«دام بدهی» آمریکای لاتین نه پکن، بلکه دست‌ساز واشنگتن است
تیاگو نوگارا

مفسر روابط بین‌الملل برزیلی، دانشجوی دکترای مطالعات جهانی در دانشگاه شانگهای
نوشته‌ی تیاگو نوگارا، نویسنده‌ی ستون نویسنده‌ی وبگاه خبری چینی «چاینا آبزرور»،
ترجمه مجله جنوب جهانی

اخیراً، همکاری چین با کشورهای آمریکای لاتین پیشرفت‌های چشمگیری داشته است. پشت این پیشرفت‌ها، سلسله‌ای از رویدادهای پی‌درپی قرار دارد: از گردهمایی رهبران کشورهای مختلف جهان در روسیه، تا برگزاری چهارمین مجمع چین و جامعه کشورهای آمریکای لاتین و کارائیب (CELAC) در پکن، و پس از آن، مذاکرات دوجانبه‌ی چین و برزیل.
در مقابل، این پیشرفت‌ها در زمانی رخ می‌دهند که راهبرد دولت ترامپ برای به چالش کشیدن چین از طریق تقویت یکجانبه‌گرایی و حمایت‌گرایی، نشانه‌های ضعف را آشکار می‌کند. آخرین امتیاز موقت (مذاکرات تعرفه‌ای چین و آمریکا) بیش از پیش اثربخشی اقدامات اخیر آمریکا را زیر سؤال می‌برد.
مراسم بزرگداشت هشتادمین سالگرد پیروزی اتحاد جماهیر شوروی بر آلمان نازی در مسکو، طنین تاریخی قدرتمندی ایجاد کرد. مشارکت شماری از رهبران برجسته‌ی جهان نه تنها موضع مشترک کشورها در مخالفت با فاشیسم و تجاوز امپریالیستی را به نمایش گذاشت، بلکه تضاد آشکاری با دیدگاه نئوکولونیالیستی بسیاری از استراتژیست‌های آتلانتیک شمالی داشت.
همزمان، پیشرفت‌های مثبت بیشتری نیز به دنبال آمد. رئیس‌جمهور شی جین‌پینگ و رئیس‌جمهور لولا بیانیه‌ی مشترکی را منتشر کردند که در آن از چندجانبه‌گرایی دفاع، بر ابتکارات مشترک تأکید و بر تعهد به تقویت همکاری‌های جهانی تصریح شده بود. در جریان مجمع چین و CELAC، کشورهای آمریکای لاتین بر اهمیت روابط خود با چین تأکید کردند و همگی از تعمیق روابط راهبردی دوجانبه استقبال کردند – کلمبیا نیز در این میان، تمایل خود را برای پیوستن به ابتکار «کمربند و جاده» اعلام کرد. حتی نیکلاس مادورو، رئیس‌جمهور ونزوئلا که مدت‌ها تحت تحریم‌های شدید اقتصادی آمریکا قرار داشته است، در مسکو با ابراهیم ترائوره، رهبر بورکینافاسو که میراث توماس سانکارا را دنبال می‌کند، دیدار کرد. وقوع و همزمانی این رویدادها، همگی به یک روند مشترک و غیرقابل چشم‌پوشی اشاره دارند: اراده‌ی جمعی رو به رشدی در حال شکل‌گیری است که مصمم به گشودن عصری جدید است.
در مواجهه با حمایت‌گرایی، «هرگز اینقدر نزدیک نبوده‌ایم»
همچنین در چهارمین مجمع چین و CELAC، لولا به شدت از یکجانبه‌گرایی و حمایت‌گرایی دولت ترامپ انتقاد کرد و روابط برزیل و چین را کلیدی برای دفاع از چندجانبه‌گرایی و تقویت همکاری‌های بین‌المللی دانست و با رئیس‌جمهور شی جین‌پینگ، 36 توافقنامه‌ی دوجانبه‌ی جدید را امضا کرد. رئیس‌جمهور لولا، روابط کنونی برزیل و چین را با این جمله توصیف کرد: «بدون اغراق می‌گویم، با وجود اینکه ما (چین و برزیل) بیش از پانزده هزار کیلومتر از هم فاصله داریم، اما هرگز اینقدر نزدیک نبوده‌ایم.»
