
اسمعیل فهرهرا
ترجمه مجله جنوب جهانی
رسانههای داخلی ایران همواره تلاش کردهاند این باور را در میان مردم کنجکاو و منتظر ایران القا کنند که دونالد ترامپ، با پیشینه تجارت و کسبوکار، فردی اهل معامله و فرصتطلب است که به دنبال سود شخصی و فریبکاری در روابط بینالمللی است.
این رسانهها با تأکید بر وجهه تاجرانه ترامپ، اینگونه وانمود میکنند که با ارائه پیشنهادی جذاب و منفعتبخش به او میتوان به توافق رسید. آنها با اشاره به پیشینه ایرانیان و روحانیون در تجارت و اقتصاد مبتنی بر دلالی و سوداگری، این همسویی را القا میکنند که گویی ذات ترامپ با رویکرد معاملاتی ایرانیان سازگار است و فرصتی برای یک «معامله برد-برد» فراهم شده است.
به تعبیر جواد ظریف، وزیر امور خارجه پیشین، گویا «خداوند، در و تخته را خوب با هم جور کرده» و اکنون زمان آن رسیده است که وارد یک بدهبستان دوطرفه شویم؛ معاملهای که در آن چیزی میدهیم و در مقابل، چیزی مطلوب به دست میآوریم. در این نوشتار، تلاش خواهیم کرد تا نگاهی دقیقتر به این مفهوم «برد-برد» و جوانب آن بیندازیم.
دونالد ترامپ، شخصیتی برجسته که پیش از ورود به عرصه سیاست، به عنوان تاجر، سرمایهگذار املاک و ستاره رسانهای شناخته میشد، همواره در کتابها، سخنرانیها و دوران ریاستجمهوری خود بر مفهوم «معامله برد-برد» تأکید داشته است. این پژوهش با بررسی تاریخچه فعالیتهای اقتصادی، رسانهای و سیاستگذاریهای ترامپ، به بررسی کوتاه برداشت خاص او از این مفهوم میپردازد و نشان میدهد چگونه این مفهوم در عمل به نفع منافع شخصی او و بخشی از جامعه آمریکا اجرا شده است.
ریشههای تجاری و الگوی کسبوکار ترامپ
سرمایهگذاری در املاک و مستغلات: الگوی اولیه معامله
دونالد ترامپ فعالیت حرفهای خود را در دهه ۱۹۷۰ با ورود به بازار املاک نیویورک و با حمایت مالی پدرش، فرد ترامپ، آغاز کرد. بررسی پروژههای اولیه او در این دوران نشاندهنده الگویی است که بعدها در تمام فعالیتهای او تکرار شد:
استفاده حداکثری از اهرمهای مالی (وامهای کلان):
در پروژه هتل کمودور (بعدها گرند حیات)، ترامپ با دریافت وامهای کلان و معافیتهای مالیاتی ۴۰ ساله از شهرداری نیویورک، توانست با حداقل سرمایهگذاری شخصی، کنترل پروژه را به دست گیرد.
این الگو نشان میدهد که او از همان ابتدا به دنبال معاملاتی بود که ریسک را به طرف مقابل منتقل میکرد.
ورشکستگیهای استراتژیک:
در دهه ۱۹۹۰، کازینوهای ترامپ در آتلانتیک سیتی (تاج محل، ترامپ پلازا، ترامپ کستل) با بدهیهای عظیم مواجه شدند.
ترامپ با استفاده از قوانین ورشکستگی فصل ۱۱، توانست بخش عمدهای از بدهیها را بازسازی کند، در حالی که طلبکاران (بانکها و سرمایهگذاران) متحمل زیان شدند.
روزنامه نیویورک تایمز در سال ۲۰۱۶ گزارش داد که در این ورشکستگیها، ترامپ توانست حدود ۹۰۰ میلیون دلار از بدهیهای شخصی خود را حذف کند.
برندسازی بهجای مالکیت واقعی:
از اواخر دهه ۱۹۹۰، ترامپ استراتژی خود را تغییر داد و بهجای مالکیت کامل پروژهها، به فروش نام تجاری خود روی آورد.
در این مدل، او بدون سرمایهگذاری قابلتوجه، از برند «ترامپ» درآمد کسب میکرد، در حالی که ریسکهای مالی پروژه بر عهده سرمایهگذاران اصلی بود.
