل تشخیص بود: چراغ آژیر کار می‌کرد، چراغ‌های بیرونی و داخلی روشن بودند.»
او گفت که در قسمت عقب آمبولانس نشسته بود در حالی که خفاجه و شعت در قسمت جلو بودند، که ناگهان هدف آتش مستقیم شدید نیروهای اسرائیلی قرار گرفتند. عابد خود را به کف ون انداخت. او گفت: «هیچ صدایی و هیچ کلمه‌ای از همکارانم نشنیدم. تنها چیزی که شنیدم آخرین نفس آنها قبل از مرگ بود.»
او به یاد می‌آورد: «ناگهان، صدای افرادی را شنیدم که اطرافم به زبان عبری صحبت می‌کردند. سپس، در را باز کردند و نیروهای ویژه وارد شدند. من آنها را از روی لباس‌هایشان شناختم. آنها مرا کشان کشان از خودرو بیرون آوردند و به زمین شنی نزدیک بردند. آنها مرا شکنجه کردند و کتک زدند.» او گفت که پس از آن، نتوانست زیاد ببیند زیرا آنها مدام صورتش را در شن فرو می‌کردند و سپس او را به مکان دیگری نه چندان دور بردند. به گفته او، نیروهای اسرائیلی او را در یک خندق انداختند و بارها با تفنگ‌هایشان او را زدند.
پس از قطع ارتباط با آنها، هلال احمر سه تیم آمبولانس دیگر را برای کمک به همکارانشان اعزام کرد، اما اندکی پس از ساعت ۷:۳۰ صبح اعلام کردند که با تیم‌های دیگر نیز ارتباطشان قطع شده است. یک تیم از دفاع مدنی غزه نیز برای کمک به دیگر امدادگران تلاش کرده بود تا به محل برسد، اما آنها نیز اندکی بعد ارتباطشان با آنها قطع شد.
عابد که هنوز در همان نزدیکی بود، گفت که در آن زمان خودروهای دفاع مدنی به محل رسیدند. «خودروهای دفاع مدنی نزدیک می‌شدند، بنابراین او [سرباز] مستقیماً به آنها شلیک کرد. پس از آن، او مرا به مکان دیگری منتقل کرد، پشت یک دیوار قرار داد و من پلاک‌های قرمز را دیدم… من نمی‌توانستم صحنه را ببینم، اما صدای شلیک گلوله شنیدم.»
او گفت که ساعت‌ها با دیگر غیرنظامیان بازداشت شده بود. صبح روز بعد، دوشنبه، او توانست مکانی را که او و همکارانش برای اولین بار به آنجا رفته بودند، ببیند. «تانک‌ها، کوادکوپترها، پهپادها و خودروها شروع به رسیدن کردند. آنها تمام منطقه را محاصره کردند و یک گودال بزرگ حفر کردند. آنها تمام خودروها، خودروهای هلال احمر و دفاع مدنی را له و دفن کردند. همه چیز را دفن کردند و روی آن شن ریختند.»
تصاویر ماهواره‌ای ۲۳ مارس منتشر شده توسط الجزیره خودروهای سفید اورژانس را نشان می‌دهد که حدود ساعت ۱۱ صبح در کنار جاده‌ای در غرب رفح جمع شده‌اند و چندین تانک اسرائیلی در اطراف آنها دیده می‌شود. تصاویر ماهواره‌ای ۲۵ مارس از همان مکان، زمین را نشان می‌دهد که با رد لاستیک‌های تیره پوشیده شده و خودروها نسبت به قبل کمتر قابل مشاهده هستند. در تصاویر روز سه‌شنبه، یک خاکریز یا مانع شنی اکنون در جاده قرار دارد و دسترسی به محل را مسدود می‌کند.
عابد گفت که پس از ساعت‌ها بازداشت و بدرفتاری، سرانجام پس از آنکه سربازان به او گفتند هویت او را با شین بت، سازمان امنیت داخلی اسرائیل، بررسی کرده‌اند، آزاد شد. او گفت که با توجه به دستور تخلیه رفح، پابرهنه تا خان‌یونس پیاده رفت.
«پس از شکنجه و کتک خوردن، میل شدیدی به ترک این مکان داشتم.» او تنها بازمانده شناخته شده این کشتار است.

