فاشیسم اروپایی، اشکال، ماهیت و علل تاریخی آن


ووکاشین ژونیچ
ترجمه مجله جنوب جهانی

تجدید پیمان در برابر فاشیسم: هشتاد سال پس از پیروزی بزرگ

صمیمانه از رفقای حزب کمونیست فدراسیون روسیه (PCFR) سپاسگزارم که هشتاد سال پس از پیروزی بزرگ بر نازیسم-فاشیسم، این گردهمایی حیاتی را سازماندهی کردند. پیروزی‌ای که با فداکاری‌های عظیم و همبستگی بین‌المللی به دست آمد. امروز، در مواجهه با خیزش دوباره فاشیسم در هیئت‌های جدید، باید از درس‌های تاریخ الهام بگیریم و مبارزه خود را با تعهد مضاعف ادامه دهیم.

میراث پیروزی ضد فاشیستی

این اتحاد جماهیر شوروی بود که با تحمل بیشترین بار جنگ، سنگین‌ترین ضربات را بر پیکر رایش سوم وارد آورد. از دفاع قهرمانانه از مسکو در زمستان ۱۹۴۱ تا نبرد سرنوشت‌ساز برلین در سال ۱۹۴۵، سربازان شوروی نزدیک به ۲۰ میلیون نفر از جان خود را فدا کردند. شجاعت بی‌نظیر آنها مسیر جنگ را برای همیشه تغییر داد. در ۱ مه ۱۹۴۵، یک سرباز ارتش سرخ پرچم سرخ پیروزی را بر فراز رایشستاگ به اهتزاز درآورد، که نه تنها نمادی از فتح نظامی، بلکه نشانه‌ای از پیروزی اخلاقی بر تاریک‌ترین شکل توتالیتاریسم بود.
در سراسر اروپا، جنبش‌های مقاومت به رهبری کمونیست‌ها علیه اشغال فاشیستی به پا خاستند. در یوگسلاوی، پارتیزان‌ها، نیرویی چند قومیتی که بر اساس اصول برابری‌طلبانه سازمان یافته بود، با مبارزه‌ای بی‌امان، میهن خود را به تنهایی و با کمک ارتش سرخ آزاد کردند. از کوه‌های یونان تا جنگل‌های بلاروس، مبارزان نیروهای محور را زمین‌گیر کرده، خطوط تدارکاتی آنها را مختل و اطلاعات حیاتی را در اختیار متفقین قرار دادند. این جنبش‌ها ثابت کردند که فاشیسم تنها از طریق اقدام جمعی ریشه‌دار در آگاهی طبقاتی و انترناسیونالیسم قابل درهم شکستن است.
ریشه‌های تاریخی فاشیسم
فاشیسم در اروپا به عنوان پاسخی به بحران سرمایه‌داری پدیدار شد. دوره بین دو جنگ جهانی (۱۹۱۸-۱۹۳۹) فساد امپریالیسم را آشکار کرد: فروپاشی اقتصادی، استثمار استعماری و وحشت بورژوازی از چشم‌انداز انقلاب سوسیالیستی. رکود بزرگ توهمات لیبرالی را بر هم زد و طبقات حاکم را به کنار گذاشتن دموکراسی و روی آوردن به دیکتاتوری آشکار سوق داد. در آلمان، سرمایه انحصاری از هیتلر حمایت کرد تا جنبش‌های کارگری را سرکوب و بازارهای خود را از طریق جنگ گسترش دهد. در ایتالیا، پیراهن‌سیاه‌های موسولینی با حمایت مالی صنعتگران، اتحادیه‌ها و احزاب سوسیالیستی را در هم کوبیدند. لنین هشدار داده بود که فاشیسم «دیکتاتوری آشکار تروریستی» سرمایه‌داری است، زمانی که نظام با تهدیدهای وجودی از پایین مواجه می‌شود.

