
اخیرا یان فان آکن، رهبر مشترک حزب چپ آلمان مصاحبه ای درباره جایگزینی ناتو با هفته نامه دی تسایت انجام داده است در اینجا ابتدا خلاصه ای از گفتگو را مشاهده میکنید و سپس نقد مجید افسر به حزب چپ آلمان را که در انتها آمده است مطالعه میکنید،
مجله جنوب جهانی
خلاصه گفتههای یان فان آکن،
اپوزیسیون آلمان پیشنهاد جایگزینی برای ناتو را مطرح کردند
رهبر مشترک حزب چپ آلمان گفته است که بلوک نظامی تحت رهبری ایالات متحده «آیندهای ندارد».
یان فان آکن، رهبر مشترک حزب چپ آلمان، خواستار جایگزینی ناتو با یک اتحاد امنیتی جدید با مشارکت روسیه و ایالات متحده شده و استدلال کرده است که بلوک نظامی تحت رهبری ایالات متحده «آیندهای ندارد».
فان آکن در مصاحبهای با نشریه «دی تسایت» که روز شنبه منتشر شد، گفت که حزبش همچنان از برنامه سال ۲۰۱۱ خود حمایت میکند که خواستار خروج آلمان از ناتو و کمک به ایجاد یک سیستم امنیت جمعی جدید شده بود.
فان آکن در پاسخ به این سوال که آیا آلمان و متحدان اروپاییاش میتوانند بدون حمایت ایالات متحده از خود دفاع کنند، گفت: «ما هرگز نمیخواستیم ناتو را بدون جایگزین منحل کنیم، بلکه میخواستیم آن را با یک سیستم امنیتی مشارکتی جایگزین کنیم.» او مدل جدیدی شبیه به سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) را پیشنهاد کرد که بر حفظ صلح و دفاع مشترک متمرکز باشد.
او اظهار داشت: «چیزی شبیه به OECD 2.0. یک اتحاد صلح و دفاع، همراه با روسیه و ایالات متحده. اما البته، اگر بخواهیم آن را بازسازی کنیم، مطمئناً به ده سال دیگر اقدامات اعتمادساز نیاز خواهد بود. ناتو تا آن زمان همچنان وجود خواهد داشت، اما دیگر آیندهای ندارد.»
فان آکن همچنین خواستار خروج نیروهای آمریکایی مستقر در آلمان شد. او با اشاره به اینکه ذخایر هستهای فرانسه و بریتانیا در حال حاضر «بیش از اندازه کافی» است، گفت: «بله، و آنها باید سلاحهای هستهای خود را نیز ببرند.»
او تأیید کرد که چشمانداز یک اروپای غیرنظامی همچنان محور اصلی برنامه حزب است. او پرسید: «البته که من میخواهم در کشوری بدون ارتش زندگی کنم. شما چطور؟»
ماه گذشته، آلمان بسته کمک نظامی جدیدی با تایید حزب چپ برای اوکراین شامل خودروها، موشکهای دفاع هوایی و هویتزرها را اعلام کرد. صدراعظم آینده، فردریک مرتس، از تامین موشکهای کروز تائوروس برای اوکراین که قادر به حمله به عمق خاک روسیه هستند، حمایت کرده است. حزب سوسیال دموکرات، که در حال مذاکرات ائتلافی با حزب دموکرات مسیحی مرتس است، با این اقدام به عنوان یک تشدید تنش غیرضروری مخالفت کرده است. حزب چپ با ندادن رای منفی از بودجه نظامی عظیم آلمان در بوندس رات حمایت کرد.
مسکو هشدار داده است که تامین این موشکها باعث دخالت مستقیم آلمان در این درگیری خواهد شد و استدلال کرده است که نیروهای اوکراینی نمیتوانند بدون کمک پرسنل آلمانی از تائوروس استفاده کنند.
