آتش‌بس دست‌نیافتنی در اوکراین؛ در حالی که کی‌یف و حامیان غربی‌اش زمان می‌خرند

در



دیمیتری کوالویچ
منتشرشده شده در المیادین انگلیسی
ترجمه مجله جنوب جهانی



دیمیتری کوالویچ بررسی می‌کند که چگونه دولت زلنسکی، با پشتیبانی قدرت‌های غربی، از طریق اعمال حکومت نظامی، سربازگیری اجباری و دیپلماسی شکست‌خورده، جنگ اوکراین با روسیه را طولانی‌تر می‌کند و برای حفظ قدرت، خطر فروپاشی داخلی را به جان می‌خرد.

با نزدیک شدن به پایان آوریل ۲۰۲۵، جامعه اوکراین در انتظار دستیابی به نوعی آتش‌بس با روسیه است؛ توافقی که بتواند به پایان سربازگیری اجباری و درگیری‌های مرگبار در میدان‌های نبرد بینجامد. اما ولودیمیر زلنسکی، رئیس‌جمهور اوکراین، در تاریخ ۱۹ آوریل تصمیم گرفت وضعیت حکومت نظامی را برای سه ماه دیگر، تا ۶ اوت ۲۰۲۵، تمدید کند؛ در حالی‌که وضعیت فعلی تا ۲۹ مه برقرار است.
قوه مقننه مطیع اوکراین، یعنی «ورخوونا رادا»، از فوریه ۲۰۲۲ تاکنون هر سه ماه، بنا به درخواست دفتر زلنسکی، حکومت نظامی را تمدید کرده است. این وضعیت موجب بسته شدن مرزهای کشور (به‌جز با مجوز ویژه)، لغو انتخابات ریاست‌جمهوری و پارلمان که طبق قانون اساسی یک سال پیش باید برگزار می‌شد، و ادامه شکار سربازان از خیابان‌های شهرها و روستاهای باقیمانده در کشور آسیب‌دیده شده است.
این شتاب در تمدید حکومت نظامی در اوکراین به عنوان نشانه‌ای از ترس دولت تلقی می‌شود؛ ترسی از آن‌که هرگونه امتیازدهی صلح‌طلبانه به روسیه، ممکن است باعث «شورش» قانون‌گذاران راست‌افراطی در رادا و شبه‌نظامیان وابسته به آنان شود. به‌طور کلی، صلح، حکومت زلنسکی را تضعیف کرده یا به پایان خواهد رساند؛ چرا که بقای سیاسی دولت او وابسته به تداوم جنگ است.
کانال تلگرامی «رزیدنت» اوکراین نوشته است که این رأی‌گیری برای تمدید حکومت نظامی، تلاشی از سوی آندری یرماک، رئیس دفتر ریاست‌جمهوری، برای حفظ کنترل بر نخبگان سیاسی اوکراین است. کی‌یف وعده داده که توافق‌های جدید تسلیحاتی با بریتانیا و کشورهای اتحادیه اروپا در راه است، اما الیگارش‌های اوکراین دیگر به این وعده‌ها اعتمادی ندارند، زیرا به‌وضوح می‌بینند که دولت کنترل خود را بر اوضاع سیاسی و نظامی از دست داده است. دفتر یرماک اکنون بیش از دولت ترامپ از یک «فروند» (شورش داخلی) می‌ترسد، زیرا «کنترل آن‌ها بر نیروهای امنیتی صرفاً یک توهم است».
(فروند مجموعه‌ای از جنگ‌های داخلی در پادشاهی فرانسه میان سال‌های ۱۶۴۸ تا ۱۶۵۳ بود که در میانه جنگ فرانسه و اسپانیا آغاز شد.)
تحلیلگر سیاسی اوکراینی، کوست بوندارنکو، معتقد است تصمیم اخیر زلنسکی برای تمدید حکومت نظامی، نوعی ژست نمایشی برای ترامپ بوده است: «این رأی‌گیری شتاب‌زده، تقریباً سه هفته پیش از پایان دوره قبلی حکومت نظامی، انجام شد تا زلنسکی بتواند به‌طور نمادین پیامی برای ترامپ بفرستد. منابع من در ایالات متحده این تصمیم را چنین ارزیابی می‌کنند.»
اولگ تساریوف، نماینده پیشین رادا و تحلیلگر سیاسی، در تاریخ ۱۶ آوریل در تلگرام نوشت: «زلنسکی برای تمدید حکومت نظامی عجله کرد تا حتی کوچک‌ترین احتمال تحقق سناریوی ترامپ برای رسیدن به آتش‌بس و آغاز مذاکرات صلح پیش از جمعه عید پاک، ۲۰ آوریل، را از میان بردارد.»
به گفته تساریوف، «احتمال تحقق این سناریو توسط ترامپ بسیار ضعیف بود، اما زلنسکی برای اطمینان خاطر، حتی این تهدید فرضی را نیز حذف کرد.»
این تحلیلگر فرضی جسورانه را مطرح می‌کند که ترامپ واقعاً خواهان صلح در اوکراین است، نه صرفاً مدیریت شکست قریب‌الوقوع ائتلاف نظامی غرب. با توجه به شواهد کنونی، جنگ ادامه خواهد یافت و تلفات انسانی همچنان افزایش خواهد یافت. اولکساندر دوبینسکی، عضو منتخب رادا که اکنون در مرکز بازداشت کی‌یف به اتهام خیانت در بازداشت است، در یادداشتی کوتاه در تاریخ ۱۶ آوریل در تلگرام تأکید کرد که «تمدید مجدد قدرت زلنسکی و باند کلپتوکرات‌های او بهایی مشخص دارد». به گفته او، این بها «۳۰ هزار اوکراینی کشته‌شده دیگر تا ۶ اوت خواهد بود.»

