نمایش دیپلماسی آمریکا و اسرائیل: تحلیلی بر مذاکرات هسته‌ای ایران

در

حمید علوی


پنجمین دور مذاکرات غیرمستقیم میان ایران و آمریکا در شهر رم که روز جمعه به پایان رسید، بار دیگر نشان داد که آنچه واشنگتن تحت عنوان «دیپلماسی» ارائه می‌دهد، چیزی جز نمایشی محاسبه‌شده برای پوشاندن اهداف توسعه‌طلبانه خود و رژیم صهیونیستی اسرائیل نیست. هماهنگی کامل میان فرستاده ویژه ترامپ و مقامات امنیتی اسرائیل در حاشیه این مذاکرات، حقیقت تلخی را برای مذاکره کنندگان ایرانی آشکار می‌سازد: کاخ سفید در واقع اختیار مسیر دیپلماسی را به‌کلی به نتانیاهو و جریان تندرو صهیونیستی واگذار کرده است.
دیدار برنامه‌ریزی‌شده «ران درمر» وزیر امور راهبردی رژیم صهیونیستی و «دیوید بارنیه» رئیس سازمان موساد با «استیون ویتکاف» نماینده ویژه ترامپ در امور خاورمیانه، نشان‌دهنده وابستگی عمیق سیاست خارجی آمریکا به منافع صهیونیستی است. این هماهنگی که با هدف «دریافت گزارش فوری» پس از مذاکرات انجام شد، به‌خوبی نشان می‌دهد که پروژه مذاکرات هسته‌ای، نه تنها از واشنگتن بلکه از تل‌آویو نیز فرمان می‌گیرد.
آنچه واشنگتن و تل‌آویو در قالب «مذاکرات» ارائه می‌دهند، در حقیقت ابزاری برای وقت‌کشی، انحراف افکار عمومی و مهار ظرفیت‌های مستقل کشورهای منطقه است. سیاست «فشار حداکثری» که ترامپ از سال ۲۰۱۸ علیه ایران آغاز کرد و اکنون با قدرت بیشتری ادامه می‌دهد، هیچ نشانه‌ای از تمایل واقعی به دیپلماسی سازنده نشان نمی‌دهد. این در حالی است که ایران همواره با حسن نیت و شفافیت کامل مواضع خود را در مذاکرات بیان کرده است.
مواضع متناقض آمریکا که از یک سو ادعای آمادگی برای «توافق بهتر» را مطرح می‌کند و از سوی دیگر در میانه مذاکرات تهدیدات نظامی، تحریم‌های جدید و پروژه‌های روانی را دنبال می‌کند، نشان‌دهنده ماهیت فریبکارانه سیاست آمریکا است. حتی کارشناسان آمریکایی نظیر جان مرشایمر و استفن والت نیز این رویکرد مخرب را زیر سؤال برده و آن را «احمقانه» خوانده‌اند.
وندی شرمن، معاون وزیر خارجه پیشین آمریکا که خود در مذاکرات توافق ۲۰۱۵ نقش داشت، نیز اذعان کرده که وادار کردن ایران به کنارگذاشتن کامل حق غنی‌سازی امری غیرممکن است. این اظهارات از سوی مقامات خود آمریکا نشان می‌دهد که خواسته‌های واشنگتن از ایران فاقد هرگونه واقع‌گرایی و عقلانیت است.
آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر ایران، با تیزبینی کامل خواسته‌های آمریکا برای توقف غنی‌سازی اورانیوم را «افراطی و ظالمانه» خوانده و هشدار داده که چنین مذاکراتی بعید است به نتیجه برسد. این موضع‌گیری نه تنها بر اساس تجربه‌های تلخ گذشته، بلکه بر اساس درک دقیق از ماهیت واقعی سیاست‌های آمریکا استوار است.
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، در ارزیابی خود از این دور مذاکرات تأکید کرد که ایران مواضع خود را با شفافیت کامل بیان کرده و بر اصول خود پایبند است. این در حالی است که طرف آمریکایی همچنان در بند خواسته‌های غیرعقلانی خود باقی مانده و حاضر به پذیرش حقوق مشروع ایران نیست.
حضور مقامات امنیتی اسرائیل در مذاکرات رم، نشان‌دهنده این واقعیت است که آمریکا در دور دوم ریاست‌جمهوری ترامپ، عملاً به مجری سیاست‌های رژیم فاشیستی اسرائیل تبدیل شده است. این وابستگی نه تنها منافع ملی آمریکا را تهدید می‌کند، بلکه امنیت و ثبات کل منطقه را به خطر می‌اندازد.
