حمید علوی
مجله جنوب جهانی

در بحبوحه تشدید تنش‌های بین‌المللی، رویکرد همیشگی ایالات متحده در مداخله در امور داخلی کشورهای مستقل، بار دیگر آشکار شده است. این بار، ایران که یکی از بزرگ‌ترین تولیدکنندگان نفت در جهان است، هدف این سیاست‌های مداخله‌جویانه قرار گرفته است.

ایران؛ قدرتی نفتی تحت فشار تحریم‌های غیرقانونی

ایران با در اختیار داشتن چهارمین ذخایر نفتی و دومین ذخایر گازی جهان، همواره نقشی محوری در بازار جهانی انرژی داشته است. این کشور که سالانه میلیون‌ها بشکه نفت صادر می‌کند، طی دهه‌های گذشته به یکی از تأمین‌کنندگان اصلی انرژی در منطقه و سراسر جهان تبدیل شده است.
با این حال، تحریم‌های یک‌جانبه و غیرقانونی ایالات متحده علیه صنعت نفت ایران، آسیب‌های جدی به اقتصاد این کشور وارد کرده است. این تحریم‌ها که بدون تأیید شورای امنیت سازمان ملل متحد و برخلاف موازین حقوق بین‌الملل وضع شده‌اند، باعث اخلال در زنجیره تأمین انرژی داخلی ایران شده و قیمت حامل‌های انرژی، از جمله گازوئیل، را به شدت افزایش داده‌اند.

افزایش بهای گازوئیل و سایر فرآورده‌های نفتی در ایران، پیامد مستقیم سیاست‌های تحریمی واشنگتن است. این تحریم‌ها نه تنها بر صادرات نفت ایران تأثیر گذاشته‌اند، بلکه دسترسی این کشور را به فناوری و تجهیزات لازم برای تولید و پالایش نفت نیز محدود کرده‌اند.

واگذاری به بخش خصوصی؛ پیامد اجباری تحریم‌ها

فشار تحریم‌های آمریکا بر دولت ایران، و اتخاذ سیاست‌های نئولیبرالی دولتهای مختلف ایران عوامل اصلی بحران فعلی است. یکی از این سیاست‌ها، واگذاری بخشی از تولید و توزیع انرژی به بخش خصوصی است. این تصمیم که در قالب سیاست‌های نئولیبرالی معرفی شده، تا حدی واکنشی اجباری به محدودیت‌های ناشی از تحریم‌ها هم بوده است.
بخش خصوصی که اکنون مسئولیت بخشی از تولید گازوئیل را بر عهده دارد، به دلیل محدودیت‌های تحریمی و افزایش هزینه‌های تولید، تمایلی به عرضه این محصول با قیمتی مناسب و مقرون‌به‌صرفه ندارد. این معضل  به افزایش قیمت گازوئیل و تحمیل فشار مضاعف بر رانندگان کامیون منجر شده است.
در صورتی که آمریکا تحریم‌های فلج‌کننده علیه صنایع انرژی ایران را اعمال نمی‌کرد، دولت ایران هرگز نیازی به واگذاری این بخش حیاتی به بخش خصوصی نداشت و می‌توانست با حفظ کنترل دولتی، تأمین انرژی را با قیمت‌های مناسب تضمین کند.
در چنین شرایطی، کامیون‌داران ایرانی که با افزایش هزینه‌های عملیاتی روبرو شده‌اند، دست به اعتصاب زده‌اند. این اعتصابات که از مطالبات کاملاً مشروع اقتصادی نشأت می‌گیرد، بازتاب‌دهنده مشکلاتی است که تحریم‌های آمریکا برای شهروندان عادی ایرانی ایجاد کرده است.