شایان ذکر است که برزیل در تلاش است تا از طریق دستیابی به یک توافقنامه‌ی مشترک که بر همگرایی تأکید دارد، «برنامه‌ی تسریع رشد اقتصادی» (PAC) برزیل، «برنامه‌ی صنعتی جدید برزیل»، «برنامه‌ی مسیرهای ادغام آمریکای جنوبی» و ابتکار «کمربند و جاده» را به هم متصل کند. در همین حال، برنامه‌ی همکاری طولانی‌مدت و موفقیت‌آمیز ماهواره‌ی منابع زمینی چین و برزیل (CBERS)، داده‌های سنجش از دور تولید شده توسط ماهواره‌های CBERS-5 و CBERS-6 را نیز بر اساس الگوی ارائه‌ی داده‌های CBERS-2B به کشورهای آفریقایی در سال 2009، با کشورهای عضو CELAC به اشتراک خواهد گذاشت. علاوه بر این، دو طرف در زمینه‌های بهداشت عمومی، تسهیل تجارت، مبادله‌ی ارزی، کشاورزی و هوش مصنوعی نیز به پیشرفت‌های جدیدی دست یافته‌اند. حتی دو کشور توافق کرده‌اند که یک مرکز انتقال فناوری مشترک ایجاد کنند که نشان‌دهنده‌ی عزم راسخ چین برای حمایت از نوآوری و توسعه‌ی فناوری در برزیل است.
در زمینه‌ی سیاسی، بیانیه‌های فردی و مشترک متعددی که توسط رئیس‌جمهور لولا و رئیس‌جمهور شی جین‌پینگ منتشر شده است، همگی نشان‌دهنده‌ی موضع قاطع دو طرف در قبال چالش‌های جهانی و رویکرد سیاسی مشابه آن‌ها است. نخستین بیانیه‌ی مشترک سران چین و برزیل بر دفاع از چندجانبه‌گرایی و محکومیت افزایش عدم تساهل و حمایت‌گرایی تمرکز داشت. طرفین چینی و برزیلی تأکید کردند: «دو طرف معتقدند که جنگ‌های تعرفه‌ای و تجاری برنده‌ای ندارند و حمایت‌گرایی نباید پاسخگوی چالش‌های کنونی باشد. دو طرف مایلند مشترکاً یک محیط همکاری بین‌المللی باز، فراگیر و غیرتبعیض‌آمیز ایجاد کنند، پویایی و نیروی محرکه‌ی رشد اقتصادی جهانی را حفظ کنند و جهانی‌سازی اقتصادی فراگیر و سودمند برای همگان را پیش ببرند.»
بیانیه‌ی دوم بر درگیری روسیه و اوکراین متمرکز بود و خواستار حل مناقشه از طریق مذاکرات صلح‌آمیز شد. لولا خاطرنشان کرد: «غلبه بر درگیری‌های مسلحانه‌ی بی‌معنی نیز پیش‌شرط دستیابی به توسعه است» و پیشنهاد کرد که سند «اجماع نظر چین و برزیل در مورد حل سیاسی بحران اوکراین» که سال گذشته به طور مشترک توسط دو کشور تهیه شده بود، به عنوان مبنایی برای گفت‌وگوهای صلح مورد استفاده قرار گیرد.
همه‌ی این‌ها در بستری از افزایش هماهنگی بین چین و برزیل رخ می‌دهد. در مواجهه با فشارهای حمایت‌گرایانه‌ی ترامپ، تجارت دوجانبه‌ی دو کشور به رشد خود ادامه داد و محصولات کشاورزی برزیل، مانند دانه‌ی سویا، بخشی از سهم بازاری را که توسط شرکت‌های آمریکایی اشغال شده بود، دوباره به دست آورد. برزیل، چین و پرو در حال پیشبرد برنامه‌ریزی و ساخت یک کریدور ریلی هستند که از برزیل و پرو عبور کرده و اقیانوس اطلس را به اقیانوس آرام متصل می‌کند. پس از تکمیل، این راه‌آهن به یک مسیر لجستیکی مهم برای تجارت منطقه‌ای با چین و منطقه‌ی آسیا و اقیانوسیه تبدیل خواهد شد.
