
مجید افسر
مجله جنوب جهانی
در روزگاری که انقلابها نه از بیرون، که از درون فرسوده میشوند، بازسازی، گاه از دل خاکستر نارضایتیهای خاموش قد علم میکند. آنچه در مقالهی پرآوازهی آلفردو پاتالو با عنوان «حزب کمونیست ونزوئلا (PCV) در مرحلهای نوین: ضدامپریالیست و وفادار به روند بولیواری» روایت میشود، نه فقط شرحی تاریخی از تحولی حزبی، که بازتاب یک مبارزه درونی است، میان اصل و بدل، میان وفاداری و خیانت، میان کسانی که در کشاکش بحران اقتصادی و فشار تحریمها خواستند بایستند و آنان که ایستادن را با عقبنشینی به نام نقادی اشتباه گرفتند.
حزب کمونیست ونزوئلا، این سازمان ریشهدار و مبارزهدیده، سالها در کنار تودهها ایستاد، زمانی که خاک وطن زیر چکمههای الیگارشی و وابستگان خارجی میلرزید. در سپیدهدم انقلاب بولیواری، حزب کمونیست از نخستین حامیان راه هوگو چاوز بود. او را نه تنها به چشم یک متحد سیاسی، بلکه به عنوان تجسم آرمانهای تاریخی رهایی ملی و اجتماعی میدید. اما با غروب خورشید چاوز و ظهور چالشهای نوین، از تحریمهای فلجکننده گرفته تا افول درآمدهای نفتی، شکافهایی از درون سربرآوردند.
با گذر زمان، بخشی از رهبری حزب، بهویژه تحت نفوذ گرایشهای تروتسکیستی بینالمللی، مواضعی اتخاذ کردند که فاصلهاش با روح انقلاب، روز به روز بیشتر شد. کنگرههایی که پیشتر سنگر وحدت و گفتمان انقلابی بود، بدل به مجامعی شد برای تکرار انتقاداتی که بیشباهت به شعارهای رسانههای راست افراطی نبود. از انکار نقش تحریمها در بحران اقتصادی، تا متهم کردن دولت مادورو به «سرسپردگی» و «نئولیبرالیسم»، مجموعهای از مواضع به نام نقد ولی در خدمت تفرقه، حزب را از بدنهی خود دور کرد.
اما انقلاب را نمیتوان از دل مردم ربود. اعضای پایهی حزب، که هنوز به یاد داشتند چگونه در دل خیابانها، در میان زحمتکشان، در کنار کوبان و ماراتا، از انقلاب دفاع کرده بودند، تصمیم گرفتند سکوت را بشکنند. کنفرانسهایی منطقهای، از شرق و غرب تا کوهستانها، به نقطهی اتصال این اعتراض بدل شد. نتیجه، برگزاری یک کنگره فوقالعاده در ماه مه ۲۰۲۳ بود؛ نقطه عطفی که تاریخ حزب را از مسیر انحرافی بازگرداند.
در این میانه، نقش دادگاه عالی عدالت (TSJ) نیز – هرچند برای ناظران خارجی عجیب بنماید – تجلی همان بنیانهای حقوقی است که انقلاب بولیواری در دو دهه گذشته بنا کرده است. وقتی درهای تشکیلاتی بر اعضای حقیقی حزب بسته میشود، رجوع به قانون، نه تنها حق بلکه وظیفهی انقلابی است. حکم دادگاه، مشروعیت رهبری موجود را رد کرد و کمیسیونی موقت به ریاست هنری پارا را مأمور بازسازی حزب و برگزاری کنگرهای دموکراتیک ساخت.
پارا و همراهانش با صراحت اعلام کردند: اختلاف با مادورو یا نقد به برخی سیاستهای دولت، نباید به همصدایی با امپریالیسم ختم شود. دشمن اصلی، هنوز همان است که در پس هزار تحریم، میکوشد روح ملت را خرد کند. انقلاب را نمیتوان به خاطر اختلافنظرهای درونحزبی واگذار کرد. آنانکه دیروز کنار تودهها بودند، امروز هم باید در همان خاکریز باقی بمانند. بر خلاف کسانی که به نام چپ، اما با زبانی که راست افراطی نیز از آن بهره میبرد، به تخریب دست زدند، نیروهای نوظهور حزب، به بازگشت به اصول اولیه وفادار ماندند.
این بازسازی، تنها در سطح ساختار نبود. اسناد جدیدی در دست تدوین است که نقش کمونها، تولید جمعی، و سیاست مردمی را از نو تعریف میکند. حزب، به گفته رهبرانش، خود را برای کنگرهای در سال ۲۰۲۶ آماده میکند، تا نهفقط گذشته را تصحیح، که آینده را بسازد. در این مسیر، پیروزی در انتخابات، فقط یک مرحله بود؛ وفاداری به مردم، به خطمشی ضدامپریالیستی و به روح بولیواری، هدف نهایی است.
امروز، حزب کمونیست ونزوئلا، بیش از هر زمان دیگری در معرض نگاه جهان قرار دارد. رسانههای بینالمللی، اغلب تنها صدای یک جناح را بازتاب میدهند. اما حقیقت، همانگونه که زویلو آروستگی گفته، باید از درون جوشیده باشد؛ نه از بلندگوهای خارجی، بلکه از دل میدان، از میان مردمی که انقلاب را زنده نگه داشتهاند. و این پیام، امروز بیش از همیشه، نیازمند بازتاب است: حزب کمونیست ونزوئلا، هنوز ایستاده است؛ با همان پرچم سرخ، با همان آرمانهای دیرین، و با ایمانی تازه به راهی که در پیش دارد.

