Eric Lee/The New York Times



واقعیت یا جو‌سازی برای تسلیم ایران؟(مترجم)

منتشرشده شده در نیویورک تایمز
ترجمه مجله جنوب جهانی

اسرائیل طرح‌هایی برای حمله به تأسیسات هسته‌ای ایران تدوین کرده بود که نیازمند کمک ایالات متحده بود. اما برخی از مقامات دولت [ترامپ] تردید داشتند.
نوشته‌ی جولین ای. بارنز، اریک اشمیت، مگی هابرمن و رونن برگمن

به گفته‌ی مقامات دولت [ترامپ] و دیگر افراد مطلع از مذاکرات، اسرائیل قصد داشت به محض شروع ماه آینده به سایت‌های هسته‌ای ایران حمله کند، اما در هفته‌های اخیر، رئیس‌جمهور ترامپ به جای حمایت از این حمله و به منظور مذاکره با تهران برای محدود کردن برنامه هسته‌ای آن، این اقدام را متوقف کرد.
آقای ترامپ این تصمیم را پس از ماه‌ها بحث داخلی در مورد اینکه آیا باید دیپلماسی را دنبال کند یا از تلاش اسرائیل برای عقب راندن توانایی ایران در ساخت بمب حمایت کند، اتخاذ کرد. این در حالی بود که ایران از نظر نظامی و اقتصادی تضعیف شده بود.
این بحث، شکاف‌هایی را بین مقامات کابینه آمریکا که از نظر تاریخی مواضع تندروانه‌ای داشتند و دیگر مشاورانی که نسبت به اینکه حمله نظامی به ایران بتواند جاه‌طلبی‌های هسته‌ای این کشور را نابود کند و از وقوع یک جنگ بزرگتر جلوگیری کند، تردید بیشتری داشتند، برجسته کرد. در حال حاضر، یک اجماع نسبی علیه اقدام نظامی حاصل شده است، و ایران نیز آمادگی خود را برای مذاکره نشان داده است.
مقامات اسرائیلی اخیراً طرح‌هایی برای حمله به سایت‌های هسته‌ای ایران در ماه مه تدوین کرده بودند. آنها آماده اجرای این طرح‌ها بودند و در برخی مواقع خوشبین بودند که ایالات متحده با آن موافقت خواهد کرد. به گفته‌ی مقامات مطلع از این طرح‌ها، هدف از این پیشنهادات، به تعویق انداختن توانایی تهران برای ساخت سلاح هسته‌ای به مدت یک سال یا بیشتر بود.
تقریباً تمام این طرح‌ها نیازمند کمک ایالات متحده نه تنها برای دفاع از اسرائیل در برابر تلافی ایران، بلکه برای اطمینان از موفقیت حمله اسرائیل بود، که این امر ایالات متحده را به یک بخش اصلی از خود حمله تبدیل می‌کرد.
در حال حاضر، آقای ترامپ دیپلماسی را بر اقدام نظامی ترجیح داده است. او در دوره اول ریاست جمهوری خود، توافق هسته‌ای ایران که توسط دولت اوباما مذاکره شده بود را پاره کرد. اما در دوره دوم ریاست جمهوری خود، که مشتاق بود از کشیده شدن به جنگ دیگری در خاورمیانه اجتناب کند، مذاکرات با تهران را آغاز کرده و ضرب‌الاجلی چند ماهه برای مذاکره بر سر برنامه هسته‌ای آن تعیین کرده است.
در اوایل این ماه، آقای ترامپ تصمیم خود مبنی بر عدم حمایت ایالات متحده از حمله را به اسرائیل اطلاع داد. او هفته گذشته در دیدار با بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل در واشنگتن، این موضوع را مورد بحث قرار داد و از نشست دفتر بیضی برای اعلام آغاز مذاکرات ایالات متحده با ایران استفاده کرد.