محکومیت چین از سوی کی‌یف

زلنسکی در ماه آوریل، دولت چین را نیز به شدت مورد حمله قرار داد؛ دولتی که طی سه سال گذشته پیشنهادهایی برای حل‌وفصل مسالمت‌آمیز ارائه کرده و روابط دیپلماتیک خود را با همه طرف‌ها حفظ کرده است. در ۱۷ آوریل، زلنسکی دولت چین را متهم کرد که مستقیماً به روسیه سلاح می‌فرستد، به‌ویژه به شکل باروت و گلوله‌های توپخانه.
به گزارش کانال تلگرامی پولیت‌ناویگاتور در ۱۷ آوریل، زلنسکی گفته است شی جین‌پینگ، رئیس‌جمهور چین، قبلاً به او وعده داده بود که تولیدکنندگان تسلیحات چینی به روسیه سلاح نخواهند فروخت. زلنسکی با لحنی تند گفته است: «او به من قول داد که سلاحی به روسیه نخواهد فروخت یا اهدا نخواهد کرد، اما اکنون، متأسفانه، اطلاعات متفاوتی می‌بینیم.»
در ۱۸ آوریل، زلنسکی تحریم‌هایی علیه سه شرکت چینی تولید هواپیما اعمال کرد، در حالی‌که هیچ‌یک از این سه شرکت تاکنون هیچ ارتباطی با صنعت هوایی تقریباً تعطیل‌شده اوکراین نداشته‌اند.

بقای سیاسی زلنسکی

حملات زلنسکی به ایالات متحده و چین، در کنار حملات همیشگی او به روسیه، بیانگر وضعیت سیاسی ناامیدانه دولت او است. تمایل او به طولانی کردن جنگ نیابتی ایالات متحده و ناتو در اوکراین، مسأله‌ای حیاتی برای بقای سیاسی او و دولتش است.
وادیم پریستایکو، معاون پیشین دفتر ریاست‌جمهوری اوکراین و وزیر خارجه سابق، در تاریخ ۱۶ آوریل در تلگرام نوشت که کشورهای دیگر، به‌ویژه در جنوب جهانی، از مسئله اوکراین خسته شده‌اند، چرا که کی‌یف و غرب به‌طور مداوم مشکلات و درگیری‌های دیگر مناطق را نادیده می‌گیرند.
پریستایکو در پیام خود، گفت‌وگویی با یکی از سفیران یک کشور عربی دوست را به یاد می‌آورد:
«او به من گفت: «می‌دانی، من از تو و تمام صحبت‌هایت درباره اوکراین خسته‌ام. شما فجایعی را که در سراسر جهان در حال وقوع است نمی‌بینید، و می‌خواهم دلیلش را برایت بگویم: چون این یک جنگ بین مردم سفیدپوست است.»»
در واقع، کی‌یف از سال ۲۰۱۴ تاکنون این ایده را ترویج کرده است که تنها «اوکراینی‌های واقعی» کسانی هستند که «سفیدپوست و متمدن» و از تبار اروپایی‌اند. طبق این دکترین نژادپرستانه، مأموریت تاریخی آنان مقابله با «هجوم آسیایی‌ها» از شرق است. دکترین مشابهی در دوران استعمار در بریتانیا و فرانسه رایج بود؛ زمانی که امپراتوری‌هایشان سرزمین‌های متعلق به ملت‌های دیگر را تصرف کرده و تلاش می‌کردند وابستگی به «کشورهای متمدن» خود را عاملی برای برتری یک ملت تحت سلطه نسبت به ملت همسایه‌ای بدون چنین پیوندهایی جلوه دهند.
مؤسسه سیاست اوکراین در ۱۶ آوریل نوشت که راهبرد دولت اوکراین بر دو فرض کلیدی استوار است: «پوتین روزی خواهد رفت، و ترامپ پدیده‌ای گذراست.»
«دولت اوکراین امیدوار است که شرایط سیاسی جهانی و آرایش سیاست خارجی به‌زودی و نه دیرتر به نفعش تغییر کند. تا آن زمان، مسیر فعلی ادامه می‌یابد: «تاب آوردن در دوران تلاطم».»

