تقابل در عرصه جهانی: تحلیل چالش‌های روابط آمریکا و چین در سایه سیاست‌های یکجانبه‌گرایانه

در


تقابل در عرصه جهانی: تحلیل چالش‌های روابط آمریکا و چین در سایه سیاست‌های یکجانبه‌گرایانه

از منظر رسانه های چینی
ترجمه مجله جنوب جهانی

نمودار واردات و صادرات بین آمریکا و جمهوری خلق چین در ۱۰ سال گذشته



روابط میان ایالات متحده آمریکا و جمهوری خلق چین، به عنوان دو قدرت بزرگ اقتصادی و سیاسی جهان، همواره از پیچیدگی و حساسیت بالایی برخوردار بوده است. در سال‌های اخیر، این روابط تحت تأثیر عوامل متعددی از جمله مسائل تجاری، رقابت‌های ژئوپلیتیکی و دیدگاه‌های متفاوت نسبت به نظم بین‌المللی، دستخوش تنش‌های فزاینده‌ای شده است. بررسی دقیق تحولات این رابطه و تحلیل رویکردهای اتخاذ شده توسط هر یک از طرفین، برای درک بهتر پویایی‌های حاکم بر عرصه جهانی و پیش‌بینی مسیر آتی آن ضروری به نظر می‌رسد.
یکی از مهم‌ترین نقاط اصطکاک میان دو کشور، منازعات تجاری و تعرفه‌های متقابل بوده است. دولت دونالد ترامپ، رئیس جمهور سابق آمریکا، با اتخاذ سیاست‌های حمایتی و یکجانبه‌گرایانه، اقدام به وضع تعرفه‌های سنگین بر کالاهای چینی نمود. این اقدام که با هدف کاهش کسری تجاری آمریکا و حمایت از صنایع داخلی صورت گرفت، با واکنش متقابل چین مواجه شد و به یک جنگ تجاری تمام‌عیار انجامید. در مقابل، چین با تأکید بر رویکردی آرام، سنجیده و منطبق با قوانین سازمان تجارت جهانی (WTO)، ضمن دفاع از حقوق و منافع مشروع خود، بر اهمیت گفت‌وگو و مشورت برای حل اختلافات تأکید کرده است. انتشار سند سفید «موضع چین در مورد برخی مسائل مربوط به روابط اقتصادی و تجاری چین و ایالات متحده» نیز گواهی بر تلاش پکن برای تبیین ماهیت برد-برد روابط اقتصادی دو کشور و دعوت به یافتن راهکارهای مناسب از طریق تعامل سازنده است.
در حالی که دولت ترامپ با اعمال فشار حداکثری و رفتارهای غیرقابل پیش‌بینی، به دنبال تغییر توازن قدرت به نفع آمریکا بود، چین با تکیه بر توانمندی‌های داخلی، توسعه باکیفیت، نوآوری‌های فناورانه و رویکرد مسئله‌محور در اصلاحات، سعی در تقویت بنیان‌های اقتصادی خود داشته است. علاوه بر این، پکن با پایبندی به چندجانبه‌گرایی واقعی، اشتراک فرصت‌های توسعه با جهان از طریق گشایش درهای خود و تلاش برای ساخت جامعه‌ای با سرنوشت مشترک برای بشریت، تصویری از یک قدرت مسئولیت‌پذیر و قابل اعتماد را به نمایش گذاشته است. این رویکرد نه تنها موجب افزایش اعتماد بین‌المللی به چین شده، بلکه در مواردی، شرکت‌های بین‌المللی را که از بی‌ثباتی ناشی از سیاست‌های آمریکا نگران بودند، به ماندن و سرمایه‌گذاری بیشتر در چین ترغیب کرده است.
علاوه بر مسائل اقتصادی، رقابت‌های ژئوپلیتیکی نیز به عاملی تشدیدکننده در روابط آمریکا و چین تبدیل شده است. تلاش آمریکا برای حفظ هژمونی خود در مناطق مختلف جهان، از جمله آمریکای لاتین، با منافع و نفوذ رو به رشد چین در این مناطق در تضاد قرار گرفته است. طرح ادعاهای بی‌اساس در مورد «حضور نظامی بیش از حد» چین و ارتباط دادن آن به مسائل حساسی مانند کانال پاناما، نمونه‌هایی از تلاش‌های واشنگتن برای بدنام کردن همکاری‌های مشروع چین با کشورهای آمریکای لاتین و وادار کردن این کشورها به جانبداری از آمریکا است. این اقدامات که یادآور دکترین مونروئه و تلاش برای تبدیل کشورهای همسایه به «ایالت‌های دست‌نشانده» است، با نارضایتی فزاینده کشورهای آمریکای لاتین از یکجانبه‌گرایی و سلطه‌طلبی آمریکا مواجه شده است.
در مقابل، چین با تأکید بر همکاری برد-برد، روابط خود با کشورهای آمریکای لاتین را بر پایه احترام متقابل و منافع مشترک بنا نهاده است. پروژه‌های مشترک در زمینه‌های مختلف اقتصادی و تجاری، از زیرساخت‌ها گرفته تا کشاورزی و صنعت، به عنوان «نردبانی برای توسعه» مورد استقبال جوامع محلی قرار گرفته و نمونه‌ای موفق از همکاری جنوب-جنوب را به نمایش گذاشته است. پیام تبریک رئیس جمهور شی جین پینگ به نهمین اجلاس سران جامعه کشورهای آمریکای لاتین و کارائیب نیز بر تعمیق اعتماد سیاسی، گسترش همکاری‌های عملی و تقویت تبادلات مردمی میان چین و این منطقه تأکید دارد.


