نوشته‌ی هِدِلبِرتو لوپِس بلانچ
۶ مه ۲۰۲۵، هاوانا

ترجمه مجله جنوب جهانی


به یادمانه‌ی تسلیم آلمان نازی و فرارسیدن سالگرد پایان جنگ جهانی دوم در هشتم مه ۱۹۴۵
سطح نازل آگاهی تاریخی و فرهنگی دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور پیشین ایالات متحده، چنان گسترده است که حتی از درک دیدگاه‌های رئیس‌جمهور اسبق کشورش، فرانکلین دلانو روزولت، درباره‌ی رشادت‌های ارتش و ملت اتحاد جماهیر شوروی در درهم شکستن ماشین جنگی نازی‌ها در کوران جنگ جهانی دوم نیز عاجز مانده است.


ترامپ، با همان شیوه‌ی سخنوری متکبرانه‌ی معهود خود، در حساب کاربری‌اش در شبکه‌ی اجتماعی Truth Social چنین نگاشت: «بسیاری از متحدان و دوستان ما، هشتم مه را به عنوان روز پیروزی گرامی می‌دارند، اما ما، با فاصله‌ای بسیار، بیش از هر کشور دیگری برای حصول پیروزی در جنگ جهانی دوم کوشیده‌ایم. از این رو، من هشتم مه را به نام روز پیروزی در جنگ جهانی دوم و یازدهم نوامبر را به نام روز پیروزی در جنگ جهانی اول اعلام می‌کنم.».


او در ادامه افزود: «ما هر دو جنگ را به پیروزی رساندیم؛ هیچ قدرتی در توان نظامی، شجاعت و نبوغ نظامی یارای رقابت با ما را ندارد، اما ما هرگز آن‌گونه که شایسته است، این پیروزی‌ها را جشن نگرفته‌ایم. دلیل این امر، فقدان رهبرانی است که شیوه‌ی انجام این کار را بدانند!»


در واکنش به این اظهارات، ماریا زاخارووا، سخنگوی وزارت امور خارجه‌ی روسیه، به نقل قول‌هایی مستند از فرانکلین روزولت، سی‌ودومین رئیس‌جمهور ایالات متحده (۱۹۳۳-۱۹۴۵)، استناد کرد. نخست، گزیده‌ای از سخنان وی در ۲۸ آوریل ۱۹۴۲، که در آن تصریح کرده بود: «در جبهه‌ی اروپا، مهم‌ترین رویداد، ضدحمله‌ی ویرانگر ارتش سترگ روسیه علیه نیرومندترین قوای آلمان بوده است. نیروهای روسیه، بیش از مجموع تمامی کشورهای متحد، نیرو، هواپیما، تانک و توپخانه‌ی دشمن مشترک ما را نابود کرده‌اند و این روند همچنان ادامه دارد.»
در چهارم فوریه‌ی ۱۹۴۳، روزولت در نامه‌ای خطاب به ژوزف استالین چنین نگاشت: «به عنوان فرمانده کل نیروهای مسلح ایالات متحده، پیروزی درخشان نیروهای تحت امر شما در استالینگراد را که با رهبری عالی شما به دست آمد، صمیمانه تبریک می‌گویم. ۱۶۲ روز نبرد حماسی برای این شهر ــ نبردی که نام شما را جاودانه ساخت و با یک پیروزی قاطع به فرجام رسید که امروز تمامی مردم آمریکا آن را ارج می‌نهند ــ بی‌شک یکی از درخشان‌ترین اوراق تاریخ این پیکار مشترک ملت‌های متحد علیه نازیسم و پیروان آن خواهد بود.»
در نامه‌ای دیگر به تاریخ ۲۲ فوریه‌ی ۱۹۴۳، روزولت بار دیگر بر این نکته تأکید کرد: «این دستاوردها تنها از ارتشی برمی‌آید که از رهبری کارآمد، سازماندهی استوار، آموزش‌های شایسته و ــ از همه مهم‌تر ــ اراده‌ای پولادین برای درهم شکستن دشمن، به هر بهایی، برخوردار باشد… ارتش سرخ و ملت روسیه بی‌گمان نیروهای هیتلر را در مسیر شکست نهایی قرار داده‌اند و تحسین ابدی ملت ایالات متحده را به خود اختصاص داده‌اند.»

شایان ذکر است که پیش از این، رئیس‌جمهور کنونی کاخ سفید نیز اذعان داشته بود که روسیه در پیروزی واشنگتن در آن جنگ سهیم بوده است.
اکنون این پرسش مطرح می‌شود: آیا ترامپ خاطرات روزولت را مطالعه کرده است؟ آیا مشاورانش گوشه‌ای از آن را برای او بازگو کرده‌اند؟ آیا او اساساً هیچ سند یا کتابی پیرامون آن دوره‌ی خطیر تاریخی ورق زده است؟ پاسخ، بدون تردید، منفی است.


