اسمعیل فه‌ره‌رآ
ترجمه مجله جنوب جهانی

مطالب منتشر شده در رسانه‌های داخلی ایران، به‌ویژه آن‌هایی که به سپاه پاسداران نزدیک هستند، حاوی اشارات قابل توجهی به تغییر احتمالی در رویکرد سیاست خارجی جمهوری اسلامی است. استفاده از عباراتی نظیر «تقویت امنیت منطقه از مسیر دیپلماسی» و «بازتاب مثبت مذاکرات ایران و آمریکا در میان کشورهای منطقه به خاطر عقلانی و ثبات ساز ایران» نشان می‌دهد که تهران پس از تحمل ضربات سنگین از جانب اسرائیل و آمریکا که به تضعیف محور مقاومت و متحدان کلیدی آن منجر شده، در حال بازنگری در استراتژی منطقه‌ای خود است. به نظر می‌رسد که جمهوری اسلامی به این ارزیابی رسیده است که اتکا صرف به نیروهای نیابتی در منطقه، آن‌گونه که پیش‌تر تصور می‌شد، نتایج مطلوب را به همراه نداشته و اکنون نیازمند رویکردی متفاوت است.
چرایی تغییر رویکرد: پیامدهای شکست محور مقاومت و از دست دادن متحدان
واقعیت‌های میدانی منطقه در سال‌های اخیر، چالش‌های جدی برای سیاست‌های منطقه‌ای ایران ایجاد کرده است. ضربات مستقیم اسرائیل و آمریکا به مواضع محور مقاومت، به ویژه آسیب دیدگی نظامی و سیاسی حزب الله لبنان، متحد استراتژیک ایران، و همچنین از دست دادن سوریه به عنوان پل ارتباطی حیاتی، چشم انداز ادامه درگیری‌ها در خاورمیانه را برای ایران و متحدانش تیره و تار کرده است. تضعیف حماس و دیگر گروه‌های فلسطینی نیز از دیگر پیامدهای این تحولات بوده است.
در چنین شرایطی، این تحلیل در ایران قوت گرفته است که محور مقاومت به عنوان نیروی نیابتی، دیگر کارایی لازم را ندارد و هزینه‌های آن برای جمهوری اسلامی به مراتب بیشتر از منافع آن است. بر همین اساس، گام‌های اخیر ایران برای مذاکره با آمریکا را می‌توان تلاشی برای خروج از این وضعیت و یافتن راهی جدید برای حفظ منافع و نفوذ منطقه‌ای تلقی کرد.
تلاش برای تغییر چهره: از کنشگر منطقه‌ای به صلح‌طلب دیپلمات
ایران به نظر می‌رسد در تلاش است تا با حفظ وضعیت موجود، تصویری جدید از خود به عنوان یک نیروی صلح‌طلب، اهل مذاکره و خواهان سیاست غیر ستیزه‌جویانه در منطقه ارائه دهد. این ادعا، آن‌گونه که در متن نیز اشاره شده، از ابتدا نیز چندان بی‌راه نبوده است. ایران همواره تاکید داشته که نقش اصلی را در ایجاد تنش و جنگ در منطقه نداشته و صرفاً به سیاست‌ها و اقدامات آمریکا و اسرائیل واکنش دفاعی و بازدارنده نشان داده است. در مقابل، اتحاد آمریکا، اسرائیل، عربستان سعودی، قطر و امارات متحده عربی نقش پررنگ‌تری در ایجاد و دامن زدن به جنگ‌های منطقه‌ای در خاورمیانه داشته‌اند.


گام‌های احتمالی ایران در راستای سیاست جدید:
برای تحقق این هدف، ایران احتمالاً گام‌های زیر را در دستور کار خود قرار خواهد داد:
ـ مذاکره و گفتگو با آمریکا: این گام نخست و حیاتی برای کاهش تنش‌ها و ایجاد فضایی برای تعاملات منطقه‌ای است.
ـ رفع ابهامات در مورد برنامه هسته‌ای: ایران تلاش خواهد کرد تا با شفاف‌سازی بیشتر در مورد برنامه هسته‌ای خود، نگرانی‌های کشورهای منطقه را برطرف کرده و زمینه را برای ایجاد اعتماد و همکاری فراهم کند.
ـ زدودن تصورات منفی از ایران: تهران تلاش خواهد کرد تا تصویری متفاوت از خود به عنوان یک کشور انقلابی و شیعه ارائه داده و بر همکاری‌های اقتصادی و جذب سرمایه‌گذاری خارجی تاکید کند.
چالش‌ها و موانع پیش روی سیاست جدید ایران:
با وجود تلاش‌های ایران برای تغییر رویکرد، موانع و چالش‌های جدی بر سر راه این سیاست وجود دارد:
ـ دولت‌های دست‌نشانده آمریکا: به جز عربستان سعودی که به دلیل ثروت و نفوذ اقتصادی‌اش تا حدی از استقلال رای برخوردار است، بیشتر همسایگان ایران دولت‌های وابسته به آمریکا هستند و از خود اراده مستقلی در سیاست خارجی ندارند. این امر، قدرت مانور ایران در ایجاد روابط دوستانه و همکاری‌های منطقه‌ای را محدود می‌کند.
