۱۳ سال دروغ‌هایی که سوریه را ویران کردند

در


فرانچسکو سانتویانی

ترجمه مجله جنوب جهانی

اخیراً، برای نوشتن کتابی درباره «اخبار جعلی» مرتبط با سوریه، در اینترنت به جستجوی اطلاعاتی درباره رهبر کنونی سوریه، جهادگرای ابومحمد الجولانی پرداختم و متوجه شدم که تقریباً تمام مقالات مربوط به جنایات او، و حتی صفحه FBI درباره جایزه ۱۰ میلیون دلاری برای دستگیری او، ناپدید شده‌اند.

بدتر آن‌که برخی از این مقالات حتی از سایت Archive.org نیز حذف شده‌اند؛ سایتی که، همان‌طور که می‌دانیم، قرار است فهرستی از تمام صفحات وب منتشرشده تا به امروز (حدود ۹ میلیارد صفحه) را نگهداری کند. از این رو، شاید لازم باشد جمله فیلسوف یونانی، دموکریتوس، را چنین کامل کنیم: «خدایان از یک چیز محروم‌اند: تغییر گذشته»؛ چرا که این امتیاز اکنون با تنها یک کلیک، به رژیم‌هایی که «دموکراتیک» خوانده می‌شوند، داده شده است.

و بدتر از همه، اعتبار روزافزون «اخبار جعلی» است.

در سال ۲۰۰۳، هم‌زمان با آغاز جنگ علیه عراق، از میان ۷۴۰ روزنامه‌ای که در آن زمان در ایالات متحده منتشر می‌شدند، تنها دو روزنامه جرأت کردند اعلام کنند که سلاح‌های کشتار جمعی در اختیار صدام، دروغ است. در اروپا نیز وضع به همین گونه بود. با این حال، میلیون‌ها نفر از صلح‌طلبان در آمریکا و سراسر جهان به خیابان‌ها آمدند تا علیه جنگ و «اخبار جعلی» آن اعتراض کنند.

با این وجود، این صلح‌طلبان در سال ۲۰۱۱ ناپدید شدند، زمانی که اخبار جعلی (از جمله مواردی بسیار آسان برای افشا مانند «گور دسته‌جمعی شورشیانی که توسط قذافی تیرباران شده بودند» یا «توزیع ویاگرا در میان سربازان قذافی برای تجاوز به زنان») بسیاری از رفقا را تحریک به بسیج علیه «دیکتاتور قذافی» کرد. در مدت چند سال چه اتفاقی افتاد که بسیاری از کنشگران سیاسی، حتی آن‌هایی که در مبارزه با روایت‌های رسمی تعلیم دیده بودند، حاضر شدند اخبار جعلی را بپذیرند (و به تبع آن، «جنگ‌های بشردوستانه» را نیز تأیید کنند)؟ پاسخ ساده است: ظهور شبکه‌های اجتماعی و سازمان‌های غیردولتی (NGO)؛ دو پدیده‌ای که به سختی می‌توان آن‌ها را بازتابی از ساختار قدرت تلقی کرد.

سازمان‌های غیردولتی اساساً پدیده‌ای متعلق به هزاره جدید هستند. تا پیش از سال ۱۹۸۴، تعداد آن‌ها اندک بود: عمدتاً صلیب سرخ (تأسیس ۱۸۶۱)، نجات کودکان (۱۹۱۹)، آکسفام (۱۹۴۲)، پزشکان بدون مرز (۱۹۷۱). در سال ۲۰۰۳، شورای اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل، ۲۳۵۰ سازمان غیردولتی را به رسمیت شناخته بود. علت این رشد انفجاری چیست؟ اساساً سقوط دیوار برلین (۱۹۸۹) چشم‌انداز هدایت انرژی نسل جوانی را که از «یتیم‌شدگی کمونیسم» رنج می‌بردند، به فعالیت‌های ظاهراً «بشردوستانه» گشود؛ فعالیت‌هایی که در واقع می‌توانستند در راستای تحقق نظم ژئوپولیتیک جهانی مطلوب استراتژیست‌های نئولیبرال عمل کنند. از همین رو، بسیاری از میلیاردرها (که «نیکوکار» نامیده می‌شوند) به تأمین مالی سازمان‌های غیردولتی پرداختند.

این سازمان‌ها به سرعت به منابع «معتبر» اطلاعات در مناطق بحران‌زده (مانند مناطق جنگ‌زده) تبدیل شدند، عمدتاً به دلیل حضور میدانی داوطلبان و کارمندان‌شان در این مناطق. نتایج این روند در جریان تجاوزات به یوگسلاوی، لیبی، سوریه، ونزوئلا و… کاملاً مشهود بود؛ جایی که همین NGOها، بی‌پرده‌ترین اخبار جعلی را برای ترویج «انقلاب‌های رنگی» و «تغییر رژیم» منتشر کردند.

