شکست امنیتی عمیق: کاوشی بر ناکامی‌های ایران در برابر حملات اسرائیل

در


حمید علوی

حملات اخیر رژیم صهیونیستی به ایران، که با موفقیت در نفوذ به عمق خاک کشور و ترور فرماندهان ارشد نظامی همراه بود، پرده از یک شکست امنیتی عمیق برداشته است. این ناکامی ریشه در سطحی‌نگری مفرط و عدم مسئولیت‌پذیری مقامات حاکم دارد که پیامدهای ویرانگری برای امنیت ملی ایران به دنبال داشته است.
تکرار الگوهای شکست و نفوذ دشمن
پس از ترورهایی نظیر حسن نصرالله، اسماعیل هنیه در قلب تهران، و شهادت ده‌ها فرمانده نظامی ایران در سوریه و عراق، این انتظار می‌رفت که دستگاه‌های امنیتی کشور درس‌های لازم را آموخته و تدابیر قاطعی برای پیشگیری از تکرار چنین فجایعی اتخاذ کنند. اما حملات اخیر به ایران نشان داد که هیچ تغییر بنیادینی در رویکرد امنیتی صورت نگرفته است.
موفقیت رژیم صهیونیستی در ترور همزمان سه فرمانده اصلی نیروهای نظامی ایران و کشتن و آسیب رساندن به دانشمندان هسته‌ای و مشاور عالی رهبری، گواه عمق نفوذ اطلاعاتی دشمن یا وجود عناصر خودفروخته در سطوح حساس و حیاتی نظام است. این نفوذ، امنیت ملی کشور را به طور بی‌سابقه‌ای به چالش کشیده است.
شکاف میان ادعا و عمل: واقعیتی تلخ
مقامات نظامی و سیاسی ایران بارها و بارها ادعا کرده بودند که برای هر سناریوی حمله آماده‌اند و از توانایی دفاعی بی‌نظیری برخوردارند. اما این ادعاها در مواجهه با واقعیت تلخ حملات رژیم صهیونیستی، پوچ و بی‌اساس از آب درآمد. این وضعیت نشان می‌دهد که یا این مقامات از وضعیت واقعی کشور بی‌اطلاع بودند و درگیر توهم قدرت، یا آگاهانه و عامدانه در حال فریب افکار عمومی بوده‌اند.
عدم توانایی در دفاع از حریم هوایی کشور، ناتوانی مطلق در جلوگیری از نفوذ اطلاعاتی گسترده، و عدم پاسخ مؤثر و بازدارنده به حملات مکرر، همگی مؤید شکاف عمیق و غیرقابل‌انکاری میان ادعاها و توانایی‌های واقعی ایران است.
آسیب‌پذیری راهبردی و فقدان بازدارندگی
طبق ادعای رژیم صهیونیستی، توان موشکی بالستیک ایران که همواره مایه افتخار و تبلیغات مقامات کشور بود، به طور قابل توجهی آسیب دیده است. عدم تکذیب قاطع این ادعا و مهم‌تر از آن، عدم نمایش توان دفاعی مؤثر برای دفع حملات، اعتبار این ادعاها را تقویت می‌کند و نگرانی‌ها را دوچندان می‌سازد.
حقیقت دردناک این است که ایران، با وجود تمام تبلیغات گسترده و پرطمطراق، در مواجهه با حملات هوایی رژیم صهیونیستی که از داخل خاک عراق انجام شد، ناتوان از هرگونه واکنش مؤثر و بازدارنده باقی ماند. این ناتوانی، ضعف استراتژیک کشور را بیش از پیش نمایان ساخت.
مسئولیت رهبری و پیامدهای فتوای هسته‌ای
مسئولیت اصلی این شکست‌های زنجیره‌ای و پیاپی، متوجه رهبری کشور است که با سیاست‌های نادرست و غیرواقع‌بینانه، ایران را در این وضعیت بغرنج و پرخطر قرار داده است. فتوای ممنوعیت تسلیحات هسته‌ای، بدون در نظر گرفتن محیط امنیتی بی‌رحمانه منطقه و جهان، یکی از عوامل اصلی آسیب‌پذیری راهبردی ایران محسوب می‌شود.
در عصر تهدیدات هسته‌ای، کشوری که فاقد بازدارندگی هسته‌ای باشد، همواره در معرض تهاجم و دست‌درازی قرار دارد. تجربه تلخ کشورهایی چون لیبی، عراق، و سوریه به وضوح نشان داده است که بدون قدرت بازدارنده مؤثر و قاطع، امنیت ملی هرگز تضمین نیست.
فساد و تباهی: ریشه‌های سستی امنیت ملی
وضعیت اسفناک کنونی، نتیجه سال‌ها سیاست‌گذاری نادرست، تحلیل سطحی و ناقص تهدیدات، و عدم انطباق ادعاها با واقعیت‌های میدانی است. تا زمانی که این رویکرد ویرانگر اصلاح نشود، کشور همچنان در معرض تهدیدات جدی و موجودیتی قرار خواهد داشت.
سیاست‌های ضد مردمی حکومت ایران در زمینه نئولیبرالیسم اقتصادی، غارت بی‌حد و حصر ثروت‌های ملی، و ایجاد یک الیگارشی مذهبی فاسد و دلال‌صفت، از دلایل اصلی بی‌توجهی حاکمان به امنیت و دفاع از تمامیت ارضی ایران است. کسانی که از طلوع آفتاب تا غروب در پی مال‌اندوزی و چپاول ثروت ملی هستند و تمام وقت و توان خود را صرف دلالی و ثروت‌اندوزی می‌کنند و به مردم خود پشت کرده‌اند، طبیعتاً زمان و انگیزه‌ی اندکی برای دفاع از مام میهن و مرزهای کشورشان خواهند داشت. این رویه، بستر آسیب‌پذیری و ضعف امنیتی کشور را آگاهانه برای رژیم صهیونیستی و آمریکا فراهم می‌آورد.

اما حمله به خاک ایران توسط ننگ بشریت اسرائیل و متحدان حیوان صفتش آمریکا و غرب، در حقیقت حمله به میهن همه ایرانیان و نقض حاکمیت ملی است و باید با قاطعیت تمام با آن مواجه شد. اما این مواجهه، نیازمند بازنگری اساسی در سیاست‌ها و تغییر رهبران ناکارآمد است تا کشور بتواند از امنیت پایدار و استقلال واقعی برخوردار شود و به جایگاه شایسته خود در منطقه و جهان دست یابد.