اسمعیل فه‌ره‌رآ
ترجمه مجله جنوب جهانی

از سپیده‌دم تأسیس حزب کمونیست چین در سال ۱۹۲۱، پرچم رهایی طبقه کارگر همواره در اهتزاز بوده است. این حزب، بر مبنای آموزه‌های رهایی‌بخش مارکس و لنین، همواره پرولتاریا را نه صرفاً یک طبقه اجتماعی، بلکه نیروی محرکه تاریخ، شالوده دگرگونی انقلابی و بنیانگذار جامعه‌ای نوین و عادلانه دانسته است. این باور استوار، که ریشه در تحلیل علمی تضادهای ذاتی نظام سرمایه‌داری دارد، اذعان می‌دارد که تنها طبقه کارگر، با رهایی از زنجیرهای استثمار، قادر است بساط سلطه طبقاتی را برچیند و افق‌های سوسیالیسم را فرا روی بشریت بگشاید. در جمهوری خلق چین امروزین، این پیوند ناگسستنی میان حزب کمونیست و طبقه کارگر، نه یک شعار بلکه واقعیتی زنده است که در تار و پود ساختار اقتصادی و انسجام اجتماعی کشور تنیده شده است.
در این نوشتار، تلاش خواهیم کرد تا نقش محوری و تعیین‌کننده طبقه کارگر در ساختار قدرت کنونی چین، پیوند ارگانیک و دیالکتیکی این طبقه با حزب کمونیست، و تأثیرات ژرف آن بر مسیر توسعه سیاسی و شکوفایی اقتصادی کشور را مورد واکاوی عمیق قرار دهیم. این تحلیل، نه بر گمانه‌زنی‌های ذهنی، بلکه بر مبنای اسناد متقن تاریخی، قوانین مدون، و رهنمودهای نظری رهبران حزب کمونیست چین استوار خواهد بود.

۱. جایگاه پرولتاریا در منظومه فکری حزب کمونیست چین

الف) جوهره مارکسیسم-لنینیسم و رسالت تاریخی پرولتاریا
مارکسیسم، با تحلیل ماتریالیستی تاریخ، پرده از راز استثمار طبقاتی برداشته و پرولتاریا، یعنی طبقه کارگر صنعتی را به مثابه طبقه‌ای معرفی می‌کند که در قلب نظام سرمایه‌داری، طعم تلخ استثمار را بیش از هر طبقه دیگری می‌چشد و در عین حال، به دلیل موقعیت استراتژیک خود در فرایند تولید، از توانایی بالقوه‌ای برای سرنگونی این نظام و بنای جامعه‌ای رها از ستم برخوردار است. لنینیسم، به عنوان تکامل اندیشه مارکس در عصر امپریالیسم، بر نقش پیشاهنگ حزب انقلابی پرولتاریا در سازماندهی و رهبری این مبارزه رهایی‌بخش تأکید می‌ورزد. حزب کمونیست چین، با درک عمیق این اصول جهانشمول، آن‌ها را با در نظر گرفتن شرایط انضمامی جامعه چین، در قالب «مارکسیسم-لنینیسم با ویژگی‌های چینی» به کار بسته و راهنمای عمل خود قرار داده است.
ب) انقلاب ۱۹۴۹: تجلی اراده طبقه کارگر
پیروزی شکوهمند انقلاب چین در سال ۱۹۴۹، نقطه عطفی در تاریخ مبارزات طبقه کارگر در سطح جهانی به شمار می‌رود. این پیروزی سترگ، نه یک حادثه تصادفی، بلکه نتیجه حتمی مبارزه طولانی و جان‌فشانه‌ای بود که تحت رهبری حزب کمونیست و با مشارکت فعال و آگاهانه طبقه کارگر، دهقانان و سایر زحمتکشان شهری و روستایی به ثمر نشست. در این نبرد سرنوشت‌ساز، طبقه کارگر چین نشان داد که با اتحاد و سازماندهی، قادر است یوغ نظام فئودالی و سرمایه‌داری وابسته به امپریالیسم را درهم شکند و سرنوشت خود را به دست گیرد. تأسیس جمهوری خلق چین، در واقع، تجلی عینی قدرت و اراده طبقه کارگر و متحدانش بود.
ج) نقش محوری کارگران در دوران سازندگی سوسیالیستی
پس از استقرار نظام نوین سوسیالیستی، حزب کمونیست چین، کارگران را به عنوان «نیروی پیشتاز و هسته اصلی در ساخت جامعه سوسیالیستی» معرفی نمود. این اصل اساسی، نه تنها در اسناد نظری حزب، بلکه در قوانین بنیادین کشور، از جمله قانون اساسی ۱۹۵۴، به صراحت مورد تأکید قرار گرفت. در دوران سازندگی، طبقه کارگر چین با از خودگذشتگی و خلاقیت بی‌نظیر، در خط مقدم توسعه صنعتی، زیربنایی و فرهنگی کشور قرار گرفت و نقش بی‌بدیلی در پیشبرد اهداف سوسیالیستی ایفا نمود.

