
مجله دانش و مردم:
اعلام انزجار از تجاوز ارتش اسرائیل به ایران، و قتل دهها نفر از مردم و دانشمندان وفرماندهان نظامی کشور
هیئت تحریریۀ مجلۀ دانش و امید
بار دیگر، دولت اسرائیل که دیگر فرصتی برای همزیستی با خلقهای منطقه، بهویژه خلق مظلوم فلسطین و مردم بیپناه غزه برای خود باقی نگذاشته است، دست به جنایتی دیگر زد، که مرجع آن، استیصال آمریکا بود؛ زیرا با توجه به مسیر مذاکرات هستهای، پیشرفت مذاکرات، آمریکا را وادار میکرد که تن به پذیرش مواضع برحق ایران دهد. اما آمریکا کجا و پذیرش حقوق ملتهای استقلالطلب کجا؟ از اینرو، اسرائیل که بقای خود را در اطاعت خلقها و دولتهای منطقه از خود، بهویژه از اربابان تبهکارش، آمریکا و سرکردگان پیمان ناتو میبیند، مأمور شد تا با همراهی دولت آمریکا، بدون هیچ علت بیواسطهای، حملات پلیدی را علیه ایران آغاز کند که مطابق ظواهر امر، نخستین هدفهای آن ترور دانشمندان اتمی و فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و تخریب مراکز اتمی و ساختار دفاع هوائی ایران بوده و هم اینک در مسیر گسترش اهداف خود است.
اسرائیل در این تجاوز جنایتکارانه، همۀ تجارب اراذل و اوباشی چون موسولینی و هیتلر و فرانکو و میتران و نیکسون را یکجا در عملیات خود جمع کرد و از تباهیهای ذاتی خود برآن افزود تا بتواند ایران را به انفعال بکشاند.
این تجاوز وحشیانه پس از آن صورت گرفت که شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی، به استناد گزارش دوپهلوی داک هامرشولد روزگار ما – رافائل گروسی، دبیرکل این آژانس – قطعنامۀ ضد ایرانی کشورهای آمریکا، انگلیس، فرانسه و همپالکیهایشان را تصویب کرد و دولت اسرائیل که این مصوبه را وسیلهای برای خلاصی از فشار اعتراضات جهانی نسبت به جرایم ارتکابی خود علیه دو میلیون شهروند بیپناه فلسطینی غزه و قتل دهها هزار نفر در این باریکه میدید، برنامهای را که در طول چندماه گذشته تدارک دیده بود، بدون فوت وقت به اجرا گذاشت.
اسرائیل در این جنایت موافقت آمریکا را نیز به همراه داشت. زیرا این دولت که در مذاکرات جاری نتوانسته بود منویات تسلططلبانه خود را پیش ببرد، با تصور خیالی کسب امتیازاتی از ایران لطمهدیده، عملیات نظامی اسرائیل علیه ایران را تائید کرد و همانگونه که معلوم شده است در مقابله با عملیات تلافیجویانه مشروع ایران علیه اسرائیل نیز شرکت فعال دارد.
اقدام نظامی اسرائیل علیه ایران همچنین از حمایت دلقکهائی نظیر مکرون نیز برخوردار است و بعید نمینماید که اینان در دفاع نظامی از اسرائیل نیز شرکت داشته باشند. همه شواهد حکایت از اتحاد غرب امپریالیستی و همدستان و مزدورانشان با اسرائیل در تجاوز علیه ایران دارد و تعجبآور اینکه برخی از مسئولان طراز اول کشور در بیانیههای خود به این واقعیت زننده اشارهای نمیکنند و آن را به اجمال بر گزار میکنند. در این میان عنصر غافلگیری نقش مهمی در میزان خسارات وارده داشته است. باید مسئولین امر، به چند و چون تأثیر آن، چرایی بروز این رخداد اسفانگیز، نقاط ضعف نظام اطلاعات نظامی، و عدم آمادگی لازم بپردازند.
واکنش طبیعی ایران در برابر جنایات اسرائیل و اربابانش نمیتواند جر تلافیجوئیهای متقابلی باشد که از جمعه شب آغاز شده است. تلافیجوئیهائی که از حد اعلای مشروعیت ملی و بینالمللی برخوردار است و به همین سبب نیز حمایت همهجانبۀ مردم، همۀ صاحبنظران، و مبارزان و فعالان مترقی و آزاده از آن، یک وظیفۀ ملی و انقلابی است. همچنین شاید ضروری باشد که دولت ایران برای هشدار به این دشمنان نوع بشر – صفتی که از بابت همراهیهایشان با کشتار دههاهزار انسان بیپناه و مظلوم، و تحمیل گرسنگی و تشنگی و بیماری بر دو میلیون فلسطینی ساکن غزه به دست اسرائیل کمترین ناسزا بدینان است – کلیه تعهدات خود را در این دسته از نهادهای بینالمللی، معلق کرده و تعیین تکلیف نهائی با آن را موکول به تضمین اربابان اسرائیل به خودداری آن دولت از هرگونه تجاوز به ایران نماید، بی آنکه درایت لازم را از دست بدهد.
همانگونه که بارها و بارها اثبات شده، سیاستهای امپریالیسم بینالمللی کمترین توافقی با منافع و مصالح ملی ایرانیان ندارد. بنابراین برخی تعللها و تمجمجهائی که در دولت ایران به سود آنان و علیه مخالفان آنان صورت میگیرد تا فرصتهای مورد نظرشان برای رشد و توسعۀ عمومی در چارچوب گسترده نظام سرمایهداری جهانی به خطر نیفتد، کمترین تغییری در سیاستهای امپریالیسم ایجاد نخواهد کرد؛ زیرا که خود، چنان مبتلا به بحرانهای لاینحل شدهاند که تنها راه چاره برای آنها – به شرط توانائی – تشدید سلطهجوئی به اشکال مختلف، از جمله چیرگیهای جنگی است.
این گفتار به معنی ترک مناسبات متقابل عادلانه با دنیای سرمایهداری نیست، اما توقع این که سازندگان جهان مجروح کنونی که تمام ۵۰۰ سال گذشته را به تخریب تدریجی – و هماکنون تخریب سریع جهان – مشغول بودهاند، با خواستههای برحق ملتهای جنوب جهانی همراهی کنند، خیال خامی بیش نیست.
رشد و توسعۀ کشور ایران منوط به حفظ استقلال سیاسی جاری، و تقویت آن، و اتخاذ سیاستهای اقتصادی متناسب با آن، و پایبندی به وعدههای انقلاب، و اجرای اصول ترقیخواهانۀ اجتماعی- اقتصادی قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، و گسترش هرچه بیشتر روابط متقابل سیاسی و اقتصادی و نظامی با دولتهای مستقل جهان و سازندگان دنیای چند قطبی، بهویژه دولتهای روسیه و چین است. غفلت از این ضرورت و ادامۀ آن، جبرانناپذیر است.

