
اسمعیل فهرهرآ
ترجمه مجله جنوب جهانی
تحولات اخیر در منطقه خاورمیانه، بهویژه در ارتباط با برنامه هستهای ایران، بار دیگر سایه سنگین تهدید نظامی را بر سر این کشور گسترده است. در این میان، نقش اسرائیل به عنوان یکی از بازیگران اصلی و مواضع ایالات متحده آمریکا به عنوان حامی بیچون و چرای آن، از اهمیت ویژهای برخوردار است. نگاه دقیقتر به این تحولات نشان میدهد که تهدیدات نظامی اسرائیل علیه ایران و همزمان، تلاشهای دیپلماتیک آمریکا، بخشی از یک استراتژی دوگانه، موسوم به «چماق و هویج»، برای وادار ساختن ایران به تسلیم در برابر خواستههای غرب است. این مقاله با بررسی این سناریو به تبیین پیامدهای خطرناک این رویکرد و ارائه راهکارهایی برای ایران در مواجهه با آن میپردازد
.
وابستگی نظامی اسرائیل به آمریکا؛ توهم قدرت یا واقعیت شکننده؟
نکتهای که در تحلیل تهدیدات نظامی اسرائیل علیه ایران نباید از نظر دور داشت، وابستگی عمیق و ساختاری این رژیم به ایالات متحده آمریکا است. اسرائیل بدون اجازه، تائید و پشتیبانی همهجانبه آمریکا، قادر به اتخاذ و اجرای هیچ تصمیم نظامی با این سطح از اهمیت و ابعاد نخواهد بود. کمکهای نظامی گسترده، چتر حمایتی سیاسی و بینالمللی و تبادل اطلاعات استراتژیک، همگی از سوی واشنگتن به تلآویو سرازیر میشود. در واقع، توانایی اسرائیل برای هرگونه اقدام نظامی قابل توجه علیه ایران، مستقیماً به چراغ سبز و حمایت لجستیکی، اطلاعاتی و حتی مداخله نظامی احتمالی آمریکا گره خورده است.
بنابراین، تهدیدات مکرر اسرائیل مبنی بر حمله نظامی به تاسیسات هستهای ایران، بدون در نظر گرفتن هماهنگی و پشتوانه آمریکا، فاقد اعتبار عملی خواهد بود. اسرائیل به خوبی میداند که بدون کمک نظامی و پشتیبانی آمریکا، توان درافتادن با ایران، کشوری با وسعت، جمعیت و توان نظامی قابل توجه، بدون تحمل آسیبهای جدی و غیرقابل جبران را ندارد. از این رو، میتوان استنباط کرد که این تهدیدات، در چارچوب یک تقسیم کار مشخص با آمریکا و با هدف ایجاد فشار روانی و سیاسی بر ایران صورت میگیرد.
بازی خطرناک چماق و هویج؛ مذاکره در سایه تهدید
به موازات تهدیدات نظامی اسرائیل، شاهد تلاشهای دیپلماتیک آمریکا برای مذاکره با ایران هستیم. این دو رویکرد متضاد در ظاهر، در واقع مکمل یکدیگر بوده و بخشی از یک استراتژی منسجم برای تحت فشار قرار دادن ایران به شمار میروند. تهدید به حمله نظامی توسط اسرائیل، نقش «چماق» را ایفا میکند و هدف آن ایجاد رعب و وحشت و القای این باور در ایران است که گزینه نظامی روی میز قرار دارد و در صورت عدم انعطاف در مذاکرات، ممکن است به واقعیت بپیوندد. در مقابل، پیشنهاد مذاکره از سوی آمریکا، نقش «هویج» را بازی میکند و هدف آن، ارائه یک مسیر ظاهراً مسالمتآمیز برای حل اختلافات و رفع تحریمها در صورت پذیرش خواستههای غرب از سوی ایران است.
این بازی خطرناک «چماق و هویج» در حالی دنبال میشود که حمله محدود و حتی گسترده به ایران، نه تنها هیچ سود راهبردی برای آمریکا و اسرائیل نخواهد داشت، بلکه میتواند پیامدهای فاجعهباری برای منطقه و جهان به دنبال داشته باشد. پیشرفت هستهای، دانش، امکانات و تاسیسات ایران به حدی رسیده است که نه با حمله محدود و نه حتی با حمله گسترده نیز قابل نابودی کامل نیست. علم و تکنیک هستهای در ایران نهادینه شده و هر زمان قابل بازگشت خواهد بود.