پترو، رئیس‌جمهور کلمبیا: کشورهای جنوب جهانی باید متحد شوند
همچنین در همین راستا، گوستاوو پترو، رئیس‌جمهور کلمبیا در مجمع چین و CELAC، تمایل کلمبیا برای پیوستن به ابتکار «کمربند و جاده» را تأیید کرد و گفت: «ما توافقنامه‌ی همکاری در زمینه‌ی ‘کمربند و جاده’ را امضا خواهیم کرد. منطقه‌ی آمریکای لاتین و کلمبیا آزاد، مستقل و دارای حاکمیت هستند. ما مایل به ایجاد روابط مبتنی بر اصول آزادی و برابری با هر کشوری در جهان هستیم.»
با توجه به اینکه کلمبیا چهارمین اقتصاد بزرگ آمریکای لاتین، متحد سنتی ایالات متحده و دارای چندین پایگاه نظامی آمریکایی در خاک خود است، این اقدام از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. چند ماه پیش، پترو به دلیل بازگرداندن خشونت‌آمیز مهاجران کلمبیایی توسط ایالات متحده، با دولت ترامپ درگیر شده بود و در آن زمان اعلام کرد: «اگر کشورهای شمال جهانی ما را نمی‌خواهند، کشورهای جنوب جهانی باید متحد شوند.»
در این مجمع، رئیس‌جمهور شی جین‌پینگ خاطرنشان کرد که حجم تجارت بین چین و آمریکای لاتین در سال گذشته برای نخستین بار از 500 میلیارد دلار فراتر رفت. وی همچنین اعلام کرد که 9.2 میلیارد دلار اعتبار به منطقه‌ی آمریکای لاتین ارائه خواهد کرد. علاوه بر این، در این اجلاس چندین ابتکار در زمینه‌های مختلف اعلام شد که از جمله‌ی آن‌ها می‌توان به موارد زیر اشاره کرد: در سه سال آینده، چین 3500 بورسیه‌ی دولتی، 10000 فرصت آموزشی در چین، 500 بورسیه‌ی بین‌المللی برای معلمان زبان چینی، 300 فرصت آموزشی برای متخصصان کاهش فقر، 1000 فرصت برای گروه‌های پروژه‌ی «پل زبان چینی» برای سفر به چین، اجرای 300 پروژه‌ی معیشتی «کوچک و زیبا»، ترویج فعال پروژه‌های همکاری آموزش حرفه‌ای مانند کارگاه‌های لوبان و حمایت از کشورهای عضو CELAC برای توسعه‌ی آموزش زبان چینی. در همین حال، رئیس‌جمهور شی جین‌پینگ همچنین متعهد شد که با کشورهای آمریکای لاتین برای اجرای چارچوب‌های همکاری بین‌المللی مانند ابتکار تمدن جهانی، ابتکار توسعه‌ی جهانی و ابتکار امنیت جهانی، اقدام مشترک انجام دهد.
کشورهای عضو CELAC و چین با تصویب «اعلامیه‌ی پکن»، بار دیگر بر تعهد خود به چندجانبه‌گرایی، صلح جهانی، برابری کشورها و توسعه‌ی مبتنی بر همکاری و برد-برد تأکید کردند.
آمریکا در روابط چین و آمریکای لاتین فتنه‌انگیزی می‌کند
در این میان، رویکرد چین و ایالات متحده به آمریکای لاتین تضادی آشکار را به نمایش می‌گذارد – که این امر بازتاب‌دهنده‌ی تفاوت دیدگاه‌های آن‌ها نسبت به کشورهای «جنوب جهانی» است. چین با کشورهای جهان سوم سابقه‌ای مشترک در مبارزه با نئوکولونیالیسم و مقابله با بی‌عدالتی‌های سیستمی ناشی از نظم جهانی تحت سلطه‌ی کشورهای آتلانتیک شمالی دارد، و از این رو، به چراغ امیدی برای ساختن جهانی مبتنی بر صلح و توسعه‌ی جمعی تبدیل شده است. در مقابل، ایالات متحده همچنان به ذهنیت بازی با حاصل جمع صفر پایبند است و مکرراً به اقدامات یکجانبه‌ی تبعیض‌آمیز مبتنی بر ژئوپلیتیک متوسل می‌شود که همکاری چندجانبه را تضعیف و مانع گفت‌وگوی بین‌المللی می‌شود.