افزایش آوارگی

در ۲۳ مارس، هلال احمر بارها از ارتش اسرائیل درخواست کرد تا به تیم‌های امداد اجازه دهد به کمک همکاران مجروح خود بشتابند، اما درخواست‌های آنها رد شد. این آغاز تأخیری تقریباً یک هفته‌ای بود تا اینکه ارتش اسرائیل سرانجام اجازه دسترسی به محل را صادر کرد.
در روزهای بین ۱۸ مارس، زمانی که ارتش اسرائیل بمباران زمین سوخته و حمله زمینی خود را از سر گرفت، و ۲۳ مارس، بیش از ۱۴۰ هزار فلسطینی به اجبار آواره شدند. اما وضعیت برای ساکنان غرب رفح در آن یکشنبه وخیم‌تر شد و ده‌ها هزار نفر در پی تشدید حملات اسرائیل و دستورات گیج‌کننده جابجایی ارتش اسرائیل مجبور به فرار شدند.
عکس‌ها و ویدئوهای روزنامه‌نگارانی که آن روز در رفح حضور داشتند، صحنه‌های بسیار آشنایی از فلسطینیانی را ثبت کردند که پیاده با وسایلی که می‌توانستند روی دوش و در گاری حمل کنند، در حال فرار بودند. بسیاری توصیف کردند که چگونه نیروهای اسرائیلی به غیرنظامیان در حال فرار شلیک می‌کردند. مصطفی جبر، روزنامه‌نگاری که آن روز در منطقه تل السلطان در غرب رفح حضور داشت، به دراپ سایت گفت: «این عین جهنم بود. جزئیات آن مانند وحشت‌های روز قیامت است. تیراندازی. مجروحان. همه در حال فرار، پیر و جوان، کودکان. سالمندان عقب ماندند زیرا نمی‌توانستند راه بروند و مردم می‌دویدند. بمباران توپخانه در سمت چپ و راست ما بود.»
منظر عابد در حالی که بازداشت شده بود، شاهد تیر خوردن کودکان بود: «در میان کودکان و زنان، مادری با پسر کوچکش بود، یک شهید، که به سینه‌اش شلیک شده بود. دیگری با دختر کوچکش بود، او نیز به سینه‌اش شلیک شده بود.»
بسیاری از ساکنان رفح حتی از دستورات تخلیه روز یکشنبه خبر نداشتند. علاء حسن، ۲۳ ساله، به دراپ سایت گفت که در حال تمام کردن کارش بود که او و همکارانش متوجه شدند ساختمانشان توسط نیروهای اسرائیلی محاصره شده است. «ما با یک کمربند آتش در مقابل خود و چندین گلوله توپ، و همچنین موشک‌های هواپیماهای جنگی و شلیک‌های کوادکوپتر غافلگیر شدیم.» او گفت که وقتی یکی از همکارانش به در رسید، نیروهای زمینی به او شلیک کردند. «ما او را بیرون کشیدیم، بلافاصله شروع به مداوا کردیم و برای بند آوردن خونریزی کمک‌های اولیه را انجام دادیم.»
در ویدئویی که حسن با دراپ سایت به اشتراک گذاشت، همکارش، محمد، دیده می‌شود که توسط همکار دیگری زیر بغلش گرفته شده. خون روی زمین بود و صدای تیراندازی و هواپیما از بیرون شنیده می‌شد. به گفته حسن، تلاش برای دریافت کمک پزشکی در آن زمان به دلیل حمله به امدادگران غیرممکن بود. «در آن لحظه، برای درخواست کمک با هلال احمر تماس گرفتم. ما شگفت‌زده شدیم که به ما اطلاع دادند آمبولانس‌ها نزدیک مقر هستند و نیروهای اشغالگر آنها را محاصره کرده‌اند.» او گفت که در نهایت آنها توانستند فرار کنند و به خانواده‌هایشان بپیوندند و محمد را نیز برای درمان به خان‌یونس ببرند. «ما بدون هیچ چیز رفتیم و تمام دارایی‌هایمان را جا گذاشتیم.»