آقای نتانیاهو پس از این دیدار در بیانیه‌ای که به زبان عبری ایراد کرد، گفت که توافق با ایران تنها در صورتی کارساز خواهد بود که به امضاکنندگان اجازه دهد تا «تحت نظارت و اجرای آمریکا وارد [تأسیسات] شوند، تجهیزات را منفجر کنند و تمام آنها را برچینند.»
این گزارش بر اساس گفتگو با چندین مقام مطلع از طرح‌های نظامی محرمانه اسرائیل و بحث‌های محرمانه درون دولت ترامپ تهیه شده است. اکثر افراد مصاحبه‌شده به شرط ناشناس ماندن در مورد برنامه‌ریزی نظامی صحبت کردند.
اسرائیل مدت‌هاست که برای حمله به تأسیسات هسته‌ای ایران برنامه‌ریزی کرده و تمرین‌های پرواز بمب‌افکن‌ها را انجام داده و میزان خسارتی را که می‌تواند با یا بدون کمک آمریکا وارد کند، محاسبه کرده است.
اما پس از آنکه ایران در سال گذشته با یک سری شکست‌ها مواجه شد، حمایت از حمله در داخل دولت اسرائیل افزایش یافت.
در حملات آوریل به اسرائیل، اکثر موشک‌های بالستیک ایران نتوانستند از پدافندهای آمریکایی و اسرائیلی عبور کنند. حزب‌الله، متحد اصلی ایران، در جریان یک کارزار نظامی اسرائیل در سال گذشته به شدت تضعیف شد. سقوط متعاقب دولت بشار اسد در سوریه، متحدی برای حزب‌الله و تهران را از بین برد و یک مسیر اصلی قاچاق سلاح از ایران را قطع کرد.
سیستم‌های دفاع هوایی در ایران و سوریه نیز به همراه تأسیساتی که ایران برای تولید سوخت موشک از آنها استفاده می‌کند، منهدم شدند و توانایی این کشور برای تولید موشک‌های جدید برای مدتی مختل شد.
در ابتدا، به درخواست آقای نتانیاهو، مقامات ارشد اسرائیلی همتایان آمریکایی خود را در جریان طرحی قرار دادند که ترکیبی از حمله کماندویی اسرائیل به سایت‌های هسته‌ای زیرزمینی و یک کارزار بمباران بود، اقدامی که اسرائیلی‌ها امیدوار بودند شامل هواپیماهای آمریکایی نیز بشود.
اما مقامات نظامی اسرائیل گفتند که عملیات کماندویی تا اکتبر آماده نخواهد شد. آقای نتانیاهو خواهان اجرای سریع‌تر آن بود. به گفته‌ی مقامات مطلع از این طرح، مقامات اسرائیلی شروع به تغییر به سمت پیشنهادی برای یک کارزار بمباران طولانی‌مدت کردند که آن نیز نیازمند کمک آمریکا بود.
برخی از مقامات آمریکایی حداقل در ابتدا نسبت به بررسی طرح‌های اسرائیل رویکرد بازتری داشتند. ژنرال مایکل ای. کوریلا، رئیس ستاد فرماندهی مرکزی ایالات متحده، و مایکل والتز، مشاور امنیت ملی، هر دو در مورد چگونگی حمایت احتمالی ایالات متحده از حمله اسرائیل، در صورت حمایت آقای ترامپ از این طرح، بحث کردند.
با تشدید جنگ ایالات متحده علیه شبه‌نظامیان حوثی تحت حمایت ایران در یمن، ژنرال کوریلا، با تأیید کاخ سفید، شروع به انتقال تجهیزات نظامی به خاورمیانه کرد. دومین ناو هواپیمابر، کارل وینسون، اکنون در دریای عرب مستقر شده و به ناو هواپیمابر هری اس. ترومن در دریای سرخ پیوسته است.