مثال برجسته: پروژه ترامپ سوهو (۲۰۰۶) که ترامپ فقط ۱۸ درصد در آن سهم داشت اما نام او بهعنوان توسعهدهنده اصلی معرفی میشد.
درسهای کلیدی از معاملات تجاری ترامپ
تحلیل معاملات تجاری ترامپ نشان میدهد که مفهوم «برد-برد» در دیدگاه او چند ویژگی کلیدی داشته است:
انتقال ریسک به طرف مقابل: ترامپ همواره به دنبال ساختارهایی بوده که در صورت موفقیت، سود اصلی به او برسد و در صورت شکست، زیان عمده را دیگران متحمل شوند.
اولویت روایت بر واقعیت: او با مهارت خاصی، حتی شکستها را بهعنوان موفقیت روایت میکرد. کتاب «هنر معامله» (۱۹۸۷) نمونهای از این روایتسازی است که در آن، ورشکستگیها بهعنوان «تصمیمهای هوشمندانه تجاری» معرفی شدهاند.
اهمیت برنده نشان دادن خود: ترامپ حتی در مواردی که نتیجه معامله برای او مطلوب نبود، تلاش میکرد خود را برنده نشان دهد. این الگو بعدها در سیاست خارجی او نیز دیده شد.
ترامپ و رسانهها: ساخت افسانه «مرد موفق»
برنامه تلویزیونی «کارآموز» و بازتعریف موفقیت
برنامه تلویزیونی «کارآموز» (The Apprentice) که از سال ۲۰۰۴ تا ۲۰۱۵ با حضور ترامپ پخش میشد، نقش مهمی در شکلگیری تصویر عمومی او بهعنوان «تاجر نابغه» داشت. بررسی این برنامه نشان میدهد:
تصویرسازی قدرت مطلق: ترامپ در این برنامه بهعنوان قاضی نهایی، با اقتدار و قاطعیت تصمیمگیری میکرد و عبارت معروف «شما اخراج هستید» را به نماد قدرت تبدیل کرد.
روایت کنترلشده: برخلاف واقعیت امپراتوری تجاری ترامپ که با چالشهای متعدد مواجه بود، این برنامه تصویری بینقص از او بهعنوان رهبری موفق و ثروتمند ارائه میکرد.
منفعت دوطرفه نامتوازن: ترامپ از این برنامه سالانه حدود ۴۰۰ هزار دلار درآمد مستقیم داشت، اما منفعت اصلی او افزایش ارزش برندش بود که براساس گزارشها، ارزش آن را به بیش از ۳ میلیارد دلار رساند.
بررسی کتاب «هنر معامله»: راهنمای معامله برد-برد ترامپ
کتاب «هنر معامله» (۱۹۸۷) که توسط ترامپ و تونی شوارتز نوشته شده، بهعنوان مانیفست تجاری او شناخته میشود. بررسی دقیق این کتاب نشان میدهد که مفهوم «برد-برد» در دیدگاه ترامپ چگونه تعریف شده است:
استفاده از «اهرمهای روانی»: ترامپ در این کتاب توصیه میکند برای معامله موفق باید طرف مقابل را تحت فشار روانی قرار داد تا امتیاز بیشتری بدهد.
تهدید به خروج از معامله: او این استراتژی را بارها توصیه میکند: «همیشه آماده باشید که از معامله خارج شوید، حتی اگر واقعاً قصد ترک نداشته باشید.»
بزرگنمایی و تظاهر: ترامپ مینویسد: «گاهی لازم است خود را بزرگتر، قویتر و مهمتر از آنچه هستید نشان دهید.»
جالب اینجاست که تونی شوارتز، نویسنده همکار این کتاب، بعدها اعتراف کرد که بسیاری از داستانهای موفقیت در این کتاب اغراقآمیز یا ساختگی بودهاند.
ترامپ در سیاست؛ انتقال الگوی تجاری به سیاستگذاری
سیاست تجاری: جنگ تعرفهها و بازنگری توافقنامهها
ترامپ پس از ورود به کاخ سفید در سال ۲۰۱۷، الگوی تجاری خود را به سیاستگذاری منتقل کرد. نمونههای برجسته عبارتند از:
توافق تجاری آمریکا، مکزیک و کانادا (USMCA):
ترامپ با تهدید به خروج از توافق نفتا (NAFTA)، مکزیک و کانادا را وادار به مذاکره مجدد کرد.