در روزهای بعد، نیروهای اسرائیلی بارها به غیرنظامیان حمله کردند. سلما خدومی، روزنامه‌نگاری که چهارشنبه ۲۶ مارس در غرب رفح حضور داشت، به دراپ سایت گفت که در آن روز تانک‌های اسرائیلی به چادرهای آوارگان شلیک کردند. تیم سازمان ملل که بخشی از ماموریت‌های نجات تیم‌های اورژانس بود، نیز شاهد شلیک به غیرنظامیان در همان روز در حالی که در غرب رفح تلاش می‌کردند فرار کنند، بود. در ویدئویی که از داخل کاروان سازمان ملل ضبط شده است، جسد یک زن مجروح در مقابل خودروی سازمان ملل دیده می‌شود، در حالی که یک مقام از طریق رادیو می‌پرسد آیا می‌توان این غیرنظامی را پیدا کرد. قبل از اینکه مقامات سازمان ملل در خودرو بتوانند پاسخ دهند، تصاویر نشان می‌دهد که دو غیرنظامی به جسد نزدیک می‌شوند و سپس می‌دوند و به زمین می‌افتند. یک نفر در خودرو تکرار می‌کند: «افراد دیگری که به آنها شلیک شده است.»
پنجشنبه ۲۷ مارس، تیم‌های OCHA، هلال احمر و دفاع مدنی توانستند برای مدت کوتاهی به محل برسند و جسد افسر دفاع مدنی، انور العطار، را پیدا کردند که مأموریت نجات آنها را رهبری کرده بود. به گفته دفاع مدنی، جسد او تکه‌تکه شده بود. محمود بصل، سخنگوی دفاع مدنی، روز بعد در ویدئویی که در اینترنت منتشر شد، گفت: «ما خودروهای خود، وسایل نقلیه خود و خودروهای هلال احمر را در منطقه مقر پیدا کردیم. آنها به طرز وحشیانه‌ای بمباران و به آنها شلیک کردند، که تأیید می‌کند اتفاق بدی برای تیم‌های ما رخ داده است.» تیم‌ها مجبور شدند قبل از اینکه بتوانند به جستجو ادامه دهند، منطقه را ترک کنند.
سرانجام، روز یکشنبه، یک هفته پس از حمله، تیم‌ها توانستند دوباره به محل برسند و اجساد دیگر امدادگران را پیدا کنند، به جز جسد پزشک هلال احمر که همچنان مفقود است، اسعد النصاصره. روز دوشنبه، پس از اینکه عابد گفت خودروهای اورژانس را له شده و دفن شده دیده است، گفت که همچنین شاهد بازداشت اسعد بوده است.
عابد گفت: «آخرین باری که اسعد را دیدم، در همان گودالی بود که ما در آن بودیم. سربازان ما را احاطه کرده بودند. او را بسته بودند، چشمانش بسته بود و تمام لباس‌هایش به جز زیرشلواری‌اش را درآورده بودند. آن آخرین باری بود که او را دیدم. نمی‌دانم بعداً چه اتفاقی برایش افتاد.»
ویدئوی تیم OCHA خودروهای اورژانس را نشان می‌دهد که کاملاً له شده‌اند و تیم‌ها در حال بیرون کشیدن اجساد از گودال هستند. بصل در بیانیه‌ای گفت که این گودال دو تا سه متر عمق داشت و همه امدادگران اعدام شده بودند. به گفته بصل، «لباس‌های قسمت بالایی بدن یکی از آنها را درآورده بودند و سر دیگری را بریده بودند. حداقل ۲۰ گلوله به کسی شلیک شده بود که کمترین جراحت را داشت.» یک متخصص پزشکی قانونی که پنج جسد را معاینه کرد، به گاردین گفت: «در تمام موارد، گلوله‌های متعددی شلیک شده بود، به جز یک مورد که به دلیل اینکه بدن توسط حیواناتی مانند سگ‌ها تکه‌تکه شده بود و تقریباً به یک اسکلت ساده تبدیل شده بود، قابل تعیین نبود.»


بی‌عملی و بی تفاوتی بین‌المللی

روز پنجشنبه، یک سخنگوی ارتش اسرائیل اعلام کرد که تحقیقاتی درباره این حمله آغاز خواهد شد. این پس از اظهارات قبلی ارتش بود که ادعا کرده بود «نیروهای دفاعی اسرائیل به طور تصادفی به آمبولانس حمله نکرده‌اند» و خودروهایی «به طور مشکوک» و بدون چراغ‌های اضطراری در ۲۳ مارس به سمت نیروهای زمینی پیشروی کرده‌اند. ارتش اسرائیل همچنین اعلام کرد که اعضای حماس، از جمله محمد امین ابراهیم شوباکی، را کشته است، اما جسد او در میان اجساد کشف شده در محل نبود.