ایالات متحده همچنین دو سامانه موشکی پاتریوت و یک سامانه دفاع موشکی ارتفاع بالا (THAAD) را به خاورمیانه منتقل کرد.
حدود نیم دوجین بمب‌افکن B-2 که قادر به حمل بمب‌های ۳۰ هزار پوندی و برای تخریب برنامه هسته‌ای زیرزمینی ایران ضروری هستند، به دیه‌گو گارسیا، یک پایگاه جزیره‌ای در اقیانوس هند، اعزام شدند.
انتقال هواپیماهای جنگنده بیشتر به منطقه، احتمالاً به یک پایگاه در اسرائیل، نیز مورد بررسی قرار گرفت.
تمام این تجهیزات می‌توانند برای حملات علیه حوثی‌ها مورد استفاده قرار گیرند – کسانی که ایالات متحده از ۱۵ مارس به منظور متوقف کردن حملات آنها به کشتی‌های تجاری در دریای سرخ به آنها حمله کرده است. اما مقامات آمریکایی در خفا گفتند که این تسلیحات بخشی از برنامه‌ریزی برای حمایت احتمالی از اسرائیل در درگیری با ایران نیز بوده است.
حتی اگر ایالات متحده تصمیم می‌گرفت که مجوز شرکت هواپیماهای خود در حمله به ایران را ندهد، اسرائیل می‌دانست که جنگنده‌های آمریکایی برای دفاع در برابر حملات متحدان ایران در دسترس خواهند بود.
نشانه‌هایی وجود داشت که آقای ترامپ نسبت به حمایت ایالات متحده از اقدام نظامی اسرائیل علیه ایران روی خوش نشان می‌دهد. ایالات متحده مدت‌هاست که ایران را متهم به دادن سلاح و اطلاعات به حوثی‌ها و اعمال حداقل درجاتی از کنترل بر این گروه کرده است. در ۱۷ مارس، در حالی که آقای ترامپ به حوثی‌های یمن هشدار داد تا حملات خود را متوقف کنند، از ایران نیز نام برد و گفت که این کشور کنترل حوثی‌ها را در دست دارد.
آقای ترامپ در یک پست رسانه‌های اجتماعی نوشت: «از این به بعد، هر تیری که توسط حوثی‌ها شلیک شود، به عنوان تیری شلیک‌شده از سلاح‌ها و رهبری ایران تلقی خواهد شد.» او افزود: «ایران مسئول شناخته خواهد شد و عواقب آن را متحمل خواهد شد، و آن عواقب وخیم خواهد بود!»

دلایل زیادی وجود داشت که مقامات اسرائیلی انتظار داشتند آقای ترامپ رویکردی تهاجمی در قبال ایران اتخاذ کند. در سال ۲۰۲۰، او دستور کشتن ژنرال قاسم سلیمانی، فرمانده زبده‌ترین واحد نظامی ایران را صادر کرد. و به گفته‌ی یک کیفرخواست وزارت دادگستری، ایران در جریان مبارزات انتخاباتی ریاست جمهوری سال گذشته به دنبال استخدام قاتل برای ترور آقای ترامپ بود.
اما در داخل دولت ترامپ، برخی از مقامات نسبت به طرح اسرائیل تردید پیدا کرده بودند.
در جلسه‌ای در این ماه – یکی از چندین بحث در مورد طرح اسرائیل – تولسی گابارد، رئیس اطلاعات ملی، ارزیابی اطلاعاتی جدیدی ارائه کرد که می‌گفت افزایش تسلیحات آمریکایی می‌تواند به طور بالقوه منجر به درگیری گسترده‌تری با ایران شود که ایالات متحده خواهان آن نیست.
طیف وسیعی از مقامات در جلسات مختلف نگرانی‌های خانم گابارد را تکرار کردند. سوزی وایلز، رئیس دفتر کارکنان کاخ سفید؛ پیت هگست، وزیر دفاع؛ و جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور، همگی نسبت به این حمله ابراز تردید کردند.