پیامدهای فاجعهبار حمله احتمالی؛ تقویت محور شرق و تسریع در ساخت سلاح هستهای ایران
حمله به ایران، این کشور را به یک متحد جدیتر و استراتژیکتر برای چین و بهویژه روسیه تبدیل خواهد کرد. این امر، به تضعیف و حتی نابودی پایههای نفوذ پرقدرت آمریکا در بدنه نظام اسلامی ایران منجر خواهد شد، نفوذی که بنا بر برخی تحلیلها، تا سطوح بالای رهبری نیز امتداد دارد. تقویت محور شرق، موازنه قدرت در منطقه و جهان را به ضرر منافع آمریکا و متحدانش تغییر خواهد داد.
علاوه بر این، حمله اسرائیل به ایران و احتمال وقوع یک جنگ بزرگتر، به احتمال قریب به یقین، ایران را به سمت ساخت قطعی بمب اتمی سوق خواهد داد. این واکنش، کاملاً قابل درک و منطقی است؛ زیرا ایران در چنین شرایطی، برای حفظ امنیت و بازدارندگی خود، چارهای جز دستیابی به سلاح هستهای نخواهد داشت. این اقدام، توان بازدارندگی واقعی ایران را به شدت افزایش داده و معادلات امنیتی منطقه را به طور اساسی دگرگون خواهد کرد. این سناریو، دقیقاً برخلاف منافع متحدان منطقهای اسرائیل، یعنی عربستان سعودی، ترکیه، امارات متحده عربی و مصر است که همگی از یک ایران هستهای به شدت نگران هستند.
تغییر رویکرد عربستان؛ زنگ خطر برای اسرائیل
نشانههایی از تغییر رویکرد عربستان سعودی در قبال روابطش با ایران و اسرائیل به چشم میخورد. ریاض که پیش از این، خصومت آشکاری با تهران داشت، اکنون در حال بازبینی در سیاستهای منطقهای خود و حرکت به سمت تنشزدایی با ایران است. در مقابل، عربستان سعودی خطر اسرائیل بزرگ را به طور جدیتری احساس میکند و احتمالاً در آینده، روابط خود با تلآویو را به ضرر منافع آن تنظیم خواهد کرد. این تحول، نشاندهنده انزوای فزاینده اسرائیل در منطقه و ناکارآمدی سیاستهای تهاجمی آن است.
راهکارهای ایران در مواجهه با تهدیدات؛ تقویت بازدارندگی و گسترش همکاریهای بینالمللی.
در چنین شرایطی، ایران باید با هوشیاری و اتخاذ تدابیر هوشمندانه، در برابر این تهدیدات و فشارهای فزاینده ایستادگی کند. نخستین و مهمترین گام، تقویت قدرت بازدارندگی نظامی و سیاسی کشور است. در زمینه نظامی، ایران باید ضمن حفظ و ارتقای توانمندیهای دفاعی متعارف خود، تهدید غیررسمی و احتمالی هستهای را نیز حفظ کند. دادن هرگونه تعهد و تضمین قطعی به آمریکا مبنی بر عدم پیگیری سلاح هستهای و اطمینان حاصل کردن آنها از عدم وجود بازدارندگی قطعی ایران در این زمینه، میتواند به مثابه دعوت از آنها برای حمله همهجانبه تلقی شود.
در زمینه سیاسی، ایران باید همکاریهای راهبردی سیاسی و نظامی خود با چین، روسیه، کره شمالی و بلاروس را بیش از پیش گسترش داده و به نمایش بگذارد. تقویت روابط با قدرتهای غیرغربی، میتواند اهرم فشاری در برابر سیاستهای یکجانبه و زورگویانه آمریکا و متحدانش ایجاد کند.
امتیازات ناخواسته و چالشهای داخلی؛ پاشنه آشیل نظام
کاهش نفوذ ایران در منطقه، بهویژه در آنچه که محور مقاومت نامیده میشود، احتمالاً امتیازی است که ایران، چه بخواهد چه نخواهد، در سالهای اخیر داده است. سقوط بشار اسد در سوریه، تضعیف حماس در فلسطین و حزبالله لبنان در پی ضربات مهلک آمریکا و اسرائیل، نشاندهنده چالشهای پیش روی سیاستهای منطقهای ایران است.
