مذاکره ایران آمریکا


جیا مینگ‌دونگ
ترجمه مجله جنوب جهانی

آیا ایران قصد تسلیم شدن در برابر ایالات متحده را دارد؟ به نظر می‌رسد ایران در آستانه دستیابی به توافقی با آمریکا باشد که بر اساس آن، برای همیشه از [ساخت احتمالی] سلاح‌های هسته‌ای دست کشیده و مواد هسته‌ای با غنای تسلیحاتی خود را نابود کند. در مقابل، آمریکا تحریم‌ها را لغو خواهد کرد. بسیاری با دیدن این خبر، اولین واکنشی که نشان می‌دهند این است که ایران نابود شده، تسلیم‌طلبان قدرت گرفته‌اند و کار این کشور تمام است. اما واقعیت این‌گونه نیست.
باید گفت که تفکر پیروزی سریع یا شکست سریع، یا ناشی از عدم درک استراتژی هسته‌ای واقعی ایران است یا اینکه ذهن‌ها تحت تأثیر فضای غالب «وین‌شناسی» (win-ology) در سطح بین‌المللی قرار گرفته است. اگر نتیجه توافق هسته‌ای جدید ایران این باشد که ایران تنها توانایی هسته‌ای غیرنظامی را حفظ کند و آمریکا تحریم‌ها را لغو کند، این وضعیت در واقع بازگشت به زمان توافق هسته‌ای اولیه در سال ۲۰۱۵ بین پنج عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل متحد به همراه آلمان و اتحادیه اروپا با ایران خواهد بود. این اصلاً به معنای تسلیم شدن ایران نیست، بلکه برعکس، نشان‌دهنده آن است که ترامپ بار دیگر حرف خود را پس گرفته است. در سال ۲۰۱۸ بود که ترامپ به طور یکجانبه خروج آمریکا از توافق هسته‌ای ایران را اعلام کرد و در آن زمان ادعا کرد که این توافق برای ایران بسیار سودمند است و «یکی از بدترین توافق‌هایی است که آمریکا امضا کرده است.»
اکنون، اگر ترامپ بخواهد آنچه را که هفت سال پیش پس گرفته بود دوباره بپذیرد، پس تمام استراتژی او در خاورمیانه در این سال‌ها بی‌نتیجه بوده است؟ سخن از دست کشیدن ایران از سلاح هسته‌ای بسیار فریبنده به نظر می‌رسد، اما واقعیت این است که ایران اصلاً سلاح هسته‌ای ندارد. درست است که ایران طراحی اولیه بمب شکافتی یا نوعی سلاح احتمالی را در اختیار دارد و سانتریفیوژهای کافی برای افزایش غنای اورانیوم غنی‌شده تا بالای ۹۰ درصد و تولید مواد کافی برای ساخت چند کلاهک جنگی را دارد. اما همه این‌ها فقط در حد تئوری است و با داشتن توانایی واقعی جنگ هسته‌ای فاصله زیادی دارد. قبل از اینکه ایران آزمایش هسته‌ای انجام دهد، بحث در مورد توانایی حمله هسته‌ای آن بی‌معنی است، زیرا چنین چیزی وجود ندارد.
اگر این دور از مذاکرات بین آمریکا و ایران به نتیجه برسد، در واقع ایران توانایی هسته‌ای غیرموجود خود را با لغو تحریم‌های تقریباً بی‌اثر آمریکا معاوضه کرده است. شاید پس از لغو تحریم‌ها، مسیر فروش نفت ایران هموارتر شود و تا حدودی از فشارهای اقتصادی داخلی آن کاسته شود. اما با توجه به اینکه پیش از این نیز بسیاری از کشورها تحریم‌های آمریکا را نادیده گرفته و به خرید نفت ایران ادامه داده‌اند، اینکه ایران پس از لغو تحریم‌ها چه تعداد مشتری جدید به دست خواهد آورد، واقعاً مشخص نیست. از نظر سرمایه‌گذاری، فضای خصمانه بین غرب و ایران به سختی کاهش می‌یابد و بعید است که کشورهای غربی پس از لغو تحریم‌ها به طور فعال در ایران سرمایه‌گذاری کنند. شرکت‌های غیرغربی احتمالاً سود بیشتری خواهند برد و در آینده هنگام تجارت با ایران، ریسک اعمال قوانین فراسرزمینی آمریکا بر آن‌ها کاهش خواهد یافت.
در مورد این ادعا که ایران در این مذاکرات تسلیم شده است، برخی از کاربران اینترنتی دو قیاس کاملاً نامناسب مطرح کرده‌اند: یکی «سلاح‌های کشتار جمعی» عراق و دیگری دست کشیدن اوکراین از سلاح هسته‌ای.