حتی آقای والتز، که اغلب یکی از تندروترین صداها در مورد ایران بود، نسبت به موفقیت طرح اسرائیل بدون کمک قابل توجه آمریکا تردید داشت.
جلسات اخیر اندکی پس از آن برگزار شد که ایرانی‌ها اعلام کردند که آماده‌ی مذاکرات غیرمستقیم – ارتباط از طریق یک واسطه – هستند. در ماه مارس، آقای ترامپ نامه‌ای ارسال کرده و پیشنهاد مذاکرات مستقیم با ایران را داده بود، اقدامی که به نظر می‌رسید آیت‌الله علی خامنه‌ای رهبر ایران، آن را رد کرده است. اما در ۲۸ مارس، یک مقام ارشد ایرانی نامه‌ای در پاسخ ارسال کرد که نشان‌دهنده‌ی آمادگی برای مذاکرات غیرمستقیم بود.
هنوز بحث‌های قابل توجهی در داخل تیم آقای ترامپ در مورد اینکه چه نوع توافقی با ایران قابل قبول خواهد بود، وجود دارد. دولت ترامپ سیگنال‌های متناقضی در مورد نوع توافق مورد نظر خود و عواقب عدم توافق ایران ارسال کرده است.
در یکی از بحث‌ها، آقای ونس با حمایت دیگران استدلال کرد که آقای ترامپ فرصت بی‌نظیری برای دستیابی به توافق دارد.
به گفته‌ی مقامات دولت، آقای ونس گفت که اگر مذاکرات شکست بخورد، آقای ترامپ می‌تواند از حمله اسرائیل حمایت کند.
ژنرال کوریلا در جریان سفر به اسرائیل در اوایل این ماه به مقامات آنجا گفت که کاخ سفید می‌خواهد طرح حمله به تأسیسات هسته‌ای را به تعویق بیندازد.
آقای نتانیاهو در ۳ آوریل با آقای ترامپ تماس گرفت. به گفته‌ی مقامات اسرائیلی، آقای ترامپ به آقای نتانیاهو گفت که نمی‌خواهد در مورد طرح‌های ایران از طریق تلفن صحبت کند. اما او از آقای نتانیاهو دعوت کرد تا به کاخ سفید بیاید.
آقای نتانیاهو در ۷ آوریل وارد واشنگتن شد. در حالی که این سفر به عنوان فرصتی برای او برای استدلال علیه تعرفه‌های آقای ترامپ مطرح شد، مهم‌ترین بحث برای اسرائیلی‌ها، حمله‌ی برنامه‌ریزی‌شده‌ی آنها به ایران بود.
اما در حالی که آقای نتانیاهو هنوز در کاخ سفید بود، آقای ترامپ به طور علنی مذاکرات با ایران را اعلام کرد.

به گفته‌ی مقامات مطلع از مذاکرات، آقای ترامپ در بحث‌های خصوصی به آقای نتانیاهو تصریح کرد که در حالی که مذاکرات در جریان است، از حمله اسرائیل در ماه مه حمایت نخواهد کرد.
روز بعد، آقای ترامپ پیشنهاد کرد که حمله نظامی اسرائیل علیه ایران همچنان یک گزینه است. آقای ترامپ گفت: «اگر نیاز به اقدام نظامی باشد، ما اقدام نظامی خواهیم کرد. اسرائیل، بدیهی است، رهبر آن خواهد بود.»
پس از دیدار آقای نتانیاهو، آقای ترامپ، جان راتکلیف، رئیس سیا را مأمور سفر به اورشلیم کرد. چهارشنبه گذشته، آقای راتکلیف با آقای نتانیاهو و دیوید بارنیا، رئیس سازمان جاسوسی موساد، دیدار کرد تا در مورد گزینه‌های مختلف مقابله با ایران گفتگو کند.