۲. نقش کنونی طبقه کارگر در ساختار قدرت جمهوری خلق چین

الف) اقتصاد پویا، بر شانه های نیروی کارگر
امروزه، جمهوری خلق چین با برخورداری از بیش از ۷۰۰ میلیون نفر نیروی کار، بزرگترین ارتش کار جهان را در اختیار دارد. این نیروی عظیم، که شامل کارگران صنعتی، کشاورزان، متخصصان عرصه فناوری و سایر اقشار زحمتکش می‌شود، قلب تپنده اقتصاد کشور و عامل اصلی رشد و شکوفایی آن به شمار می‌رود.
–  صنعت: در مناطق صنعتی پیشرفته‌ای همچون گوانگ‌دونگ و شانگهای، کارگران چینی با تلاش شبانه‌روزی و تولید انبوه کالاهای صنعتی، موتور محرکه رشد اقتصادی کشور هستند و محصولات آن‌ها بازارهای جهانی را تسخیر کرده است.
–  نوآوری: با اتکا به تربیت نیروی کار ماهر و سرمایه‌گذاری‌های کلان در آموزش‌های فنی و حرفه‌ای، چین به کانون نوآوری جهانی در عرصه‌هایی نظیر هوش مصنوعی، فناوری نسل پنجم تلفن همراه (۵G) و انرژی‌های پاک تبدیل شده است. در این مسیر پرفراز و نشیب، طبقه کارگر متخصص و ماهر نقش کلیدی را ایفا می‌کند.
ب) تضمین حقوق و حمایت‌های قانونی از طبقه کارگر
حکومت جمهوری خلق چین، در راستای تعهدات ایدئولوژیک و سیاسی خود به طبقه کارگر، همواره در جهت استیفای حقوق و بهبود شرایط زندگی آنان گام برداشته و قوانین متعددی را در این زمینه به تصویب رسانده است:
–  قانون قرارداد کار (۱۹۹۵): این قانون مترقی، با هدف تنظیم روابط کار میان کارفرمایان و کارگران، حقوق اساسی کارگران از جمله حق دریافت دستمزد عادلانه، شرایط کار ایمن و بهداشتی، و حق برخورداری از مرخصی و مزایای قانونی را تضمین می‌کند.
–  نظام جامع بیمه اجتماعی: حکومت چین، با ایجاد یک نظام فراگیر بیمه سلامت، بازنشستگی و بیمه بیکاری، چتر حمایتی گسترده‌ای را برای کارگران شهری و روستایی فراهم آورده است و تلاش می‌کند تا آسیب‌پذیری‌های ناشی از بیماری، سالمندی و از دست دادن شغل را به حداقل برساند.
–  پروژه عظیم فقرزدایی (۲۰۱۳-۲۰۲۰): این پروژه تاریخی، که به رهایی بیش از ۱۰۰ میلیون نفر از جمعیت روستایی از دام فقر مطلق منجر شد، نمونه‌ای درخشان از عزم راسخ حکومت برای بهبود کیفیت زندگی طبقه کارگر روستایی و تحقق عدالت اجتماعی است.
ج) مشارکت فعال کارگران در فرایند تصمیم‌گیری‌های سیاسی
در ساختار سیاسی جمهوری خلق چین، طبقه کارگر از طریق سازوکارهای مختلف، از جمله اتحادیه‌های کارگری و شوراهای نمایندگان کارگران در سطوح مختلف، حضوری فعال و مؤثر در فرایند تصمیم‌گیری‌ها دارد. اتحادیه‌های کارگری چین، که تحت رهبری حزب کمونیست فعالیت می‌کنند، نهادهایی هستند که وظیفه دفاع از حقوق و منافع کارگران، انعکاس خواسته‌ها و نیازهای آنان به مقامات دولتی و مشارکت در تدوین و اجرای سیاست‌های مرتبط با طبقه کارگر را بر عهده دارند.