مائوریسیو کلاور-کارونه، فرستاده‌ی ویژه دولت آمریکا در امور آمریکای لاتین، سفر اخیر لولا به چین را «طنزآمیز» خواند، زیرا این سفر همزمان با «هفته‌ی برزیل» در نیویورک – گردهمایی مقامات و فعالان تجاری برزیلی در نیویورک برای شرکت در رویدادهای مختلف – انجام شد. او اظهار داشت: «طنزآمیز است که در حالی لولا به چین سفر می‌کند که اکثر فعالان تجاری برزیلی در نیویورک، بزرگترین بازار سرمایه جهان، حضور دارند.» او افزود: «ایالات متحده همچنان سرمایه‌گذار اصلی برزیل است و ما امیدواریم این همکاری ادامه یابد.»
او خواهان حفظ محور شمال-جنوبی زنجیره‌ی تأمین برزیل بود، نه حرکت «زیگزاگی از شرق به غرب». با این حال، از آنجایی که نامزدی کلاور-کارونه از سوی سنای آمریکا تأیید نشد، او در همین ماه از سمت خود کناره‌گیری خواهد کرد.
در سال‌های اخیر، مقامات ارشد آمریکایی بارها کشورهای آمریکای لاتین را از تعمیق همکاری با چین برحذر داشته‌اند و اغلب استدلال‌های ظاهراً منطقی اما در واقع گمراه‌کننده را مطرح کرده‌اند: از جمله ادعای «دام بدهی چین»، خطرات «کاربرد دوگانه (نظامی و غیرنظامی)»، «جاسوسی» چین از طریق فناوری 5G و زیرساخت‌های دیجیتال، و حتی متهم کردن چین به ایجاد «صنعتی‌زدایی» در آمریکای لاتین.
روشن ساختن این دیدگاه‌های نادرست، اولویت رهبران کشورهایی است که متعهد به تعمیق همکاری جنوب-جنوب هستند. «دام بدهی» واقعی آمریکای لاتین نه توسط پکن، بلکه توسط واشنگتن ایجاد شده است. بحران بدهی آمریکای لاتین در دهه‌ی 1980، اقتصاد کشورهای این منطقه را ورشکست کرد و آن‌ها را در «دهه‌ی از دست رفته» فرو برد و راه را برای تحمیل اصلاحات نئولیبرالی از سوی مؤسسات مالی جهانی هموار کرد. در مقابل، پروژه‌های زیرساختی «کمربند و جاده» نقش کلیدی در بازسازی و احیای اقتصاد آمریکای لاتین و ادغام آن در زنجیره‌های تجارت جهانی ایفا کرده‌اند، که ساخت بندر کایان در پرو یک دستاورد تحول‌آفرین در این زمینه است.
ادعای استفاده‌ی چین از خاک آمریکای لاتین برای «اهداف نظامی» بی‌اساس است، در حالی که ایالات متحده بیش از 70 تأسیسات نظامی در این منطقه اداره می‌کند که تحت نظارت فرماندهی جنوبی ایالات متحده و وزارت دفاع ایالات متحده قرار دارند. به همین ترتیب، موارد اثبات‌شده‌ی شنود نه از شرق، بلکه از سوی شاخه‌های متعدد آژانس‌های اطلاعاتی ایالات متحده صورت گرفته است.