ـ اهداف متضاد غرب و متحدان منطقه‌ای اسرائیل: غرب و متحدان منطقه‌ای اسرائیل، به ویژه ترکیه، عربستان و امارات، تمایلی به تقویت ایران و رشد اقتصادی آن ندارند. هدف آن‌ها توافق ضعیف و کنترل سختگیرانه بر ایران است تا از تبدیل شدن این کشور به یک بازیگر قدرتمند منطقه‌ای جلوگیری کنند.
ـ دشمنی اسرائیل: تا زمانی که اسرائیل، ایران را تهدیدی برای موجودیت خود تلقی کند، اجازه نخواهد داد که ایران به یک کشور عادی و دارای روابط حسنه با همسایگانش تبدیل شود.
تغییر تاکتیک، نه استراتژی؟
پیشنهاد ایران مبنی بر تبدیل نیروهای نیابتی به بخشی از نیروهای نظامی قانونی در کشورهای منطقه، مانند حشد الشعبی در عراق، می‌تواند تلاشی برای مشروعیت بخشیدن به نفوذ خود و ارائه چهره‌ای متفاوت از این نیروها به عنوان عناصر ثبات‌بخش باشد.
با این حال، این تصور که ایران می‌تواند با سازش، جایگاه یک کشور مهم و دارای حقوق برابر با دیگر کشورهای منطقه و غرب را به دست آورد، ممکن است خوش‌بینانه باشد. غرب، به ویژه با توجه به مخالفت شدید اسرائیل، بعید است که ایران را به عنوان یک بازیگر مشروع و قدرتمند در منطقه به رسمیت بشناسد.
فشار اقتصادی و ناکامی محور مقاومت: کاتالیزور تغییر؟
به نظر می‌رسد که فشارهای اقتصادی سنگین و ناکامی‌های محور مقاومت در تحقق اهداف مورد نظر ایران، جمهوری اسلامی را به سمت سازش تدریجی سوق داده است. مقاله منتشر شده در رسانه داخلی ایران نیز به خوبی نشان دهنده این تغییر لحن و آمادگی برای رویکردی دیپلماتیک‌تر است.
تحلیل مقاله نورنیوز:
مقاله نورنیوز با عنوان «تقویت امنیت منطقه از مسیر دیپلماسی» به صراحت از نقش سازنده ایران در ثبات منطقه سخن می‌گوید و بازتاب مثبت مذاکرات ایران و آمریکا در میان کشورهای عربی را ناشی از اعتماد به «راهبرد عقلانی و ثبات‌ساز ایران» می‌داند. این مقاله با تاکید بر اینکه ایران یک «فرصت» برای منطقه است و نه یک «تهدید»، به انتقاد از نقش مخرب مداخلات فرامنطقه‌ای آمریکا در ایجاد بحران‌های امنیتی می‌پردازد.
نورنیوز، مذاکرات اخیر را بخشی از «راهبرد چندلایه» ایران در عرصه سیاست خارجی دانسته و هدف آن را نه صرفاً رفع تحریم‌ها، بلکه «مدیریت راهبردی فشارهای بیرونی و بازتعریف نقش ایران در نظم منطقه‌ای» عنوان می‌کند. این مقاله همچنین به «هشیاری منطقه در برابر نقش‌آفرینی نیابتی‌های آمریکا، از جمله رژیم صهیونیستی» اشاره کرده و معتقد است که تعاملات بیشتر می‌تواند به تضعیف موقعیت اسرائیل در معادلات منطقه‌ای منجر شود.
در نهایت، مقاله نورنیوز بر «اعتماد منطقه به ظرفیت ثبات‌ساز ایران» تاکید کرده و مذاکرات جاری را فرصتی برای ساختن نظمی بومی، پایدار و غیر وابسته به اراده قدرت‌های خارجی می‌داند.
به نظر می‌رسد که جمهوری اسلامی ایران در پی تحولات اخیر منطقه و ناکامی‌های سیاست‌های پیشین، به طور تدریجی در حال تغییر رویکرد خود از تاکید صرف بر محور مقاومت به سمت دیپلماسی و تعاملات منطقه‌ای است. با این حال، موانع جدی بر سر راه این تغییر وجود دارد که مهم‌ترین آن‌ها خصومت اسرائیل و نفوذ آمریکا در منطقه است. اینکه آیا ایران خواهد توانست با این سیاست جدید، به اهداف خود در حفظ منافع و نفوذ منطقه‌ای دست یابد یا خیر، موضوعی است که گذر زمان آن را مشخص خواهد کرد. اما آنچه واضح است، تلاش تهران برای ارائه چهره‌ای متفاوت و تعامل‌گراتر از خود در عرصه بین‌المللی است.