۳. پیوند ناگسستنی طبقه کارگر و حزب کمونیست چین

الف) حزب کمونیست، طلایه‌دار منافع طبقه کارگر
حزب کمونیست چین، همواره و بی‌هیچ تردیدی، خود را «نماینده منافع بنیادین طبقه کارگر، دهقانان و سایر گروه‌های زحمتکش» معرفی کرده است. این پیوند عمیق و استراتژیک، در اصول اساسی حزب، به ویژه در شعار جاودان «خدمت به خلق» (为人民服务)، تبلور یافته است. حزب، منافع طبقه کارگر را نه یک منفعت صنفی محدود، بلکه منافع کل جامعه و پیشرفت تاریخی بشریت می‌داند و در راه تحقق آن از هیچ کوششی فروگذار نمی‌کند.
ب) ترویج آگاهی طبقاتی و آموزش‌های سیاسی
حزب کمونیست چین، با بهره‌گیری از طیف وسیعی از ابزارهای تبلیغاتی و آموزشی، مفاهیمی همچون «وحدت طبقه کارگر» و «ضرورت مبارزه برای تحقق سوسیالیسم و کمونیسم» را در میان اقشار مختلف جامعه، به ویژه در مناطق صنعتی و روستایی، ترویج می‌کند. این برنامه‌ها نقش بسزایی در ارتقای آگاهی طبقاتی، تقویت پیوند میان حزب و طبقه کارگر و بسیج آنان در جهت تحقق اهداف توسعه‌ای کشور ایفا می‌کنند.
ج) حضور فعال کارگران در صفوف حزب
بر اساس آمار رسمی، حدود ۴۰ درصد از اعضای حزب کمونیست چین را کارگران و کشاورزان تشکیل می‌دهند. این امر نشان‌دهنده تلاش آگاهانه حزب برای جذب فعال‌ترین و آگاه‌ترین عناصر طبقات کارگری در صفوف خود و تضمین حضور نمایندگان واقعی این طبقات در ساختارهای رهبری حزب و حکومت است. این حضور فعال، موجب می‌شود تا منافع و دغدغه‌های طبقه کارگر همواره در سیاست‌گذاری‌ها و تصمیم‌گیری‌های کلان کشور مورد توجه قرار گیرد.

۴. چالش‌ها و راهکارها

الف) مواجهه با چالش‌های نوظهور اقتصادی و اجتماعی
با وجود دستاوردهای چشمگیر، طبقه کارگر چین نیز همچون سایر طبقات اجتماعی، با چالش‌های ناشی از تحولات پرشتاب اقتصادی و اجتماعی، از جمله افزایش نابرابری‌های درآمدی، تغییر ساختار اشتغال و کاهش فرصت‌های شغلی سنتی در برخی صنایع، و فشارهای ناشی از رقابت فزاینده در عرصه جهانی مواجه است.
ب) پاسخ هوشمندانه حکومت به چالش‌ها
حکومت جمهوری خلق چین، با درک عمیق این چالش‌ها، سیاست‌های هوشمندانه‌ای را در پیش گرفته است تا از حقوق و منافع طبقه کارگر در این دوران گذار محافظت نماید:
–  توسعه بخش خدمات و صنایع دانش‌بنیان: با هدف ایجاد فرصت‌های شغلی جدید و باکیفیت در بخش‌های نوین اقتصادی، سرمایه‌گذاری‌های گسترده‌ای در توسعه بخش خدمات و صنایع مبتنی بر فناوری‌های پیشرفته صورت گرفته است.
–  حمایت از کارگران مهاجر: تلاش‌های مستمری برای بهبود شرایط زندگی و ارتقای حقوق کارگران مهاجری که از مناطق روستایی به شهرها مهاجرت کرده‌اند، در جریان است.
–  سرمایه‌گذاری در آموزش و مهارت‌آموزی: با هدف ارتقای سطح مهارت و توانمندی‌های نیروی کار، سرمایه‌گذاری‌های کلانی در نظام آموزش و پرورش و برنامه‌های آموزش فنی و حرفه‌ای صورت می‌گیرد تا کارگران چینی بتوانند در اقتصاد جهانی رقابت‌پذیر باقی بمانند.

۵. جمع‌بندی: پرولتاریا، نیروی پیشران تحقق رویای بزرگ

طبقه کارگر، به عنوان ستون فقرات حزب کمونیست چین و نیروی محرکه اصلی جامعه سوسیالیستی، نقشی بی‌بدیل در ساخت و پیشبرد رویای بزرگ ملت چین برای احیای شکوه تاریخی ایفا می‌کند. این پیوند عمیق و استوار، که بر مبنای اصول جهانشمول مارکسیسم-لنینیسم و سیاست‌های عملگرایانه حزب شکل گرفته است، گواهی بر این واقعیت است که هیچ تحول بنیادین در جهت تحقق عدالت اجتماعی و پیشرفت همه‌جانبه، بدون مشارکت فعال و آگاهانه طبقه کارگر امکان‌پذیر نخواهد بود.
همانگونه که شی جین پینگ با ژرف‌اندیشی تمام بیان داشته است:
«طبقه کارگر، نیروی اساسی در خلق ثروت اجتماعی، نیروی تعیین‌کننده در توسعه نیروی‌های مولد و نیروی پیشرو و پیشاهنگ در پیشبرد توسعه همه‌جانبه جامعه است.»
این آموزه گرانبها، نه تنها در روز جهانی کارگر، بلکه در تمامی ایام سال، یادآور قدرت عظیم طبقه کارگر و ضرورت وحدت و همبستگی آن در برابر چالش‌های پیش رو و در مسیر تحقق آرمان‌های والای سوسیالیستی است. این حقیقت انکارناپذیر است که آینده‌ای روشن و عادلانه، تنها با تکیه بر نیروی رهایی‌بخش طبقه کارگر و تحت رهبری حزب کمونیست، قابل تحقق خواهد بود.