با این حال، مشکل اصلی و پاشنه آشیل نظام جمهوری اسلامی، همچنان در داخل کشور نهفته است. سرمایهداری افسارگسیخته و دلالی، گسترش فقر و نابرابری، دزدی از بیتالمال و فساد ساختاری در حکومت، و از همه مهمتر، شیفتگی و ذوب شدن برخی از مسئولان در سیستم پر زرق و برق و تجملاتی و بیفرهنگ آمریکا و غرب، موجب بیاعتمادی عمیق توده مردم ایران و حتی پایه ها سنتی نظام به حکومت شده است. عدم وجود عدالت اجتماعی، توزیع ناعادلانه ثروت و سیاستهای ریاضتی بیرحمانه برای دوشیدن مردم و پر کردن جیب خودیها و ایجاد زندگی لاکچری برای فرقه حاکم بر ایران، بزرگترین تهدید داخلی برای بقای نظام جمهوری اسلامی است. این فساد و بیعدالتی از درون، نظام را پوسانده و آن را در برابر فشارهای خارجی آسیبپذیرتر ساخته است.
تهدیدات نظامی اسرائیل علیه ایران و تلاشهای دیپلماتیک آمریکا برای مذاکره، بخشی از یک استراتژی «چماق و هویج» برای تسلیم کردن ایران در برابر خواستههای غرب است. با این حال، حمله نظامی به ایران، نه تنها هیچ سود راهبردی برای آمریکا و اسرائیل نخواهد داشت، بلکه میتواند منجر به تقویت محور شرق، تسریع در ساخت سلاح هستهای ایران و بیثباتی هرچه بیشتر منطقه شود. ایران برای مقابله با این تهدیدات، باید ضمن تقویت قدرت بازدارندگی نظامی و سیاسی خود، همکاریهای راهبردی با قدرتهای غیرغربی را گسترش داده و مهمتر از همه، به حل مشکلات داخلی و جلب اعتماد مردم بپردازد. پاشنه آشیل نظام جمهوری اسلامی، نه تهدیدات خارجی، بلکه فساد و بیعدالتی داخلی است که باید با جدیت و فوریت مورد توجه قرار گیرد. تنها با اصلاحات اساسی در ساختار سیاسی و اقتصادی و تحقق عدالت اجتماعی است که ایران میتواند در برابر فشارهای خارجی مقاومتر شده و آیندهای امن را برای کشور رقم بزند.
دو خبر ترجمه شده
رویترز گزارش داد: اسرائیل به «حمله محدود» به ایران میاندیشد
ترجمه مجله جنوب جهانی
بنا بر گزارشها، علیرغم تکیه رئیس جمهور آمریکا، دونالد ترامپ، بر دیپلماسی، تلآویو همچنان در حال تدوین برنامههای حمله است.
خبرگزاری رویترز روز شنبه به نقل از منابع آگاه گزارش داد که اسرائیل علیرغم مخالفت واشنگتن با حمایت از اقدام نظامی، در حال بررسی یک «حمله محدود» به تاسیسات هستهای ایران در ماههای آینده است. این رایزنیها در حالی صورت میگیرد که دور دوم مذاکرات آمریکا و ایران در رم به پایان رسیده و انتظار میرود مذاکرات در سطح کارشناسی در تاریخ ۶ اردیبهشت در عمان ادامه یابد.
به گزارش رویترز، مقامات اسرائیلی در حال سنجش یک «حمله محدود» هستند که برخلاف کمپین بمباران گسترده و طولانی مدت که قبلاً مورد بررسی قرار گرفته بود، به حداقل حمایت آمریکا نیاز خواهد داشت.
بنا بر گزارشها، اسرائیل چندین گزینه حمله، «از جمله برخی با جدول زمانی اواخر بهار و تابستان»، را به واشنگتن ارائه کرده است. یک مقام ارشد اسرائیلی به این رسانه گفت که هیچ تصمیم نهایی اتخاذ نشده است.
روز چهارشنبه، نیویورک تایمز گزارش داد که رئیس جمهور آمریکا، دونالد ترامپ، پیشنهاد اسرائیل برای حملات «گسترده» را رد کرده و در عوض، پیگیری دیپلماسی را انتخاب کرده است.