سؤال اساسی این است که آمریکا در خاورمیانه چه می‌خواهد؟ حضور نظامی و سیاسی آمریکا در منطقه نه تنها هیچ مشکلی را حل نکرده، بلکه منشأ بی‌ثباتی، جنگ و ویرانی بوده است. تجربه‌های عراق، سوریه، لیبی، یمن و افغانستان گواه این ادعا هستند. آمریکا با حمایت از رژیم صهیونیستی و پیروی از سیاست‌های جنگ‌طلبانه آن، نه تنها به امنیت منطقه آسیب رسانده، بلکه اعتبار خود را نیز در سطح جهانی مخدوش کرده است.
ایران که هرگز تهدیدی برای امنیت واقعی آمریکا یا حتی اسرائیل نبوده، همواره طرفدار دیپلماسی متقابل بوده است. بر اساس تمامی شواهد رسمی و تایید شده توسط ارگانهای بازرسی بین‌المللی برنامه هسته‌ای ایران کاملاً صلح‌آمیز است و تحت نظارت آژانس بین‌المللی انرژی اتمی قرار دارد. ادعاهای واهی درباره «تهدید هسته‌ای» ایران تنها برای توجیه سیاست‌های تهاجمی آمریکا و اسرائیل مطرح می‌شود.
رخداد مذاکرات رم نشان داد که واشنگتن هیچ نیت واقعی برای رسیدن به توافقی متعادل و عادلانه ندارد. آنچه آمریکا «مذاکره» می‌نامد، چیزی جز شوی تبلیغاتی برای سرپوش گذاشتن بر سیاست‌های شکست‌خورده خود نیست. هدف واقعی آمریکا، سرگرم کردن ایران به مذاکرات بی‌نتیجه و همزمان تضعیف روحیه مقاومت در منطقه است.
لابی صهیونیستی که سال‌هاست بر سیاست خارجی آمریکا نفوذی غیرقابل کتمان دارد، اکنون تلاش دارد تا با استفاده از نفوذ خود، ایران را مجبور به تسلیم در برابر خواسته‌های غیرعقلانی کند. این لابی که منافع اسرائیل را بر منافع ملی آمریکا مقدم می‌دارد، مسئول بسیاری از بحران‌های منطقه‌ای و بین‌المللی است.
تجربه توافق ۲۰۱۵ که ترامپ بدون هیچ دلیل منطقی از آن خارج شد، نشان داد که آمریکا حتی به تعهدات بین‌المللی خود نیز پایبند نیست. این رفتار نه تنها اعتبار آمریکا را در سطح جهانی مخدوش کرد، بلکه باعث شد تا کشورهای دیگر نیز نسبت به قابلیت اعتماد آمریکا تردید کنند.
اکنون که ترامپ برای دومین بار به قدرت رسیده، همان سیاست‌های فشار و تهدید را با قدرت بیشتری دنبال می‌کند. اما این بار ایران با تجربه‌ای که از گذشته کسب کرده، نخواهد گذاشت که مجدداً فریب وعده‌های دروغین آمریکا را بخورد.
حقیقت این است که خروج آمریکا از خاورمیانه نه تنها به ضرر منطقه نیست، بلکه می‌تواند به تحقق صلح و ثبات در منطقه کمک کند. حضور نظامی آمریکا که همواره در خدمت منافع اسرائیل بوده، منشأ بی‌ثباتی و تنش در منطقه است. کشورهای منطقه بدون دخالت خارجی می‌توانند روابط خود را بر اساس منافع مشترک و احترام متقابل تنظیم کنند.
ایران در این شرایط آماده هرگونه واکنش متناسب است. هشدار وزیر امور خارجه ایران مبنی بر مسئولیت قانونی آمریکا در صورت حمله اسرائیل به تأسیسات هسته‌ای ایران، نشان‌دهنده تصمیم قاطع ایران برای دفاع از حقوق و منافع خود است.
در نهایت، مذاکرات رم نشان داد که آمریکا و اسرائیل همچنان در پیروی از سیاست‌های شکست‌خورده گذشته اصرار دارند. اما ایران با اتکا به توان نظامی بومی و درکی واقعی‌تر از معادلات منطقه‌ای و بین‌المللی، آماده مقابله با هرگونه تهدید است. زمان آن فرارسیده که ترامپ و مشاورانش آمریکا  دست از سیاست‌های مخرب تحت نفوذ لابی اسرائیلی  خود بردارند و راه تعامل بر اساس احترام متقابل و عقلانیت را انتخاب کنند. در غیر این صورت، تاریخ درباره کسانی که فرصت صلح را با تهدید و تحریم جایگزین کردند، قضاوت سختی خواهد کرد.