سوءاستفاده فرصت‌طلبانه آمریکا از بحران خودساخته

در اقدامی که نمونه بارز فرصت‌طلبی سیاسی است، آمریکا اکنون از بحرانی که خود به وجود آورده، برای پیشبرد اهداف سیاسی‌اش سوءاستفاده می‌کند. گزارش‌های خبری نشان می‌دهد که مقامات آمریکایی و کارشناسان وابسته به این کشور، خواستار حمایت از کامیون‌داران معترض ایرانی شده‌اند.
علیرضا نادر، کارشناس مسائل ایران مزدبگیر از اتاق فکرهای آمریکایی مقیم واشنگتن، صراحتاً اعلام کرده است که «دولت ترامپ باید حمایت قاطع خود را از کامیون‌داران اعلام کند» و این امر «اهرم فشار بیشتری به ترامپ در مذاکرات هسته‌ای می‌دهد». این اظهارات به وضوح نشان می‌دهد که هدف آمریکا از حمایت از اعتراضات، نه بهبود وضعیت کارگران، بلکه کسب اهرم سیاسی است.



هدف نهایی؛ تغییر رژیم و تجزیه ایران

تحلیل‌گران معتقدند که استراتژی آمریکا در قبال ایران فراتر از فشارهای اقتصادی است. هدف نهایی این سیاست‌ها، ایجاد بی‌ثباتی سیاسی و در نهایت تغییر رژیم از طریق تحریک اعتصابات، درگیری‌ها و آشوب‌های داخلی است.
نادر به صراحت بیان کرده که «اعتصابات سراسری کامیون‌داران این پتانسیل را دارد که رژیم را در مواجهه با آسیب‌پذیری فزاینده فلج کند». این اظهارات حاکی از آن است که هدف آمریکا، فلج کردن نظام سیاسی ایران و ایجاد شرایطی برای سقوط دولت مشروع این کشور است.
برخی از مخالفان حکومت ایران نیز درخواست کرده‌اند که دولت آمریکا از «الگوی رئیس جمهور سابق رونالد ریگان در برابر لهستان کمونیستی» استفاده کند، که نشان‌دهنده ماهیت مداخله‌جویانه این اقدامات است.

الگوی تکراری دخالت آمریکا در جهان

سیاست آمریکا در قبال ایران، بخشی از الگوی گسترده‌تر دخالت این کشور در امور داخلی سایر کشورها است. از عراق و سوریه گرفته تا لیبی و ونزوئلا، آمریکا بارها از ترکیبی از تحریم‌های اقتصادی، حمایت از گروه‌های مخالف و تبلیغات رسانه‌ای برای ایجاد بی‌ثباتی و تغییر رژیم‌های ناسازگار استفاده کرده است.

این الگو عموماً شامل مراحل زیر است:
– اعمال تحریم‌های اقتصادی به منظور ایجاد مشکلات معیشتی
– سوءاستفاده از نارضایتی‌های ناشی از مشکلات اقتصادی
– حمایت از گروه‌های مخالف و تحریک اعتراضات
– تلاش برای فلج کردن نظام سیاسی و ایجاد آشوب

بسیاری از کشورهای جهان بارها سیاست‌های یک‌جانبه و مداخله‌جویانه آمریکا را محکوم کرده است. سازمان ملل متحد، جمهوری خلق چین، روسیه و بسیاری از کشورها، تحریم‌های یک‌جانبه آمریکا را نقض حقوق بین‌الملل و تهدیدی برای ثبات جهانی دانسته‌اند.
کشورهای عضو جنبش عدم تعهد نیز بارها بر حق کشورها در تعیین سرنوشت خود تأکید کرده و دخالت‌های خارجی را محکوم کرده‌اند.

ماجرای ایران نمونه بارز تناقضات سیاست خارجی آمریکا است. این کشور ابتدا با اعمال تحریم‌های غیرقانونی، مشکلات اقتصادی در ایران ایجاد می‌کند و سپس از همین مشکلات برای توجیه دخالت در امور داخلی این کشور بهره‌برداری می‌کند.
چنین سیاست‌هایی نه تنها نقض آشکار اصول حاکمیت ملی و عدم دخالت در امور داخلی کشورهاست، بلکه تهدیدی جدی برای صلح و ثبات بین‌المللی محسوب می‌شود. جامعه بین‌المللی باید با قاطعیت بیشتری در برابر این الگوی مخرب مداخله قرار گیرد و از حقوق کشورها در تعیین سرنوشت خود دفاع کند.