ارتش اسرائیل بلافاصله به سوالات ارسالی دراپ سایت نیوز درباره این حمله پاسخ نداد.
ارتش اسرائیل در طول جنگ بارها به کارکنان پزشکی، بیمارستان‌ها و امدادگران حمله کرده است و بدون ارائه شواهد تایید شده ادعا کرده است که حماس از تاسیسات پزشکی کار می‌کند یا در آنها فعالیت دارد یا بخشی از کاروان‌ها است. در همان روز حمله به امدادگران در رفح، ارتش اسرائیل بیمارستان ناصر در خان‌یونس را بمباران کرد و یک پسر ۱۶ ساله و اسماعیل برهوم، عضو دفتر سیاسی حماس که تحت درمان پزشکی بود، را کشت.
فرانچسکا آلبانیزه، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور سرزمین‌های اشغالی، به دراپ سایت گفت: «حضور فعالیت نظامی در تاسیسات بهداشتی، در صورت تأیید، ممکن است منجر به از دست دادن وضعیت حفاظتی خود تاسیسات شود، اما نه کارکنان پزشکی و نه بیماران. در ۱۸ ماه گذشته، اسرائیل شواهد معتبری از فعالیت نظامی یا حضور قابل توجه مبارزان در بیمارستان‌هایی که هدف قرار داده و اغلب تخریب کرده است، ارائه نکرده است. نتیجه آن مرگ بیش از ۱۰۰۰ کارمند بهداشتی بوده است، در حالی که تعداد قابل توجه دیگری بازداشت و اغلب شکنجه شده‌اند، گاهی تا حد مرگ.»
هماهنگی قبلی بین کاروان‌های پزشکی و کمک‌رسانی و ارتش اسرائیل نیز امنیت را تضمین نکرده است. در ۲۹ ژانویه ۲۰۲۴، نیروهای اسرائیلی دو امدادگر هلال احمر را که در حال رفتن برای نجات هند رجب، کودک پنج ساله، در شهر غزه بودند، مورد حمله قرار داده و کشتند. به گفته هلال احمر و کوگات، مسیر آمبولانس توسط کوگات هماهنگ و تایید شده بود. دیده‌بان حقوق بشر در گزارشی در ماه مه ۲۰۲۴، هشت حمله به کاروان‌های کمک‌رسانی که قبلاً هماهنگ شده بودند و در آنها حداقل ۳۱ کارمند بشردوستانه و غیرنظامی همراه آنها کشته شدند، از جمله حمله آوریل ۲۰۲۴ که در آن هفت کارمند بشردوستانه آشپزخانه مرکزی جهانی کشته شدند، را مستند کرده است.
اما حتی پس از بیش از یک سال جنگ، حمله به کارکنان پزشکی در ۲۳ مارس به ویژه تکان‌دهنده بود. ویتال روز چهارشنبه در یک کنفرانس مطبوعاتی از غزه گفت که این حمله «بسیار نمادین از نقطه‌ای است که ما در غزه به آن رسیده‌ایم. آنچه در اینجا اتفاق می‌افتد، شرافت، انسانیت و قانون را به چالش می‌کشد. این یک جنگ بی‌حد و مرز است.»
برای منظر عابد، آنچه آن روز تجربه کرد، همچنان او را آزار می‌دهد.
عابد با اشاره به همکاران کشته شده‌اش گفت: «من عاشق کار به عنوان امدادگر و کمک به مردم هستم. همکارانم مانند برادرانم، خانواده دوم من هستند. این اولین تخلف نیست، پیش از این نیز موارد زیادی رخ داده است. طبق قوانین بین‌المللی بشردوستانه، حفاظت ما کجاست؟»
«وقتی می‌خوابم، همیشه کابوس‌هایی از آنچه شاهد بودم به سراغم می‌آید.»
کویتا چکرو روزنامه‌نگار و فیلمساز مستقل است.
(شریف عبد القدوس، زکی عوض الله و جوا المزیل در تهیه این مقاله مشارکت داشتند.)
متن اصلی: دراپ سایت نیوز، ترجمه از انگلیسی توسط سینفو فرناندز.