نقد مجید افسر:
مواضع حزب چپ آلمان و رهبرش یان فان آکن: تظاهری از سوسیال-امپریالیسم و انحراف از اصول مارکسیسم-لنینیسم
مواضع حزب چپ آلمان و رهبر آن، یان فان آکن، به روشنی نمایانگر ماهیت سوسیال-امپریالیستی این حزب و گسست آن از مبانی مارکسیسم-لنینیسم است. بررسی ژرفتر این دیدگاهها، تناقضات و فریبکاریهای نهفته در آنها را آشکار میسازد:
۱. مخالفت صوری با آمریکا و ناتو:
حزب چپ آلمان در حالی که ژستی ضدآمریکایی به خود میگیرد و خواستار برچیده شدن ناتو است، این موضعگیری نه از سرِ دشمنی با امپریالیسم، بلکه در راستای منافع امپریالیسم اروپایی صورت میپذیرد. این مخالفت دقیقاً در زمانی مطرح میشود که دونالد ترامپ و ایالات متحده آمریکا نیز ناتو را مسئلهساز تلقی میکنند. در واقع، هدف اصلی فان آکن، تغییر موازنه قدرت به سود امپریالیسم اروپا است، نه مبارزه اصولی با پدیده امپریالیسم.
۲. فریبکاری در شعار غیرنظامیسازی:
ادعای مخالفت حزب چپ با نظامیگری کاملاً فریبنده به نظر میرسد. آنها نه خواهان پایان دادن به نظامیگری و سلطهطلبی، بلکه صرفاً در پی تغییر ساختار نظامی به نفع اروپا هستند. همانگونه که ولادیمیر لنین در اثر برجستهاش، «امپریالیسم بهمثابه بالاترین مرحله سرمایهداری»، نشان داد، این دقیقاً همان شگرد سوسیال-امپریالیستها است که با پوشش شعارهای صلحطلبانه، اهداف امپریالیستی خود را پنهان میسازند.
لنین در مقاله «سوسیالیسم و جنگ» (۱۹۱۵) مینویسد:
> «پاسیفیسم و تبلیغات انتزاعی صلح، اگر با فراخوان به مبارزه طبقاتی همراه نباشد، تنها میتواند کارگران را گمراه کند و با ایجاد این توهم که بورژوازی صلحطلب است، آنان را به ابزاری در دست دیپلماسی مخفی دولتهای متخاصم تبدیل کند.»
۳. دورویی در مسئله تسلیحات هستهای:
موضع حزب چپ در قبال تسلیحات هستهای آشکارا ریاکارانه است. آنها خواستار خروج تسلیحات هستهای آمریکا از خاک اروپا هستند، اما در عین حال اذعان میکنند که زرادخانههای هستهای فرانسه و بریتانیا «بیش از اندازه کافی» است! این تناقض به وضوح نشان میدهد که دغدغه اصلی آنها نه خلع سلاح هستهای، بلکه انتقال کنترل این تسلیحات به دست قدرتهای اروپایی است.
۴. پیشنهاد متناقض اتحاد نظامی:
ایدهی مطرح شده تحت عنوان «OECD 2.0» و تشکیل یک اتحاد نظامی با مشارکت روسیه و آمریکا، پیشنهادی غیرعملی و گمراهکننده است. این طرح هیچگونه توضیحی پیرامون هدف و ماهیت این اتحاد ارائه نمیدهد و مشخص نمیکند که این ائتلاف در مقابل چه نیرویی شکل خواهد گرفت. همانطور که تحلیلهای لنین از اتحادهای امپریالیستی نشان میدهد، چنین ائتلافهایی همواره در راستای منافع امپریالیستی و برای سرکوب و تقسیم مجدد جهان شکل میگیرند.
مثلا علیه جمهوری خلق چین و یا دیگر کشورهای مستقل.
لنین در مقاله «امپریالیسم و تفرقه در سوسیالیسم» (۱۹۱۶) مینویسد:
> «با گسترش و تعمیق تضادهای امپریالیسم، بورژوازی برای حفظ نظام کهنه و جلوگیری از سقوط سرمایهداری، به هر وسیلهای متوسل میشود: افزایش مالیاتها، امتیازات انحصاری، رشوهخواری، اختناق نظامی. امپریالیسم، «آخرین» مرحله سرمایهداری، به قطببندی جامعه میانجامد و تضادهای آشتیناپذیر آن را تشدید میکند.»