میانجی‌گری نمایشی آمریکا برای صلح

در این شرایط، دولت ایالات متحده مدعی است که ممکن است در صورت عدم دستیابی به توافق صلحی مطابق شروط خود، از درگیری اوکراین عقب‌نشینی کند. مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، در تاریخ ۱۸ آوریل گفت که اگر تا چند روز دیگر نشانه روشنی از امکان دستیابی به توافق دیده نشود، آمریکا تلاش برای میانجی‌گری میان روسیه و اوکراین را متوقف خواهد کرد. اما ده روز بعد، تلاش‌های نمایشی برای میانجی‌گری همچنان ادامه داشت، و دولت ترامپ در ۲۵ آوریل اعلام کرد که روسیه باید با باقی ماندن نیروهای مسلح اوکراین در کشور موافقت کند. این خواسته با یکی از اهداف اصلی روسیه در این جنگ که همان «غیرنظامی‌سازی اوکراین» است، در تضاد کامل قرار دارد. هیچ نشانه‌ای از تمایل به مصالحه در این مورد از سوی مسکو دیده نمی‌شود.
دیپلمات روس، میخائیل دِمورین، معتقد است آمریکا در واقع فقط تلاش می‌کند از خط آتش و مسئولیت‌پذیری درباره اوکراین خارج شود تا با طرف شکست‌خورده هم‌ردیف نشود.
«متحدان اروپای غربی رژیم زلنسکی از سقوط او آسیب‌هایی جدی خواهند دید، اگرچه این آسیب‌ها ممکن است بحرانی نباشند. آن‌ها هنوز منابع و امکانات زیادی در اختیار دارند. اما آمریکایی‌ها برای خود شرایطی فراهم می‌کنند تا از این درگیری در اوکراین «خزیده عقب‌نشینی» کرده و آن را به دوش متحدان ناتو بگذارند، در حالی که تمرکز خود را به جنگ تجاری فزاینده با چین معطوف می‌کنند.»
دمورین هشدار می‌دهد: «همان‌طور که پیش‌تر نیز بود، فشار بر روسیه در حوزه‌های تجاری، مالی و نظامی‌سیاسی ادامه خواهد یافت. اقدامات خصمانه تداوم خواهد داشت، عمدتاً ولی نه منحصراً در منطقه دریای بالتیک و قفقاز جنوبی.»

تأمین مالی ادامه‌دار کی‌یف؛ باری بر دوش اروپا

در چنین شرایطی، ادامه تأمین مالی کی‌یف به‌طور فزاینده‌ای بر دوش قدرت‌های امپریالیستی ناتو در اروپا، به‌ویژه بریتانیا، آلمان و فرانسه خواهد افتاد. هر سه کشور همچنان ادعای عزم راسخ برای شکست روسیه را دارند، هرچند که سخنانشان از آنچه منابع نظامی و اقداماتشان توان انجامش را دارد، بلندتر است.