ابتدا در مورد عراق باید گفت که عراق سلاح کشتار جمعی نداشت، اما ایران اکنون واقعاً «سلاح کشتار جمعی» دارد. این لزوماً سلاح‌های هسته‌ای، بیولوژیکی یا شیمیایی نیستند. فناوری این نوع سلاح‌ها که یک قدرت منطقه‌ای ممکن است در اختیار داشته باشد، لزوماً برای مقابله با ارتش‌های مدرن بسیار کارآمد نیست. سناریوی استفاده از این سلاح‌ها بیشتر تمایل به کشتار وسیع جمعیت صنعتی دشمن و تضمین نابودی متقابل دارد.
نیروی ضربتی دوربرد ایران که در سال‌های اخیر عمدتاً بر موشک‌های تاکتیکی و پهپادها متمرکز بوده است، می‌تواند به عنوان همان «سلاح کشتار جمعی» که در ذهن‌ها تصور می‌شود در نظر گرفته شود. این نیرو برای دفاع از خاک ایران در برابر تهاجم زمینی کافی است.
توانایی ارتش آمریکا برای سازماندهی عملیات زمینی گسترده، بسیار کمتر از زمان دو جنگ خلیج فارس است. اگر آمریکا بخواهد از نیروی زمینی برای حمله به ایران استفاده کند، باید در خلیج فارس عملیات ساحل‌گشایی انجام دهد. ارتش کنونی آمریکا حتی در ساخت یک اسکله شناور در غزه نیز با مشکلاتی مواجه شده و منجر به کشته شدن یک نفر و زخمی شدن ۶۲ نفر شده است. توانایی تهاجم آبی-خاکی این ارتش حتی از زمان نبرد نرماندی در جنگ جهانی دوم نیز کمتر است. با این سطح، انتظار دارید در خلیج فارس عملیات ساحل‌گشایی انجام دهد؟ استفاده از نیروی دریایی و هوایی برای حمله به حوثی‌ها نه از سر مهربانی آمریکا، بلکه به دلیل عدم توانایی واقعی در اعزام نیروی زمینی است.
بنابراین، فشار نظامی که ایران با آن مواجه است، با فشار نظامی که عراق در زمان دو جنگ خلیج فارس با آن روبرو بود، متفاوت است و هیچ قیاسی بین آن‌ها وجود ندارد.
در مورد اوکراین، برخی معتقدند که اگر اوکراین از سلاح هسته‌ای دست نمی‌کشید، می‌توانست مسیر استقلال و خودمختاری را طی کند و تحت سلطه قدرت‌های خارجی قرار نگیرد و مورد حمله روسیه نیز واقع نشود. این دیدگاه بیش از حد طرفدارانه اوکراین است. اوکراین حتی اگر سلاح هسته‌ای خود را حفظ می‌کرد، نمی‌توانست از آن استفاده کند. اولاً، کدهای هسته‌ای در دست مسکو بود و ثانیاً، پایگاه‌های نظامی ذخیره‌سازی سلاح‌های هسته‌ای تحت کنترل ارتش روسیه قرار داشتند. بنابراین، اوکراین در زمان فروپاشی شوروی، توانایی هسته‌ای نداشت.
در حال حاضر نیز، اگرچه اوکراین دارای رآکتورهای هسته‌ای غیرنظامی است، اما تولید اورانیوم غنی‌شده با غنای تسلیحاتی نیازمند تعداد زیادی سانتریفیوژ و برق است و اوکراین این توانایی را ندارد. بنابراین، چه در گذشته و چه در حال حاضر، اوکراین کشوری بدون توانایی هسته‌ای بوده است. وضعیت آن با ایران که در آستانه ورود به مرحله آزمایش هسته‌ای قرار دارد، هیچ قابل مقایسه نیست.
به طور کلی، اگر ایران و آمریکا به توافق برسند، نمی‌توان آن را تسلیم شدن تلقی کرد. فقط می‌توان گفت که به نظر می‌رسد ایران قصد ندارد تا آخر با آمریکا بجنگد و همزمان آمریکا نیز توانایی ادامه قدرت‌نمایی در خاورمیانه را ندارد. در واقع، نرمش ایران در برابر آمریکا با پس گرفتن حرف‌های ترامپ همزمان شده است و به همین دلیل احتمالاً توافق حاصل خواهد شد. به جای اینکه بگوییم ایران تسلیم شده است، بهتر است بگوییم این یک عقب‌نشینی دیگر از سوی ترامپ در خاورمیانه است.