تظاهرات ضد غربی در کینشاسا، پایتخت کنگو

اونیسونو چاتویر

ترجمه محله جنوب جهانی

یایید با یک حقیقت اساسی آغاز کنیم: وضعیت کنونی کنگو تصادفی نیست. زمانی که روزنامه‌نگار، بندیکته کومبی ندجوکو، می‌گوید: «در کنگو، سرمایه‌داری جهانی‌شده آشوب دائمی ایجاد می‌کند»، او در واقع سیستمی را توصیف می‌کند که دقیقاً طبق طراحی‌اش عمل می‌کند؛ سیستمی که در آن غرب با فقیر، بی‌ثبات و آماده غارت نگه داشتن کنگو ثروتمند می‌شود.
جمهوری دموکراتیک کنگوی مدرن کشوری نیست که فروپاشیده باشد، بلکه مستعمره‌ای است که عامدانه برای استخراج و بهره‌کشی سازماندهی شده است. این کشور باید یکی از ثروتمندترین و قدرتمندترین ملت‌های روی زمین باشد. این سرزمین دارای معادنی است که نیروی محرکه تلفن‌های ما، خودروهای برقی و انقلاب انرژی سبز را تامین می‌کند. به اندازه‌ای پتانسیل برق‌آبی دارد که می‌تواند قاره‌های کامل را روشن کند، ذخایر وسیعی از آب شیرین دارد و دومین جنگل بارانی بزرگ جهان را در خود جای داده که کربن بیشتری نسبت به تمام جنگل‌های بارانی استوایی دیگر جذب می‌کند. با این حال، بیش از چهار میلیون آفریقایی در کنگو آواره داخلی هستند و بیش از نیم میلیون نفر دیگر به عنوان پناهنده به کشورهای همسایه رانده شده‌اند. آن‌ها قربانی جنگ‌هایی هستند که توسط رواندا و اوگاندا به راه انداخته شده‌اند، درگیری‌هایی که توسط ایالات متحده و غرب حمایت و تأمین مالی می‌شوند. واقعیت این است که از زمانی که غرب به آفریقا آمده، کنگو هرگز اجازه خودگردانی واقعی نیافته است. نه تحت رژیم وحشیانه لئوپولد، نه تحت حکومت استعماری بلژیک، و قطعاً نه پس از استقلال اسمی در سال 1960.

هنگامی که کنگو در سال 1960 به استقلال رسید، کل کشور کمتر از سی فارغ‌التحصیل دانشگاهی آفریقایی داشت. هیچ افسر ارتش کنگویی، هیچ مهندس، هیچ متخصص کشاورزی و هیچ پزشک وجود نداشت. از پنج هزار موقعیت مدیریتی در خدمات کشوری، دقیقاً سه پست توسط آفریقایی‌ها اشغال شده بود. این یک غفلت نبود، بلکه یک سیاست استعماری عمدی بود. شاه لئوپولد دوم این موضوع را به صراحت اعلام کرد: «مسئله مستعمرات بلژیک نیست. مسئله ایجاد یک دولت جدید تا حد امکان بزرگ و نحوه اداره آن است. باید روشن باشد که در این پروژه، هیچ صحبتی از اعطای کوچکترین قدرت سیاسی به سیاهان نمی‌تواند باشد. این مضحک خواهد بود. سفیدپوستان، که پست‌ها را رهبری می‌کنند، تمام قدرت را در دست دارند.»

و بگذارید واضح بگوییم، زمانی که دستان نسل‌کش لئوپولد پس از افشای بربریت او در گزارش کیسمِنت، سرانجام از کنگو کوتاه شد، او با رسوایی نرفت. بلژیک به او پول پرداخت کرد، او را به عنوان یک قهرمان تجلیل کرد و کار او را تحت حکومت استعماری «رسمی» خود ادامه داد. هنگامی که آفریقایی‌های کنگو سرانجام تحت رهبری پاتریس لومومبا و جنبش ملی کنگو (MNC) برای کسب استقلال خود سازماندهی شدند، ایالات متحده و بلژیک با خائنان کنگویی مانند موسی چومبه توطئه کردند تا او را ظرف یک سال پس از استقلال به قتل برسانند. از آن زمان، یک عروسک دست‌نشانده غربی پس از دیگری بر سر کار آمده است – ابتدا موبوتو، سپس کابیلا، و اکنون تشیسکدی – که هر کدام اطمینان می‌دهند که کنگو برای غارتگران خارجی باز بماند.