اخبار جعلی منتشرشده توسط NGOها آثار ویرانگری داشت، زیرا از سوی نهادهایی پخش می‌شد که انسان‌دوستانه یا حتی «انقلابی» به نظر می‌رسیدند (نظیر گروه Otpor!) و در نتیجه، به‌ویژه میان جوانان، از اعتبار بسیار بیشتری نسبت به رسانه‌های بزرگ برخوردار بودند.

در مورد سوریه، عملکرد NGOها در میدان، اغلب با فعالیت‌های‌شان در زمینه کمک به پناهجویان (که عمدتاً در ترکیه هستند)، مدیریت به‌اصطلاح «دالان‌های بشردوستانه» (که در آن NGOها به‌طور کاملاً دلخواه تصمیم می‌گرفتند چه کسانی باید وارد کشورهای اروپایی شوند)، و نیز دریافت بودجه از دولت‌هایی که در تجاوز به حکومت اسد نقش داشتند، تشدید می‌شد.

این موضوع تقریباً همیشه باعث شده مواضع تعداد اندکی از NGOها با مواضع دولت‌های تأمین‌کننده منابع مالی‌شان هم‌راستا شود. جای تعجب نیست که، به‌جز موارد استثنایی، این NGOها نه تحریم‌های اعمال‌شده علیه سوریه را محکوم کرده‌اند و نه اخبار جعلی فراوانی را که رسانه‌ها علیه دولت اسد منتشر کرده‌اند، رد کرده‌اند.

نقش شبکه‌های اجتماعی (مانند فیسبوک، اینستاگرام، تیک‌تاک و غیره) حتی زیان‌بارتر بوده است. در این فضاها، افزون بر سانسور گسترده (که در مورد فیسبوک همچنان تحت مدیریت شرکت NewsGuard است، شرکتی که ژنرال مایکل هیدن، رئیس سابق CIA، از مدیران آن است)، «اخبار» منتشرشده از سوی افراد به ظاهر «قابل‌اعتماد» اغلب بدون فکر بازنشر می‌شوند. پس از ارسال و دریافت درخواست «دوستی» (که بسیاری از آن‌ها ترول‌هایی هستند که توسط شرکت‌های روابط عمومی با بودجه بالا ایجاد شده‌اند)، روند رایج، پخش پیام‌هایی است که هدف‌شان شکل‌دهی به رفتار کاربران است.

این قابلیت پیشتر نیز توسط وزارت دفاع ایالات متحده در سال ۲۰۰۷ با صدور یادداشتی تحت عنوان «فعالیت‌های اینترنت تعاملی» به کار گرفته شده بود؛ یادداشتی که در آن، شرکت‌های خصوصی برای جمع‌آوری داده و دست‌کاری اطلاعات در فضای مجازی و نیز تحریک ناآرامی‌ها استخدام شدند. بعدها، در سال ۲۰۱۲، کاخ سفید با اصلاح قانون اسمیت-مانت مصوب ۱۹۴۸، به نهادهای اطلاعاتی و شرکت‌های خصوصی مرتبط با آن‌ها اجازه داد در داخل ایالات متحده نیز – از طریق شبکه‌های اجتماعی – فعالیت کنند. این موضوع، فرضیه «شَدُون‌نت» را تقویت می‌کند؛ فرضیه‌ای درباره هماهنگی میان شبکه‌های اجتماعی برای هدایت یا جهت‌دهی اعتراضاتی که پس از قتل جورج فلوید در سال ۲۰۲۰ در آمریکا رخ دادند.

در برابر چنین چشم‌انداز ناامیدکننده‌ای، واقعاً دشوار است که توصیه‌ای برای اقدام ارائه داد.

قطعاً نباید انتظار داشت که شبکه جهانی اخبار جعلی با تعطیلی آژانس USAID در دوران ترامپ از میان برود؛ آژانسی که ۶۲۰۰ خبرنگار، ۷۰۷ رسانه و ۲۷۹ سازمان غیردولتی را در استخدام دولت آمریکا داشت. در عوض، باید تلاش کرد تا شبکه‌ای بین‌المللی برای کسانی ایجاد شود که مانند بسیاری از ما، در تلاش برای افشای اخبار جعلی هستند؛ شبکه‌ای با پایگاه داده‌ای اختصاصی برای اعضا، و همچنین صندوقی مشترک برای تأمین هزینه‌های لازم تحقیقات. چنین شبکه‌ای می‌تواند آژانس خبری‌ای را شکل دهد که اطلاعات موثق در اختیار خبرنگاران شرافتمند بگذارد. هنوز هم برخی از آن‌ها باقی مانده‌اند.