اسمعیل فه‌ره‌رآ

مجله جنوب جهانی


در دهه‌های اخیر، ایالات متحده آمریکا همواره نقش محوری و تعیین‌کننده‌ای در تحولات سیاسی و اقتصادی آمریکای لاتین ایفا کرده است. با این حال، به نظر می‌رسد که این نفوذ سنتی در سال‌های اخیر با موجی از مقاومت و چالش‌های جدی از سوی کشورهای این منطقه مواجه شده است. این تحول که عمدتاً در واکنش به سیاست‌های تنش‌آفرین دولت دونالد ترامپ، از جمله اعمال تعرفه‌های گمرکی، تبعیدهای گسترده مهاجران و مداخلات اقتصادی و نظامی در امور داخلی کشورها شکل گرفته، بیانگر تغییر رویکرد کشورهای آمریکای لاتین در مواجهه با قدرت بلامنازع واشنگتن است. اگرچه این تحولات در رسانه‌های غربی بازتاب چندانی نداشته‌اند، اما نارضایتی عمیق در میان مردم و دولت‌های منطقه از سیاست‌های آمریکا، به تدریج در حال تقویت جبهه‌های مقاومت در سراسر آمریکای لاتین و حوزه کارائیب است.
یکی از عوامل کلیدی در شکل‌گیری این مقاومت، سیاست‌های تهاجمی دونالد ترامپ در قبال آمریکای لاتین بود. اعمال تعرفه‌های سنگین بر کالاهای وارداتی از کشورهای منطقه، تبعیدهای دسته‌جمعی مهاجران و تلاش آشکار برای به حاشیه راندن نقش چین در اقتصاد منطقه، همگی موجب تشدید اختلافات و ایجاد شکاف عمیق‌تر بین واشنگتن و کشورهای آمریکای لاتین شد. در برخی کشورها، نظیر مکزیک، این سیاست‌ها نه تنها دولت، بلکه فعالان اقتصادی و حتی رهبران اپوزیسیون را نیز در یک جبهه متحد علیه سیاست‌های آمریکا گرد هم آورد. همزمان، رهبران برخی کشورهای دیگر، به ویژه لوئیس ایناسیو لولا دا سیلوا، رئیس‌جمهور برزیل، با تقویت سازمان‌های منطقه‌ای همچون CELAC (جامعه کشورهای آمریکای لاتین و کارائیب)، تلاش کرده‌اند تا از میزان دخالت‌های ایالات متحده در امور منطقه بکاهند.