او این توافق را «بزرگترین توافق تجاری تاریخ» و «برد بزرگ برای کارگران آمریکایی» نامید.
اما تحلیلهای مستقل نشان میدهد تغییرات USMCA نسبت به نفتا بسیار جزئی بوده و عمدتاً شامل بهروزرسانیهای معمول است.
مؤسسه تحقیقاتی بروکینگز در تحلیل خود نشان داد که تأثیر اقتصادی این توافق برای آمریکا تنها حدود ۰.۱ درصد افزایش در تولید ناخالص داخلی بوده است.
جنگ تجاری با چین:
ترامپ با وضع تعرفههای سنگین بر کالاهای چینی، هدف خود را «متعادلسازی تجارت» و «بازگرداندن مشاغل به آمریکا» اعلام کرد.
اما پیامدهای این سیاست:
افزایش هزینههای مصرفکنندگان آمریکایی به میزان ۱۰۸ میلیارد دلار در سال (طبق مطالعه دانشگاه کلمبیا)
کاهش صادرات کشاورزی آمریکا به چین و نیاز به پرداخت یارانه ۲۸ میلیارد دلاری به کشاورزان آمریکایی از محل مالیاتدهندگان
کاهش سرمایهگذاری تولیدی به دلیل عدم اطمینان اقتصادی
نکته قابلتوجه این است که ترامپ علیرغم هزینههای بالای این سیاستها برای اقتصاد آمریکا، همچنان آنها را «پیروزی بزرگ» مینامید.
سیاست خارجی: خروج از توافقهای بینالمللی
ترامپ در دوران ریاستجمهوری خود از چندین توافق بینالمللی مهم خارج شد:
خروج از توافق آبوهوایی پاریس (۲۰۱۷):
ترامپ این توافق را «ناعادلانه» برای آمریکا خواند و مدعی شد خروج از آن به اقتصاد آمریکا کمک میکند.
اما پیامدهای این خروج شامل انزوای دیپلماتیک آمریکا و از دست دادن رهبری جهانی در صنایع سبز بود.
خروج از برجام (توافق هستهای ایران) در سال ۲۰۱۸:
ترامپ این توافق را «فاجعهبار» خواند و مدعی شد میتواند توافق بهتری را مذاکره کند.
واقعیت: خروج از برجام نه تنها به توافق بهتر منجر نشد، بلکه:
ایران به غنیسازی اورانیوم با شدت بیشتری ادامه داد.
اتحاد بینالمللی علیه برنامه هستهای ایران تضعیف شد.
اعتبار آمریکا بهعنوان شریک قابلاعتماد در توافقهای بینالمللی آسیب دید.
قرارداد اوکراین و خاکهای کمیاب (۲۰۲۰):
ترامپ توافقی با اوکراین امضا کرد که به شرکتهای آمریکایی اجازه میداد منابع معدنی و خاکهای کمیاب اوکراین را استخراج کنند.
این توافق بهعنوان «همکاری استراتژیک» معرفی شد، اما منتقدان آن را استثمار منابع کشوری ضعیفتر میدانستند.
شرکتهای نزدیک به ترامپ (مانند سولیدرتی انرجی) سود اصلی این قرارداد را به دست آوردند.
سیاست مالی: کاهش مالیاتها و تأثیر بر شکاف طبقاتی
دستآوردهای معاملات و سیاست های ترامپ
یکی از مهمترین اقدامات ترامپ، قانون کاهش مالیات و اشتغال (۲۰۱۷) بود:
ادعای ترامپ: این کاهش مالیات به کارگران آمریکایی کمک میکند و رشد اقتصادی را تسریع میکند.
واقعیت:
۸۳ درصد منافع مالیاتی به ۱ درصد ثروتمندترین آمریکاییها رسید (براساس گزارش مرکز سیاستهای مالیاتی).
مالیات شرکتها از ۳۵ درصد به ۲۱ درصد کاهش یافت.
کسری بودجه فدرال به میزان ۲ تریلیون دلار افزایش یافت.