غرب ثروتش را از کنگو دزدیده است

هر جهش بزرگ فناوری در غرب با منابع دزدیده شده از کنگو و رنج گسترده آفریقایی‌های ساکن آنجا ساخته شده است. انقلاب صنعتی و نوآوری‌های فناورانه آن مانند لاستیک بادی، با لاستیک کنگویی که تحت حکومت وحشت لئوپولد برداشت می‌شد، به حرکت درآمد؛ جایی که دستان کارگران آفریقایی به دلیل عدم رعایت سهمیه قطع می‌شد. عصر اتم با اورانیوم استخراج شده در کنگو توسط آفریقایی‌هایی که هیچ وسیله حفاظتی نداشتند، نیرو گرفت و سپس بدون هشدار در سرزمین‌های بومی در جنوب غربی ایالات متحده آزمایش شد و نسل‌های مردم بومی را تا به امروز مسموم کرده است. به اصطلاح انقلاب سبز امروزی – از پنل‌های خورشیدی گرفته تا باتری‌های قابل شارژ و خودروهای برقی – به کلتان، لیتیوم و کبالت استخراج شده توسط کودکانی که در شرایط جهنمی در معادن غیرقانونی پراکنده در سراسر کنگو کار می‌کنند، وابسته است.

غرب ثروتمند می‌شود زیرا کنگو فقیر می‌ماند. و آفریقایی‌های کنگو؟ آن‌ها همیشه به عنوان موانعی دیده شده‌اند، چیزی که باید حذف شود، چه از طریق کار اجباری، چه آوارگی و چه قتل عام آشکار.

نسل‌کشی، رویه استاندارد عملیات است

آنچه در کنگو رخ می‌دهد، حتی آنچه لئوپولد انجام داد، یک انحراف تاریخی نیست. این رویه استاندارد امپریالیستی است. در حالی که نیروهای لئوپولد میلیون‌ها نفر را قتل عام می‌کردند، آلمان در حال کشتار هِرِروها در نامیبیا بود. سیسیل رودز به طور خشونت‌آمیزی یک پایگاه شرکتی برای استعمار شهرک‌نشینان بریتانیایی در جنوب آفریقا ایجاد می‌کرد. ایالات متحده صدها هزار نفر را در خارج از کشور در فیلیپین به قتل می‌رساند – زندانیان را شکنجه می‌کرد و روستاها را به آتش می‌کشید – در حالی که همزمان جنگی برای نابودی ملت‌های بومی در داخل مرزهای خود به راه انداخته بود. امروزه، اسرائیل دقیقاً همان سناریو را در فلسطین اشغالی با حمایت کامل غرب اجرا می‌کند.

ما باید این وقایع را نه به عنوان مجموعه‌ای از وحشیگری‌های بی‌ارتباط، بلکه به عنوان یک تاکتیک پیوسته از سوی سرمایه‌داری و امپریالیسم بشناسیم. اگر شما به عنوان یک «جمعیت مازاد» تلقی شوید که در راه منابع قرار گرفته‌اید – خواه آن منابع زمین، نفت، آب یا کلتان باشند – یا تا حد مرگ از شما کار کشیده می‌شود یا نابود می‌شوید. امروزه، همان منطق «جمعیت‌های مازاد» محرک مداخله غرب در هائیتی است، جایی که ایالات متحده آفریقایی‌های ساکن آنجا را مانعی می‌داند که باید برای ایجاد یک پایگاه ژئوپلیتیکی برای کنترل دریای کارائیب از سر راه برداشته شوند. نسل‌کشی تصادفی نیست، بلکه ابزار اصلی نظام سرمایه‌داری است.