ارتش‌های تضعیف‌شده و پرمدعا در غرب

خبرگزاری دولتی دویچه‌وله آلمان در ۱۶ آوریل گزارش داد که «در اوکراین، کودکان در اردوگاه‌های نظامی شبیه‌سازی‌شده آموزش می‌بینند تا جنگیدن، نبرد تن‌به‌تن و اجرای عملیات‌های تخلیه را بیاموزند. هدف این است که آن‌ها را برای این احتمال آماده کنند که جنگ با روسیه ممکن است سال‌ها ادامه یابد.»
روزنامه بیلد آلمان نیز در همین حین، مزدوران آلمانی‌ای را که برای پیوستن به هنگ نئونازی آزوف آموزش می‌بینند، برای «حفاظت از اروپا در برابر روسیه» ستایش می‌کند.
آرمین پاپرگر، رئیس شرکت تولید سلاح راین‌متال آلمان، در آوریل اعلام کرد که این شرکت کارخانه‌ای برای تولید مهمات در اوکراین خواهد ساخت، اگرچه پیش از سال ۲۰۲۶ آماده نخواهد شد. به گفته او، در ابتدا قرار بود این کارخانه ۱۵۰ هزار گلوله در سال تولید کند، اما اکنون برنامه‌ریزی برای افزایش قابل توجه این ظرفیت تولیدی در جریان است.
چنین گزارش‌هایی در رسانه‌های غربی نشان می‌دهند که منافع نظامی غرب به دنبال ادامه‌دار شدن جنگ با روسیه هستند، و این امر، به‌طور سودآور، به افزایش درآمد شرکت‌های نظامی منجر خواهد شد.
اما تولیدکنندگان تسلیحات آمریکا و اروپا با مشکلات بزرگی در جاه‌طلبی‌های جنگی خود مواجه‌اند.
یکی از این مشکلات، ناتوانی در تولید حجم کافی سلاح است؛ مشکل دیگر، کیفیت پایین تسلیحات تولیدشده است. مجله آلمانی اشپیگل در آوریل گزارش داد که جنگ در اوکراین نشان داده است سلاح‌های آلمانی «فقط به‌طور جزئی قابل استفاده هستند». منبع این گزارش، سند داخلی نیروهای مسلح آلمان (بوندس‌ور) بوده است. به عنوان مثال، اشپیگل توضیح می‌دهد که واحدهای توپخانه‌ای «پانزرهاویتسه ۲۰۰۰» آلمان در اوکراین ضعف‌های فنی‌ای از خود نشان داده‌اند که کارایی آن‌ها را به شدت زیر سؤال می‌برد.
تانک‌های لئوپارد 1A5 آلمان، در حال حاضر توسط ارتش اوکراین صرفاً به عنوان توپخانه مورد استفاده قرار می‌گیرند، چرا که زره و توانایی حرکت در زمین‌های ناهموار آن‌ها ضعیف است.
نسخه‌های جدیدتر تانک لئوپارد (مدل «2A8») نیز تعمیراتی بسیار پرهزینه دارند، به‌طوری‌که امکان انجام آن‌ها در خطوط مقدم وجود ندارد.
سامانه موشکی پدافند هوایی کوتاه‌بُرد IRIS-T ساخت آلمان، عملکردی بسیار مؤثر برای ارتش اوکراین داشته است، اما هزینه مهمات آن بسیار گزاف است. در همین حال، سامانه پدافند هوایی معروف پاتریوت ساخت آمریکا، بنا بر گزارش مجله اشپیگل، به‌طور کلی «غیرقابل استفاده در جنگ» ارزیابی شده است. این نشریه گزارش داده که خودروهای به‌کاررفته در سامانه پاتریوت منسوخ‌شده‌اند و قطعات یدکی برای کل سامانه نیز کمیاب است.
در مجموع، به‌گفته خبرنگاران آلمانی، «تقریباً هیچ یک از تجهیزات نظامی بزرگ آلمان به‌طور کامل برای جنگ در شرایط کنونی مناسب نیست».