ترامپ روز پنجشنبه به خبرنگاران گفت: «من برای انجام این کار عجلهای ندارم، زیرا فکر میکنم ایران این شانس را دارد که کشور بزرگی داشته باشد و بدون مرگ با خوشحالی زندگی کند، و من مایلم آن را ببینم. این اولین گزینه من است.»
یک مقام ارشد امنیتی ایران به رویترز گفت که تهران «اطلاعاتی از منابع موثق دارد مبنی بر اینکه اسرائیل در حال برنامهریزی برای یک حمله بزرگ به سایتهای هستهای ایران است.»
مقامات ایرانی پیش از این تهدید کردهاند که به هرگونه تجاوزی پاسخ خواهند داد.
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، روز شنبه گفت که مذاکرات در رم «در فضایی سازنده برگزار شد.» یک مقام آمریکایی به شبکه خبری سیبیاس گفت که طرفین «پیشرفت بسیار خوبی» داشتهاند.
ترامپ در دوره نخست ریاست جمهوری خود از توافق هستهای سال ۲۰۱۵ که مورد حمایت سازمان ملل بود، خارج شد و ایران را به نقض مخفیانه این توافق متهم کرد. او تحریمها علیه تهران را بازگرداند و در ماه فوریه، رسماً کمپین «فشار حداکثری» خود را تمدید کرد. ایران هرگونه تخلف را رد کرده است، اما از آن زمان تاکنون تعهدات خود تحت این توافق را کاهش داده و غنیسازی اورانیوم را افزایش داده است.
یک منبع آرتی: آمریکا تلاش کرد در مذاکرات با ایران «مطالبات واقعبینانه» خود را مطرح کند.
ترجمه مجله جنوب جهانی
هیئتهای نمایندگی دو کشور در رم مذاکرات غیرمستقیمی درباره برنامه هستهای تهران برگزار کردند.
یک منبع آگاه به آرتی گفت که هیئت آمریکایی روز شنبه در مذاکرات با میانجیگری عمان در رم تلاش کرد تا مطالبات واقعبینانهای را به ایران ارائه دهد.
هیئتهای نمایندگی به ریاست استیو ویتکاف، فرستاده آمریکا در خاورمیانه، و عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، در اتاقهای جداگانه حضور داشتند و میانجیگران عمانی پیامها را بین آنها منتقل میکردند.
این مذاکرات دو هفته پس از آن صورت گرفت که دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، ایران را به «بمباران» در صورت عدم دستیابی به توافق در مورد برنامه هستهای خود تهدید کرد.
یک منبع آگاه به مذاکرات به آرتی گفت که «هیئت آمریکایی تلاش کرد در دور دوم مذاکرات، مطالبات خود را به طور واقعبینانه تعیین کند.»
یک مقام آمریکایی به شبکه خبری سیبیاس گفت: «ما در مذاکرات مستقیم و غیرمستقیم خود پیشرفت بسیار خوبی داشتیم.»
عراقچی در شبکه ایکس نوشت که «فضای نسبتاً مثبت در رم، پیشرفت در اصول و اهداف یک توافق احتمالی را ممکن ساخته است.» وی افزود که بسیاری در تهران معتقدند که برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) سال ۲۰۱۵، توافق هستهای اصلی، «دیگر برای ما کافی نیست.»
ترامپ در دوره نخست ریاست جمهوری خود از برجام خارج شد و جمهوری اسلامی را به نقض مخفیانه این توافق متهم کرد. دولت او تحریمها علیه ایران را بازگرداند و در ماه فوریه، پس از بازگشت به قدرت، رسماً کمپین «فشار حداکثری» خود را تمدید کرد. تهران هرگونه تخلف را رد کرده است، اما از آن زمان تاکنون تعهدات خود تحت برنامه ۲۰۱۵ را کاهش داده و غنیسازی اورانیوم خود را افزایش داده است.
اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه تهران، روز شنبه گفت: «برنامه هستهای ایران کاملاً صلحآمیز است و ایران آماده رفع هرگونه تردید در این زمینه است.»
به گفته وزیر امور خارجه ایران، قرار است کارشناسان فنی پیش از دور بعدی مذاکرات بین ویتکاف و عراقچی در عمان در تاریخ ۶ اردیبهشت بار دیگر دیدار کنند.

