
سه روز مانده به آغاز دور جدید مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا در رم، خبر تعویق این نشست اعلام شد. اگرچه وزیر خارجه عمان دلیل این تعویق را «مسائل لجستیکی» عنوان کرده، اما نشانههای متعددی وجود دارد که پای اعتراض ایران به سیاست دوگانه واشنگتن در «تهدید و مذاکره همزمان» در میان است.
دیپلماسی تهدید؛ راهبرد همیشگی آمریکا
در فاصله کوتاهی پس از پایان دور سوم مذاکرات در مسقط، دولت آمریکا در اقدامی آشکارا متناقض با روح گفتگو، تحریمهای جدیدی علیه چندین شرکت و فرد ایرانی به بهانه پشتیبانی از برنامه موشکی وضع کرد. این اقدام در حالی صورت گرفت که مقامات آمریکایی همواره مدعی بودهاند مشکل اصلی آنها با ایران، فعالیتهای هستهای است – ادعایی که با تحریمهای گسترده در حوزههای مختلف، از جمله برنامه دفاعی موشکی، آشکارا دروغ بودن آن ثابت میشود.
علاوه بر این، پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، در اظهاراتی تهدیدآمیز، ایران را به حمایت تسلیحاتی از انصارالله یمن متهم کرد و تهدید نمود: «تاوان این حمایت را در زمان و مکانی که ما تعیین میکنیم، خواهید پرداخت.» نکته قابل توجه، بازنشر این اظهارات توسط استیو ویتکاف، نماینده ویژه رئیسجمهور آمریکا در امور خاورمیانه بود که نشاندهنده هماهنگی کامل در دستگاه سیاست خارجی آمریکا برای اعمال فشار همزمان با مذاکره است.
مقاومت ایران؛ درسهای آموخته از گذشته
تصمیم ایران برای تعویق مذاکرات نشان میدهد تهران از تجربیات تلخ گذشته درس گرفته است. برخلاف دوران تیم مذاکرهکننده قبلی که به گفته بسیاری از تحلیلگران، با خوشبینی مفرط و بدون اخذ تضمینهای کافی، مسیر مذاکرات را پیش میبرد، دولت کنونی ایران نشان داده که مذاکره را به معنای تسلیم و پذیرش کاپیتولاسیون نمیداند و با قاطعیت در برابر سیاست فشار و تهدید ایستادگی میکند.
اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه ایران، در واکنش به تحریمهای جدید آمریکا، با صراحت اعلام کرد: «حل مسائل تنها در سایه احترام متقابل و رویکرد سازنده ممکن است» و هشدار داد که رفتارهای متناقض میتواند فضای مذاکرات را پیچیدهتر کند.
نقش لابی اسرائیل در خرابکاری مذاکرات
بر اساس گزارشهای رسانههای ایرانی، لابی قدرتمند اسرائیل در آمریکا (آیپک) نقش مهمی در خرابکاری روند مذاکرات ایفا میکند. بسیاری از وزرا و نمایندگان کنگره آمریکا که تحت نفوذ این لابی قرار دارند، همواره مخالف هرگونه توافق با ایران بودهاند و با اعمال فشار بر دولت ترامپ، سعی در تخریب مسیر دیپلماسی دارند.
یکی از چالشهای اساسی در مذاکرات با دولت ترامپ، رویکرد متناقض و غیرقابل پیشبینی رئیسجمهور آمریکاست. بیاطلاعی خاص ترامپ از پیچیدگیهای سیاست بینالملل و تأثیرپذیری او از جریانهای فشار، موجب شده تا گاه از مذاکره و توافق دفاع کند و گاه با تحریک لابی اسرائیل، به تهدید ایران روی آورد. این رویکرد دوگانه، عدم اعتماد ایران به مسیر مذاکرات را تشدید کرده است.
آینده مذاکرات؛ انتخاب میان تهدید یا گفتگو
در حالی که وزیر خارجه عمان اعلام کرده دلیل تعویق مذاکرات صرفاً «لجستیکی» است و سخنگوی وزارت خارجه ایران نیز تأکید کرده «گفتوگوها در مسیر دیپلماسی ادامه دارد»، اما روشن است که مسیر پیش رو دشوار خواهد بود.
جمهوری اسلامی ایران با صراحت اعلام کرده که «مذاکره و فشار» دو رویکرد متناقض هستند و نمیتوان همزمان از ابزار تهدید و تحریم استفاده کرد و انتظار پیشرفت در مذاکرات داشت. به نظر میرسد تا زمانی که آمریکا میان دیپلماسی تهدید و دیپلماسی احترامآمیز یکی را انتخاب نکند، نمیتوان به نتیجهبخش بودن مذاکرات امیدوار بود.
تعویق احتمالی نشست ایران با تروئیکای اروپایی نیز نشانه دیگری از پیچیدگی مرحله فعلی است. اگرچه هنوز نمیتوان از «بنبست» در مذاکرات سخن گفت، اما قطعاً دیپلماسی به مرحلهای حساس رسیده که در آن، اراده واقعی طرفین، بهویژه آمریکا، برای دستیابی به توافقی عادلانه و پایدار به آزمون گذاشته میشود.
تعویق مذاکرات رم، فراتر از یک تأخیر زمانی ساده، پیامی روشن از سوی ایران به آمریکاست: تهران دیگر حاضر نیست سیاست «هویج و چماق» واشنگتن را بپذیرد و بر این باور است که گفتگوی سازنده تنها در فضایی مبتنی بر احترام متقابل و به دور از تهدید و فشار امکانپذیر است.
آنچه مشخص است، تهران با درسگیری از تجربیات گذشته، امروز با اعتماد به نفس بیشتر و قاطعیت در مسیر دیپلماسی گام برمیدارد و اصول خود را خط قرمز غیرقابل معامله میداند. در این شرایط، توپ در زمین آمریکاست تا با کنار گذاشتن سیاست فشار و تهدید، زمینه را برای مذاکراتی سازنده و نتیجهبخش فراهم کند.