جسدها ارزان‌تر از سخت‌افزار نظامی هستند

با افزایش تلفات در زمینه تجهیزات گران‌قیمت نظامی، تنها منبع نظامی «ارزان» باقی‌مانده برای اوکراین، نیروی انسانی است.
اگرچه آمار تلفات در هر دو سوی این جنگ نیابتی (آمریکا/ناتو در برابر روسیه) محرمانه است، اما تبادل مکرر اجساد نظامیان کشته‌شده، سرنخ‌هایی از تعداد و نسبت مرگ و جراحت در هر دو طرف ارائه می‌دهد.
در اوایل آوریل، روسیه اجساد ۹۰۹ سرباز اوکراینی را به این کشور بازگرداند، در حالی که تنها ۴۳ جسد از نیروهای خود را تحویل گرفت.
طبق داده‌های ماه‌های گذشته درباره تلفات نظامی، شمار کشته‌های اوکراینی در حال افزایش است، در حالی که تلفات روسیه تقریباً در سطح ثابتی باقی مانده است.
رسانه استرانا در ۱۸ آوریل در تلگرام گزارش داد که شمار اجساد سربازان اوکراینی که در جریان مبادلات با روسیه به کشور بازمی‌گردند، در ماه‌های اخیر به‌طور چشمگیری افزایش یافته، در حالی که تعداد اجساد روسی کمتر و حتی در حال کاهش است.
در روز شنبه، ۱۹ آوریل، دو طرف بزرگ‌ترین تبادل اسرا تا به امروز را انجام دادند: ۲۷۷ سرباز اوکراینی و ۲۴۶ سرباز روسی به کشورشان بازگشتند.
آنا اسکورُخود، نماینده پارلمان اوکراین، در مصاحبه‌ای در ۱۷ آوریل گفت که بسیاری از سربازان وظیفه‌ای که «در خیابان‌ها دستگیر شده‌اند»، انگیزه ندارند و برای نبرد آماده نیستند.
او افزود: «اگر فردی از نظر اخلاقی با جنگ مخالف است یا از نظر جسمی توانایی جنگیدن ندارد، هر چقدر هم که او را مجبور کنید، سرباز نمی‌شود. ما در ارتش افسر زیاد داریم، اما افسرها نمی‌جنگند. تعداد کسانی که تجربه واقعی میدان نبرد دارند، در واقع بسیار اندک است.»
او تأکید کرد که این تعداد اندک نشان می‌دهد سربازان تازه‌وارد آن‌قدر در میدان زنده نمی‌مانند که تجربه‌ای به دست آورند.
به همین دلیل، اولگ استاریکوف، کارشناس نظامی اوکراینی و سرهنگ ذخیره سازمان امنیت اوکراین (SBU)، می‌گوید که ابتکار راهبردی اکنون در اختیار روسیه است.
«دشمن نیروی انسانی بسیار بیشتری دارد و اکنون برتری و ابتکار راهبردی را در اختیار دارد. آن‌ها هستند که تعیین می‌کنند کجا حمله کنند؛ ما در موقعیت دفاعی راهبردی گیر افتاده‌ایم.»
آناتولی کیناخ، نخست‌وزیر پیشین اوکراین و رئیس فعلی اتحادیه صنعتگران و کارآفرینان اوکراین، مدعی شد که در گفت‌وگویی اخیر با مسئولان ستاد کل نیروهای مسلح اوکراین در حوزه وضعیت روانی و اخلاقی نیروها، به او گفته شده که سربازان دیگر باور ندارند که از «دولتی عادل» دفاع می‌کنند.
او گفت این حس بی‌اعتمادی در خطوط مقدم به‌شدت احساس می‌شود.
هیچ‌یک از این سربازان مورد بحث، نقشی در تصمیم‌گیری برای آغاز یا ادامه جنگ نداشته‌اند. از روش‌های پلیسی مدرن و خشونت برای شکار نیروهای وظیفه و اعزام آن‌ها به میدان مرگ استفاده می‌شود.
اوکراین به میدانی آزمایشی برای قدرت‌های غربی و رژیم‌های اقتدارگرایی چون زلنسکی بدل شده است.
در آینده، روش‌های اجباری سربازگیری به «خانه بازخواهند گشت» و توسط دولت‌های غربی علیه مردم خودشان به کار گرفته خواهند شد، زمانی که نوبت آنان برسد که یونیفورم بپوشند و برای حفظ هژمونی امپریالیسم غربی بجنگند.
از قضا، همین روش‌های اجباری علیه چپ‌گرایان قلابی در غرب نیز به‌کار خواهد رفت؛ کسانی که با حمایت از تلاش جنگی دولت راست‌گرای کی‌یف و توصیف آن به عنوان نمادی از «حاکمیت اوکراین»، به‌نوعی پشتیبان آن بوده‌اند.
ملت‌های جهان، بهای گزافی برای چنین جهل گمراه‌کننده‌ای می‌پردازند.
دولت کی‌یف نهادی است در خدمت قدرت‌های غربی؛ از سال ۲۰۱۴ تاکنون، این دولت مسیر ویرانگری را در پیش گرفته که هدف آن تبدیل اوکراین به «ضد روسیه»‌ای برای استفاده غرب بوده و در این مسیر، حاکمیت ملی اوکراین را نابود کرده است.