به گفته‌ی فردی مطلع از سفر آقای راتکلیف، علاوه بر مذاکرات و حملات، گزینه‌های دیگری نیز مورد بحث قرار گرفت، از جمله عملیات‌های مخفیانه‌ی اسرائیل که با حمایت ایالات متحده انجام می‌شود و اعمال تحریم‌های تهاجمی‌تر.
برایان هیوز، سخنگوی شورای امنیت ملی، گفت که «تمام تیم رهبری امنیت ملی» دولت به سیاست ایران آقای ترامپ و تلاش‌ها برای «تضمین صلح و ثبات در خاورمیانه» متعهد است.
آقای هیوز گفت: «رئیس‌جمهور ترامپ صریحاً اعلام کرده است: ایران نمی‌تواند سلاح هسته‌ای داشته باشد و تمام گزینه‌ها روی میز است.» او افزود: «رئیس‌جمهور مذاکرات مستقیم و غیرمستقیم با ایران را برای روشن ساختن این نکته مجاز دانسته است. اما او همچنین تصریح کرده است که این وضعیت نمی‌تواند برای همیشه ادامه یابد.»

کاخ سفید و سازمان سیا به درخواست‌ها برای اظهار نظر پاسخ ندادند. دفتر مدیر اطلاعات ملی، سؤالات را به شورای امنیت ملی ارجاع داد. وزارت دفاع از اظهار نظر خودداری کرد. دفتر آقای نتانیاهو و نیروهای دفاعی اسرائیل نیز از اظهار نظر خودداری کردند.
آقای نتانیاهو با تحت فشار قرار دادن آقای ترامپ برای پیوستن به حمله، در حال تکرار بحثی بود که نزدیک به دو دهه با رؤسای جمهور آمریکا داشته است.
آقای نتانیاهو که توسط همتایان آمریکایی خود متوقف شده بود، در عوض بر عملیات‌های خرابکاری مخفیانه علیه تأسیسات خاص و ترور دانشمندان هسته‌ای ایران تمرکز کرده است. در حالی که این تلاش‌ها ممکن است برنامه را کند کرده باشد، اما اکنون این برنامه بیش از هر زمان دیگری به توانایی تولید شش یا چند سلاح هسته‌ای در عرض چند ماه یا یک سال نزدیک شده است.
مقامات آمریکایی مدت‌هاست که گفته‌اند اسرائیل به تنهایی و تنها با یک کارزار بمباران نمی‌تواند خسارت قابل توجهی به سایت‌های هسته‌ای ایران وارد کند. اسرائیل مدت‌هاست که به دنبال بزرگترین بمب متعارف آمریکا – یک بمب سنگرشکن ۳۰ هزار پوندی – بوده است که می‌تواند خسارت قابل توجهی به سایت‌های کلیدی هسته‌ای ایران در زیر کوه‌ها وارد کند.
اسرائیل گزینه‌های مختلفی را برای حمله ماه مه در نظر گرفت که بسیاری از آنها را با مقامات آمریکایی در میان گذاشت.
آقای نتانیاهو در ابتدا بر گزینه‌ای اصرار داشت که حملات هوایی را با حملات کماندویی ترکیب می‌کرد. این طرح نسخه بسیار جاه‌طلبانه‌تری از عملیاتی بود که اسرائیل در سپتامبر گذشته انجام داد، زمانی که نیروهای اسرائیلی با هلیکوپتر به سوریه پرواز کردند تا یک پناهگاه زیرزمینی مورد استفاده برای ساخت موشک برای حزب‌الله را منهدم کنند.
در آن عملیات، اسرائیل از حملات هوایی برای از بین بردن پست‌های نگهبانی و سایت‌های دفاع هوایی استفاده کرد. سپس کماندوها با طناب از هلیکوپتر فرود آمدند. تیم‌های جنگنده، مسلح به مواد منفجره و سلاح‌های سبک، به تأسیسات زیرزمینی نفوذ کرده و مواد منفجره را برای تخریب تجهیزات کلیدی ساخت تسلیحات کار گذاشتند.