۵. جایگزینی یک پیمان امپریالیستی با دیگری:
ماهیت اصلی پیشنهاد حزب چپ، نه پایان دادن به امپریالیسم، بلکه صرفاً بازآرایی آن است. آنها در تلاشاند تا ناتو را با یک ساختار امپریالیستی جدید جایگزین کنند که روسیه را نیز در بر بگیرد. این رویکرد، نقض آشکار اصول لنینیستی مبارزه با امپریالیسم است. لنین در مقاله «دربارهی شعار ایالات متحده اروپا» به روشنی توضیح میدهد که چنین اتحادهایی تنها به تحکیم سلطه امپریالیستی منجر خواهند شد.
لنین در مقاله «دربارهی شعار ایالات متحده اروپا» (۱۹۱۵) صراحتاً بیان میکند:
> «البته، توافقهای موقت میان سرمایهداران و میان قدرتها امکانپذیر است. در این معنا، ایالات متحده اروپا نیز ممکن است به عنوان توافقی میان سرمایهداران اروپایی… برای سرکوب مشترک سوسیالیسم در اروپا، برای حفاظت مشترک از مستعمرات غارت شده علیه ژاپن و آمریکا…»
۶. تقویت روایت دروغین «تهدید روسیه»:
حزب چپ با پیشنهاد «اقدامات اعتمادساز» با روسیه، به روایت ساختگی نخبگان اروپایی دربارهی «تهدید روسیه» مشروعیت میبخشد. این در حالی است که جنگ اوکراین محدودیتهای قدرت نظامی روسیه را آشکار ساخته و ادعای تهدید روسیه برای کل اروپا، فریبی آشکار برای توجیه نظامیگری اروپایی است.
لنین در رساله «کاریکاتوری از مارکسیسم و اکونومیسم امپریالیستی» (۱۹۱۶) این رویکرد را به خوبی توصیف میکند:
> «منافع و خواستههای بورژوازی امپریالیستی در این است که تودههای کارگر را فریب دهد، مبارزه طبقاتی میان آنها را با افسانههای «میهنپرستی» تیره و تار سازد، توجه آنها را به سوی «دشمن خارجی» منحرف کند و از اتحاد بینالمللی کارگران که علیه سرمایهداران در تمام کشورها و علیه جنگ میجنگند، جلوگیری کند.»
۷. فریب آرمان «کشور بدون ارتش»:
در نهایت، یان فان آکن با زرنگی از آرزوی زندگی در «کشوری بدون ارتش» سخن میگوید، در حالی که تمامی مواضع حزبش در تضاد کامل با این آرمان قرار دارد. این همان تاکتیک کارل کائوتسکی و برنشتاین است که لنین آن را «رویزیونیسم» و «اپورتونیسم» نامید – استفاده از شعارهای آرمانگرایانه برای پنهان ساختن خیانت به اصول انقلابی.
حزب چپ آلمان نه یک نیروی چپ واقعی، بلکه همدست امپریالیستهای اروپایی و دنبالهروی سنت سوسیال-امپریالیستی است. آنها در همکاری با احزاب راست دموکرات مسیحی، سوسیال دموکرات و سبزها، در پی شکلدهی به یک امپریالیسم اروپایی مستقلتر هستند. لنین در اثر «ورشکستگی انترناسیونال دوم» دقیقاً چنین احزابی را افشا کرد که زیر لوای سوسیالیسم، منافع امپریالیستی را پیش میبرند.
تنها راه مقابله با امپریالیسم، نه جایگزینی یک بلوک امپریالیستی با بلوک دیگر، بلکه مبارزهی انقلابی علیه تمامیت نظام امپریالیستی است – همانگونه که لنین آموزاند.