ظهور مجدد فاشیسم: محصول بحران سرمایه‌داری

امروز نه تنها برای جشن گرفتن گذشته، بلکه برای مواجهه با یک واقعیت تلخ گرد هم آمده‌ایم: فاشیسم، اگرچه در سال ۱۹۴۵ شکست خورد، اما دوباره جان گرفته است. نئونازیسم یک انحراف نیست، بلکه نشانه‌ای از بحران‌های بی‌پایان سرمایه‌داری است. همانطور که رکود بزرگ رژیم هیتلر را به وجود آورد، نابرابری‌های اجتماعی کنونی، جنگ‌های امپریالیستی و ریاضت نئولیبرالی به جنبش‌های راست افراطی دامن می‌زنند.
از زمان فروپاشی مالی سال ۲۰۰۸، جوامع طبقه کارگر تحت تأثیر خصوصی‌سازی، کاهش دستمزدها و ریاضت اقتصادی ویران شده‌اند. عوام‌فریبان راست افراطی از این ناامیدی سوءاستفاده می‌کنند و مهاجران، چپ‌گرایان و اقلیت‌ها را به سپر بلا تبدیل می‌کنند. جنگ‌های ناتو در خاورمیانه و آفریقا، که از حرص امپریالیستی نشأت می‌گیرد، میلیون‌ها نفر را آواره کرده و جریان‌های پناهندگی ایجاد کرده است که فاشیست‌ها از آن برای دامن زدن به بیگانه‌هراسی استفاده می‌کنند. در همین حال، دموکراسی‌های لیبرال، که به دلیل وفاداری‌شان به سرمایه فلج شده‌اند، هیچ راه‌حلی ارائه نمی‌دهند. نتیجه چیست؟ احزابی مانند AfD آلمان، تجمع ملی فرانسه و Jobbik مجارستان، لفاظی‌های فاشیستی را به عنوان «وطن‌پرستی» بازتعریف می‌کنند، در حالی که گروه‌های شبه‌نظامی مانند گردان آزوف اوکراین و طلوع طلایی یونان، مردم و جوامع به حاشیه رانده شده را به وحشت می‌اندازند. حتی نهادهای دولتی، از بوندس‌وهر آلمان گرفته تا نیروهای امنیتی اسپانیا، شبکه‌های راست افراطی را تحمل می‌کنند یا با آنها همکاری می‌کنند.

پاسخ کمونیستی: وحدت، مبارزه، سوسیالیسم

رفقا، فاشیسم در حال حاضر محصول سرمایه‌داری رو به زوال است. برای شکست آن، باید به ریشه‌های آن حمله کنیم.
۱.  وحدت طبقاتی بر تفرقه: نئونازی‌ها به دنبال تقسیم کارگران بر اساس نژاد، مذهب یا ملیت هستند. ما باید پرولتاریا را فراتر از مرزها متحد کنیم و دشمن واقعی را افشا کنیم: الیگارشی سرمایه‌داری که از استثمار و جنگ سود می‌برد.
۲.  بسیج توده‌ای: تاریخ به ما می‌آموزد که نمی‌توان با بحث و جدل فاشیسم را از بین برد. مانند پارتیزان‌های جنگ جهانی دوم، باید یک مقاومت ستیزه‌جویانه – تظاهرات خیابانی، اعتصابات و دفاع شخصی ضد فاشیستی – ایجاد کنیم تا شبکه‌های راست افراطی را مختل کنیم.
۳.  افشای همدستی دولت: دولت‌های سرمایه‌داری همواره از فاشیست‌ها به عنوان ابزاری علیه چپ استفاده کرده‌اند. ما باید این ائتلاف‌های پنهان را، چه در تبانی پلیس و چه در فرصت‌طلبی‌های انتخاباتی، افشا و برچینیم.
۴.  ساختن آلترناتیو سوسیالیستی: فاشیسم در جایی رشد می‌کند که سرمایه‌داری شکست می‌خورد. تنها سوسیالیسم، نظامی که حقوق کارگران، برابری و همبستگی بین‌المللی را در اولویت قرار می‌دهد، می‌تواند شرایطی را که نفرت و ترس را به وجود می‌آورد، ریشه‌کن کند.
¡No Pasarán! (آنها نخواهند گذشت!)
سربازانی که پرچم سرخ را بر فراز برلین به اهتزاز درآوردند، معتقد بودند که فاشیسم برای همیشه شکست خورده است. با این حال، امروز، در حالی که نئونازی‌ها در پایتخت‌های اروپایی رژه می‌روند، با یک حقیقت تلخ روبرو هستیم: مبارزه هرگز واقعاً پایان نمی‌یابد. لیبرال‌ها و اصلاح‌طلبان ما را نجات نخواهند داد. تنها یک جنبش کارگری انقلابی، مسلح به درس‌های سال ۱۹۴۵ و یک همبستگی تزلزل‌ناپذیر، می‌تواند شکست نهایی فاشیسم را تضمین کند.
بیایید با ساختن آینده‌ای بر پایه عدالت، از قهرمانان گذشته تجلیل کنیم. متحد و هوشیار به پا خیزیم تا این شرارت احیا شده را درهم بشکنیم.

!No Pasaran (آنها نخواهند گذشت)

زنده‌باد همبستگی بین‌المللی!

زنده‌باد مبارزه برای سوسیالیسم!