در این میان، سازمان تجارت جهانی (WTO) به عنوان نهادی چندجانبه، نقشی حیاتی در حفظ ثبات تجارت جهانی و جلوگیری از لغزش به سوی تقابل‌های تجاری با حاصل جمع صفر ایفا می‌کند. در حالی که سیاست‌های تعرفه‌ای آمریکا نظم تجارت جهانی را مختل کرده است، چین با ابراز نگرانی‌های جدی در مورد «تعرفه‌های متقابل» و تأکید بر لزوم پایبندی آمریکا به قوانین WTO، از این سازمان و اصول چندجانبه‌گرایی حمایت کرده است. حمایت گسترده 46 عضو WTO از موضع چین در این زمینه، نشان‌دهنده اجماع جهانی رو به رشدی علیه اقدامات قهری یکجانبه در عرصه تجارت است.
با وجود چالش‌های موجود و فشارهای ناشی از سیاست‌های حمایتی آمریکا، اعتقاد بر این است که چندجانبه‌گرایی همچنان مسیری اجتناب‌ناپذیر برای حل مشکلات جهانی است. حفظ چارچوب چندجانبه WTO، با اصول بنیادینی همچون رفتار دولت کامله الوداد، تعهدات تجاری الزام‌آور و توافقات مذاکره‌شده، برای تضمین تجارت جهانی عادلانه و پایدار ضروری است. علاوه بر این، معماری تجارت جهانی کارآمد باید منافع کشورهای توسعه‌یافته را با نیازهای رشد کشورهای در حال توسعه متعادل سازد و از این طریق به ایجاد پیشرفت عادلانه و ثبات بلندمدت در اقتصاد جهانی کمک کند.
در نهایت، می‌توان گفت که روابط آمریکا و چین در یک دوره پرتنش و تعیین‌کننده قرار دارد. سیاست‌های تندروانه و یکجانبه‌گرایانه دولت پیشین آمریکا، نه تنها به منافع اقتصادی این کشور آسیب رسانده، بلکه موجب بی‌ثباتی در نظام تجارت جهانی و افزایش بدبینی بین‌المللی نسبت به رویکرد واشنگتن شده است. در مقابل، چین با اتخاذ رویکردی منطقی، مسئولانه و مبتنی بر چندجانبه‌گرایی، ضمن دفاع از منافع خود، سعی در حفظ ثبات و پیش‌بینی‌پذیری در عرصه جهانی داشته است. به نظر می‌رسد که در بلندمدت، پایبندی به اصول چندجانبه‌گرایی، همکاری برد-برد و احترام متقابل، تنها راه عبور از چالش‌های کنونی و ساختن آینده‌ای مشترک و صلح‌آمیز برای همه ملت‌ها خواهد بود.