افزایش نابرابری اقتصادی در آمریکا تشدید شد.
این سیاست نیز نمونهای از الگوی «برد-برد» ترامپ است که در آن، گروه کوچکی (شرکتهای بزرگ و ثروتمندان) سود اصلی را بردند، اما هزینههای آن (افزایش بدهی ملی) به نسلهای آینده منتقل شد.
بخش چهارم: تحلیل روانشناختی؛ فلسفه «برد-برد» در ذهنیت ترامپ
با بررسی الگوهای رفتاری ترامپ در طول دههها، میتوان دیدگاه او نسبت به مفهوم «برد-برد» را چنین تحلیل کرد:
برداشت صفر-مجموعی از جهان: ترامپ جهان را بهعنوان میدان رقابتی میبیند که در آن، برد یک طرف عموماً به معنای باخت طرف دیگر است.
اولویت ادراک بر واقعیت: برای ترامپ، «برنده به نظر رسیدن» اهمیتی مساوی یا حتی بیشتر از «واقعاً برنده بودن» دارد.
عدم تمایز بین منافع شخصی و منافع ملی: ترامپ در دوران ریاستجمهوری، موفقیت آمریکا را با موفقیت خود یکسان میپنداشت.
تمرکز بر نتایج کوتاهمدت: او تمایل داشت برای دستاوردهای فوری و قابل نمایش، هزینههای بلندمدت را نادیده بگیرد.
روایتسازی قدرتمند: ترامپ با مهارت خاصی میتوانست حتی نتایج نامطلوب را بهعنوان پیروزی ارائه دهد.
معامله برد-برد ترامپ؛ توهم یا واقعیت؟
بررسی فعالیتهای تجاری، رسانهای و سیاسی دونالد ترامپ نشان میدهد که مفهوم «معامله برد-برد» در دیدگاه او تفاوت اساسی با تعریف متعارف این اصطلاح دارد. در دیدگاه ترامپ، معامله برد-برد معاملهای است که:
او (و متحدانش) برنده اصلی باشند.
طرف مقابل به نحوی قانع شود که باخت خود را پیروزی بپندارد.
روایت رسانهای معامله، صرفنظر از واقعیت، نشاندهنده پیروزی قاطع باشد.
این الگو، چه در معاملات املاک نیویورک دهه ۱۹۸۰، چه در برنامه تلویزیونی «کارآموز»، و چه در مذاکرات تجاری با چین یا خروج از توافقهای بینالمللی، به شکل مشابهی تکرار شده است.
تفاوت میان برداشت ترامپ از «برد-برد» با معنای متعارف آن، میتواند توضیح دهد چرا بسیاری از توافقهای او پایدار نبودهاند: معاملاتی که تنها یک طرف واقعاً در آنها برنده باشد، دیر یا زود با مقاومت طرف دیگر مواجه میشوند.
این پژوهش نشان میدهد برداشت رایج که «معامله برد-برد در دیدگاه ترامپ یعنی برد آمریکا و باخت طرف مقابل» تا حد زیادی دقیق است، با این تکمیل که ترامپ با مهارت روایتسازی، تلاش میکند طرف مقابل و افکار عمومی را متقاعد کند که هر دو طرف برنده شدهاند، حتی اگر واقعیت چیز دیگری باشد.
منابع
ترامپ، دونالد و شوارتز، تونی (1987). هنر معامله. نیویورک: انتشارات رندم هاوس.
مؤسسه بروکینگز (2020). تحلیل اقتصادی توافق USMCA.
مرکز سیاستهای مالیاتی (2019). تأثیر قانون کاهش مالیات 2017 بر توزیع ثروت.
روزنامه نیویورک تایمز (2016). بررسی ورشکستگیهای شرکتهای ترامپ.
شورای روابط خارجی (2019). پیامدهای خروج آمریکا از توافق برجام.
اسناد وزارت انرژی آمریکا (2020). توافق استخراج معادن خاکهای کمیاب اوکراین.
کراتر، جاناتان (2018). چگونه قانون مالیاتی ترامپ نابرابری را افزایش داد. واشنگتن پست.
دانشگاه کلمبیا (2019). مطالعه تأثیر جنگ تجاری آمریکا-چین بر مصرفکنندگان آمریکایی.