ما همچنین باید تشخیص دهیم که آنچه در کنگو رخ می‌دهد هرگز فقط مربوط به کنگو نبوده است. تجارت برده فراآتلانتیک و اردوگاه‌های کار اجباری لئوپولد دو روی یک سکه بودند. سیاست‌های آپارتاید در کنگو تحت حکومت بلژیک، آینه تمام‌نمای قوانین جیم کرو در ایالات متحده بود. همان سیستمی که آفریقای مرکزی را غارت می‌کند، میلیاردرهای صهیونیستی مانند دان گرتلر را ثروتمند می‌کند، کسی که الماس‌ها و کبالت کنگو را می‌دزدد تا شهرک‌های غیرقانونی در کرانه باختری را تأمین مالی کند. همان شرکت‌های فناوری که تجهیزات نظارتی و تسلیحات به ارتش اسرائیل (IDF) و ارتش ایالات متحده می‌فروشند، برای تولید محصولات خود به مواد معدنی استخراج شده توسط کودکان آفریقایی در کنگو وابسته هستند. همان نیروهای اسرائیلی که به پلیس برای کشتن آفریقایی‌ها در ایالات متحده آموزش می‌دهند، گروه‌های مرگ راست‌گرا را در سراسر آمریکای لاتین مسلح می‌کنند. مبارزات ما به هم پیوسته است.

آفریقایی‌های کنگو خود را آزاد خواهند کرد

آفریقایی‌های کنگو منفعلانه رنج نمی‌برند و منتظر رستگاری نیستند. آن‌ها دائماً در حال مبارزه هستند. در ژانویه 2025، معترضان در کینشاسا، پایتخت کنگو، پرچم‌های ایالات متحده و بلژیک را در مقابل سفارتخانه‌های غربی به آتش کشیدند و شعار دادند: «غربی‌ها پشت غارت کشور ما هستند، رواندا به تنهایی کار نمی‌کند، بنابراین آن‌ها باید کشور ما را ترک کنند.» یک تظاهرکننده دیگر به صراحت گفت: «همه اینها به خاطر رواندا است. کاری که رواندا انجام می‌دهد با همدستی فرانسه، بلژیک، ایالات متحده و دیگران است. مردم کنگو خسته‌اند. چند بار دیگر باید بمیریم؟»

این مقاومت منفرد نیست. در سراسر آفریقا، از صحرای غربی تا ساحل و زیمبابوه، جنبش‌هایی در حال اخراج نیروهای نظامی خارجی، مقابله با سرقت زمین و تحریم‌های اقتصادی، ایجاد روابط مستقل با کشورهای ضد امپریالیستی و ایجاد اتحادهای پان‌آفریقایی انقلابی مانند اتحاد کشورهای ساحلی هستند. آن‌ها ثابت می‌کنند که دنیای دیگری واقعاً ممکن است و در یک مبارزه هستی‌شناختی برای به وجود آمدن آن درگیر هستند.

وظیفه‌ما ما در غرب، روشن است: مختل کردن ماشینی که از کنگو تغذیه می‌کند. این به معنای افشای ارتباطات بین مبارزات، پیوستن به سازمان‌های مبارزه برای عدالت و اقدام مستقیم جمعی علیه شرکت‌ها و دولت‌هایی است که از این استثمار سود می‌برند. دقیقاً همان شرکت‌ها و دولت‌هایی که محرک و سودبرنده از گذار به یک دولت آشکارا فاشیستی هستند که ما را در ایالات متحده به وحشیانه‌ترین شکل سرکوب می‌کند. مبارزات ما به هم پیوسته است. همانطور که کنگو پیش می‌رود، ما نیز خواهیم رفت.

همانطور که پاتریس لومومبا در سال 1960 اعلام کرد: «استقلال کنگو گامی قاطع به سوی آزادی کل قاره آفریقا است.» آزادی و اتحاد آفریقا تحت سوسیالیسم علمی، ضربه‌ای مرگبار به سرمایه‌داری و امپریالیسم جهانی خواهد بود، که به این معنی است که مبارزه برای کنگو، مبارزه برای همه ماست. تنها سوال این است: شما در کدام طرف هستید.

درباره نویسنده
اونیسونو چاتویر یک زن آفریقایی است که در ایالات متحده سرگردان شده و برای شکست دادن سرمایه‌داری، استعمار و امپریالیسم سازماندهی می‌کند. او یک سازمان‌دهنده در حزب انقلابی خلق‌های سراسر آفریقا و اتحادیه انقلابی زنان سراسر آفریقا، یک ویراستار در Hood Communist، یک رئیس مشترک شبکه ملی کوبا و یک سازمان‌دهنده در بریگاد ونسرموس است.