نمونه بارز این مقاومت را می‌توان در پاناما مشاهده کرد. در آوریل سال جاری، هزاران معترض به خیابان‌ها آمدند تا مخالفت خود را با سفر وزیر دفاع آمریکا، پِیت هَگست، و احتمال استقرار پایگاه‌های نظامی ایالات متحده در این کشور اعلام کنند. گروهی به نام Frenadeso (جبهه ملی دفاع از حقوق اقتصادی و اجتماعی) حتی از برنامه‌های پنهانی آمریکا برای ایجاد چهار پایگاه نظامی در پاناما پرده برداشت. این اعتراضات به حدی گسترده بود که رئیس‌جمهور راست‌گرای پاناما، خوزه رائول مولینو، نیز اعلام کرد که اجرای چنین طرحی می‌تواند کشور را به آشوب بکشاند.
سیاست‌های دولت ترامپ همچنین به تقویت احساسات ضدآمریکایی در میان مردم آمریکای لاتین دامن زده است. خوان پابلوا اسپینِتُو، ستون‌نویس بلومبرگ، بر این باور است که رویکرد «یا با ما یا بر علیه ما»ی آمریکا موجب افزایش این احساسات شده و جذابیت همکاری با واشنگتن را برای کشورهای منطقه به شدت کاهش داده است. در این راستا، حتی برخی کشورهای حوزه کارائیب، مانند باربادوس و جامائیکا، در مقابل تهدیدهای آمریکا، از مأموریت‌های پزشکی کوبا تمجید کرده و حمایت خود را از این همکاری‌ها اعلام کردند. میا موتلی، نخست‌وزیر باربادوس، با صراحت اعلام کرد که اگر بهای همکاری با پزشکان کوبایی از دست دادن ویزای آمریکا باشد، آن‌ها حاضر به پرداخت این بها هستند، زیرا اصول برایشان در اولویت قرار دارد.
شکست ایالات متحده در انتخاب دبیرکل جدید سازمان کشورهای آمریکایی (OEA) نیز ضربه دیگری به موقعیت این کشور در آمریکای لاتین وارد کرد. انتخاب آلبرت رامدین از سورینام به عنوان دبیرکل این سازمان، در حالی که تنها نامزد رقیب او، روبِن رامیرز لِزانو از پاراگوئه، مورد حمایت آشکار آمریکا قرار داشت، نشان‌دهنده تمایل روزافزون کشورهای منطقه به استقلال عمل و کاهش نفوذ واشنگتن است. رامدین مواضعی انتقادی نسبت به برخی سیاست‌های آمریکا دارد و از دولت ونزوئلا و نقش چین در منطقه حمایت می‌کند، در حالی که رامیرز تعهد داده بود تا سیاست «تغییر رژیم» مورد نظر آمریکا را در ونزوئلا، کوبا و نیکاراگوئه دنبال کند.
مکزیک تحت رهبری کلودیا شاینباوم نیز به نمادی از مقاومت در برابر فشارهای آمریکا تبدیل شده است. در واکنش به تهدید ترامپ مبنی بر اعمال تعرفه ۲۵ درصدی بر واردات از مکزیک، شاینباوم تجمعی عظیم با حضور صدها هزار نفر در میدان مرکزی مکزیکوسیتی برگزار کرد و با قاطعیت اعلام کرد که مکزیک طرفدار تقابل نیست، اما اجازه نخواهد داد که تصمیمات قدرت‌های خارجی حاکمیت ملی این کشور را زیر پا بگذارند. این واکنش نه تنها ترامپ را غافلگیر کرد، بلکه به تقویت یک جبهه متحد در داخل مکزیک منجر شد.
سیاست‌های آمریکا همچنین به تشدید قطب‌بندی سیاسی در آمریکای لاتین دامن زده است. در برخی کشورها، دولت‌های چپ و مرکزچپ با جناح راست تندرو، که اغلب همسو با سیاست‌های آمریکا هستند، درگیر تنش‌های فزاینده‌ای شده‌اند. به عنوان مثال، تبعید صدها شهروند ونزوئلایی توسط آمریکا به زندان‌های السالوادور و گوانتانامو با واکنش‌های تندی از سوی دولت نیکلاس مادورو مواجه شد. در مقابل، ماریا کورینا مَچادو، رهبر اپوزیسیون ونزوئلا، بدون انتقاد از این اقدام آمریکا، به واشنگتن اطمینان داد که دولت آتی آن‌ها به قوانین دموکراتیک احترام خواهد گذاشت و این اقدامات را مشروع می‌داند. این مسئله منجر به شکاف در میان مخالفان دولت ونزوئلا شد، به طوری که هنریکه کاپریلْس، از چهره‌های برجسته اپوزیسیون، به شدت از تبعیدهای آمریکا انتقاد کرد و خواستار احترام به حقوق بشر شد.
در حالی که آمریکا تحت لوای دکترین مونرو بر حفظ هژمونی خود در آمریکای لاتین تأکید دارد، عملکرد یکجانبه‌گرایانه این کشور در عمل منجر به دور شدن کشورهای منطقه از واشنگتن شده است. تصمیم آمریکا برای کاهش یا قطع کمک‌های مالی به سازمان کشورهای آمریکایی (OEA) نیز موجب نارضایتی بیشتر کشورهای منطقه شده است. برخی رهبران، مانند آندرس منوال لوپز اُبراڈور، رئیس‌جمهور سابق مکزیک، حتی خواستار جایگزینی OEA با یک سازمان منطقه‌ای مستقل‌تر و با الهام از مدل اتحادیه اروپا شده‌اند.
در حوزه اقتصادی نیز، رهبران چپ و مرکزچپ آمریکای لاتین تلاش می‌کنند تا وابستگی خود به دلار آمریکا و توافق‌های تجاری یکجانبه با این کشور را کاهش دهند و روابط تجاری خود را با استفاده از ارزهای محلی تقویت کنند. لولا دا سیلوا در این زمینه تأکید کرده است که هرچه اقتصادهای کشورهای آمریکای لاتین با یکدیگر یکپارچه‌تر شوند، این کشورها در برابر اقدامات یکجانبه قدرت‌های خارجی از امنیت بیشتری برخوردار خواهند بود. او همچنین در کنفرانس CELAC در هندوراس بر ضرورت شکل‌گیری یک «نظام اقتصادی جدید» در برابر سیاست‌های آمریکا تأکید کرد.
در مجموع، رویکرد دولت ترامپ نه تنها نتوانسته است نفوذ آمریکا در آمریکای لاتین را تقویت کند، بلکه به تضعیف آن نیز منجر شده است. مقاومت‌های مردمی، افزایش احساسات ضدآمریکایی، تقویت سازمان‌های منطقه‌ای و شکل‌گیری جبهه‌های متحد در برابر سیاست‌های یکجانبه واشنگتن، همگی نشانه‌های آشکاری از تغییر در موازنه قدرت در آمریکای لاتین هستند. رهبرانی همچون لولا، شاینباوم و رامدین، با تأکید بر استقلال ملی و همبستگی منطقه‌ای، مسیری نوینی را در برابر نفوذ سنتی آمریکا گشوده‌اند. بدون تردید، این روند یکی از اساسی‌ترین تحولات در سیاست منطقه‌ای آمریکای لاتین در دهه‌های اخیر به شمار می‌رود و این امید را به وجود آورده است که کشورهای این منطقه بتوانند مسیری مستقل و قدرتمندانه را در عرصه بین‌المللی رقم بزنند و دیگر تحت سایه نفوذ بلامنازع ایالات متحده باقی نمانند.