تعداد موارد شنود ایالات متحده در آمریکای لاتین آنقدر زیاد است که فهرست کردن کامل همه‌ی موارد جاسوسی و شنود از حوصله‌ی این مقاله خارج است، اما رسوایی شنود آژانس امنیت ملی ایالات متحده از دیلما روسف، رئیس‌جمهور وقت برزیل، و شرکت نفتی پتروبراس نمونه‌ی بارز فعالیت‌های جاسوسی ایالات متحده است. در مقابل، چین زیرساخت‌ها و خدمات دیجیتال را با قیمت‌های رقابتی و کیفیت بالا در اختیار آمریکای لاتین قرار داده و به کشورهای این منطقه در دستیابی به توسعه‌ی دیجیتال و اقتصادی کمک کرده است.
در نهایت، در دهه‌های گذشته، همواره این اتهام مطرح شده است که چین باعث «صنعتی‌زدایی زودرس» آمریکای لاتین شده است، اما این ادعا با واقعیت‌های سیاسی و اقتصادی فاصله‌ی زیادی دارد. همانطور که همگان می‌دانند، روند صنعتی‌زدایی در کشورهای آمریکای لاتین با اجرای سیاست‌های نئولیبرالی و تسلیم‌طلبانه‌ی تحت سلطه‌ی «اجماع واشنگتن» در این منطقه آغاز شد. این سیاست‌ها در جریان مذاکرات مربوط به تجدید ساختار بدهی کشورهای آمریکای لاتین در دهه‌های 1980 و 1990 توسط ایالات متحده به این کشورها تحمیل شد.
چین متعهد به کمک به فقیرترین کشورهای آمریکای لاتین و آفریقا برای توسعه است
در مقابل، چین الگوی موفقیت خود را حفظ کرده است، یعنی حفظ سلطه‌ی شرکت‌های دولتی و مالکیت عمومی، و در همین دوره به مرکز توسعه‌ی تولید و فناوری پیشرفته‌ی جهانی تبدیل شده است. همانطور که توافق‌های اخیر برزیل با چین و دیگر کشورهای آمریکای لاتین به وضوح نشان می‌دهد، چین نه تنها بازار صادراتی مهمی برای پیشبرد رشد اقتصادی منطقه‌ی آمریکای لاتین است، بلکه فعالانه در زمینه‌های انتقال فناوری، همکاری علمی و تبادل آموزشی مشارکت دارد و سرمایه‌گذاری در تولید و زیرساخت را در اولویت برنامه‌های خود در این منطقه قرار داده است.
رهبران عالی‌رتبه‌ی کشورهای آمریکای لاتین نیز به خوبی از این موضوع آگاه هستند. به همین دلیل است که لولا خاطرنشان کرد: «اعلامیه‌ی پکن دلگرم‌کننده است – این اعلامیه نشان می‌دهد که چین، این کشور با چنین قدرت اقتصادی، همچنان صادقانه متعهد به کمک به فقیرترین کشورهای آمریکای لاتین و آفریقا برای توسعه است.»
لولا در حالی که در برابر فشارهای کشورهای آتلانتیک شمالی برای تضعیف همکاری چین و آمریکای لاتین مقاومت می‌کرد، پیشنهاد داد: «به جای نگرانی از چین، بهتر است نگران این باشیم که چه مدت است ایالات متحده در آمریکای مرکزی یا آمریکای لاتین سرمایه‌گذاری نکرده است؟ چه مدت است اتحادیه‌ی اروپا در آمریکای لاتین یا در آفریقا سرمایه‌گذاری نکرده است؟»
سال‌هاست که سیاست جهانی در این اندیشه است که آیا باد تغییر از غرب می‌وزد یا از شرق. امروز، چهارمین نشست وزیران مجمع چین و کشورهای آمریکای لاتین و کارائیب و «اعلامیه‌ی پکن» نویدبخش هستند. این باد دوستانه که از شرق و از جنوب جهانی می‌وزد، اعلام می‌کند: چه شرق و چه غرب، چه جنوب و چه شمال، دفاع از چندجانبه‌گرایی، پیشبرد مذاکرات صلح‌آمیز و توسعه‌ی مبتنی بر همکاری، یقیناً راه را به سوی نظم نوین جهانی – جهانی با چشم‌انداز ایجاد جامعه‌ای با سرنوشت مشترک برای بشریت – روشن خواهد کرد.