اما مقامات آمریکایی نگران بودند که تنها برخی از تأسیسات کلیدی ایران توسط کماندوها قابل از بین بردن باشد. اورانیوم با غنای بسیار بالای ایران، نزدیک به درجه تسلیحاتی، در سراسر کشور در چندین سایت پنهان شده است.
برای موفقیت، مقامات اسرائیلی می‌خواستند هواپیماهای آمریکایی حملات هوایی انجام دهند و از تیم‌های کماندویی روی زمین محافظت کنند.
اما حتی اگر کمک ایالات متحده ارائه می‌شد، فرماندهان نظامی اسرائیل گفتند که چنین عملیاتی ماه‌ها زمان برای برنامه‌ریزی نیاز دارد. این مسئله مشکلاتی ایجاد می‌کرد. با توجه به اینکه دوره خدمت ژنرال کوریلا انتظار می‌رود در چند ماه آینده به پایان برسد، مقامات اسرائیلی و آمریکایی می‌خواستند طرحی را توسعه دهند که بتوان آن را در دوران فرماندهی او اجرا کرد.
و آقای نتانیاهو می‌خواست به سرعت عمل کند.
پس از کنار گذاشتن ایده حمله کماندویی، مقامات اسرائیلی و آمریکایی شروع به بحث در مورد طرح یک کارزار بمباران گسترده کردند که قرار بود در اوایل ماه مه آغاز شود و بیش از یک هفته به طول انجامد. حمله اسرائیل در سال گذشته قبلاً سیستم‌های دفاع هوایی اس-۳۰۰ ساخت روسیه ایران را منهدم کرده بود. کارزار بمباران باید با حمله به سیستم‌های دفاع هوایی باقی‌مانده آغاز می‌شد و به جنگنده‌های اسرائیلی اجازه می‌داد مسیر واضح‌تری برای حمله به سایت‌های هسته‌ای داشته باشند.
هرگونه حمله اسرائیل به سایت‌های هسته‌ای، موج جدیدی از موشک‌های ایرانی را علیه اسرائیل به راه می‌انداخت که برای دفع آن به کمک آمریکا نیاز بود.
مقامات ارشد ایرانی، از رئیس‌جمهور گرفته تا رئیس ستاد کل نیروهای مسلح و وزیر امور خارجه، گفته‌اند که ایران در صورت حمله اسرائیل یا ایالات متحده از خود دفاع خواهد کرد.
سردار سرتیپ محمد باقری، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح ایران، در سخنانی در ۱۷ فروردین گفت که ایران خواهان جنگ نیست و می‌خواهد بن‌بست با ایالات متحده را از طریق دیپلماسی حل کند. اما او هشدار داد: «پاسخ ما به هرگونه تجاوز به حاکمیت جمهوری اسلامی ایران، قاطع و پشیمان‌کننده خواهد بود.»


فرناز فصیحی در نیویورک و دیوید ای. سنگر در واشنگتن در تهیه این گزارش مشارکت داشتند.
جولین ای. بارنز امور مربوط به سازمان‌های اطلاعاتی ایالات متحده و امنیت بین‌المللی را برای تایمز پوشش می‌دهد. او بیش از دو دهه در مورد مسائل امنیتی نوشته است.
اریک اشمیت خبرنگار امنیت ملی تایمز است و بر امور نظامی ایالات متحده و مسائل مربوط به مبارزه با تروریسم در خارج از کشور تمرکز دارد، موضوعاتی که او بیش از سه دهه در مورد آنها گزارش داده است.
مگی هابرمن خبرنگار کاخ سفید تایمز است و در مورد رئیس‌جمهور ترامپ گزارش می‌دهد.
رونن برگمن نویسنده مجله نیویورک تایمز است و در تل‌آویو مستقر است.