بر اساس داده‌های رسمی، اتحاد جماهیر شوروی در جریان جنگ جهانی دوم متحمل ضایعات انسانی بی‌سابقه‌ای بالغ بر ۲۷ میلیون نفر شد و خسارات مادی غیرقابل تصوری را تجربه کرد؛ واقعیتی که گواه نقش محوری و تعیین‌کننده‌ی شوروی در غلبه بر آلمان نازی است. در مقابل، ایالات متحده ۴۱۸ هزار نفر از شهروندان خود را از دست داد و هیچ‌گونه خسارت مادی در خاک خود متحمل نشد.
نبردهای سرنوشت‌سازی که کمر ماشین جنگی آلمان را در خاک شوروی شکست، از جمله مقاومت جانانه‌ی لنینگراد (سن پترزبورگ کنونی) در برابر محاصره‌ای طاقت‌فرسا که از ۸ سپتامبر ۱۹۴۱ تا ۲۷ ژانویه ۱۹۴۴، به مدت ۸۷۲ روز به طول انجامید، از نقاط عطف این جنگ به شمار می‌رود؛ روزهایی که در آن، خانواده‌ها در چنگال گرسنگی و سرما جان می‌باختند، اما اراده‌ی پولادین مردم، نازی‌ها را در فتح شهر ناکام گذاشت.
نبردهای مسکو (۱۹۴۱-۱۹۴۲)، استالینگراد (ولگوگراد کنونی، ۱۹۴۲-۱۹۴۳) و کورسک (۱۹۴۳) ــ تنها به ذکر چند نمونه بسنده می‌شود ــ به دلیل اوج شجاعت و میهن‌پرستی مدافعان، در تاریخ ثبت شده‌اند.


باید به این نکته‌ی حائز اهمیت نیز اشاره کرد که در ژوئن ۱۹۴۴، هنگامی که ارتش سرخ ضربات کوبنده‌ای بر پیکر نیروهای هیتلری وارد آورده و ابتکار عمل راهبردی را از چنگال دشمن بیرون کشیده بود، متفقین غربی تصمیم به گشایش جبهه‌ی دوم از طریق عملیات نورماندی گرفتند.
این اقدام، امکان آغاز عملیات باگراتیون توسط ارتش شوروی را فراهم آورد؛ عملیاتی که به پیشروی برق‌آسا به سوی برلین و عبور از مرزهای آلمان در ژانویه‌ی ۱۹۴۵ انجامید. نیروهای شوروی در عرض سه هفته، فاصله‌ی میان رودخانه‌های ویستولا و اودر را درنوردیدند و تا حدود ۶۵ کیلومتری پایتخت آلمان پیشروی کردند. با این حال، در پی ضدحمله‌ی غافلگیرانه‌ی نازی‌ها در فوریه موسوم به عملیات سولستیس (که به نبرد تانکی اشتارگارد نیز شهرت دارد)، پیشروی آن‌ها موقتاً متوقف شد و نبرد برلین به تعویق افتاد.
هیتلر، برلین را به یک دژ تسخیرناپذیر بدل کرده بود. سه خط دفاعی مستحکم پیرامون شهر احداث شده بود، تمامی معابر ورودی مین‌گذاری شده و شهر با سه برج عظیم ضد هوایی، سنگرهای بتنی، تونل‌های زیرزمینی و پناهگاه‌های مستحکم محافظت می‌شد. او برای دفاع از پایتخت، قوایی متشکل از ۴۶۰ هزار سرباز، ۱۵۰۰ تانک و ۳۳۰۰ هواپیما را گرد آورده بود.
پس از حملات هوایی و توپخانه‌ای سنگین و دوربرد، ارتش سرخ برای نخستین بار به ساختمان رایشتاگ یورش برد. در شامگاه ۳۰ آوریل، هیتلر دست به خودکشی زد و در ساعت ۲۱:۳۰ همان شب، نیروهای شوروی رایشتاگ را به تصرف خود درآوردند و پرچم پیروزی را بر فراز گنبد آن به اهتزاز درآوردند.
تنها در همین نبرد نهایی که به سقوط فاشیسم آلمان انجامید، ارتش شوروی ۴۵ هزار نفر از سربازان خود را از دست داد و ۱۷۲ هزار نفر دیگر مجروح شدند.
دستاورد سترگ ملت شوروی در این جنگ، افتخاری است که هیچ کشور دیگری نمی‌تواند با آن برابری کند. پس از این مرور اجمالی، تنها می‌توان امیدوار بود که روزی ترامپ اندکی با تاریخ جهان آشنا شود؛ امری که با توجه به روحیات او، ظاهراً دور از انتظار خواهد بود.
هِدلبرتو لوپِس بلانچ، روزنامه‌نگار کوبایی و نویسنده‌ی روزنامه‌ی «خوونتود ربِلده» و هفته‌نامه‌ی «اوپثیونس»
منبع: کوبا ان رسومن