
دینگ یی فان
ترجمه و تنظیم مجله جنوب جهانی
در مواجهه با بیاعتمادی آمریکا: استراتژی هوشمندانه چین در نبرد تجاری
تحولات اخیر در روابط تجاری چین و آمریکا، به ویژه مذاکرات پرفراز و نشیب سال ۲۰۱۹، بیش از آنکه صرفاً یک گفتوگوی اقتصادی باشد، صحنهای پیچیده از تقابلهای سیاسی و استراتژیک را به نمایش گذاشت. در این میان، موضعگیری چین در برابر فشارها و سیاستهای غیرقابل پیشبینی دولت وقت آمریکا، به رهبری دونالد ترامپ، درسهای ارزشمندی را برای سیاستگذاران و تحلیلگران بینالمللی به همراه داشته است. آنچه آشکار شد، نه تنها ظرفیت چین برای مقاومت در برابر هژمونی اقتصادی، بلکه بلوغ رویکرد این کشور در مدیریت بحرانها و استفاده از اهرمهای نفوذ بود.
آغاز یک آتشبس، نه پایان جنگ
در تاریخ ۱۲ مه ۲۰۱۹، بیانیه مشترک چین و آمریکا مبنی بر لغو تعرفههای تلافیجویانه و حفظ تعرفه ۱۰ درصدی پایه، به همراه تعلیق ۹۰ روزه تعرفه ۲۴ درصدی، بارقهای از امید را برای کاهش تنشها روشن کرد. این نتیجه برای بسیاری غیرمنتظره بود، به خصوص با توجه به ادعاهای قبلی ترامپ مبنی بر وضع تعرفههای ۱۴۵ درصدی. اما همانطور که دینگ یی فان، دبیر پیشین مرکز تحقیقات توسعه وابسته به شورای دولت چین، به درستی اشاره میکند، این آتشبس بیش از آنکه به معنای پایان جنگ باشد، نشانهای از یافتن یک «پله» برای ترامپ بود تا از موقعیت دشوار خود عقبنشینی کند.
سرعت آغاز مذاکرات و پذیرش تعرفه ۱۰ درصدی، حاکی از فشار سنگین داخلی بر دولت ترامپ بود. چین با اتخاذ رویکرد «مقابله به مثل در برابر هر حرکت»، فضای لازم را برای ترامپ باقی نگذاشت تا بدون دردسر به سیاستهای یکجانبه خود ادامه دهد. این رویکرد، در مرحله نخست، به معنای پیروزی چین بود؛ نه پیروزی قاطع، بلکه کسب دست برتر در یک کشمکش اولیه. با این حال، نباید از یاد برد که علاوه بر تعرفه ۱۰ درصدی، آمریکا تعرفه ۲۰ درصدی دیگری را به بهانه مسئله «فنتانیل» وضع کرد که از دیدگاه چین ناعادلانه و غیرمنصفانه بود و نشان از تداوم نگاه خصمانه داشت.
شخصیت ناپایدار و فرصتهای پنهان
شخصیت متغیر و غیرقابل پیشبینی ترامپ، هشداری جدی برای هرگونه خوشبینی زودهنگام بود. این بدان معناست که هر لحظه احتمال بازگشت به سیاستهای تحریمی و تغییر شرایط وجود داشت. از این رو، دوره ۹۰ روزه تعلیق تعرفهها، فرصتی حیاتی برای چین بود تا با هوشمندی، از موقعیتهای اهرمی خود بهره گیرد. در این میان، وضعیت مالی آمریکا، به ویژه بحران بدهیهای دولتی، میتواند به عنوان یک کارت برنده برای چین عمل کند. نیاز واشنگتن به سرمایهگذاری خارجی برای تأمین مالی این بدهیها، در حالی که اعتبار دولت ترامپ در بازارهای جهانی رو به ضعف گذاشته بود، یک نقطه آسیبپذیر بود که چین میتوانست از آن استفاده کند.
چین در سالهای قبل، به دلیل تجربه کمتر در مواجهه با چنین رویکردهای غیرمتعارفی، گاهی تعهداتی را پذیرفته بود که حتی دولت بعدی، یعنی دولت بایدن، نیز آنها را دنبال کرد. اما در سال ۲۰۱۹، پکن با آمادگی و درک عمیقتری از شیوه عمل ترامپ، وارد مذاکرات شد. این بلوغ استراتژیک، از درک این واقعیت نشأت میگرفت که مقابله با تهدیدها و فشارها، تنها راه برای حفظ منافع ملی است.
اهرمهای چین: از زنجیره تأمین تا مقاومت فرهنگی
نقاط قوت چین در مذاکرات آینده، تنها به اهرمهای مالی محدود نمیشود. وابستگی آمریکا به زنجیره تأمین چین، به ویژه در صادرات منابع خاصی مانند عناصر کمیاب (Rare Earths)، یکی از برگهای برنده کلیدی پکن است. چین با تسلط بر این منابع، میتواند در زمان لزوم، فشاری جدی بر صنایع پیشرفته آمریکا وارد کند. علاوه بر این، مسئله «فنتانیل» که به ناحق به ابزاری برای تحریم تبدیل شده بود، یک موضوع دارویی است و چین تنها در چارچوب همکاریهای منطقی و عادلانه حاضر به مذاکره در این زمینه است.
نکته ظریف و قابل تأمل دیگری که کارشناس ارشد اقتصادی چینی دینگ یی فان به آن اشاره میکند، تفاوتهای فرهنگی و تأثیر آن بر رویکرد مذاکراتی است. فلسفه کنفوسیوسی «ببخش و بگذر» که در فرهنگ چینی ریشهدار است، ممکن است در برابر شخصیتی مانند ترامپ، نه تنها کارآمد نباشد، بلکه به عنوان نشانه ضعف تلقی شده و به او اجازه فشار بیشتر را بدهد. این بینش، بر اهمیت اتخاذ رویکردی قاطعانه و بدون تساهل در برابر بازیگری نامطمئن تأکید میکند.
پیامی برای جامعه جهانی
موفقیت چین در ایستادگی و مقابله با آمریکا، تنها یک دستاورد برای پکن نیست؛ بلکه پیامی روشن برای جامعه بینالمللی است. این تجربه نشان داد که حتی قدرتهای بزرگ را نیز میتوان با مقاومت، استحکام و برنامهریزی استراتژیک، وادار به عقبنشینی یا حداقل تعدیل مواضع کرد. با این حال، مهم است که این را یک پیروزی موقت تلقی کنیم و نه پایان فشارها. چین و دیگر کشورها باید همواره آماده باشند که در صورت لزوم، دوباره در برابر سیاستهای یکجانبهگرایانه و بیاعتمادی دولتها ایستادگی کنند و به تواناییهای خود ایمان داشته باشند. این نبرد، نه تنها یک نبرد تجاری، بلکه آزمونی برای سنجش اراده و بلوغ سیاسی در صحنه بینالمللی بود.

